• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 996
  • چهارشنبه 1384/11/26
  • تاريخ :

محرم نویدكیا: با این فوتبال به هیچ جا نمى رسیم

یك روز با سر به زمین مى خوریم


نه راه پس داشت و نه راه پیش. دیگر توان نیمكت نشینى نداشت. جام جهانى هر لحظه نزدیك تر مى شد. این شرایط براى بازیكنى كه بیش از این پیراهن تیم ملى را بر تن مى كرد، راضى كننده نبود. دوست نداشت همچنان روى نیمكت بماند ولى چاره اى نداشت. تنها چاره موجود بازگشت به ایران بود اما سعى مى كرد به این موضوع فكر نكند، هرچند باشگاه سپاهان پیش از این تمایل خود را براى بازگشت محرم نویدكیا انجام داده بود ولى راه دیگرى باقى نمانده بود. بازگشت به تیم و لیگى كه دیگر جذابیتى براى او نداشت، ذهنش را اذیت مى كرد اما یك شبه تصمیمش را عوض كرد. برگشت آن هم به خاطر تیم ملى و جام جهانى «خب، بازگشتم دلایل زیادى داشت. تیم ملى یكى از دلایل اصلى آن است.» محرم نویدكیا خیلى زود با سپاهان شروع كرد؛ بازى اول براى ذوب آهن درخشید و... اما اینها یك بعد قضیه است. براى نویدكیا همه چیز حالتى تأسفبار به خود گرفت.، «بله، براى فوتبال ایران متأسفم. این فوتبال به هیچ دردى نمى خورد. نه هدفى دارد و نه مقصدى...»

اما چرا پیش از این نویدكیا به چنین موضوعى اشاره نكرد. فوتبال ایران از یك سال و نیم پیش تا به حال هیچ تغییرى نكرده است ولى واقعاً چه اتفاقى افتاده كه محرم در بازگشت به ایران چنین حرف مى زند؟ «در این یك سال و نیم چیزهاى زیادى دیدم و یاد گرفتم. آنجا همه چیز روى برنامه است ولى در ایران.... واقعاً نمى دانم، نمى دانم در مورد این مسأله باید چه حرفى به زبان بیاورم.»

یعنى نمى توانى دلیلى بیاورى؟

 نه، واقعاً نه. همین سپاهان آن تیم دو سال پیش نیست. خوب بازى نمى كند.

چرا؟

چون هیچى ندارد. حقیقت است.

ولى...

 ولش كن. دیگر نپرس.

اما شاید حرف هاى محرم مشترى نداشته باشد. در طول سال هاى اخیر بوده اند كسانى كه بارها به این موضوع اشاره كرده اند ولى به راستى چه اتفاقى افتاده؟

باید گفت این حرف ها قدیمى شده و شاید در سیستم فعلى فوتبال هیچ كاركردى نداشته باشد. «این هم حرفى است ولى تا كى باید ادامه بدهیم. این فوتبال یك روز زمین مى خورد. چه بهتر كه زودتر این اتفاق بیفتد.»

شاید باید منتظر یك اتفاق بود؛ اتفاقى كه همه چیز را عوض كند ولى شاید هرگز این اتفاق رخ نداده. «بعید نیست اینجا مى خواهند یك لیگى برگزار شود. چند نفر كنارش پول دربیاورند و تمام...»

روشن حرف نمى زنى.

 به سپاهان اشاره مى كنم تیم سابق نیست. خوشگل بازى نمى كند. سپاهان اینجورى نبود. نمى گویم ما قبلاً نمى باختیم چرا مى باختیم اما فوتبال زیبا مدنظر بود. مى گفتیم قشنگ بازى كنیم، باختیم به جهنم ولى الان...

مثال بزن.

من یك سال و نیم در اروپا بودم. ? ماه اول را در خانه خوابیدم. مصدوم بودم. وقتى برگشتم روى نیمكت نشستم. ما تیمى داشتیم با ملیت هاى مختلف. ? بازیكن تاپ اروپایى داشتیم اگر مى باختیم، مشكل از تیم بود ولى اینجا مشكل از فوتبال مملكت است. با این فوتبال به هیچ جا نمى رسیم. هیچ كارى نمى كنیم. فقط یك مربى خارجى مى آوریم آن هم بى هدف.

