• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9035
  • شنبه 1384/11/29
  • تاريخ :

چه كسی به سرهنگ شلیك كرد

كارگردان: حرف آخر را مردم و سپس منتقدان می‌زنند
تهیه‌كننده: حرف جدیدی زدیم كه شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید


نشست خبری سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» با حضور سازندگان آن در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، برگزار شد.

تهیه‌كننده‌ی این سریال معتقد است: در مملكتی زندگی می‌كنیم كه دستگاه‌های دولتی بیش از ما باید به مباحث انقلاب اسلامی‌ایران فكر كنند. در حقیقت فكر كردن به این مساله كه باید برنامه‌ای برای پخش در دهه‌ی فجر ساخته شود‌، از رسالت‌های آن‌ها محسوب می‌شود . با این حال معمولا در دقیقه‌ی 90 تصمیم می‌گیرند، كه چنین برنامه‌هایی ساخته شود. تجربه سال‌های قبل به ما نشان می‌دهد كه تاكنون برنامه‌ی موفقی با موضوع دهه‌ی فجر ساخته نشده است.

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، در نشست خبری سریال «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» علاوه بر محسن علی اكبری (تهیه كننده)،جواد اردكانی (كارگردان)، شادمهر راستین (فیلم‌نامه نویس)، سمیرا سیاح و راهیل رستمیان (بازیگران) حضور داشتند و درباره‌ی این اثر سخن گفتند.

جواد اردكانی ـ كارگردان ـ در پاسخ به این پرسش ایسنا كه چه دغدغه‌ای منجر به پذیرفتن ساخت سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» شد گفت: اتفاق نسبتا خنده داری كه طی این سال‌ها روی داده است این بوده كه در 10 الی 15 سال اول انقلاب، حجم بالایی از برنامه‌های دهه فجر ساخته شد. به محض این كه به نسل سوم انقلاب رسیدیم كه شناخت و تعریفی از انقلاب نداشتند و باید اطلاعات بیشتری به آن‌ها می‌دادیم، روال برعكس شد و كمیت و كیفیت كارهای تلویزیونی با موضوع انقلاب اسلامی‌افت كرد و به جایی رسیدیم كه با دیدن كارها، طی دو سه سال گذشته این حس تداعی می‌شد كه تلویزیون تنها خواسته كاری را انجام دهد.

شادمهر راستین ـ نویسنده ـ نیز درباره‌ی ارزیابی خود از سریال‌های كه تاكنون با موضوع دهه‌ی فجر ساخته شده است، گفت: در حال حاضر در جایی قرارداریم كه سریال دهه‌ی فجر برای مدیران ‌اولویت دوم دارد.

سمیرا سیاح - بازیگر نقش «نرگس» در سریال «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» ـ خاطرنشان كرد: من روز قبل از كلید خوردن كار، قرار داد بستم و از قبل در جریان تمرین نبودم، فیلمنامه به قدری برایم جذاب بود كه تمام 10 قستم را در عرض دو ساعت خواندم.

راهیل رستمیان كه با بازی در نقش «فریبا» نخستین كار تصویری را تجربه می‌كرد، درباره‌ی ایفای نقش در سریال «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» گفت: از آن جا كه اولین بار بود كه در سریالی بازی می‌كردم جلسات طولانی تست را برای من گذاشتند، البته حق هم داشتند. چرا كه انتخاب بازیگری كه تاكنون تجربه‌ای نداشته در نقش اول یك سریال ریسك محسوب می‌شود.

وی ادامه داد: شخصیتی كه از فریبا در فیلمنامه خواندم بسیار جذاب بود، ضمن این كه فیلم نامه به قدری قوی نوشته شده بود كه دقیقا توانستم شخصیت فریبا را درك كنم.

در نشست ایسنا، محسن علی اكبری ـ تهیه كننده ـ درباره‌ی نحوه‌ی انتخاب سوژه‌ی این سریال توضیح داد: طرح اولیه این سریال با عنوان‌های «مدرك جرم» و « تا شقایق هست» از یك سال و نیم پیشنهاد شد. قابلیت‌های درون گرایی داشت و به مسائل ریشه‌ای با نگاهی خاص برخورد می‌كرد. با این حالا طرح بسیار كلی بود و زمانی كه آن را به تلویزیون ارایه دادم، فكر نمی‌كردم روزی این طرح را در قالب سریال بسازیم.

