• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2158
  • دوشنبه 1384/12/1
  • تاريخ :

گفت وگو با سیامك انصارى

بعضى ها ضد ریتم اند



خلاصه گفت وگو

1- این كه هر شب به مدت 40 دقیقه افراد خانواده را كنار هم جمع كنیم و بخندانیم خیلى كار خوبى كرده ایم.

2- اصلا سیاه و سفید نداریم همه خاكسترى اند هم وجدان و هم وسوسه

وجود دارد.

«زمانى فكر مى كردم كه بازیگرى بیشتر از اینكه شغلم باشد تفریحم بود... خاصیت گذشت زمان این بود كه بازیگرى را تبدیل به حرفه من كرد. گذشت زمان و نگاه جدى اطرافیانم نتوانست لحظات شاد و مفرح دوران بازیگرى ام را به یك حرفه سست و بى روح تبدیل كند ولى اگر عشق به بازى موجودیت پیدا مى كند فقط به خاطر وجود همان لحظات است. یعنى درست همان لحظاتى كه در آن احساس بى وزنى مى كنم. متولد 1347 هستم و محل تولدم تهران هست. رشته كارشناسى نمایش از دانشگاه آزاد اسلامى و...» سیامك انصارى بازیگر نقش شیركیانوش یا كیانوش استقرارزاده در مجموعه تلویزیونى «شب هاى برره» سایتى شخصى دارد با آدرس HTTP://WWW.SIAMAKANSARI.COM كه در بخش «درباره من» به همین یادداشت اكتفا كرده است. سیامك انصارى بازیگر سینما و تئاتر نیز هست. با این حال عمده شهرتش را مدیون بازى در مجموعه هاى تلویزیونى

«پاورچین» (در نقش سپهر)

«نقطه چین» (در نقش كوروش پیردوست)

«شب هاى برره» (در نقش شیركیانوش) است.

البته در این میان بازى در مجموعه «اگه بابام زنده بود» را نیز باید اضافه كرد. اگر اشتباه نكنیم سیامك انصارى براى مخاطبان صفحه تلویزیون روزنامه شرق آن قدرها شناخته شده است كه نیازى به اشاره نوشتن درباره او نباشد. با وى قبل از این نیز براى كارنامه بازیگرى اش، در روزنامه شرق گفت وگو كرده بودیم. محسن آزرم همكارمان گفت وگوى مفصلى كرده بود. در این مصاحبه نیز او حضور داشت و در روند شكل گیرى آن یاریمان داد. گفت وگوى ما را این بار با سیامك انصارى از منظرى دیگر و به مناسبت بازى در مجموعه «شب هاى برره» مى خوانید.

قرارمان این بود كه این مصاحبه در ایام پخش مجددش چاپ شود كه طبق اعلام خبر سراسرى شبكه سه این مجموعه به طور غیرمنتظره به اتمام رسید.


•با توجه به اینكه شما در رشته تئاتر تحصیل كردید چطور شد فعالیت خود را در عرصه تلویزیون آغاز كردید. آیا تئاتر هم كار كرده اید؟

مدت دو سال و نیم از تحصیلم در دانشگاه مى گذشت كه به طور ناگهانى وارد عرصه تلویزیون شدم. در مدت دو سال و نیم تا آمدم وارد فضاى نمایش و تئاتر بشوم وارد تلویزیون شدم. خیلى فرصت نشد كه كار هاى زیاد تئاترى انجام دهم. حدودا سه الى چهار تا كار انجام دادم.


•پشتوانه شما براى شروع كارتان چه بود؟

یكى از دوستانم به اسم بابك برزویه من را به رسول ملاقلى پور معرفى كردند بدون اینكه خودم اطلاعى داشته باشم. براى OPENING فیلم سفر به چزابه من را خواستند. من هم رفتم استودیوى پاپ آن سكانس را بازى كردم. ملاقلى پور هم به من گفت فردا بیایید دفترم. من یك سریال دارم مى سازم كه در واقع سریال همین فیلم است. یك نقش منفى است. اگر خواستید كار كنید. من هم رفتم و كلید كار زده شد و فعالیتم ادامه پیدا كرد.


•بیشتر فعالیت شما روتین یا مناسبتى است مثل اگه بابام زنده بود و نقطه چین و پاورچین و برره و...

