• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1923
  • سه شنبه 1384/12/2
  • تاريخ :

گفت وگو با فیروزه گل محمدى، تصویرساز

رنگ بندى هاى نو ، قصه هاى كهن


به خانه اى در یكى از خیابان هاى ازگل مى رویم، روزى بارانى است و وارد باغچه اى مى شویم آبچكان از سفال ها، گل ها و درخت هایش؛ باغچه بوى كودكى مى دهد. بوى اسفند، بوى خنده، بوى رنگ و بوى سفال. فیروزه گل محمدى میزبان ماست در كارگاه نقاشى اش. باغچه خانه اش مكانى است براى نقاشى كودكانى كه مى آیند تا از او بیاموزند. گل محمدى تصویرگرى 21 كتاب را كه اغلب به حوزه ادبیات كودك و نوجوان تعلق دارد بر عهده داشته و موفق به دریافت 14 مدال داخلى و بین المللى شده است. روبه روى در ورودى كارگاهش پرده تشنگى على اصغر است و كارهاى مختلفى را دور تا دور مى توان دید، زرد _ سرخ _ نارنجى رنگ هایى است كه در این دوره به وفور به كار مى برد و همین رنگ ها هم در طول مصاحبه احاطه مان مى كند. با گل محمدى به گپ و گفت پیرامون كارهاى اخیرش مى نشینیم.


درخصوص طراحى كارهایتان و زمانى كه صرف طراحى مى كنید بگویید، شما در كتاب «راز آن درخت» از خط استفاده كرده اید در این مورد هم توضیح دهید.

من معمولاً اول طراحى را انجام مى دهم. یعنى تمام صحنه ها را درمى آورم و بعد به سراغ كار رنگ مى روم اما همیشه این اتفاق نمى افتد. گاهى بخشى از طراحى كار را در مى آورم و ضمن كار چیزهایى به آن اضافه مى كنم و دوباره طرح مى زنم. در مورد راز آن درخت هم تصویرگرى این كار یك سال وقت مرا گرفت. البته كمتر از فیل در خانه تاریك كه ده سال زمان برد طول كشیده است اما كار همین جا تمام نشد. وقتى براى «لى آ ت» آن رفتیم دیدیم یك صفحه هایى كم است و در جاهاى دیگر بهتر است چیزهایى را به صفحه اضافه كنم بنابراین به هنگام لى آت كار همچنان نقاشى مى كردم. در مورد خط هم چند سالى است كه در نقاشى تصویرگرى از آن استفاده مى كنم آن هم به عنوان عنصر زیبایى و شرقى. خیلى از آنها را خودم نوشته ام و برخى از آنها را روى كار فتوكپى كرده ام. حتى در این كار كه داستانى بین ایران و هند است خطوط هندى هم در جاهایى كه مسئله و مكان هند است وارد كرده ام. از طرفى خط یعنى الفبا و الفبا هم یعنى علم و چون درخت علم و حكمت مطرح بوده است پس جا داشته است كه روى خط كار شود.


ترجیح مى دهید در كارهایتان بیشتر به گروه سنى توجه كنید یا متنى كه روى آن كار مى كنید؟

شخصاً ترجیح مى دهم وقتى متن را مى خوانم به هیچ چیز دیگرى فكر نكنم و به آنچه دلم مى خورد و آن حسى كه دارم توجه كنم. چون كار براى بچه ها یكسرى قید و بندهایى را به همراه دارد همین طور براى بزرگسال ها یكسرى ویژگى هاى خاص مطرح است بنابراین سعى مى كنم به هنگام كار به موانع این چنینى توجه نكنم.