وی ادامه داد: به یك فیلم تلویزیونی فكر می‌كردم كه هزینه‌ای بیش از تله فیلم‌های عادی تلویزیون را نیز طلب می‌كرد.

علی‌اكبری ادامه داد: با توجه به مباحثی كه پیش آمد و شرایط روز جامعه، به این نتیجه رسیدیم كه طرح، پتانسیل آن را دارد تا به مجموعه‌ای 10 قسمتی تبدیل شود، می‌توانستیم حرف‌های بسیار تازه‌یی را به وسیله‌ی این طرح مطرح كنیم.

از این روز از آقای راستین خواهش كردیم كه بر اساس سیناپس اولیه، فیلمنامه این سریال 10 قسمتی را بنویسند، با ورود آقای اردكانی، نوع دیدگاه تا حدودی تغییر كرد و كاری كامل‌تر و محكم‌تر ارایه شد و آقای راستین نیز لطف كرده و بازنویسی مجدد را انجام دادند.

كار به تلویزیون ارایه شده و از روز اول آقای فرجی، مدیر گروه فیلم و سریال شبكه‌ی اول، همراهان بود و حتی در بعضی از جلسات فیلمنامه حضور پیدا می‌كردند. چارچوب‌های مدنظر تلویزیون را گوشزد می‌كردند تا خط قرمزها مشخص شود.

علی اكبری با بیان این كه با تهیه سریال «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد»، قصد تولید سریال مناسبتی جدیدی را داشتیم، خاطر نشان كرد: می‌خواستیم با ساخت این سریال حرف جدیدی را مطرح كنیم كه شاید به مذاق بسیاری خوش نیاید.

در این سال‌های مسائلی در سریال‌های مناسبتی دهه‌ی فجر مطرح شده كه نمی‌توانست ریشه حركت عظیم مردم ایران در سرنگونی رژیم شاهشاهی باشد. مفاسد اقتصادی می‌توانست یكی از این مباحث باشد. البته نه با این نگاه كه تنها مفاسد اقتصادی منجر به انقلاب مردم شده، بلكه می‌توانست به عنوان یكی از این ریشه‌ها مطرح شود.

تهیه كننده «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد»، یاد آور شد: زمانی كه تصویربرداری این سریال را آغاز كردیم با تلویزیون قرارداد ساخت نداشتیم و شاید تاكنون سابقه نداشته كه تهیه كننده‌ای به اتفاق یك گروه، كاری را شروع كند كه هنوز نه قراردادی با تلویزیون دارد و نه پولی تلویزیون به وی پرداخت كرده است.

تنها یك مراوده‌ی اخلاقی بین ما و مدیر گروه فیلم و سریال شبكه‌ی اول سیما وجود داشت كه معلوم نبود ایشان هم در شبكه‌ی می‌ماند یا خیر.

علی اكبری در پاسخ به این پرسش ایسنا كه آیا از ابتدا مشخص شده بود « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» قرار است ‌،در ایام دهه‌ی پخش شود، تصریح كرد: یك ماه و نیم بعد از شروع تصویربرداری این سریال، قرار داد بسته شد و در این قرارداد كه در ماه آذر با تلویزیون بستیم تاریخ پخش 12 بهمن 84 درج شده بود،‌ بنابر این پخش سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» برای شبكه و بنده تا حدود زیادی مسجل بود.

در ادامه كارگردان این سریال ضمن سخنانی كه در ابتدای این گزارش آمد به ایسنا تصریح كرد: برنامه‌های تلویزیون در دهه‌ی فجر سال‌ها اخیر، بی هیچ دور خیز و طراحی مناسب ساخته شده و به سمتی رفت كه قضیه شوخی گرفته شد. بعضی از مدیران تلویزیون نیز علی رغم این كه خیلی‌ها انقلابی هستند، اهمیتی كه باید برای برنامه‌های دهه‌ی فجر قائل می‌شدند، را قائل نشدند، این اهمیت ندادن در كارهایی كه ساخته می‌شد، خود را نشان می‌داد.

