• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1131
  • چهارشنبه 1384/11/26
  • تاريخ :

تمرین تاکتیکی پرسپولیس بعد ازهفت ماه


برخلاف کارگران وقتی از درب مجموعه دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران وارد می شوی، فضای کاملاً متفاوت را حس می کنی. محیطی که گرچه در هر گوشه و کنارش دانشجویان کیف یا ساک در دست به چشم می خورند ولی همین فضای نسبتاً متراکم با انبوه ماشین های پارک شده آرامشی دارد که هرگز نمی توانستی آن را در کارگران لمس کنی! اما همین فضا با حضور پرسپولیس و تمرین در زمین فوتبال این مجموعه کمی تا قسمتی متفاوت شده است. این درست که بعضی از دانشجویان، اساتید یا مدیران دانشکده اتومبیل های شیک و نسبتاً گران قیمتی دارند ولی ماشین های پرسپولیسی ها پارکینگ دانشکده را شبیه نمایشگاه های اتومبیل میرداماد کرده است. بعضی از دانشجویان وقتی می بینند که فلان بازیکن درجه دو پرسپولیس از ماشین 40 میلیونی خود خارج می شود تعجب کرده و می گویند« آدم چیو باید باور کنه؟ این بابا با ماشینش کل زندگی خانواده ما رو می خره ولی بابت چند ماه عقب افتادن حقوق و پیش قراردادش زمین و زمون رو به هم می بافه.» بنده خداها نمی دانند« هر که بامش بیش، برفش بیشتر». مشکلات پولدارها هم در نوع خود برایشان دردسرآور است و ... بگذریم. در حالی وارد محوطه استادیوم فوتبال می شویم که دقایقی از تمرین گذشته است. از حاضران می پرسیم و متوجه می شویم که فقط گرم کردن و دویدن را از دست داده ایم

محمود خوردبین در گوشه ای دور از محوطه اصلی تمرین نشسته و تئودور یونگ و حمید استیلی مشغول سر و کله زدن با بازیکنان هستند و یونگ سعی می کند یک تمرین تاکتیکی ساده را به آنها تفهیم کند. حمید استیلی هم ضمن ترجمه حرف های مرد هلندی در این راه به او کمک می کند.

تمرین متفاوت، خیلی متفاوت

تمام کسانی که در طول هفت ماه گذشته بیش از هفت بار گذرشان به کارگران و تمرینات پرسپولیس افتاده حتماً با حقیر هم عقیده هستند که در شروع فصل می شد یک گزارش تمرین برای پرسپولیس نوشت و تا آخرین روز حضور کادر فنی قبلی از آن استفاده کرد. با این تفاوت که فقط نام گلزنان بازی دستگرمی و غایبان تمرین را در هر گزارش باید عوض کرد. تمریناتی کاملاً تکراری شامل گرم کردن، دویدن دور زمین، آقاوسط، سپک تاکرا، تمرین سانتر و بالاخره بازی دستگرمی هر روز عین روز قبل و الگویی برای روز بعد ولی...

این بار قضیه فرق می کند. یونگ یک تمرین تاکتیکی ساده سه نفره شامل دو پاس عمقی و دو پاس عرضی برای رخنه در دفاع حریف را به شاگردان جدیدش توضیح می دهد.

استیلی هم ترجمه می کند ولی نگاه های بعضی ها حکایت از آن دارد که متوجه منظور مرد هلندی نشده اند. مثل دانش آموزان کلاس سوم ابتدایی که درس فیزیک اهرم ها، بازوی کار و بازوی مقاومت را برایشان تدریس کنند. یونگ به کمک دو نفر از بازیکنان نحوه اجرای حرکت را توضیح می دهد و سرانجام پس از تکرار چند باره و فریادهای استیلی، بازیکنان متوجه می شوند که چه حرکتی را باید انجام دهند. پس از چند بار تکرار معلوم می شود که از انجام این حرکات لذت می برند. بساط شوخی های مرسوم دوباره برقرار می شود. دروازه بان های در حراست نوبتی از دروازه برای شوتزنان کری می خوانند تا فضای تمرین نشاط آور شود. یونگ پس از 10 دقیقه تمرین را قطع کرده و با تغییری کوچک در نحوه انجام حرکات دوباره دستور شروع می دهد. این بار یادگیری حرکت زمان کمتری می برد تا وقت بیشتری صرف اجرای آن شود. چند حرکت مشابه دیگر هم اجرا می شود تا برای اولین بار طی هفت ماه گذشته در کمال شهامت و جسارت بگوییم پرسپولیس حدود 45 دقیقه تمرین تاکتیکی کرد؛ تمرینی که گرچه بخ دلیل ناآشنایی بازیکنان با دست اندازها و توقف های بسیار انجام شد ولی به هر حال باید از جایی شروع کرد. پرسپولیس هم تمرین تاکتیکی فوتبالش را از دو روز پیش شروع کرد. آیا آموخته های آنها به حدی خواهد رسید که بتوانند در جام حذفی از خجالت هواداران پرشمارشان درآیند؟ کار سختی است خیلی هم سخت ولی غیر ممکن نیست!

UserName