• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1290
  • سه شنبه 1384/11/25
  • تاريخ :

نماد گفت‌وگوی تمدن‌ها آخرین نفس‌های هویتی خود را می‌كشد


نماد گفت‌وگوی تمدن‌ها آخرین نفس‌های هویتی خود را می‌كشد؛ بنایی الهام گرفته از معماری دوره

هخامنشی، هم‌زاد میدان بتهوون شهر تاریخی وایمار در شرق آلمان، همان شهری كه یونسكو عنوان "نخستین فرهنگ شهر اروپا" را به آن داد، رو به نابودی است.

بنای یادمان گفت‌وگوی تمدن‌ها در بزرگ‌راه شهید چمران، مقابل ورودی شمالی نمایشگاه بین‌المللی تهران، در مجاورت سالن اجلاس سران و حد فاصل دو هتل بین‌المللی بزرگ آزادی و استقلال، در نزدیكی مركز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها واقع است؛ طرحی كه در پی نام‌گذاری ایران به‌نام مهد گفت‌وگوی تمدن‌ها ازسوی رییس جمهور پیشین، پس از تایید پیشنهاد اجرای نقاشی دیواری با دو موضوع امام علی (ع) و گفت‌وگوی تمدن‌ها در سال 1379 به تصویب رسید و در سال 82 نصب و پرده‌برداری شد.

این بنا را اثر نقاشی دیواری با ابعاد 80 متر مربع از جنس سرامیك كه بر صفحه سنگی به مساحت 300 متر مربع با معماری ایرانی نصب شده است، دربر می‌گیرد.

طرح بنای یادمان گفت‌وگوی تمدن‌ها از دو بخش نقاشی دیواری و مكان قرارگیری نقاشی دیواری تشكیل شده كه تلفیقی از هنر معماری و نقاشی است.

كلنگ بنا را همان سال 79 زدند. پس از چند ماه گودبرداری، دیوار ساخته شد. پرویز حیدرزاده - طراح و نقاش - كار را در كارگاه با سرامیك ساخت و قطعات را نصب كرد. نورپردازی انجام و درنهایت بنای یادمان با چراغ روشن به شهرداری منطقه 1 تهران تحویل داده شد؛ اما از آن روز به بعد كسی آنجا را با چراغ روشن ندیده است.

رییس اداره‌ی نقاشی دیواری و گرافیك شهری شهرداری تهران می‌گوید: مكاتبات مستمر سازمان مبنی بر مراقبت شهرداری منطقه 1 به نتیجه نرسید، تنها می‌گفتند: چشم! اما چراغ‌های داخلی و نورپردازی‌های مخفی‌كار، شكسته شدند و از این اثر فرهنگی هنری ویژه كه به‌صورت مونومانتال و كاملا مستقل توسط مدیریت شهری كار شده است، هیچ‌گونه نگهداری صورت نگرفت.

سیدمحمود شعیبی تاكید دارد كه مسوولان سازمان زیباسازی شهرداری تهران به این نتیجه رسیده‌اند كه از این پس كارها را به شهرداری منطقه تحویل ندهند، اما اذعان دارد كه سرانجام این كار شكل خوشایندی ندارد.

این كارشناس هنری با اشاره به تغییر مدیریت سازمان متبوع خود در سال گذشته، عنوان كرد: بنا بر صلاح‌دید و تصمیم‌گیری‌های یك‌سویه‌ای كه شكل می‌گرفت، پل مكانیزه‌ای در آن فضا شناسایی كردند و از طرف سازمان ترافیك، این محل برای نصب پل مكانیزه معرفی شد؛ اما سازمان زیباسازی در جانمایی هیچ مشاوره‌ای نداد؛ تا از آسیب رساندن این جایگاه به بنای یادمان گفت‌وگوی تمدن‌ها مانع شود. تصمیم‌گیری شده بود، كلنگ را زدند و پایه‌های عظیم پل نصب شدند؛ این‌گونه هم توجیه كردند كه پل باعث می‌شود بنای یادبود بیش‌تر دیده شود. درصورتی‌كه پل مكانیزه در كلیه‌ی قسمت‌های مسیر پل از پله‌ها تا بدنه‌ی بالای پل، پوشیده می‌شود و هیچ قسمتی باز نیست كه دیده شود. در هر صورت، تلاش‌های ما بی‌نتیجه ماندند؛ یادآوری‌ها‏، درخواست و تذكر های ما هم به جایی نرسیدند. آن‌ها كارشان را انجام می‌دهند، به نتیجه هم می‌رسانند و تنها بنای یادبود گفت‌وگوی تمدن‌هاست كه كور خواهد شد.

