• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2655
  • پنج شنبه 1385/1/3
  • تاريخ :

وجوب انتظار(2)

در احادیث متعددی از معصومین(ع) قیام کننده ی از اهل بیت (ع) که انتظار ظهورش از ارکان دین به شمار آمده، دقیقاً معرفی شده است. به عنوان نمونه از حضرت جواد الائمه(ع) نقل شده است که فرمودند:

انّ القائم منّا هو المهدیِّ الذی یجب أن ینتظر فی غیبته. (4)

همانا قیام کننده از ما (اهل بیت«ع») همان مهدی(ع) است که انتظار او در (زمان) غیبتش واجب است.

تعبیر وجوب، در فرمایش حضرت جواد(ع) نشان دهنده ی ضرورت حال انتظار در زمان پنهانی امام(ع) می باشد. و نتیجه ای که از کلّ این بحث گرفته می شود این است که دینداری و بندگی خدا جز به شرط تحقق این رکن مهم – یعنی انتظار قائم(ع) امکان ندارد و کسی که به دنبال عبادتِ پروردگار است، نباید از این امر واجب غفلت بورزد.

اما نکته ای که در اینجا به صورت سؤال یا اشکال مطرح می شود این است که: مگر حالت انتظار یک حالتِ اختیاری است که بتواند متعلق وجوب قرار گیرد؟ آیا اساساً امر به انتظار داشتن صحیح است؟

هر کس حالِ انتظار را در خودش وجدان کرده باشد، تصدیق می کند که این حال بدونِ وجود مقدّماتش در انسان ایجاد نمی شود و اگر مقدماتِ آن به طور کامل موجد شود، «انتظار» قهراً حاصل می شود و نیاز به امر و دستوری در مورد آن نیست.

بنابراین می توان گفت: اصل حالت انتظار داشتن بسان افعالی چون خوردن و آشامیدن، اختیاری انسان نیست. و اگر کسی طالب ایجاد این حال باشد، باید مقدمات آن را در خودش فراهم کند و در صورت تحقّق آن مقدمات، حالت انتظار خودبخود به وجود می آید. پس امر به انتظار و وجوب آن، در حقیقت به ایجاد آن مقدمات بر می گردد.

البته انتظار دارای شدت و ضعف می باشد و هر درجه ای از آن، مقدمات خاص خود را دارد. پایین ترین درجه ی انتظار وقتی است که انسان احتمال وقوع چیزی را بدهد. شدت انتظار بستگی به قوت این احتمال بالاتر، انتظار بستگی به قوت این احتمال دارد. احتمال بالاتر، انتظار قوی تر را موجب می گردد و قوت انتظار، منشأ پیدایش آثاری در فرد منتظر می شود که این آثار در مراتب پایین تر به چشم نمی خورد. بحث فعلی ما به درجات پایین انتظار که اثر چندانی در فرد ندارد، ناظر نیست. بر این اساس، مقدماتی که حال انتظار را در فرد به درجه ی قابل توجه و مؤثری می رساند، در چهار عامل خلاصه می کنیم:

اول: یقین داشتن به وقوع چیزی. یعنی اینکه انسان واقع شدن چیزی را به طور قطع و یقین بداند و هیچ شک و تردیدی در آن نداشته باشد. در این صورت انتظارو وقوع آن، خودبخود در شخص حاصل می گردد. و هر قدر این علم و یقین قوی تر باشد، انتظار وقوع آن هم شدیدتر است.

دوم: نزدیک دانستن وقوع آن چیز. ممکن است واقع شدن چیزی را انسان با قطع و یقین بداند، ولی وقوع آن را در آینده ای دور ببیند. در این صورت حالت انتظار برای آن واقعه ضعیف است. و هر قدر وقوع آن را نزدیک تر ببیند، انتظارش در مورد آن بیشتر خواهد بود.

سوم: دوست داشتن آن وضعیتی که به وقوع آن علم دارد. انسان هر اندازه چیزی را که خبر از وقوعش داده اند بیشتر دوست بدارد، حالت انتظارش نسبت به آن شدیدتر می شود. چه بسا خبر قطعی از واقع شدن چیزی به انسان داده شود ولی آن چیز مطبوع و محبوب او نباشد، در این صورت قطعاً انتظارش نسبت به آن کمتر و ضعیف تر می باشد.