من به جز سریال هاى روتین در كارهاى برومند بازى كردم. در سریال هتل و سریال «مادام و شمسى» دو قسمت بازى كردم، «در این زمینى» دو قسمت بازى كردم، در «روزگار جوانى» نیز بازى داشتم. بله قبول دارم عمده فعالیتم كارهاى روتین بوده.


•بازى در سریال هاى هفتگى و روتین چه فرقى دارد؟

دوتا كار كاملا با فرم متفاوت است اصلا فرمول هاى خودشان را دارند. در كار روتین ما به روش هایى رسیده ایم كه كار را ساده مى كنیم. در واقع چهار سال طول كشیده تا این گروه به روش آسان ترى رسیده است. منتها سریال سازى همیشه روش ها و فرمول هاى خودش را داشته. مثلا شما مى دانید یك سریال در قسمت هاى مختلف مثلا 13 یا 26 یا... نوشته شده بر این اساس برنامه ریزى مى كنید. شما مى دانید چه روزى كار دارید، چه روزى كار ندارید، نقش تان چقدر است و چند درصد در این كار حضور دارید. اگر نگوییم 100 درصد واقعا 70 - 60 درصد را مى توان برنامه ریزى و پیش بینى كرد. ولى در كار روتین هیچ چیز را نمى شود پیش بینى كرد، یعنى اینكه باید برنامه برسانى، یعنى به روز باشى. باید كاملا با پروژه روتین باشید؛ یعنى دقیقا باید چند ماه خودت و وقتت را در اختیار برنامه قرار دهى.


•پس براى یك بازیگر سریال هفتگى بهتر از كار روتین است.

بله. صددرصد. سریال هفتگى خیلى بهتر از كار روتین است، حداقل برنامه ریزى دارد. از طرفى بازى در كار سینمایى هم خیلى بهتر از بازى در سریال است.


•ولى از نظر محبوبیت بین مخاطبین كار روتین بیشتر جواب مى دهد.

من خودم به شخصه از یك جایى به بعد دنبال محبوبیت و شهرت نبوده ام. اینها هم در برنامه تا جایى جذاب است. مثل همه چیز مى ماند نمى شود كه آدم همیشه دلش بخواهد محبوب و مشهور باشد. تا یك جایى جواب مى دهد. حالا اگر من این كار را انجام ندهم دیگر آدم قبلى نیستم، یعنى خیلى متمركز مى شوید روى كارى كه انجام مى دهید تا از آن جایگاهى كه به دست آورده اید، پائین تر نیایید. احتیاجى ندارد بالاتر بروید. پائین تر نیایید.مهران مدیرى ازجمله كارگردان هایى است كه با بچه ها به صورت گروهى كار مى كند.


•شما هم جزو كسانى هستید كه در چند سال اخیر در سه كار پرمخاطب او بازى كردید این آشنایى و همكارى چطور صورت گرفت؟

براى عید ما همزمان با مهران غفوریان، جواد رضویان، ارژنگ امیرفضلى و داوود اسدى یك كارى را در لوكیشن جنگ 77 ضبط مى كردیم به نام گل هاى 77 كه یكى دو بار با مدیرى ملاقات داشتیم. در آن زمان با جواد رضویان هم كار نكرده بود.بعد از آن مدیرى یك برنامه اى ساخت به نام «طنز 80» یا «نقد 80» كه بازیگر هاى طنز را مى آورد و كارهاى آنها را پخش مى كرد. در واقع بررسى كارهاى طنز نود در یك دهه اخیر در تلویزیون از دید و منظر بازیگرها. در این برنامه فرصتى بود تا ما باز همدیگر را ببینیم. بعد از آن رسیدیم به پروژه پاورچین. در آن زمان من سر یك كار، به نام «زنگ آخر» بودم كه نیما فلاح آن را كارگردانى مى كرد. جواد رضویان كه دوست صمیمى من بود و هست به من گفت من با مهران مدیرى قرارداد بسته ام سر سریال «پاورچین» یك نقش دیگرى هم هست كه دنبال بازیگر مى گردند. در واقع شروع كار ما برمى گردد به پاورچین بعد نقطه چین، جایزه بزرگ و شب هاى برره.