یعنى سادگى و پیچیدگى كار براى گروه هاى سنى مختلف را در نظر نمى گیرید؟

ما گروه هاى سنى و تقسیم بندى آنها را در تمام دنیا داریم. از طرف دیگر در سنت كتاب سازى خودمان در ایران و تاریخ مان تقسیم بندى هاى اینچنین نداریم. مثلاً هنگام شب چله، مادربزرگ ها و پدربزرگ ها كنار كرسى مثنوى و شاهنامه و حافظ را مى خواندند و براى بچه ها هم به اندازه فهمشان تعریف مى كردند. من به نوعى قصد داشتم در این جریان وارد شوم. البته در این مورد قبلاً هم تجربه داشتم در كتابى با عنوان «شغالى كه در خم رنگ افتاد» كه آن هم از مثنوى انتخاب شده بود و بین سال هاى

توسط سروش منتشر شده بود. وقتى فروش كتاب را از فروشندگان و كتابفروشى ها جویا شدم مى گفتند فروش خوب است و همه گروه هاى سنى خریدار آن هستند حتى مدارس و كتابخانه ها. همین مورد به من خط داد تا در انتخاب هایم به گونه اى عمل كنم كه هر كسى بتواند در حد خودش از آن استفاده كند. بنابراین كتاب هاى «راز آن درخت» و«فیل در خانه تاریك» را حتى مى توان در مهد كودك ها براى بچه ها مورد استفاده قرار داد.


یعنى منظورتان این است كه بخشى از این كار بر عهده قصه گوها و شیوه قصه گویى است؟

بله. حتى فیل در خانه تاریك با توجه به نوع روایتش كه عرفانى و فلسفى است و به دلیل پیچیدگى موضوعش كه بحث تفاوت حس و عقل را مطرح مى كند و انتهاى پیچیده اى دارد كه من هم این پیچیدگى را در كارم به كار برده ام براى بچه ها قابل استفاده است در آمریكا در مهد كودكى فیل را درست كردند و بچه  ها همان طور مى آمدند و دست مى زدند و مى گفتند چه حس مى كنند. اما مسلم است كه بخش آخر و درك معنى نهایى براى سن آنها قابل درك نیست. به طور كلى منظورم این است كه به این مسئله توجه دارم كه كار قابلیت و كشش مناسب را حتى براى گروه هاى سنى پیش از دبستان داشته باشد و اصلاً خودم را محدود به این نمى كنم كه براى هر گروه سنى چه المانى بگذاریم تا او را جذب كند.


با سبك هاى مختلف داستان و شعر چگونه برخورد مى كنید. به عنوان مثال در راز آن درخت خط و نقاشى به كار برده اید. آیا در داستان هم مى توان اینگونه از خط در تصویرسازى بهره گرفت؟

حتماً مى شود. این بیست و دومین كتابى است كه كار كرده ام و در میان این كارها شاید یكى دو كتاب تكنیك یكسان داشته باشند. معمولاً تصویرگر باید تسلط بر تكنیك   هاى مختلف داشته باشد و تكنیك را برحسب داستان، شعر یا مطلب انتخاب كند.


در این سرى كتاب ها كه اشعار كهن را شامل مى  شوند چطور، آیا یك سبك خاص را انتخاب كرده اید؟

نه مثلاً در فیل در خانه تاریك تصویرها بر روى كاغذ مخصوص قهوه اى رنگى كار شده است اما باز هم از خط استفاده كرده ام ولى اصلاً كار آكریلیك است اما در راز آن درخت از آبرنگ استفاده كرده  ام.


از روند خاصى كه در كار راز آن درخت وجود دارد بگویید، از رنگ هایى كه به كار برده اید و تاكیدهایى كه

در تصویر داشته اید.

اول از همه باید بگویم این سبك را خیلى دوست داشتم و به دنبال فرصتى بودم تا آن را اجرا كنم و در پس ذهنم بود كه سیاه و سفید كار كنم و بعد جاهایى تاش هاى رنگى بگذارم به این داستان كه رسیدم دیدم خیلى خوب این كار مى نشیند. قبل از اینكه اصل تصاویر را كار كنم براى خودم اتود مى زنم، اتودهایى كه با رنگ است، با فتوكپى است یا بامداد رنگى. كار دیگرى كه در دست دارم «طوطى و بازرگان» است. شاید بیش از پانزده سبك كار كرده ام. یعنى یك سال و نیم كار كرده ام و هیچ كدام را نپسندیدم با آبرنگ، آكریلیك، چاپ و... آخر به آنچه مى خواستم رسیدم و دیدم كار پخته شده است. براى همه كتاب ها این كار را مى كنم ولى شاید در انتهاى كتاب طوطى و بازرگان تكنیك  هایى را كه كار كرده ام بیاورم. به هر حال امرى احساسى است و چیزى را كه همیشه آرزو داشتم كار كنم با راز آن درخت هماهنگ بود و انتخاب كردم. در مورد رنگ هم در این كار آبرنگ حكومت مى كند و كاردستى است. البته كارهایى را فتوكپى كرده ام كه از تابلوهاى اصل قدیمى ایرانى و هندى است و در آنها بازى هایى در آورده ام مثلاً با مداد پررنگ تر كرده ام یا از یكسرى نقاشى هاى قهوه خانه اى استفاده كرده ام و همین طور از نقاشى هاى مذهبى و مینیاتور. پس هیچ محدودیتى نداشتم و آنچه به نظرم زیباتر بود به عنوان بك گراند كار به كار بردم.