چهارم: دوست داشتن آن کسی که خبر از آمدنش داده اند. اگر انسان به آمدن کسی یقین داشته باشد، هر قدر او را بیشتردوست بدارد، آمدنش را بیشتر انتظار می کشد.

اگر این چهار عامل در مورد وقوع چیزی موجود باشد، قهراً و قطعاً انتظار وقوع آن هم قابل توجه خواهد بود و هیچ نیازی به امر نسبت به آن نیست. به کسی که این مقدمات برایش حاصل شده، لازم نیست گفته شود که: «منتظر باش!» چون او قطعاً منتظر هست. حتی نمی توان گفت: «منتظر نباش!» زیرا با وجود این عوامل، او نمی تواند منتظر نباشد.

در مورد انتظار ظهور امام عصر(ع) هم مطلب از همین قرار است. (5)

برای آنکه حال انتظار ایشان در کسی پیدا شود، باید مقدماتش فراهم شود. اگر مقدمات محقق باشد، انتظار هم هست و نیازی به امر نسبت به آن نیست. و اگر آن مقدمات نباشد، انتظار حاصل شدنی نیست. مهم ترین این مقدمات همان چهار عامل مذکور است:

اول، یقین به ظهور حضرت: هر قدر علم و یقین شخص به ظهور امام(ع) بیشتر و عمیق تر باشد، انتظارش نسبت به آن بیشتر است. و اگر خدای ناکرده شک و تردیدی در اصل وقع آن داشته باشد، یا اعتقادش به آن سست و ضعیف باشد، انتظارش هم به همان اندازه کم و ضعیف و سست خواهد بود و چه بسا به صفر برسد.

یقین قوی و محکم در این مسئله رابطه ی مستقیم با ایمان و اعتقاد شخص به وعده های قرآن و سنت دارد و هر قدر این ایمان و اعتقاد راسخ تر و عمیق تر شود، خودبخود انتظارش نسبت به وقوع آن هم شدیدتر خواهد شد.

دوم، نزدیک دانستن امر ظهور: ممکن است کسی به اصل ظهور حضرت یقین داشته باشد ولی وقوع آن را در آینده ای دور ببیند. در این صورت انتظارش نسبت به آن سست و ضعیف می شود. ولی اگر آنچنانکه در احادیث اهل بیت(ع) آمده است، امر ظهور را دور نپندارم، بلکه آن را نزدیک ببینیم، آنگاه انتظار ما نسبت به آن شدیدتر می گردد. اینکه فرموده اند:

انّهم یرونه بعیداً و نراه قریباً. (6)

آنها (کافران و ناباوران) ظهور امام(ع) را دور می بینند، ولی ما آن را نزدیک می بینیم.

برای این است که حالت انتظار در ما شدیدترمی گردد. چنین اعتقادی خودبخود درجه ی انتظار را در انسان بالاتر می برد.

البته نزدیک دانستن ظهور با «استعجال» که در روایات مذمت شده کاملاً متفاوت است و لازمه ی آن پیشگویی در مورد زمان ظهور هم نیست. (7)

سوم، دوست داشتن ظهور امام(ع): کسی که به ظهور امام زمان(ع) صددرصد معتقد است و وقوع آن را هم نزدیک می بیند، هر قدر آن وضعیت موعود را بیشتر دوست بدارد، انتظارش نسبت به آن بیشتر خواهد بود؛ و اگر آن را خوش نداشته باشد، انتظارش ضعیف و سست می شود. این دوست داشتن تنها زمانی به وجود می آید که مؤمنان تصویر روشنی از زمان ظهور حضرت داشته باشند تا اینکه نه تنها از آن نترسند بلکه برای وقوعش لحظه شماری کنند.

در قرآن و سنت، بشارت های متعددی در مورد نعمت های بی نظیر زمان ظهور ذکر شده است که در بخش دوم کتاب به گوشه ای از آن اشاره خواهد شد. اعتقاد و باور محکم نسبت به این بشارت ها، خود به خود انتظار مؤمن را نسبت به آن بالا می برد.

چهارم، دوست داشتن خود امام عصر(ع): هر کس محبت و علاقه اش به امام زمان(ع) بیشتر باشد، ظهور ایشان را بیشتر دوست می دارد و قهراً انتظارش نسبت به قدوم ایشان بیشتر و قوی تر خواهد بود.