•كیانوش استقرار زاده در شب هاى برره بسیار پرانرژى است.

یك بخش از انرژى برمى گردد به خود شخصیت كیانوش بخش دیگرش برمى گردد به خودم.


•وقتى در سكانسى كیانوش را مى بینیم مخاطب بدون اینكه خودش هم متوجه شود شروع به خندیدن مى كند؟

خنده تماشاگر بیشتر به خاطر تضادى است كه بین رفتار كیانوش استقرار زاده و مردم برره وجود دارد. این تضاد باعث مى شود كه خنده به وجود بیاید، نه خود آدم ها. تعجب استقرار زاده از یك سرى كارهاى برره اى ها خنده مى آورد نه خود استقرار زاده. گریه كردن استقرار زاده از یك سرى بلاهایى كه سرش مى آید خنده مى آورد باز نه خود استقرار زاده. مدلى كه خودم در این كار بازى مى كنم، خیلى به فیزیكم برنمى گردد در واقع این تضاد موقعیت است كه این فاصله را به وجود مى آورد.


•سیامك انصارى چقدر با رشته مطبوعات آشنا است؟

خودم به شخصه هیچ. من خودم هیچ اطلاعاتى از حرفه خبرنگارى ندارم اصطلاحات تخصصى را نویسنده ها مى نویسند و من فقط بیان مى كنم. البته یك رابطه اى بین خبرنگاران و بازیگران هست. بازیگران هم مى دانید در یادگرفتن خیلى حریص اند توجه مى كنند از صحبت هاى طرف مقابل چیزى را بردارند. خودبه خود كه با بچه ها نشستیم براى مصاحبه از مدل حرف زدن و از اصطلاحاتى كه به كار برده اند چیز هایى برداشت كرده ایم، احتمالا هم مقدارى از اطلاعات كیانوش برمى گردد به چیز هایى كه دور و برم دیده ام.


•كیانوش نمونه بچه تهرانى است؟

بله.


•واقعا بچه هاى تهران این طورى اند؟ بچه مثبت و...

فكر نمى كنم بچه هاى تهران جور خاصى باشند. آنقدر هم مثبت نیست. احتمالا براى كیانوش چیز جذابى بوده كه در برره مانده و خودش را تثبیت مى كند.


•چه چیز جذابى در برره وجود دارد كه كیانوش را جذب كرده برادر خانمى مثل شیرفرهاد، خانمى مثل سحر ناز یا پدر خانمى مثل... و دكترى مثل... و... چه جذابیتى دارند؟

در 4 الى 5 قسمت آخر جذابیت ها مشخص مى شود. احتمالا نویسنده هایش یك طرحى دارند در بخش هاى آخر.


•بازیگر نقش مقابلتان چقدر در كار شما تاثیر دارد؟

خیلى. در سكانس هاى دو نفره یا سه نفره و... بازیگر ها كاملا درگیر ریتم همدیگر مى شوند، بعضى ها ضد ریتم اند، بعضى در واقع هماهنگى دارند.اینها همه تعیین كننده است شما نمى توانید به عنوان یك عنصر مجزا بگویید من كار خودم را انجام مى دهم چون این كار یك كار گروهى است مثل فوتبال. كاملا پاس كارى دارد و با توجه به اینكه ما فرصت كمى براى حفظ كردن این متن ها داریم همه چیز را سر جایش نمى توانیم بگوییم، بعضى مواقع بازیگر مقابل باید در دیالوگ ها بگوید كه این دیالوگت یادت رفت یا بهتر اینكه یك جورى دیالوگ بگوید كه من متوجه شوم كه دیالوگم را جا انداخته ام.


• در رفتار و گفتار خود چقدر از بداهه استفاده مى كنید؟

در این كار یك الى دو درصد در گفتار، رفتار همه بداهه است. اما در خارج از كار كارگردان، كارگردان اصولا یك طراحى براى بازیگر مى كند. داخل كار هم یك چیزهایى اضافه مى شود. در شب هاى برره 90 یا 130 قسمت باید بازى كنید شما نمى توانید با چهار الى هفت تا اكتیو 130 قسمت كار كنید. باید یك سرى چیزها اضافه شود. در واقع باید فكر كنى هر لحظه كه یك كار شیرین است انجام دهید. یعنى باید خیلى متنوع باشد. اصلا قابل پیش بینى نیست. ولى من واقعا این اصطلاحات تخصصى را نمى دانستم. اینها را بچه هاى نویسنده مى نویسند.