آیا كار كردن روى اشعار مولانا ویژگى خاصى برایتان دارد؟

بله. اكثراً اگر دقت كنید10

تا20

خط شعر بیشتر نیست و همه چیز در این فاصله اتفاق مى افتد و من باید یك كتاب از لابه لاى این اشعار درست كنم و فضاسازى و زندگى ایجاد كنم. مولانا در اشعارش حتى در جاهایى كه خیلى جدى است نمك خاصى دارد فحش مى دهد، دعوا مى كند و... من در هر دو این كارها سعى كردم با طنز جلو بروم. منظورم طنز پس كلمات و جملات است. سعى كردم در كتاب راز آن درخت كلاغ ها را وارد كنم و در فیل در خانه تاریك، یك موش است كه همه جا فضولى مى كند و سرك مى كشد. از طرفى مجبورم فضاهاى گمى كه در بین اشعار وجود دارد را خودم بسازم مثلاً شاه قاصدى انتخاب مى  كند تا به هند برود. دو خط بعد قاصد در هند است. در این میان براى ساختن زندگى، چیزهایى در این لابه لا افتاده است. قاصد زن و بچه اى داشته كه از آنها خداحافظى مى كند. عده اى را به عنوان یارو یاور و سپاه جمع مى كند كه در صفحه اى از این كتاب شعر ندارد و فقط تصویر است همین موضوع است یا در جاى دیگر دخترش منتظر آمدن پدر است و جاهایى را كه خودم اضافه كرده ام با دست نوشته ام. یا در هند بیش از چند خط كوتاه نیست و من این را بسط داده ام و باز كرده ام.


در زمینه انتخاب تصویر براى طرح روى جلد، تصویر باید بیانگر داستان كلى از كتاب باشد در این انتخاب


چگونه عمل مى كنید؟

تا به حال و در كارهاى اولیه یكى از تصاویر را برمى داشتند و روى جلد مى گذاشتند بعد كه جلوتر رفتیم خودم تصویرهاى مجزا براى روى جلد ارائه دادم كه بیانگر كلیت ماجرا باشد تا به كتاب فیل در خانه تاریك رسیدیم و خودم به صورت مجزا براى جلد تصویرى را كار كرده ام. اما در این زمان اتفاق دیگرى افتاد و امرى كه در تمام دنیا در كارهاى خوب و ناشران خوب وجود دارد و آن داشتن مدیر هنرى است. كه ما در این جا توانستیم از آقاى بهمن پور به عنوان مدیر هنرى استفاده كنیم و به نظر من مسئولیت مدیر هنرى از تصویرگر، ناشر و گرافیست بیشتر است چون هماهنگى و نظارت بر كار هر یك را بر عهده دارد و باید علاوه بر آشنایى با مسائل چاپ، تصویرگرى و تصویرگران را بشناسد و علاوه بر اینكه شعر و داستان خوب را بشناسد بر تكنیك   هاى چاپ و گرافیك اشراف داشته باشد تا از همه اینها ماحصلى به وجود بیاورد. من طرح روى جلد را دادم ولى ایشان نپسندید و من، به همراه آقاى بهمن پور و آقاى فیلى زاده به عنوان گرافیست از مجموع چیزهایى كه وجود داشت با ارائه كار كامپیوترى تصویر روى جلد را انتخاب كردیم همین طور در راز آن درخت كه در هر دو این كارها اصل وجود ندارد و كارى كامپیوترى است.