به گفته وی اگر نام تهیه كننده سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد»، محسن علی اكبری نبود، ممكن نبود كه كاری را كلید بزند كه قرار داد نداشت.

اردكانی درباره‌ی دلایل خود از پذیرفتن ساخت سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» گفت: احساس وظیفه می‌كردم كه با ساخت ‌این سریال مطالبی را درباره‌ی بزرگ ترین پدیده قرن به بچه‌های خودمان بگوییم، در كنار این احساس نیاز كل طرح ارایه شده نیز واجد ویژگی‌های بود كه مرا گرفتار كرد.

در این طرح به جای آن كه بگوییم «چگونه انقلاب كرده‌ایم»« ( كاری كه تاكنون در سریال‌های دهه‌ی فجر اتفاق افتاده )، به این موضوع پرداخته شد كه « چرا انقلاب كرده‌ایم» ، پرسشی كه طی این سال‌های كمتر به آن پرداخته شد. با پاسخ دادن به این چرا، به مطلبی خواهیم رسید كه دیگر زمان و مكان را در بر نمی‌گیرد. به قانون و فلسفه‌ای تاریخی خواهیم رسید كه در هر زمان اگر چنین فاكتورهایی جمع شوند ممكن است انقلاب شود، با رسیدن به این قانون، حرفی خواهیم زد كه كهنه نیست و به مخاطب خاص و عام خود یك دیدگاه می‌دهیم كه اگر عواملی كه شاه را به زمین زد در هر مقطع و مكانی دست به دست هم دهد، مردم حق انقلاب دارند.

این كارگردان فیلمنامه‌ی «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» را محكم خواند و افزود: فیلم نامه اثر به این موضوع می‌پرداخت كه چرا انقلاب كردیم.

اردكانی در پاسخ به این پرسش ایسنا كه آیا از نتیجه‌ی كار راضی بوده است، تصریح كرد: به تناسب آن چه كه در اختیار گروه به لحاظ زمان و بودجه قرارداده بودند، به عنوان كارگردان راضی هستم، اما حرف آخر را مردم و سپس منتقدین می‌زنند.

به گزارش ایسنا نویسنده‌ی این سریال نیز گفت: پیش از ساخت این سریال به روزی فكر می‌كردم كه تلویزیون مدعی شود كه چرا برنامه سازان كمتر به موضوعات دهه‌ی فجر پرداخته‌اند، اما ببنید موقعیتچگونه شده كه ما از تلویزیون متوقعیم. در طول ساخت این سریال هر روز می‌شنیدیم این پروژه قرارداد ندارد و فقط با حمایت آقایان علی اكبری و مدیر گروه فیلم و سریال شبكه جلو می‌رود، برایمان سوال پیش می‌آمد كه چرا این اتفاق افتاده است ؟! یا چرا سریال« چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» تیزر نداشته ؟! چرا پخش تكرار این مجموعه به صورتی انجام می‌شود كه مشخص نیست؟!.

این فیلمنامه نویس خاطرنشان كرد: در حال حاضر بچه‌ای كه می‌خواهد بداند شاه كیست؟ عده‌ای وزیر را می‌بیند كه ایستاده‌اند و دست شاه را می‌بوسند. حال این سوال مطرح می‌شود كه آیا به راستی رژیم ستمكار پهلوی در همین حد بوده است؟ كسی به مطالب اصلی اشاره نمی‌كند، انقلاب 22 بهمن تمام نشد. بلكه شروع شد و هنوز هم ادامه دارد.

به گفته‌ی شادمهر راستین، حضور محسن علی اكبری به عنوان تهیه كننده‌ی و جواد اردكانی به عنوان كارگردان باعث شد چیزی را بنویسد كه پایش بایستد.