همین...

جاى تأسف دارد. در كشور ما 3 تیم برتر لیگ، 3 دفاعه بازى مى كنند به تیمى كار ندارم. در كجاى دنیا دفاع دو نفره وجود دارد شما چه تیمى را با این سیستم دفاعى دیده اید تا كى نباید ریسك كرد.

اما ریسك براى چه؛ تنها براى پیشرفت. نویدكیا مى گوید حس ریسك پذیرى در اروپا و سایر قاره ها باعث پیشرفت شده ولى در ایران چه؟ «هیچى. چه چیزى سرجایش قرار دارد. باید از صفر شروع كنیم.» اما اینها حرف است. از صفر شروع كردن «فقط یك فرضیه است.»

این را قبول دارى؟

شاید. تا به حال از صفر شروع نكرده ایم، حالا وقتش رسیده. به خدا داریم عقب مى رویم. تا كى پسرفت. یكى نیست دست به كار شود.

شعار مى دهى؟

 من به اروپا رفته ام. این روشش نیست. در این مدت كم چیزهاى زیادى دستگیرم شد. فوتبالمان اشكال دارد، روى كار بازیكنان هم تأثیر مى گذارد.

توضیح مى دهى.

 از اینجا شروع كنم؛ در فوتبال ایران خلاقیت معنایى ندارد. ما براى كار اینقدر فضا داریم كه نیازى نیست دست به خلاقیت بزنیم. در فوتبال ایران بازیكن مقابلت را دریبل بزنى، هنر نكرده اى. به نظر من این دریبل ها هیچ فایده اى ندارد اما در اروپا همه چیز متفاوت است. الان فهمیده ام كه بازیكن بزرگ كسى است كه در فوتبال اروپا توپ را بگیرد و چند متر جلو برود نه كسى كه در ایران ? نفر را دریبل مى زند. اینجا بازیكنى مى تواند با توپ 10 متر حركت كند، دریبل بزند و در نهایت گل بزند ولى آنجا هیچ فضایى وجود ندارد. تو باید خلاق باشى اگر نه برگرد به كشورت. امیدوارم كسى ناراحت نشود اما در ایران، حتى بازیكنان بزرگ نمى توانند درست توپ را كنترل كنند من هم جزو آنها هستم. این ناراحت كننده است. فوتبال ما به درد...

در آستانه جام جهانى حرف هاى بازیكنى كه شانس زیادى براى پوشیدن پیراهن تیم ملى دارد، نگران كننده است.

نویدكیا جورى حرف مى زند كه انگار نباید از ایران هیچ انتظارى داشت، غیر از حذف. به راستى این اتفاق خواهد افتاد؟ مگر سنگال در جام جهانى 2002 به خاطر لیگ قدرتمند و با برنامه اش شگفتى ساز شد؟ در پاسخ جواب نه است چون شاید آنها لیگى نداشته باشند. «خب من به جام جهانى كار ندارم. از چیزهاى دیگرى حرف مى زنم.»

ولى فرصت زیادى باقى نمانده.

بحث این نیست. فوقش، بالا مى رویم نهایتاً4-5 بازى انجام مى دهیم و بعد حذف مى شویم. قبول كنید فوتبال ما به هیچ كجاى دنیا نمى خورد.

یعنى چه؟

ما با یكى دومنیجر زندگى مى كنیم. اگر آنها نباشد بازیكنان ایرانى بى مشترى مى مانند. نگاه كنید به جز رحمان رضایى كه در ایتالیا بازى مى كند كدام بازیكن ایرانى توانسته در لیگى غیرآلمانى بازى كند. این یك حقیقت است. فقط بلدیم یك كارشناس بیاوریم بازیهاى استقلال و پرسپولیس را كارشناسى كند این چه كمكى مى تواند به فوتبال ایران بكند. ما لیگى داریم كه در آسیا هفتم و هشتم است. باید برویم تحقیق كنیم كره و ژاپن چه كار مى كنند. برنامه ریزى شان چطور است. خیلى چیزها باید درست شود. آلمان جزو ? تیم اول دنیاست اما فقط دو روزنامه ورزشى دارد. در ایران ولى این همه روزنامه داریم. واقعاً روزنامه ها چه هدفى دارند. اصلاً این فوتبال هدفش چیست؟

تو چه مى گویى؟

هدفى وجود ندارد؛ اینكه به كجا مى رسیم اصلاً مهم نیست. فوتبال ما تمام شده. با یك اسكلت ادامه مى دهد. بعضى ها كنارش ایستاده اند. استفاده هایى مى كنند. این لیگ فقط برگزار مى شود، همین.