در جاهایى عنوان شده است كه راز آن درخت دستى كار شده، آیا تمام كارها دستى بوده است یا از كامپیوتر و ابزار دیگرى هم استفاده كرده اید؟

اصل ماجرا دستى است. ولى جاهایى از كامپیوتر استفاده كردم مثلاً جاهایى كه در تصویر مى خواستم محو باشد به عنوان مثال درخت هایى را كه از مینیاتورها درآورده ام (كه البته كارهاى گرافیكى اش را خودم انجام داده ام) و حالت رویا دارد یا جاهایى كه مى خواستم شارپ و تیز باشد با دست و مواد خاصى كار فتوكپى را انجام داده ام و جاهایى كه در خیال و رویاست یا كامپیوتر حالت محو و كمرنگ دارد و این كتاب تلفیقى از كامپیوتر و كاردست با هم است.


تصاویر شخصیت ها شبیه شخصیت ها و پادشاه هاى قاجار است. آیا در این انتخاب تعمدى داشتید؟

اصلاً این پادشاه مظفرالدین شاه است. من اینجا یك پادشاهى دارم كه باید جایگزین كنم. البته خود ماجرا در زمان انوشیروان دادگر اتفاق افتاده است و واقعى است و آن حكمت كتاب كلیله و دمنه است كه برزویه طبیب قاصد بوده و در انتهاى راز آن درخت به اصل این قضیه اشاره كرده ام. به نظرم چهره مظفرالدین شاه براى نقاشى خیلى خوب است فرم ریش هایش خاص است حتى در چند داستان دیگر هم كه صحبت از شاه بوده است از چهره اش استفاده كرده ام.


كار روى آثار كهن چه ویژگى هایى دارد؟ منظورم این تبدیل كلام به تصویر است. چون این تصور هست كه كار بر روى متون كهن دشوارتر است و ثقیل بودن متن و اشعار مطرح است و ارتباط مفهومى با متن و كلام را مى طلبد و در متن ساده و تخت ذهنتان درگیر متن نخواهد شد.

كار روى متن كهن كار سخت و پیچیده اى است و متفاوت از یك داستان امروزى است چون متن امروزى را در عرض ده روز مى توانم تصویرگرى كنم اما با این كارها چنین امكانى وجود ندارد اولاً پا جاى حساسى مى گذاریم. بگذریم از آن عده اى كه بى گدار به آب مى زنند و مسائل بازارى ناشر. شخصاً به دنبال تحقیق مى روم حتى مى توانید ملاحظه كنید كه در كتاب فیل... من طراحى لباس و پارچه را به همراه طرح معمارى را در نظر گرفته ام و باید به دنبال همه این موارد رفت. نمى شود براى قاصد آدمى با كت و شلوار كشید. حتى وقتى دوره اى را انتخاب مى كنید همه چیز باید مربوط به آ ن دوران باشد من حتى پارچه لباس قاصد را هم قاجارى كشیده ام. معمولاً كار تحقیقم?

ماه طول مى كشد و بعد نوبت به مرحله اجرا مى رسد من در این كارها خیلى مدرن كار كرده ام. سیاه و سفید و رنگى كه از نظر حسى و برخورد اولیه بسیار كار مدرنى است. البته كار مدرن یك پیچیدگى هایى دارد و سبك هاى مختلفى را مى شود انتخاب كرد و من به صورت حسى دوست دارم فضاهاى شرقى را به صورت مدرن زنده كنم.


مدرن بودن در كارهایتان مطرح است. این مدرنیته شامل چه عوامل و عناصرى است و امضاى فیروزه گل محمدى است بدون حضور امضا در پاى كار.