وی هم‌چنین به مجوز ایجاد توقف‌گاه اتوبوس‌های شركت واحد در این محل اشاره كرد كه ازسوی سازمان مزبور داده شده كه شرایط به‌زعم وی ناپسند ترافیكی را ایجاد كرده است.

شعیبی معتقد است: تنها شخص شهردار و شورای شهر تهران با بخش‌نامه‌هایی در این‌باره، می‌توانند تمام خطوط تخصصی سیستم شهرداری را تعریف كنند؛ به‌گونه‌ای‌كه اگر امكانات تخصصی در سازمان زیباسازی برای طراحی‏، نظارت و اجرا در مناطق تعریف شد، اولا بستر تخصصی از آن‌ها ارایه كنند،‏ اگر مورد تاییدشان و براساس نظرات كارشناسی اساتید فن است، بحثی نمی‌ماند، می‌توانند ابلاغ كنند.

او تاكید دارد: خلاء قانونی در این زمینه نداریم؛ مگر در بخش‌هایی كه آن‌را هم می‌توان تعمیم داد، اما خلاء پی‌گیری و اجرای قانون داریم.

وی با اشاره به تنظیم لایحه‌ی نقاشی دیواری و اجرایی نشدن آن، از نگرش حاكم سخن می‌گوید و قرارهایی كه در این‌باره نیز كارشناسی صورت بگیرد: مخالفتی با كارشناسی هم نداشتند، جریان از یك‌سری اختلاف‌های ساده داخل سازمانی شكل می‌گیرد. كاری كه نباید می‌شده، تنها به‌خاطر آن‌كه نظر یك فرد بوده، صورت گرفته است.

این كارشناس هنری تصریح دارد: در این‌باره ماده قانونی در سازمان زیباسازی وجود ندارد و تنها راه این است كه كمیته فنی شكل بگیرد كه محل وثوق كارشناسان شهری باشد؛ نه این‌كه هر كس بیاید و چند تا از رفقایش را هم بیاورد. بسیاری از كارها بدون هیچ پشتوانه تخصصی، تنها با یك دستور مستقیم صورت می‌گیرند. در جریان زیباسازی شهری اگر اولویت با هنرمندان نباشد، دیگر بود و نبودشان هیچ توجیهی ندارد. در حال حاضر هیچ كمیته‌ای تخصصی غیر از كمیته‌ای كه چهار سال با جدیت به كار ادامه داده است، در سازمان وجود ندارد. اگر كسی در سازمان تصمیم بگیرد كه همه نقاشی دیواری‌های شهر را به‌صورت كنتراتی به شخصی بسپارد، ما تنها می‌توانیم فریاد بزنیم و هیچ‌كس مانع او نخواهد شد. با یك روش بسیار سخیف مثل مناقصه، پروژه‌های نقاشی دیواری را اجرا می‌كنند.

