• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1461
  • سه شنبه 1384/12/23
  • تاريخ :

گفت وگو با ایرج طهماسب و حمید جبلى

نمى خواهیم تماشاگر تنها بخندد


ایرج طهماسب و حمید جبلى نیازى به معرفى ندارند. دو چهره آشناى تلویزیون و سینما كه دو نسل را با آثار خود سرگرم كرده و خندانده اند. آنها آرام و بى سرو صدا فیلم مى سازند و هدفشان هم شكل دهى یك سینماى سالم است.

ظاهراً زیر درخت هلو قصه دیگرى دارد. نمى خواهیم قصه را لو بدهیم؛ ولى در این فیلم طهماسب و جبلى شكل دیگرى از روایت را تجربه كرده اند. جبلى هم دربازى با سایر نقش هایش متفاوت به نظر مى رسد. مى توانید اول گفت وگو را بخوانید و بعد فیلم را ببینید یا برعكس ...

به هر حال جواب سؤال هایتان را خواهید یافت.

پس از خوابگاه دختران كه نویسندگى آن رابرعهده داشتید، به نظر مى رسد قصد دارید شكل هاى دیگرى از روایت را نیز تجربه كنید. زیر درخت هلو با قصه شروع مى شود و اولویت داستانگویى بر خنداندن صرف تماشاگر بیشتر خود را مى نمایاند؟

طهماسب: خب طبیعى است كه نویسنده ها قصه ها را نمى نویسند بلكه این قصه ها هستند كه مى آیند و شكل نوشتارى نویسنده ها را تعیین مى كنند. سالها بود كه با آقاى جبلى درباره دو پرسوناژ نوكر و آقا فكر مى كردیم به یك نوع ارتباط دوستانه بین آنها كه قصه مرگ پدر آمد و همه چیز آماده شد. این را هم فراموش نكنیم كه ما از اول قصه گو بودیم ما شرقى هستیم. تماشاگر شرقى عاشق قصه است. شكل هاى مدرن قصه گویى هنوز در میان انبوه مردم رایج نشده است. بنابراین ما روى همان اصول كلاسیك قصه گویى كار مى كنیم. امیدوارم در آینده به چنان مهارتى برسیم كه قصه هاى مدرن تعریف كنیم.

تماشاگر در بدو برخورد و مواجهه با فیلم درمى یابد تنها قرار نیست بخندد. حتى الگوهاى خنداندن مثل دنبال كردن سوسن توسط صفا نیز براى شروع چندان مناسب نیست. كمدى فیلم كمى دیر شروع مى شود. آیا نمى ترسیدید مخاطب با توجه به شناخت از شما جا بخورد؟

طهماسب: ما هیچ وقت قصد خندان صرف تماشاگر را نداشته ایم. این كارها را البته براى كودكان مى پسندیم اما وقتى مخاطب ما بزرگسال است به خود اجازه مى دهیم كه كمى جدى تر صحبت كنیم. این تصور كه مردم فیلم هاى خنده دار دوست دارند صحیح نیست. مردم فیلم هاى سالم و قصه هاى پرپیچ و تاب را دوست دارند.

زیر درخت هلو این خاصیت داستان گویى و چرخش هاى ماجرایى داستانى را داشت. بنابراین ما هر كجا قصه مى طلبید جدى حرف مى زدیم و هر كجا قصه شوخى داشت شوخى مى كردیم.

اما مطلب همان بود كه گفتیم. قصه باید كامل، سالم و صحیح تعریف مى شد. از دیر خندیدن مردم هم نمى ترسیم و آنها مى دانند كه ما آدم هاى صرفاً كمدى نیستیم. همین خوابگاه دختران نشان داد كه قصه ها را دوست داریم.

آقاى جبلى در آغاز فیلم میزان طنز در بازى شما - تا لحظه فوت آقا بزرگ - كمتر از ادامه فیلم است. بازى شما به گونه اى تنظیم شده كه تماشاگر از دست نرود و فیلم را على رغم تلخى ابتدایى پى بگیرد اما در ادامه اینگونه نیست و حمید جبلى با معیارهایى كه مى شناسیم وارد داستان مى شود. این تناسب چگونه ایجاد شده است؟

جبلى: این تناسب كه مى فرمایید طراحى كارگردان است. بازیگر نباید مستقل از بافت فیلم عمل كند. من هم مثل دیگر عوامل باید روند فیلم را رعایت مى كردم.