• خب نویسنده ها هم اغلب بچه هایى هستند كه همیشه با نشریه ها در تماس بودند و روزنامه نگار.

البته فقط یكى شون.


• پیمان قاسم خانى از این فضا دور نبود.

همه نویسنده ها و بازیگرها یك رابطه كارى با خبرنگارى و مطبوعات داشتند و دارند.


• در ایده گرفتن چقدر به روز هستید. به طور كلى چقدر به مسائل روز مى پردازید.

فضا اجازه اینكه ما به مسائل روز بپردازیم را نمى دهد.


• در لایه هاى پنهان...

این جورى شاید بشود ولى خیلى امیدوار نیستم.


• بعضى ها معتقدند كه به گروه شما (پاورچین، نقطه چین و برره) آزادى عمل بیشترى مى دهند. حالا اگر از شما بپرسند كه چنین آزادى اى دارید شما نظرتان چیست؟

به نظرم نه.


• تلویزیون مستقیما انتقاد مى كند چه اتفاقى به وجود آمده؟

آزادى عمل به نوع كارى كه من انجام مى دهم برنمى گردد مثلا اگر من كت و شلوار مى پوشم مطمئنا در برنامه هاى قبلى نیز به یكى اجازه داده شده كه كت و شلوار بپوشد. این به آزادى عمل برنمى گردد. در واقع برمى گردد به بخش نویسندگى.


• مى شود گفت كه این حساسیت ها و انتقادات بیشتر برمى گردد به پرمخاطب بودن برنامه شما. مثلا برنامه هایى هست كه حساسیت هاى بیشترى دارد و اصلا به آنها پرداخته نمى شود.

صددرصد همه اینها تاثیر دارد. من خودم چون از سیاست چیزى نمى دانم هیچ تعبیرى هم از آن نمى كنم، ببینید ما داریم یك كار كمدى انجام مى دهیم. من فقط این را مى دانم كه هر شب به مدت ?? دقیقه افراد خانواده را كنار هم جمع كنیم و بخندانیم خیلى كار خوبى كرده ایم.


• ساعت برنامه چرا تغییر كرده؟

به خاطر بچه ها، اغلب خانواده ها زنگ زدند و گفتند كه بچه ها نمى خوابند. پاورچین هم همین طور پخش مى شد.


• در كل برنامه با كدام بازیگر در بده و بستان ها راحت ترید؟

با هر بازیگرى مدل بازى ها فرق مى كند. منتها ریتم بازى كردن با شیرى یا مدیرى با شفیعى جم با پیردوست با هدایتى فرق مى كند. من با همه راحتم خیلى مشكل خاصى ندارم. چون آدم باید خودش را تطبیق دهد. شاید هم یك جایى من ریتم بازى ام براى بازیگر مقابلم آزاردهنده باشد.


• تا حالا این اتفاق به وجود آمده كه بازى بازیگر مقابل شما در كار شما تاثیر گذاشته باشد؟ بده و بستان ها با كدام بازیگر راحت تر است؟

بله صددرصد. مدیرى و هدایتى خیلى تاثیرگذارند.


• مدیرى كارگردان و مدیرى بازیگر را چطورى تفكیك مى كنید؟

نمى شود تفكیك كرد، چون با آن ریتمى كه مى گیرد كار را هدایت مى كند، یعنى در حین اینكه بازى مى كند دوربین را هدایت مى كند. خیلى كارش سخت است.


• كار براى «برره» در روز براى شما از كجا شروع مى شود؟

از 7 صبح الى 9-8 شب.


• منظورم كارى نیست؟ از لحاظ ذهنى؟

از لحاظ ذهنى من همیشه درگیرم همه فكرم مشغول است. من صبح كه مى رم برره یك جور دیگه ام وقتى كت و شلوار مى پوشم و گریم مى شوم ناخودآگاه یكى دیگر مى شوم. الان چند روزى هم هست این عادت ها روى من تاثیر گذاشته مثلا دست را داخل جیبم مى گذارم یا نگاه كردن ساعت جیبى.