یكى از انگیزه هاى بزرگى كه داشتم و به سراغ هنر شرقى و مینیاتور رفتم این بود كه كار جدیدى براى آدم هاى امروز انجام بدهم. البته با آدم هاى دیروز و این دیروزى ها را با رنگ ها، تركیب بندى هاى جدید وارد كنم و بتوانم برداشتى جدید ارائه بدهم. مدرنیته در همین جا اتفاق افتاده، یعنى شما این آدم ها را جاهایى دیده اید و شبیه آن آدم هایى است كه قبلاً هم بوده اند و فقط لباس هاشان عوض شده. از طرف دیگر رنگ بندى در كارهایم است كه رنگ بندى هاى خودم را وارد كرده ام نه رنگ بندى سنتى را. یعنى حس و حال و بیان امروز را البته حس مى كنم هنوز خیلى جا دارد كه جلو بروم اما به دلیل حساسیت كار قدم به قدم مدرنش مى كنم و نمى خواهم از دستم در برود و مى خواهم كار پخته شود. مثلاً در كارهاى دیگرم شنل قرمزى را مى بینید كه مینیاتورى است و زن شرقى است كه این تصاویر الان در ایتالیا است.


رنگ بندى هاى شما چیست؟

در هر كتاب متفاوت است. در راز آن درخت قرمز را در كنار سیاه خیلى برجسته كرده ام. این قرمزى را با سیاهى و خال هاى سبزى كه وجود دارد براى كنتراست مناسب دیدم. البته رنگ هاى آبى را قبلاً بیشتر استفاده مى كردم. ولى الان بیشتر زرد و نارنجى است. مثل صفحه اول همین كتاب كه این تركیب را مى بینید. البته در هر دوره اى آدم از یك سرى رنگ ها خوشش مى آید و در دوره بعدى حتى نمى  تواند روى آنها كار كند و در حال حاضر من رنگ هاى قرمز، زرد و نارنجى را خیلى تیز به كار مى برم.


آقاى كلانترى از نقاشى سقاخانه اى به تصویرگرى كتاب كودك روى آورد، مثقالى از رنگ و فرم و صادقى هم به عنوان سورئالیست ترین نقاش ایرانى شناخته شده، شما در توصیف كار و نوع فعالیتتان بگویید.

این مهم نیست كه من چه چیز را در نظر مى گیرم و اصلاً راجع به آن فكر نمى كنم مهم این است كه اهل فن به من چه بگویند.


با این وجود وقتى بخواهید خودتان را معرفى كنید چطور؟

من یك مینیاتوریست مدرن هستم. یعنى با درنظر گرفتن سبك نقاشى ام سعى كردم در فضاهاى مینیاتورى در حد خودم تحول ایجاد كنم.


در راز آن درخت از آبرنگ استفاده كرده اید. آیا این حساسیت را دارید كه از یك شیوه رنگ آمیزى استفاده كنید یا انعطاف در كار را ترجیح مى دهید.

دقیقاً مسئله دوم مطرح است. داستان هاى مختلف وجود دارد پس فضاهاى مختلفى هم هست و آدم هاى مختلفى دارید همینطور دوره هاى زمانى مختلف. كشیدن همه اینها با یك تكنیك و روش امكان ندارد. همیشه توصیه ام این بوده كه یك تحول را تصویرگران در كارهاشان ایجاد كنند. نمى توان فضاى شاهنامه اى و شعر سپهرى را با یك وسیله كشید. علاوه بر حفظ سبك خود فرد باید تحول در كارها باشد. من سعى كرده ام آدم هایى را حفظ كنم ولى هر بار كتاب شكل و شمایل دیگرى دارد.


براى القاى حس هاى كودكانه در تصویر باید یك تصویرگر چه كارهایى انجام بدهد؟

این بازمى گردد به شیطنت خود فرد. اول هم گفتم خیلى توجه ندارم كه بچه ها بروند سراغ كتاب كه البته مى دانم مى روند به كار خودم هم اطمینان دارم. خیلى دنبال بچه گانه تپل مامانى چشم بادامى لپ گلى نیستم. دنبال آدم هایى هستم كه از درون خودم متولد مى شوند و محبوبیت پیدا مى كنند. در همین كتاب فیل در خانه تاریك موشى است كه در اكثر صفحه ها حضور دارد و سرك مى كشد. تصویرگرى این كتاب7

 سال طول كشید و سه سال هم لى آت آن زمان برد. در صفحه اى دیگر كه فیل را از هند مى آورند این فیل كشیده و دراز شده كه خودش طنزى را در بر دارد. موش فضوله هم هست كه توى خرطوم فیل را نگاه مى كند این موش به عنوان شخصیت خودم است. در صفحه اى دیگر موش سه پایه نقاشى اش را گذاشته و زمانه ماست چون برق دارد و فیل را هم مى شناسد و دارد تصویرش را مى كشد. اینگونه بازى ها هم درجا به ذهنم رسید. اصلاً رویش فكر نكرده ام كه كارى كنم كه بچه ها خوششان بیاید ولى اتفاقاً بچه ها هم دوست دارند.