نویسنده‌ی سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» با طرح این پرسش كه چه بخشی از این مجموعه‌ی تلویزیونی بد بوده كه تلویزیون ترجیح داده تیزر آن را پخش نكند، ادامه داد: دوست دارم بدانم چه كم كاری از سوی من به عنوان فیلمنامه نویس صورت گرفته كه تلویزیون برای كاری كه بعد از 25 سال اتفاق افتاده جلسه‌ی تشكر از عوامل را برگزار نمی‌كند ؟ ما از مدیران تلویزیون توقع داریم.

در ادامه نشست ایسنا، سمیرا سیاح بازیگر نقش نرگس در پاسخ به این پرسش ایسنا كه آیا از مدت زمان كافی برای ایفای نقش در این سریال برخوردار بوده است، گفت: اگر زمان طولانی تری در اختیار داشتیم، خیلی بهتر می‌توانستیم كار كنیم، اما با این زمان كوتاه كه داشتم‌ و محدودیت‌های كه آقای اردكانی به عنوان كارگردان داشتند، كار به بهترین شكل جمع وجور شد.

سمیرا سیاح درباره‌ی شخصیت « نرگس» اظهار كرد: این دختر از ابتدا انقلابی نبود. خودش در بخشی می‌گوید كه تصادفی انقلابی شده است، چون از این قبیل شخصیت‌ها خصوصا پس از انقلاب زیاد دور و برمان دیده بودیم.

وی ادامه داد: «نرگس» شخصیت غریب و دوری برایم نبود و به خوبی آن را می‌شناختم. در نتیجه به راحتی با او ارتباط برقرار كردم.

راهیل رستمیان به این پرسش كه آیا فیلم نامه زمانی كه به دستش رسید كامل بود ،پاسخ مثبت داد و در عین حال گفت: بعد از مدتی تغییراتی در متن ایجاد شد.

ایفاگر نقش فریبا همچنین درباره‌ی این كه در سریال «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» تا چه اندازه اجازه بداهه گویی به بازیگر داده می‌شد، خاطرنشان كرد: نیازی به بداهه‌گویی بازیگران نبود. چرا كه دیالوگ‌ها به خوبی نوشته شده بودند و قابلیت كار داشت، اما در راحت گفتن دیالوگ‌ها دست ما باز بود.

شادمهر راستین نیز درادامه صحبت‌هایی سیاح گفت: آقای اردكانی تاكید داشتند كه فیلم نامه باید پیش از كلیدخوردن سریال، كامل نوشته شده باشد، ضمن این كه اگر چیزی غیر ازآن چه فیلمنامه پیشگویی كرده بود، جلو می‌رفت شاید وجه معمایی داستان به هم می‌ریخت.

سیاح نیز ادامه داد: گاه در حین بازی اگر یك " واو " از فیلم نامه كم می‌شد، كل موضوع تغییر می‌كرد.

در ادامه‌ی نشست خبری ایسنا درباره‌ی سریال «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» جواد اردكانی درباره‌ی ساخت سریال‌های مناسبتی تلویزیون و مشكلات این قبیل كارها تصریح كرد: در حال حاضر بعضی از تایم‌های طلایی تلویزیون به مناسبت‌ها تعلق دارد. اما مشكل این است كه آیا در تقویم مسوولان شبكه‌ها این مناسبت‌ها یادداشت نشده است؟!

این كارگردان اضافه كرد: زمانی به برنامه‌سازان پیشنهاد كار می‌دهند كه واقعا هیچ كاری نمی‌توان انجام داد. بنابراین كار نابود می‌شود، اگر درایت آقای علی اكبری نبود، « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» نیز به مشكل دیگر سریال‌های مناسبتی دچار می‌شد.

به گزارش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا، اردكانی معتقد است: اگر مناسبت‌ها برای مدیران صدا و سیما اهمیت دارد، بالاخره یكی باید مشكل وقت این قبیل كارها را حل كند.

كارگردان «چه كسی به سرهنگ شلیك كرد»، با بیان این كه این سریال كار مناسبتی نیست ادامه داد: این مجموعه تلویزیونی به موضوعی پرداخته كه مستقل از مناسبت هم می‌تواند پخش شود. ضمن این كه كار را در شرایطی ساختیم كه حداقل‌های لازم برای ساخت یك كار خوب فراهم بود.

