• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 8017
  • دوشنبه 1384/12/15
  • تاريخ :

ورزش در شاهنامه (17)

ورزش های شاهنامه ای


بخش دوم

فصل نهم

مکان ورزش

در شاهنامه به روشنی بیان نمی شود که مکان ورزش و هنرنمایی پهلوانان در کجا بوده است. آیا محل خاصی بوده و یا نه... این البته فقط در مورد شکار استثناپذیر است چرا که بارها، همانطور که در فصل ورزش های مربوط به شکار گفته شد از واژه: نخجیرگاه استفاده می شود به طوری که این طور برداشت می شود که این نخجیر گاه ها محل مشخص و شناخته شده ای بوده و حتی در بیشتر موارد این شکارگاه ها به صراحت معلوم است که اختصاصی بوده است.

در باقی موارد یا نامی از مکان ورزش برده نمی شود یا از واژه کلی "میدان" استفاده می شود که معلوم نمی شود مشخصات و اندازه ها و ... آن چگونه بوده، اما چون در اکثر موارد واژه میدان با کاخ همراه است می توان چنین نتیجه گرفت که میادین ورزش از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و شهریاران ساختن آنها را در کاخ خود ضروری و حتمی می دانستند و در واقع میادین ورزشی جزء لاینفک کاخ ها بوده است. با این حال معلوم نمی شود که مردم عادی در کجا ورزش می کرده اند و آیا اصولاً آنها نیز ورزش های خاص پهلوانان (کشتی و ...) یا مخصوص شهریاران (چوگان و شطرنج و ...) می کردند یا خیر. اگر بله در کجا... در مورد پهلوانان هم چنین به نظر می رسد که پهلوانان نظیر رستم، گودرز، و سام، زال و ... خود دارای شکارگاههای اختصاصی و مکانهای مخصوص برای ورزش کردن و تعلیم دادن به جوانان بوده اند.

شاید بچه های مردم عادی این اجازه را داشتند که در نزد پهلوانان دیار خود آموزش ببینند و از امکانات و میادین آنها استفاده کنند.


ابزارهای ورزشی

در بررسی مورد به مورد رشته های ورزشی در شاهنامه به ابزارهای مورد نیاز هر رشته اشاره کردیم و به طور مشخص از آنها نام بردیم. به طور کلی در مورد ابزارهای ورزشی در شاهنامه، باید بگوئیم این ابزارها از دوره جمشید و کشف آتش و استفاده از آهن به بعد یعنی تا پایان شاهنامه بدون هیچگونه تحولی ثابت می مانند و در جنگها و ورزشها، کاربرد دارند و قابل استفاده هستند و همانطور که مثلاً در دوران کیقباد و کیکاوس پهلوانان از ابزاری نظیر نیزه و تیر و کمان و گرز گاو سر و اسب و... در هنگام ورزش و به وقت جنگ استفاده می کردند، در دوران یزدگرد و مثلاً در نبرد قادسیه هم این ابزار کارایی دارند و سرنوشت جنگ را تعیین می کنند. البته این نکته را از نظر نباید دور داشت که شاید در دوران پایانی شاهنامه بر این ابزار اضافه شده باشد، اما آنچه مسلم است این است که استفاده از ابزارهای

گذشته همچنان رواج داشته و به اصطلاح از رده خارج نشده بودند.


ورزش و زنان

پهلوانی در شاهنامه بیشتر به مردان اختصاص دارد اما در مورد زنان نیز دو مورد ملاحظه می شود که نشان می دهد زنان نیز می توانستند پهلوان باشند و هنر رزم بیاموزند و آموزش های لازم را ببیند و در راه آمادگی جسمی خود برای مقبله با دشمن و با هنرنمایی بکوشند.

این دو زن یکی گردآفرین است که در ماجرای حمله تورانیان به راهبری شهراب به ایران با سهراب مصافی جانانه و مردانه درمیدان رزم می دهد. و دیگری کردیه است. خواهر بهرام چوبینه، که در شاهنامه صریحاً از او به عنوان "زن پهلوان" نام برده است.