شعیبی تاكید دارد كه عمر هنری خود را صرف كرده است تا مدیریت هنری كشور در شهر تهران تكانی بخورد؛ اما به‌صراحت این پرسش را از شهردار تهران می‌پرسد و این توضیح را می‌خواهد كه جایگاه هنر در سطح شهر تهران كجاست و سازمانی با قدرت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران كه می‌تواند بسیاری از امكانات را جذب و سازماندهی كند، چه می‌كند؟

وی معتقد است كه ساخت پل مكانیزه و سرویس‌های بهداشتی و كارهایی از این قبیل در سطح شهر، وظیفه سازمان زیباسازی نیستند. می‌پرسد: آیا ساخت سرویس‌های بهداشتی وظیفه سازمان زیباسازی است؟ به‌لحاظ اسمی هم چنین نیست. گویا كسی وظیفه سازمان را نمی‌داند یا نمی‌خواهد كه بداند. چرا هنوز فكر می‌كنند هنر هم‌چنان یك جریان فانتزی است؟ چرا به جریان‌های كاربردی وسعت آن فكر نمی‌كنند؟

شعیبی در عین حال گمان می‌كند كه عبدالمجید حسینی راد - ریس مركز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - می‌تواند كمك‌هایی بكند؛ می‌گوید كه قول‌هایی هم داده است. اما معتقد است، ضروری است كه جامعه هنری و انجمن‌ها را برای ورود به جریان‌های هنر شهری آماده ‌كنیم و اگر خود ابتكار عمل داشته باشیم، مسلما مدیران شهری هم حمایت می‌كنند.

حسینی راد اما از اهمیت نقاشی دیواری و ایفای نقش تاثیرگذار آن پس از انقلاب حتا در زمان جنگ تحمیلی می‌گوید؛ نقش غیرقابل كتمانی كه در هیچ مقطع زمانی به سیری یا گرسنگی مردم - كه دست‌آویز توجیه‌های برخی مسوولان شهری شده است - هم ارتباطی نداشته است.

رییس مركز هنرهای تجسمی تاكید دارد كه فرهنگ و هنر به اعتبار نیاز دارد. وقتی تنها 3 درصد بودجه كل كشور به هنر اختصاص پیدا می‌كند، طبیعی است كه در مسائل، اهم فی‌الاهم شود و با فضای مبهمی مواجه شویم.

این مدیر هنری كشور اذعان دارد كه اگر به خود نسبت‌های بزرگان نظام به هنر رجوع كنیم، تكلیف‌مان روشن می‌شود؛ او به این بیان اشاره دارد كه "هیچ اندیشه‌ای در تاریخ ماندگار نیست؛ مگر آن‌كه با لباس هنر آراسته شود".

سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران با نمونه‌هایی ثابت می‌كند كه در كشورمان برای هنر ارزش قایلیم، اما خود اذعان دارد مدیریت ساماندهی‌شده‌ای در این‌باره وجود ندارد. می‌گوید كه همه مسائل جاری این امر را روشن می‌كنند كه مدیریت هنری را كه تشخیص دهد، تصمیم بگیرد و اجرا كند، نداریم. به‌دلیل ماهیت و جوهره هنر و به‌خاطر آن‌كه نتایج سریع و ملموس آن كم‌تر است، هنر در پلان نخست توجه در مدیریت كشور نیست و توجه به آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

حسینی راد گمان می‌كند كه بخش مهمی از این مساله به ساختارهای مدیریتی و قانونی به‌نتیجه‌نرسیده، برمی‌گردد و قانون‌گذاران ما اهمیت این امر را كه تا چه حد گسترش، تعمیق و ارزش‌گذاری به كار هنرمندان و توسعه فرهنگی در جامعه ضروری است، واقف نیستند؛ بنابراین توجه به آن‌را نیز به‌عنوان الزام مطرح نمی‌كنند.

علی‌اصغر كفشچیان مقدم، عضو تنها شورای تخصصی هنری در شهرداری و سازمان زیباسازی است - همان شورایی كه طرح گفت‌وگوی تمدن‌ها را تصویب و اجرا كرد -، می‌گوید: از آن‌جا كه شورایی كه مورد قبول همه باشد وجود ندارد تا همه كارها را با هم هماهنگ كنیم، نمی‌دانم قدرت اجرایی سازمان زیباسازی تا چه اندازه است كه بتواند بر نهادهای اجرایی در شهر و بخش‌های مختلف شهرداری نظارت داشته باشد. حمایت‌های لازم دولت متوقف شده و طرح‌های مصوب شورای نقاشی دیواری هم به نتیجه نرسیده است.