ایده اولیه شكل گیرى زیر درخت هلو چگونه پدید آمد؟

طهماسب: موضوع كنار هم قرار گرفتن آقا و نوكر و همدلى آنها بود بعدها مرگ و شیرینى زندگى آدمها به آن اضافه شد.

آیا هنگام نگارش، همین تركیب بازیگران را مدنظر داشتید؟

جبلى: ما بر مبناى بازیگر قصه نمى نویسیم. ولى خود فیلمنامه از همان ابتدا به ما مى گوید كه نیاز به چه نوع بازیگرى دارد.

براى این پرسیدم كه تركیب بازیگران شما همواره براى مخاطب آشنا بوده و شما هم از آن به نحو درستى سود جسته اید. پایه اولیه موضوع فیلم (مرگ ونریشن ابتدایى فیلم) در بطن خصلت خنداندن ندارد، اما در ادامه موضوع ازدواج پیامدهاى كمیك ترى را در خود نهفته دارد. موضوع مرگ به عنوان بستر فكرى و تأمل برانگیز فیلم مطرح شده و تا پایان فراموش مى شود و در انتها مجدداً رخ مى نماید، چطور به ایده همنشینى این دو موضوع یعنى مرگ و عروسى دست یافتید؟

طهماسب: بنده خودم مثنوى زیاد مى خوانم یا داستانهاى كهن. در آنها كه دقت كنید به تمامى این شیوه بیان مطلب وجود دارد. طرح موضوعى جدى بیان مى شود براى توضیح مطلب مثال ساده و جذابى بیان مى شود و سپس موضوع جدى نتیجه گیرى مى شود. این شیوه بیان براى مردم ما بسیار جذاب بوده و هست. بنابراین به این سمت و سو حركت كردیم. امیدواریم راه را خطا نرفته باشیم.

خود شما به عنوان كارگردان، بازیگر و نویسنده اثر فارغ از فیلم و با فاصله از آن به كدام صحنه بیشتر خندیدید؟

طهماسب: خب طبیعى است كه صحنه كپسول، خنده بیشترى دارد. اما صحنه هاى كوچكى هست كه آنها را بیشتر دوست دارم مثل ابراز عشق صفا و سوسن به هم در اوج دعوا.

باتوجه به هجمه مجموعه هاى طنز تلویزیونى و سهل الوصول شدن مقوله كمدى، چطور مى توان مخاطب را به سینما كشاند كه هم خنده ارزان به او نفروخت و هم با او ارتباط برقرار نمود؟

طهماسب: سؤال سختى است. موضوع بزرگى را مطرح كردید كه باید كارشناسى شود من فقط مى دانم مردم به موضوع هاى درگیرى و جدى بیشتر مى خندند تا به موضوع هاى دست دوم و تكرارى...

آقاى جبلى در زمینه بازیگرى نیز این فیلم با آثار دیگر شما متفاوت به نظر مى رسید. یك پیرمرد - دختر شیرینى فروش - یا یك جوان شیرین عقل - خواب سفید، مایه هاى زیادى براى برجسته شدن و شكل كمدى گرفتن در خود نهفته دارند. اما اینجا قضیه كمى فرق مى كرد. صفا از نظر خود شما چه نكاتى در خود نهفته داشت تا شما را به سوى ایفاى یك نقش كمدى یارى كند؟

جبلى: اگر این پرسوناژ با شخصیت هاى قبلى متفاوت باشد باعث خوشحالى من است. چون عبور از بین شخصیت هایى كه خودم بازى كرده بودم و دیگران نظیرش را بازى كردن بسیار مشكل بود. كوچكترین اشتباه باعث مى شد این شخصیت تكرارى شود. در مورد این شخصیت باید گفت به تنهایى ویژگى كمدى ندارد و موقعیت ها كمدى به وجود مى آورند.