محسن علی اكبری نیز درباره‌ی تهیه‌ی « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» گفت: بر اساس اعتقادات و ایثارگری یك گروه این مجموعه درباره‌ی انقلاب ساخته بی آن كه قراردادی بسته شود، هنوز هم ما كلی بدهی به عوامل این سریال داریم و هیچ كس تاكنون اعتراضی نداشته است. ما آن چه می‌خواستیم بگوییم گفتیم و به اهداف مدنظرمان هم رسیده‌ایم.

در بخش دیگری از این نشست خبری ، شادمهر راستین در پاسخ به پرسش ایسنا درباره‌ی تعریف قصه در فضاهای داخلی، تصریح كرد: این سریال از ابتدا ژانر و مخاطبش را هدف قرار داده بود، سریال سرگرم كننده‌ای نبود كه همه سلیقه‌ها را راضی نگه دارد. یكی از ویژگی‌های راه‌اندازی شش شبكه، دادن قدرت انتخاب به مخاطب است. چیزی كه درحال حاضر تلویزیون در ایران از مردم گرفته است.

برای این سریال گروهی از مخاطب خاص را پیش‌بینی كردیم كه ببینده‌ی سریال‌های معمایی هستند .

وی استفاده از تصاویر داخلی و پلاتو را از ویژگی‌های كارهای تلویزیونی برشمرد و افزود: یك فیلمنامه نویس خود را باید به روش‌های تولید محدود كند، نه این كه هر چه در دست دارد بنویسد. هیچ كس قصه معمایی را وسط شهر داد نمی‌زند‌، اصطلاحا به این قصه می‌گویند، « زمزمه» و در فضاهای بسته رخ می‌دهد، سعی كردیم این ویژگی‌ها را رعایت كنیم.

به اعتقاد این فیلم نامه‌نویس، تلویزیون یك رسانه است و نه یك هنر كه حرفی پیچیده به وسیله‌ی آن گفته شود.

شادمهر راستین در ادامه اظهار كرد: ملاك تلویزیون از خوبی یا بدی یك سریال تعداد بازیگرهای شناخته شده است، بنابراین بازیگر در حد تیپ پایین آمده است و به چهره‌ای مبدل شده كه به سریال‌ها مهر تایید می‌زند.

سمیرا سیاح، در پاسخ به پرسشی درباره استفاده از دیالوگ‌های پرحجم در سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» گفت: ما اصولا یاد نگرفتیم به حرف‌ها گوش دهیم، این یكی از ایرادهای ماست، در برخی از دیالوگ‌ها سوژه‌ی اصلی فیلم تعریف می‌شود و اگر تماشاگر گوش دهد متوجه خیلی چیز‌ها می‌شد.

در سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» گاه سرهنگ و ضیایی دیالوگ‌های بسیار طولانی در زندان باهم رد و بدل می‌كردند، كسانی كه در كنار من نشسته بودند هم با طولانی شدن دیالوگ‌ها گوش نمی‌دادند، و من مدام باید به آن‌ها می‌گفتم این صحبت‌ها را گوش كنید.

بیننده ایرانی مدام یاد گرفته كه برنامه‌های سرگرم كننده و صورت‌های زیبا ببیند و عادت ندارند گوش كند.

شادمهر راستین در ادامه‌ی صحبت‌های سیاح تصریح كرد: ما از تكنیك تكرار چندان در كارهایمان استفاده نكرده‌ایم، دیالوگ‌های ضعیف و شخصیت‌های بی ربط در بسیاری از كارها دیده می‌شود، البته من هم در همین مكتب درس خوانده‌ام و گرایش‌هایی به این مسائل دارم، ما ذائقه‌ی تماشاگر را از دهه‌ی 60 به بعد

پایین آوردیم. در صورتی كه در آن دوره حتی نوجوانان دیالوگ‌های پرحجم " سر به داران " را حفظ بودند. اما چه اتفاقی در دهه‌ی 80 افتاده كه ظرفیت شنیدن بیننده‌ها ازبین رفته است؟

سیاح افزود: بسیاری از دیالوگ‌های پرحجمی‌كه توسط شخصیت «نرگس» بیان می‌شد، به منظور اطلاع دادن به مخاطب بود. چندان بازی حسی در این صحنه‌ها نمی‌دیدم. ضمن این كه بخشی از این دیالوگ‌های طولانی من به صحبت نرگس با فریبا بر می‌گشت از آن جا كه توانسته بودم با دیالوگ‌ها ارتباط برقرار كنم مشكلی در بیان آن‌ها نداشتم.