اما هرچه هست، وجود دارد و وجود خواهد داشت. انگار هیچ چیز عوض نخواهد شد. «من هم مطمئن نیستم.» ولى بازگشت به لیگ ایران شاید به نفع نویدكیا تمام شود. او مى تواند یك بار دیگر برانكو را قانع كند اتفاقى كه شب و روز انتظارش را مى كشد. «بله، فقط مى خواهم باشم.» ولى به چه قیمتى؟ «همین كافى نیست كه به لیگ ایران برگشته ام!»

بارها توضیح داده اى اما دقیقاً چه شد؟

 با مربى مشكل داشتم. او و رییس باشگاه راضى نبودند برگردم. جلسه اى گذاشتیم، مربى گفت بازیكن محترمى هستى. اگر فكر مى كنى به پیشرفتت كمك مى كند برو ولى حتماً برگرد.

شاید تصمیم درستى نگرفته باشى؟

 من از 17 بازى، 11 بازى انجام داده ام. بد نبود. 5مسابقه فیكس بودم ولى راضى كننده نبود. انگار همه چیز را از من گرفته اند. دوست نداشتم این جورى بازى كنم. شاید این دورى به نفع من باشد.

و بعد بازگشتى. حالا راضى هستى؟

مى گویند نویدكیا آماده نیست، قبول ندارم. من از نظر بدنى مشكلى ندارم، اشكال از لیگ است. دیگر وضعیت مثل دو سال پیش نیست. فرهاد كاظمى از من چیزهاى دیگرى مى خواست. آن موقع در خط حمله بزیك و كریمى بازى مى كردند. چپ و راست من اصغر طالب نسب و سعید رمضانى بودند ولى حالا چى؟ همه چیز عوض شده.

ولى این طبیعى است. تغییرات جزیى از زندگى آدم هاست و هیچ گاه به پایان نخواهد رسید. مثلاً محرم نویدكیا مطمئن است كه در پایان این فصل، همه چیز دوباره عوض خواهد شد. او به صورت قرضى به سپاهان رفته و قرار است روزى به بوخوم بازگردد. «بله، در ایران نمى مانم.»

ممكن است اتفاقى بیفتد؟

بله، هر احتمالى وجود دارد. شاید مربى بوخوم عوض شود و مربى جدید مرا نخواهد و شاید در صورتى كه تیم به بوندس لیگاى یك صعود كرد بگویند به من نیازى ندارند. خودم را براى این چیزها آماده كرده ام. اگر مرا نخواستند مطمئناً به ایران برنمى گردم. مى رویم یك جاى دیگر.

و اما جام جهانى در این بین خیلى مهم است...

بله در صورتى كه در جام جهانى بازى كنم مى توانم به تیم بهترى بروم ولى در غیر این صورت وضعیت همین طور مى ماند.

خودت چه احتمالى مى دهى؟

همه چیز 50-50 است. امكان دارد بروم و روى نیمكت بنشینم. احتمال عكس آن هم تا حدودى عادى به نظر مى رسد.

پس مطمئن نیستى؟

من تا دو سال پیش مى دانستیم فیكس هستم ولى حالا نه. تیم ملى مال من یا یكى دو نفر نیست. هر لحظه باید منتظر یك اتفاق باشى.

هاشمیان گفته در جام جهانى اصلى ها باید بازى كنند.

حرف درستى زده.

یعنى بازیكن در لیگ بدرخشد نباید فیكس باشد؟

در مورد داخلى ها نمى توانم حرف بزنم ولى به عقیده من لژیونرها باید ثابت باشند. فكر مى كنم آنها خیلى مى توانند به ما كمك كنند چون با سیستم حریفان آشنایى دارند. در مقابل بازیكنان مختلف كار كرده اند.

حرف خاصى مانده؟

فقط امیدوارم كسى از حرف هاى من ناراحت نشده باشد.

UserName