با وجود این چهار عامل، انتظار نسبت به ظهور امام(ع) باید این مقدمات را تقویت کرد. امر به انتظار حضرت، در حقیقت امر به ایجاد اینهاست. و اگر بعضی از اینها هم اختیاری نباشند، باید مقدمات آنها را فراهم کرد.

مثلاً محبت به امام(ع) به محض اراده ی انسان و اختیارش حاصل نمی شود و ایجاد آن هم احتیاج به مقدماتی دارد. زیرا چنین نیست که به محض اراده ی انسان، محبت نسبت به چیزی یا کسی در او به وجود آید. باید با انجام افعال اختیاری مناسب، کم کم زمینه های ایجاد آن را فراهم کرد تا خداوند لطف کند و محبت انسان را نسبت به امامش بیشتر کند.

به طور کلی شاید بتوان مهم ترین عامل را در ایجاد محبت نسبت به امام عصر(ع) و ظهور ایشان، معرفت آن عزیز دانست که در محل خود درباره ی زمینه های اختیاری آن بحث شده است. (8)

در مورد عامل اول و دوم نیز آشنایی بیشتر با کتاب و سنت و بشارت های مذکور در آنها، از طریق مطالعه کردن و جدی گرفتن و اهمیت دادن و ... که همه، افعال اختیاری هستند، می تواند زمینه ساز علم و ایمان قوی تر و باور محکم تر باشد. به طور کلی عمل به وظایف اهل معرفت امام(ع) در زمان غیبت ایشان، در این خصوص می تواند بسیار مؤثر باشد که توضیح آنها در محل مناسب خود آمده است.

ناگفته نماند که امر به انتظار و به طور کلی همه ی امور غیر اختیاری که در شرع موارد متعددی از آنها به چشم می خورد، باعث می شود که توجه مکلف نسبت به آن جلب شود و فکر و دل او را به خود مشغول نموده، آن را مهم بشمارد و برای تحقق بخشیدن آن به فکر و تلاش بیفتد و این خود یک عامل اصلی برای به وجود آمدن آن حالت غیر اختیاری است. پس اوامری که در دین نسبت به امور غیر اختیاری (از جمله انتظار) وارد شده است، در تحقق آنها بسیار مؤثر می باشند.

برگرفته از کتاب سلوک منتظران

نوشته دکتر سید محمد بنی هاشمی

پی نوشتها

1- معانی الاخبار ص 185 و 186.

2- اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب دعائم الاسلام، ح 13.

3- غیبت نعمانی باب 11 ح 16.

4- کمال الدین ج 2 ص 377 باب 36 ح 1.

5- البته انتظار ظهور یک مصلح جهانی در غیراسلام هم مطرح بوده است ولی مبنای ما در این کتاب بحث انتظار در فرهنگ امامیه (شیعیان دوازده امامی) است که در آن، منجی بشر شخص حضرت حجة العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و انتظار را صرفاً نسبت به ظهور ایشان مطرح می کنیم.

6- بحار الانوار ج 102 ص 112.

7- توضیح بیشتر در این زمینه را می توانید در کتاب «معرفت امام عصر(ع)» صفحات 274 تا 276 ملاحظه کنید.

8- درباره ی این بحث می توانید به بخش دوم کتاب «معرفت امام عصر(ع)» و همچنین بخش دوم کتاب «آفتاب در غربت» مراجعه کنید.

لینک ها

غیبت امام علیه السلام؛ بزرگترین گرفتاری عصر(1) 

 غیبت امام علیه السلام ،بزرگترین گرفتاری عصر (2) 

 غیبت امام علیه السلام ،بزرگترین گرفتاری عصر (3) 

 وجوب انتظار(1) 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
وجوب انتظار(1)

وجوب انتظار(1)

وجوب انتظار(1)
ای بی هیچ فاصله!

ای بی هیچ فاصله!

ای بی هیچ فاصله!
آقا جان، عاشقانت صبورند...

آقا جان، عاشقانت صبورند...

آقا جان، عاشقانت صبورند...
همچنان در انتظاریم ...

همچنان در انتظاریم ...

همچنان در انتظاریم ...
UserName
عضویت در خبرنامه