یکی جام پر باده خسروان به کف بر نهاده آن زن پهلوان

ص 500 شاهنامه

همانطور که گفته شد زنان پهلوان تعدادشان در شاهنامه به همین دو نفر محدود است البته زنان زیادی هستند که سوارکاری می کنند، حتی در میدان جنگ حاضر می شوند (مثل همای) ولی زنان پهلوان همان دو نفر هستند.

من حیث المجموع می توان نتیجه گرفت که در شاهنامه در آن روزگار زنان نیز می توانستند آموزشهایی را ببیند حتی آموزشهای رزمی را. ولی در این کتاب نوع آموزشها، مربیان و... به روشنی و صراحت بیان نشده است. اما می توان حدس زد زنان وابسته به طبقات شهریاری و پهلوانی بالطبع برای آموختن و آموزش راحت ترو مستعدتر، امکانات و شرایط برایشان

فراهم تر بوده است.


جوایز

معمولا در پایان هر جنگ و یا هنرنمایی از سوی پادشاهان جوایزی به قهرمانان داده می شد. در سراسر کتاب شاهنامه جایی مشاهده نشد که کسی به غیر از پادشاهان، پهلوانان و ورزشکاران جایزه بدهد.

مثلاً مردم به پهلوانان و یا پهلوانان به پهلوانان.

پس از عقب نشینی تورانیان و پیروزی ایرانیان در عهد کیقباد، پادشاه، به همه پهلوانان جوایزی می دهد:

بسی خلقت آراست شاه و رمه بر پهلوانان بداد آن همه

یکی خلقت آراست شاه جهان چه از تاج پرمایه و تخت وزر

چو از باره و طوق و زرین کمر همان جامهای گرانمایه نیز

بعد از بازگشت موفق گیو از توران و یافتن کیخسرو و فرنگیس و آوردن آنها به ایران نزد کاوس شاه، شاه به گیو جایزه می دهد:

یکی خلقتش داد کاندر جهان کسی آن ندید از کهان و مهان

نبشتند منشور برپرنیان خراسان و ری با قم و اصفهان

و را داد سالار جمشیدفر دلاور برخورد بر بردسر

در شاهنامه البته همه پاداش ها مثبت نبوده است. وقتی پهلوانی شکست می خورد و یا پیروز می شد اما در راه پیروزی نمی توانست رضایت شاه را به دلایل مختلف جلب کند پادشاه با فرستادن جوایزی منفی، در واقع نارضایتی خود را اعلام می کرده است و پهلوان را خفت می داده است. ماجرای فرستادن دو کدان و پینه و جامه زنانه از سوی هرمز برای بهرام چوبینه. ص 468 شاهنامه


مهاجرت و تخصص

مهارت و شگرد ورزشگاران: همانطور که امروزه هم ملاحظه می شود، معمولاً ورزشگاران در هر رشته ای مهارت و تخصص دارند و در رشته خاص هم مهارت یا فنی را بهتر اجراء می کنند. در گذشته پهلوانان جمع مهارتهای جسمی و رزمی و ورزشی بوده اند اما از بعضی اشعار شاهنامه اینطور برداشت می شود که پهلوانان در میان رشته های رزمی و ورزشی، در یکی از آنها مهارت و تخصص بیشتری داشته اند و این طبیعی هم بوده است چون در جنگ ها، رشته ها و مهارتهای مختلف مورد استفاده بوده است و هر گروه از پهلوانان مسئول قسمتی از کار تهاجم و تدافع بوده اند:


تخصص در تیرو کمان

به ایران نبرده به تیر و کمان نبد چون فروهان دگر بی کمان (1) ص 236

چو او دست بردی به تیرو کمان نرستی کس از شست او بیگمان ص 310

سپردار و زوبین و رو نیزه دار ص 164

مجنبید گفت ایچ از جان خویش سنان و سپراندر آرید پیش


شمشیرزن

گزین کرد از آن لشگر نامدار سواران شمشیرزن ده هزار

کماندار ص 352

کماندار با تیر و ترکش هزار بیاورد با خویشتن شهریار

کمند افکن ص 362

بزانوش بد نام آن پهلوان سواری سرفراز روشنروان

که بودی بر قیصران ارجمند کمند افکنی نامدار و بلند

UserName