• نقش هاى شما خیلى تاثیرگذار است بر مردم مثلا سپهر قبلى را از ذهن مردم خارج كردن و كیانوش را در ذهن سپردن خیلى كار سختى است؟

شما 140-130 شب خودتان را در معرض دید همه مردم قرار مى دهید و انتظار دارید كه همه شما را ببینند. پس فقط كارگردان تنها نمى تواند یك كار خوب تحویل دهد. همه چیز باید دست در دست هم دهند. متن باید خوب باشد، بازیگران باید همراهى كنند. دكورش باید خوب باشد. این چیزهایى كه مى گویم براى یك سریال 13 قسمتى است نه یك كار 130 قسمت یا 90 قسمت. هر دفعه كه ما این كار را انجام مى دهیم ریسك بزرگترى مى كنیم. یعنى در پنج قسمت اول شب هاى برره ترس در چهره من مشهود است نه من در چهره بقیه هم مشهود است. نه ترس از چیزى، ترس از هیجان و اضطراب كه چه خواهد شد. ما دو تا فاكتور اصلى برره نداشتیم یعنى همه منتظر آنها بودند، حداقل یكى از آنها. در واقع فرهاد برره و داونه و شادنه برره اى بودند و مردم اینها را مى شناختند. به عنوان برره اى ها، اصلا در «پاورچین» شادنه (سحر ولدبیگى) در دو الى سه قسمت تاریخچه برره را تعریف كرد و اولین كلمات برره اى را به كار برد و هر اطلاعاتى در مورد برره بود اینها به مردم مى دادند. حالا شما فكر كنید كه دو نفر از سه نفر برره اى را حذف كردیم هر چند كه زده ایم به خود منبع (برره) و قهوه خانه درست كردیم و پاچه خوار اعظم خان بالا و خان پایین و... طراحى خیلى عالى بود. هماهنگى بین نویسنده و كارگردان و بچه ها خیلى عالى بود.


•قبل از شروع مصاحبه گفتید كه به نظرتان این كار نسبت به كارهاى قبلى كه با مدیرى انجام دادید یك انقلابى است. یك حركت رو به جلو است. شما فكر مى كنید چرا برره این همه طرفدار پیدا كرد؟

دو سه تا فاكتور دارد. یكى اینكه شناسنامه پاورچین را داشت یعنى اینكه تو مى خواستى بیایى یك سرى آدم ها را معرفى كنى كه دقیقا بیننده پیش زمینه داشت نسبت به آنها تا اینكه تو بخواهى بیایى از اول شروع كنى به معرفى كردن آنها. مى شناختند مردم این آدم ها را.دوم اینكه فضاى سنتى است. (میدان برره، كاه گل و كلاه ها و...)


•یعنى فكر مى كنید مردم از سریال هاى آپارتمانى خسته شده اند و این تنوع است.

بله. من خودم به عنوان یك بازیگر خسته شده ام.باقى ماجراها هم در فرم اجرایى كار نهفته است. دكور، گریم و لباس ها همه اینها جذابیت به وجود مى آورد. رنگ هم خیلى موثر است و در این كار رنگ خیلى داریم و لوكیشن ها هم خیلى متفاوت و زیاد است. ما در كارهاى قبلى مان كى این كارها را داشتیم.


•از اولش قرار بود سریال انتقادى باشد و این همه نقدهاى گزنده داشته باشد.

خیلى هم نقدها به نظر من گزنده نبود.


•نسبت به سریال هاى طنز تلویزیونى دیگر چرا هست.

اگر نقدى درست باشد باید ادامه دار باشد و روى نقدش پافشارى كند.


•برره در موقعیتى به وجود آمد كه سازمان علنا انتقاد مى كرد و این موقعیت به شما هم كمك كرد؟

بله، اینها همه هست به هر حال برنامه مال سازمان است چون یكسرى از این انتقادها خیلى مبناى درستى ندارد به نظر من براى همین در واقع دفاع كردند از برنامه.مثلا یكى نوشته بود جلوى حمله برره اى ها را بگیرید ما خودمان ترسیدیم فكر كردیم سوار بر اسبیم و با نیزه ها حمله مى كنیم.