او این امر را از تغییر دولت ناشی می‌داند و با انتقاد از این روند، تاكید دارد: زمان بروز استعدادها می‌گذرد، طبیعتا كارشناسان عمر محدودی‌ دارند.

شش‌، هفت ماه توقف به‌دلیل تغییر دولت در این مرحله به ظن این عضو هیات علمی دانشگاه تهران می‌تواند ضرر بزرگی برای دولت باشد: در این شش، هفت ‌ماه، كارشناسان كاری را انجام نمی‌دهند یا نمی‌دانند باید چه‌كار كنند. بنابراین ضروری است دولت زودتر بتواند برنامه‌های خود را به مدیریت‌های پایین‌دست بدهد یا مسیرشان را اصلاح یا همان‌ها را تقویت كند و یا حتا مبناهای جدیدی را كه در نظر گرفته‌اند، اعلام كنند تا دوباره كار روی چرخ بیافتد و شروع شود.

او معتقد است: اگر بخشی كه این مسوولیت‌ها را دارد با بخشی كه مسوول زیباسازی است، تعامل نزدیك‌تری داشته یا شوراهای مشتركی داشته باشند، می‌توانند همین طرح‌ها را در یك ساختار بهتر كه با محیط هماهنگ باشد، ارایه دهند. اما گویا همه منتظرند؛ در این میان هم كسانی كه از قبل پروژه‌هایی را گرفته‌اند، كماكان كار خودشان را می‌كنند.

وی با قطعیت از خلاء قانونی می‌گوید: در سازمان زیباسازی قانون مورد حمایت شهرداری و دولت وجود ندارد. نمی‌دانم مصوبه‌هایی كه در شوراهای زیباسازی هست، از حمایت‌های دولتی برخوردار است یا خیر. چند سال است هیچ اتفاقی نیافتاده و همین حركت‌هایی را كه قبلا می‌دیدیم، امروز به شكل دیگری شاهدیم. همه نهادهایی كه قبلا درگیر بودند، به شكل ضعیف‌تر یا قوی‌تر، یا نهادهای جایگزین شدند و دارند كارشان را در شهر تهران انجام می‌دهند.

این كارشناس و متخصص هنری تاكید دارد كه ضروری است در سازمان زیباسازی شهر تهران شورای مشتركی ایجاد شود كه تصمیم‌گیرنده و از اهرم‌های قانونی هم برخوردار باشد؛ تا مصوبات آن با تغییر مدیران، دولت و حتا مدیران رده پایین‌تر، به تغییر و تعویق دچار نشود.

او نیز اذعان دارد كه شهرداری‌های مناطق، تابع مصوبات سازمان زیباسازی به‌عنوان دستگاه مافوق‌ نیستند و این امر از آن ناشی است كه درواقع مبنای مشتركی برای كلیت مدیریت كشور وجود ندارد.

كفشچیان مقدم نمونه‌های بسیاری برای تاثیر فاجعه تكثر مدیریتی در رده‌های مختلف كشور دارد؛ می‌گوید: نمی‌دانم چه زمانی این حساسیت در مدیران عالی‌رتبه شكل می‌گیرد كه برنامه یا نهادی را به‌وجود آورند كه بر حقوق شهروندی مردم كنترلی داشته باشند.

به ظن او ضروری است شورایی ایجاد كنند و به آن شكل قانونی بدهند؛ تا مصوبه‌های آ‌ن بتواند مورد اجرا قرار گیرد و از حمایت دولت هم برخوردار باشد.

وی پیشنهاد می‌كند تا مدیریت كلان كشور همان‌طور كه برای خیلی مسائل مثل شورای انقلاب فرهنگی به‌وجود آورد، شورایی در دل همان شورای انقلاب فرهنگی یا جایی دیگر كه در مورد كشور، بخصوص در مورد شهر تهران به‌وجود آورد؛ تا بتواند ساماندهی در این زمینه انجام داده و همه نهادهای دست‌اندركار را موظف به اجرا بداند. اما خود در عین حال اذعان دارد كه گویا این اتفاق‌ها برای مسوولان خیلی اهمیت ندارند، یا شاید موضوع‌های مهم‌تری در كشور وجود دارند كه به آن می‌پردازند.