در كارگردانى از میزانسن هاى پیچیده استفاده نكرده اید. با توجه به طنز موقعیت - در بسیارى از فصول - دوربین نظاره گر صحنه است و اگر قرار است به لحاظ بصرى موقعیتى كمیك ایجاد شود آن را به مرحله تدوین مى سپارند. فیلم كارگردانى پنهان دارد كه فكر مى كنم دلیل این مسأله سالها تجربه در ساختن كمدى هایى اینچنین است. اما صحنه هایى هم وجود دارد مثل وقتى هلو و دست صفا زیر آب رها مى شوند. نمى ترسیدید از پس كارگردانى اینگونه كه تماشاى صحنه رابه تماشاگر وامى گذارید، صحنه هایى كه قصد دارید به او نشان بدهید در لابه لاى این شكل كارگردانى گم شود؟

طهماسب: معما چون حل شود آسان شود... موضوع كارگردانى فیلم هاى كمدى هم از این دست است. وقتى خوب ساخته مى شود اصلاً دیده نمى شود یقین بدانید كه زیر درخت هلو از نظر كارگردانى كار بسیار بسیار دشوارى براى من بود.

نمى دانم چرا مى گویید میزانسنهاى پیچیده استفاده نكردیم شما وقتى 50 و 60 نفردر صحنه داشته باشید و بتوانید احساس آنها را بیان كنید این یعنى میزانسن پیچیده... حركت هاى عجیب و غریب با دور بین كار بچه هاى علاقه مند به فیلمسازى است. من بیان مطلب به وسیله دوربین را دوست دارم. اما دوست ندارم به وسیله مطلب دوربین را بیان كنم.

كارگردانى كار دشوارى نیست. كافیست كمى به دیگران احترام بگذاریم و اجازه دهیم آنچه آنها دوست دارند ببینند را ببینند. در آثار هنرى جدید سینماى ایران اصلاً دوربین را جابه جا هم نمى كنند ولى خیلى كار آنها را سنجیده و پیچیده مى بینیم. ما كه دوربین را جابه جا مى كنیم متهم به تنبلى و سادگى مى شویم.

البته منظور من از كارگردانى پنهان، كم كارى شما در عرصه كارگردانى نیست. اتفاقاً در این شكل كارگردانى، كارگردان خود را به رخ نمى كشد بلكه اجزا را طورى ماهرانه كنار هم قرار مى دهد كه كلیت فیلم یك اثر دیدنى باشد. بگذریم. مى گویند سیب میوه بهشتى است. ایده میوه هلو از كجا آمد؟

طهماسب: سیب تكرارى بود. فكر كردیم میوه دیگرى بگذاریم كه مطلب تازگى داشته باشد.

اساساً موضوع شكل میوه نبود. این نشانه قرار بود ما را به جایى دیگر و موضوعى دیگر هدایت كند.

آقاى جبلى یكى از مهارت هاى شما در بازى، بازى با اشیا است. هیچ وقت صحنه اى را كه در خواب سفید تى شو در دست داشتید و مى گفتید، زن آدم باید اینقدى باشد (با اشاره به وسیله) و ... را فراموش نمى كنم. مى دانم بازیگر یكسرى اسباب در اختیار دارد تا به وسیله آنها جلوى دوربین حضور یابد. اما از آن خود كردن این اشیا خیلى مهم است و استفاده كمیك كردن مهمتر! اینجا هم بیل، كپسول آتش نشانى و ... خیلى خوب با فیزیك شما همخوان شده بود.

جبلى: اگر تعارف نكرده باشید و واقعاً بازى من با اشیا همینطور باشد كه مى گویید باعث خوشحالى است. بازیگر ابزار خاصى براى بیان احساس ندارد. رفتار ظاهرى و حالت چهره و شاید لباس و گریم به او كمك مى كنند ولى اگر بتوانیم اشیا را هم به امكانات خودمان اضافه بكنیم درواقع بیان احساس را گسترده تر كردیم.

باربد برزویه

لینک ها :

 فیلم زیر درخت هلو 

 گفتگو باحمید جبلی 

 ایرج طهماسب، «زیر درخت هلو» را با حمید جبلی و فاطمه معتمد آریا می سازد 

 نقد فیلم ( كلاه قرمزی ) 

UserName