•چرا همه ترسیدند و گفتند این برنامه بدآموزى دارد؟ تا حالا در مورد هیچ برنامه اى این همه انتقاد نداشتند؟ فكر مى كنم جوسازى كردند؟

شاید بعد از مدیرى من درگیرترین عضو این سریال بودم یعنى در تمام سكانس ها بودم طى یك مدتى. منتها فضاى ما این نبود كه كارمان را رها كنیم و شروع به نقد خواندن و جواب دادن كنیم.


•اصلا براى شما این انتقادات مهم است؟

به هر حال افكار عمومى است. بستگى دارد این انتقاد از كجا آمده باشد.


•انتقادهایى كه شد شما را تعدیل كرد. منظورم این است این انتقادات در فرآیند رشد شخصیت شما چه تاثیرى داشت؟

شخصیت كه خلق شده بود. در كامل شدن آن چرا تاثیر گذاشت. البته انتقادها بیشتر روى آداب و رسوم برره بود مثل دعواهاى برره اى، غذا خوردن آنها، من كه كارى نمى كردم هنوز هم كارى نمى كنم.


•بازتاب برره اى را در پاورچین نیز دیده بودیم ولى زیاد به چشم نمى خورد.

چون اینجا زده بودیم به معدنش، خالص همه چیز انجام مى شد.


•در واقع من مى خواهم بدانم بعد از این همه انتقاد آیا تغییرى در شخصیت كیانوش به وجود آمد یا نه؟

ببینید ما اصلا سیاه و سفید نداریم همه خاكسترى اند هم وجدان و هم وسوسه وجود دارد.

مثلا شخصیت كیوان بد نیست ولى وسوسه مى شود. عاشق هم مى شود ولى بلد نیست ابراز عشق كند.


•در مصاحبه قبلى كه داشتید گفته بودید كه جدى بازى كردن جلوى دوربین زیاد سخت نیست، حالا در برره با شخصیت جدى وارد مى شوى در صورتى كه همه بازیگر طنز هستند؟ خودتان قبول دارید از جنس بازى قبلى مقدارى خارج شدید؟

بله، یك جورهایى فرق مى كند. از وقتى كه مى نشینم گریم مى كنم تا وقتى كه سبیل و عینك را برمى دارم و بعد برنامه را تماشا مى كنم خیلى تفاوت احساس مى كنم. یك سرى عوامل خیلى به من كمك كرده، گریم هم خیلى در بازى ام اثر گذاشته است و این باعث كمكم در بازى شده است. لباس هم همین طور. وقتى شما با این گریم و لباس در این موقعیت قرار بگیرید خودبه خود جور دیگرى بازى مى كنید نمى توانید سپهر و یا كوروش باشید. ناچارید یكسرى اكت هایى اضافه كنید. زیور آلاتى را یك جورى اضافه كنید، كه به جزئیات بازى بخورد. در واقع كاراكترى كه به كمك گریم، لباس، عینك، سبیل و... ساخته شد. كاملا راه مى داد. واقعا تضاد بین استقرارزاده و برره خیلى به من كمك كرد. مثل تمام برنامه هاى نودشبى در ادامه كار یك چیز هایى اضافه شد مثل بداهه گفتن در كار.


•شما به عنوان بازیگر چقدر در متنى كه نوشته مى شود اثر مى گذارى؟

هیچى.


•چقدر دیالوگى كه آنها مى نویسند كاملا اجرا مى كنید؟

صددرصد.


•اصلا بداهه ندارى؟

یك درك متقابلى بین ما و نویسنده ها به وجود آمد. ما بعد از سه الى چهار سال با هم دوست هستیم ولى در كار یكدیگر دخالت نمى كنیم. پیشنهادهاى همدیگر را كاملا مى پذیریم و قبول مى كنیم. ما اصلا نمى توانیم روى متنى یا دیالوگى كه بچه ها مى نویسند تاثیر بگذاریم.


•شده شما دیالوگى را به كار ببرید كه در بازى هاى متقابل تاثیر بگذارد؟ مثل پشه ها در...

آره در این كار زیاد نه ولى جمله من اینجا چه كار مى كنم از خودم هست. در واقع كارهاى روتین جملات خودبه خود در بازى به وجود مى آید مثل این نوفهمه یا تو چه وخاى از ما كه مثل بختك افتادى رو زندگى ما. یا اینكه گفتى یعنى چه؟

UserName