• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 11770
  • دوشنبه 1382/1/25
  • تاريخ :

"بزرگداشت عطار نیشابوری"

شرح حال عطارنام و لقب عطار

سال تولد و وفات عطارزندگی عطار

آثارعطار

"شرح حال عطار"

شیخ فریدون محمد عطار نیشابوری از شعرای بزرگ و مشهور ادبیات فارسی است.

اگر چه عطار به شعر و شاعری اعتنا ندارد و شعر درچشم او مقداری نیست و راضی نیست که او را شاعر بشمارند و به وزن و ردیف و قافیه نمی اندیشد و خود را بیشتر مرد حال می داند و فقط به معنی توجه دارد، ولی باید به حق و انصاف او را از فصیح ترین شعرای زبان فارسی دانست.

باید مردی صاحب عقل و ژرف بین و خوش ذوق باشد و کژبینی را کنار بگذارد و در دریای مواج و متلاطم و بی کرانه شعر عطار به غواصی بپردازد و اشعار نغز او را که فراوانست جدا کند و آنرا با شعر فصیح ترین شعرای زبان فارسی مقابله کند و بسنجد تا دریابد که شعرعطارنه تنها از حیث بیان معانی بلند انسانی و عرفانی مقامی بسیارارجمند داردبلکه از حیث لفظ نیز در کمال فصاحت و بلاغت است.

شاعرم مشمر که من راضی نیم        مرد حالم شاعر ماضی نیم

عیب از شعر است و این اشعار نیست         شعر را در چشم من مقدار نیست

تو مخوان شعرش اگر خواننده ای       ره به معنی بر اگر داننده ای

شعر گفتن چون ز راه وزن خاست     وز ردیف و فاقیه افتاد راست

گر بود اندک تفاوت نقل را       کز نیاید مرد صاحب عقل را

نام و لقب عطارنام عطار بدون تردید محمد است زیرا علاوه بر آنکه اغلب تذکره نویسان او را به همین نام نامیده اند خود شیخ عطار مکرر در اشعارش نام خود را محمد ذکر کرده است.

از جمله:

من محمد نامم و این شیوه نیز        ختم کردم چون محمد ای عزیز

لقب شیخ عطار نیز بدون تردید فریدالدین است زیرا باز علاوه بر اینکه تمام مورخین و تذکره نویسان او را بدین لقب خوانده اند در صفحه اول و آخر نسخه نفیسی از غزلیات و قصاید عطار که در کتابخانه مجلس شورای ملی موجود است و تاریخ کتابت آن 682 یعنی 65 سال پس از شهادت عطار می باشد. لقب عطار را فریدالدین ذکر کرده است . علاوه بر این خود شیخ عطار در بسیاری از قصاید و غزلیات و مثنوی ها گاهی خود را فرید می نامد که ظاهراً مخفف لقبش همان فریدالدین می باشد.

سال تولد و وفات عطارآغاز و پایان زندگی عطار بدرستی معلوم نیست سال تولد و وفات او را تذکره نویسان به تفاوت ذکر کرده اند.

چنانکه از مجموع گفته های مختلف برمی آید ، سال تولد عطار در حدود 540 می باشد و سال وفاتش در حدود سال 618 در قتل عام نیشابور در فتنه مغول اتفاق افتاده است.

بنابراین شیخ عطار قریب به هشتاد سال عمر کرده است و این سال عمر با آنچه خود شیخ عطار درباره سنین عمر خود ذکر می کند وفق دارد .

عطار در اشعارش سنین مختلف عمر خود را از سی سالگی تا هفتاد و اند سالگی متذکر گردیده است:

به زیر خاک بسی خواب داری ای عطار      مخسب نیز چو عمر آمدت به نیمه شصت

دردا و دریغا که چو در شصت فتادم از درج صدف ریخته شد سی گهر من

تو غافلی و به هفتاد پشت شد چو کمان   تو خوش بخفته ای و تیرعمر رفت از شست

مرگ درآورد پیش وادی صد ساله را عمر تو افکند شست در سر هفتاد و اند

شیخ عطار از خدا خواسته بوده است که با روئی از گریه خونین و پیشانی خاک آلوده جان بجان آفرین تسلیم کند:

خدایا جانم آنگه خواه کاندر سجده گه باشم         زگریه کرده خونین روی و خاک آلوده پیشانی

و شاید تصادفاً از تیغ خونریز مغول با چنین وضع و حالی یعنی با روی خونین و پیشانی خاک آلود جان به جان آفرین تسلیم کرده باشد.

شیخ عطار درشهرنیشابوریا قریه"کدکن" که از قرای بزرگ خراسان است و از نزدیکی نیشابورآغاز می شود بدنیا آمده است و ظاهراً تا قبل از حوادث ترکان در شهر قدیم نیشابور ساکن بوده و اواخر عمر را تا وقت شهادت در شهر جدید نیشابور یا شادیاخ بسر برده است و در همانجا به خاک سپرده شده است.

اکنون آرامگاهش در نیشابور ، کعبه اهل دل و قبله عاشقان دل آگاه است.

زندگی عطارشیخ عطار داروخانه ای داشته که در آن به کار طبابت می پرداخته است و هر روز عده زیادی باو مراجعه می کرده اند:

به شهر ما بخیلی گشت بیمار      که نقدش بود پنجه بدره دینار

زمن آزاد مردی کرد درخواست       که او را کرد باید شربتی راست

          ***

به داروخانه پانصد شخص بودند     که در هر روز نبضم می نمودند

و دو کتاب معروف خود مصیبت نامه و الهی نامه را در داروخانه آغاز کرده است.