راهیل رستمیان نیز با بیان این كه دیالوگ‌ها پرحجم در مورد شخصیت «فریبا» صدق نمی‌كرد، افزود: اكثر دیالوگ‌ها فریبا حالت مراوده‌ای داشت. یك بازیگر نمی‌تواند همواره به یكل شكل باشد و در این صورت دیگر بازیگر نیست. به همین دلیل است كه در كشورمان بازیگران خیلی خوب كمتر دیده می‌شود. چرا معمولا تیپ زیاد داریم و بسیار از بازیگران در نقش خود در جا می‌زنند.

در ادامه این نشست جواد اردكانی، درباره‌ی طراحی لباس و گریم سریال چه كسی به سرهنگ شلیك كرد به ایسنا گفت: اغلب لباس‌های سریال‌های تاریخی معاصر من درآوردی هستند. به طراحان صحنه و لباس تاكید كردم كه در این بخش گرفتار مسائلی نشویم كه عده‌ای از همكارانمان برایمان ساخته‌اند.

گاهی در طراحی لباس‌ها قصه را به زمان‌هایی می‌بریم كه ربطی به زمان حال ندارد و در نتیجه همذات پنداری را از تماشاگر می‌گیریم. در سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» به شدت علاقمند بودم كه بیننده از قصه احساس فاصله نكند.

كارگردان « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد » با طرح این پرسش كه آیا سال 56 و 57 همه‌ی خانم ها كلاه به سر می‌گذاشتند؟! اذعان داشت: از لباس آدم‌های عبوری قصه ناراضی‌ام و باید تاكید بیشتری در این بخش داشتم. شاید به آن دلیل بود كه ما آن قدر درگیر آدم‌های جلوی دوربین بودیم كه كمتر به آدم های عبوری اهمیت دادیم.

به اعتقاد وی، تماشاگر ایرانی بسیار مظلوم است. چرا كه بی آن كه هیچ ابراز درك و فهمی در اختیارش باشد باید با قصه همراه بشود و از همه چیز سر در بیاورد.

در ادامه این كارگردان درباره‌ی بازی داود رشیدی در سریال « چه كسی به سرهنگ شلیك كرد» اظهار داشت: اصرار ما بر این بود كه آقای رشیدی همین حد از بازی و همین جنس از بازی را ارائه دهند. چرا كه بیننده تنها یكی دو سكانس از قسمت دهم به واقعیت تیمسار طبری پی می‌برد.

علی اكبری در پاسخ به این پرسش ایسنا كه برای رسیدن به هدف تا چه اندازه مجاز به تحریف حقایق تاریخی هستیم، گفت: این پرسش را از بزرگی پرسیدم و ایشان هم گفتند كه اگر این تحریف در راستای آن حرف و پیام كمكی می‌كند كه باعث می‌شود مخاطب این قصه را بهتر هضم كند، اشكالی ندارد. ضمن این كه در كلیت تحریف نباید وارد شود. اما استفاده از تخیل در جزئیات و فرعیات برای رسیدن به اصل، اشكالی ندارد.

شادمهر راستین نیز در پایان نشست خبری ایسنا خاطرنشان كرد: سعی كردیم تا آنجا كه می‌توانیم قصه این سریال واقعی باشد. هدفمان هم توجه به قضیه بود كه مردم بدانند روزی 6 میلیون بشكه نفت چقدر است.

در موقعیت تحریف در این سریال قرار نگرفتم. اما تمام پیچیدگی‌های دزدی و واقعگرایی داستان طوری انتخاب شده بود كه بگوییم این شیوه‌ دزدی وجود دارد. دنبال نوعی از این ارتباطات بودم كه مصداق دارد. بنابراین بیشتر انتخاب كردیم تا تحریف.

UserName