كارهایتان را با تصویرگرى كتاب كودك در سال64 آغاز كردید به نظر شما ویژگى هایى كه یك تصویرگر كتاب كودك باید به آن توجه كند چه چیزهایى است؟

به نظر من تصویرگر كتاب كودك باید از درجه خلاقیت بالایى بهره مند باشد تا زایش تصویر اتفاق بیفتد اما خودم نسبت به این گروه هاى سنى آدم خط كشى شده اى نیستم و سعى مى كنم خلاق باشم از طرفى هم باید حس و حال و شیطنت هاى خود آدم از جنس كودكانه باشد و این حالت را در هر تصویرگر موفق این حوزه دیده ام كه مثل بچه ها ذوق مى كند. مى خندد و حرف مى زند و روحیه كودكى اش را حفظ كرده البته به صورت حقیقى و داراى صدق و صفاى درون هستند.


در كار بزرگسالان دستتان بازتر است یا در كار كودك؟

من بیشتر در گروه سنى نوجوانان (گروه ج) كار مى كنم. كار براى گروه هاى سنى پایین دشوارتر است چون فورى و با كوتاهترین جمله باید كمترین تصویر و رنگ را براى ارائه مطلب به كار ببرید. و رنگ ها تخت است و خط ها هم كم است.


چرا كتاب فیل در خانه تاریك ده سال طول كشید، خودتان وسواس داشتید یا كار سنگین بود.

كار سنگین بود و من هم اصلاً ناشر خاصى ندارم و خودم را در این قید و بند قرار نمى دهم البته تا سال72

چنین محدودیت هایى داشتم ولى وقتى دیدم برخى ناشرها كیفیت كار را در نظر نمى گیرند یا اصل كار را تحویل نمى دهند اینگونه فعالیت را متوقف كردم و دیدم با كارى كه خودم انتخاب مى كنم ارتباط بهترى دارم.

فیل در خانه تاریك سومین كتابى بود كه براى خودم كار كردم چون محدودیت زمان نداشتم و آزاد بودم كار بیشتر طول كشید و همه اش هم به دلیل سختى كار نبود در حال حاضر7

یا8

كتاب نیمه كاره دارم و الان كه ناشرى مثل افق پیدا شده كه جدى به  دنبال این كار است من هم به صورت جدى كار مى كنم و سرعت بیشترى به كارهایم داده ام.


كتاب راز آن درخت جایزه اى در هند به خود اختصاص داده و فضاى هند را هم دارد در این مورد هم توضیح بدهید.

یكى از شرایط كاتا چیترا كالاى2006

هند این بود كه كارها قصه هاى هند را هم شامل شود. این دومین مدال این كتاب بود. اولین مدال را در ژاپن گرفت. من5

سال در هند زندگى كرده ام و این دو كتاب و همینطور طوطى و بازرگان هم فضایى اینچنین دارند. هنوز هم دنبال چنین داستان هایى هستم چون از فرهنگ هند بسیار خوشم مى آید.


راز آن درخت چه ویژگى خاصى داشت كه توانست مدال كسب كند؟

در كنكور نوماى ژاپن مدال تشویقى گرفت كه خط مشى آن بر این اساس است كه كار تصویرگران بیانگر فرهنگ كشورشان باشد و توانستم6

مدال از نوما كسب كنم البته در هند نمى دانم چون هیات داوران به نكته خاصى اشاره نكرده اند براى خودم هم جالب است كه بدانم. البته این كار به صورت مشترك با خانم خیریه رتبه اول را كسب كرد كه كار ایشان مدرن تر از كار من بود. كتاب فیل در خانه تاریك هم در حال حاضر در هند چاپ مى شود و در جوایز راز آن درخت هم عنوان شده كه در هند چاپ شود و منتظر چاپ این كتاب در هند هستم.

نلى محجوب

UserName