مصیبت نامه کاندوه جهانست       الهی نامه کاسرارعیانست

به داروخانه کردم هر دو آغاز         چه گویم زود رستم زان و این باز

شیخ عطارعلاوه برداشتن داروخانه ای که هر روز در حدود پانصد شخص باو مراجعه می کرده و باو" نبض می نموده اند". ظاهراً مردی متمول و متمکن بوده است و بطوریکه خود شیخ می فرماید نه تنها احتیاج بکسی نداشته بلکه بیش ازآنچه باید داشته واز همه کس فارغ بوده است:

بحمدالله که دردین بالغم من          به دنیا از همه کس فارغم من

هر آن چیزی که باید بیش از آن هست      چرا یازم به سوی این و آن دست

و به مناسبت همین بی نیازی است که شیخ عطار مناعت طبع و همت بلند خویش را حفظ کرده است و از قدر و قیمت سخن نکاسته وآنرا بمدح نیالوده و روشنی و پاکیزگی طبع لطیف را با ظلمت مدح کدر و تیره نساخته است:

لاجرم اکنون سخن با قیمت است  مدح منسوخ است و وقت حکمتست

دل ز منسوخ و زممدوحم گرفت       ظلمت ممدوح در روحم گرفت

تا ابد ممدوح من حکمت بس است  در سر جان من این همت بس است

آثارعطارتعداد کتبی را که به عطارنسبت داده اند ازصد جلد متجاوز است. دراین که شیخ عطار بسیار شعر گفته است تردیدی نیست زیرا خود شیخ متذکر شده است که زهردرسخن گفته و بسیار گفته است و مکررخود را بسیار گوی خوانده است:

زهردرگفتم و بسیار گفتم   چو زیر چنگ شعری راز گفتم

کسی کو چون منی راعیب جویست         همین گوید که او بسیار گویست

و گاهی از اینکه بسیار شعر گفته است اظهار تاسف کرده است که زبانی را که می بایست به ذکر خدا مشغول دارد به شعر گفتن فرسوده است:

زبان که از پی ذکر توام همی بایست         به شعر بیهده فرسود چون زبان درا

حقیقت آنست که بحر بی کرانه معانی در دل عطار چنان مواج و متلاطم بوده است که طبع گهربارش نمی دانسته است چگونه آنها را به رشته نظم درآورد:

فرید است این زمان بحرمعانی        که بر وی ختم شد گوهر فشانی

زبس معنی که دارم می ندان         که هر یک را بهم چون دررسانم

معانی ضمیرم را عدد نیست          مرا این بس که از خلقم مدد نیست

نه غایت می درآید در معانی          نه نقصان می پذیرد این روانی

درمیان کتب متعددی که به عطار نسبت داده اند ، آثاری که بدون تردید ازعطاراست ، همانهائی است که خود شیخ عطاردرخسرو نامه از آنها نام برده است:

مصیبت نامه زاد رهروانست الهی نامه گنج خسروانست

جهان معرفت اسرار نامه ست        بهشت اهل دل مختارنامه ست

مقامات طیور ما چنانست    که مرغ عشق را معراج جانست

چو خسرونامه را طرزی عجیبست   زطرز او که و مه را نصیبست

      ***

رفیقی داشتم عالی ستاره  دلی چون آفتاب وشعر باره

زگفت من که طبع آب زر داشت      فزون از صد قصیده هم زبر داشت

غزل قرب هزار و قطعه هم نیز          زهر sنوعی مفصل بیش و کم نیز

جواهر نامه من برزبان داشت         زشرح القلب من جان در میان داشت

بنابراین آثار مسلم عطار عبارتند از:

1- مصیبت نامه

2- الهی نامه

3- اسرارنامه

4- مختارنامه

5- مقامات طیور( منطق الطیر)

6- خسرونامه

7- دیوان غزلیات و قصاید

8- جواهر نامه

9- شرح القلب

چون تذکرة الاولیاء را که نثر است براین نه کتاب منظوم بیفزائیم آثار مسلم عطار به ده کتاب بالغ می گردد.

از دو کتاب جواهر نامه و شرح القلب اثری پیدا نیست.

مجموع ابیات شش مثنوی مذکور و دیوان غزلیات و قصاید در حدود پنجاه هزار بیت است.

در دیوان حاضر 822 غزل و 30 قصیده جمع آوری شده است و به این ترتیب 128 غزل و 70 قصیده شیخ عطار از دست رفته است.

درمیان کتب متعدد دیگری که به عطار نسبت می دهند ، بعضی از آنها به دلایلی قطعا از شیخ فریدالدین محمد عطارنیشابوری نیست ودرانتساب بعضی ازآنها به عطارجای شک و تردید است ولی بطور حتم نمی شود آن را ازعطار ندانست. با اهل تحقیق است که نسخ قدیمی را جستجو کنند وتکلیف آنها را معین نمایند.

منبع:

دیوان عطار نیشابوری ( به اهتمام تقی تفضلی)
ادیب نیشابوری

ادیب نیشابوری

ادیب نیشابوری
سعدی

سعدی

سعدی
اخوان ، اراده ی معطوف به آزادی

اخوان ، اراده ی معطوف به آزادی

اخوان ، اراده ی معطوف به آزادی
حافظ ،گوته و سکلیانوس

حافظ ،گوته و سکلیانوس

حافظ ،گوته و سکلیانوس
UserName
عضویت در خبرنامه