مدرس دانشگاه تهران بر توجه شهردار تهران به ساختار زیباشناسی شهر تهران تاكید دارد و درباره گفته وی، مبنی بر كشف هنرمندان، تصریح دارد، آرزوی هر هنرمندی است كه آنان را نیز به اندازه‌ی ورزشكاران ببینید. اما در عین حال عنوان می‌كند كه انتظار می‌رود اگر بعضی مواقع در شرایطی قرار می‌گیریم و احساساتی می‌شویم، یا صحبتی نكنیم یا اصولی و برنامه‌ریزی شده باشد. لازم نیست همیشه حرف بزنیم؛ بگذاریم كار انجام شود، تاثیر آن دیده خواهد شد.

او به ساختمان‌های خالی در تملك شهرداری تهران اشاره كرد كه در یك برنامه‌ریزی خوب می‌توان حتا به‌صورت موقت آن‌ها را مورد استفاده قرار داد.

كفشچیان مقدم با صراحت می‌گوید كه آن‌چه امروز كار كنیم، نتیجه و برداشتش در 20-30 سال آینده خواهد بود و طبیعتا در گزارش‌ها به عنوان نتایج نمی‌تواند ثبت شود. اگر از اول انقلاب در این زمینه كار كرده بودیم، امروز می‌توانستیم از یك سازمان هنری و فعال در كشور صحبت كنیم كه هدفمند است و به اهداف بزرگی دست یافته. اما امروز می‌بینیم گاهی كاری انجام می‌شود، در زمان دیگر با مدیر دیگر خراب می‌شود، یا كاری روی آن نصب می‌شود و آثار، یكی پس از دیگری از بین می‌روند. اگر مسوولان بخواهند واقعیت را ببینند، باید حساب كنند طی 25 سال پس از انقلاب چه فضاهای هنری را در اختیار هنرمندان گذاشته و چه‌كار كرده‌اند و آن‌را نسبت به سایر حوزه‌ها قیاس كنند. همه اعتراف دارند ایران در توسعه كمی هنرمندان بسیار موفق بوده، به لحاظ كیفی هم حركت مناسبی داشته، اما واقعیت آن است كه این نسبت افزایش یافته پس از انقلاب هیچ‌جا مورد توجه قرار نگرفته است.

وی می‌گوید: اگر به ساختار كشورهای كمونیستی نگاه كنیم، شاهدیم كه بسیار خوب اقدام و عمل كرده‌اند. با این‌كه ما فرهنگ بسیار غنی و مسوولانی كه در این مساله دغدغه داشته‌اند، داریم؛ اما برنامه هدفمند در این‌باره نداشته‌ایم. بسیاری از سازمان‌ها بخش فرهنگی دارند؛ وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، حوزه‌ی هنری و...؛ اما نتیجه‌ی امروز قابل توجه و دسترس نیست.

او نمونه می‌آورد و می‌گوید طرح مدونی برای گرامیداشت شهیدان در تهران نداریم، گه‌گاه سقاخانه ساخته و عكس شهید می‌كشیم، به‌خاطر آن است كه حتا یك‌بار نشده كارشناسانه، بدون ورود سلیقه‌های شخصی، آن‌ها را مدون كنیم و بقیه حمایت كنند. تبعاتی از این شكل را هر چند وقت یك‌بار می‌بینیم و هیچ صدای اعتراضی هم از جایی بلند نمی‌شود.

این استاد دانشگاه مدعی است كه سازماندهی مشترك و هدفمند برای هنر تا امروز در كشور نداشته‌ایم، هر كس كه مدعی است وجود دارد، خوشحال می‌شویم بشنویم كه هدف هنر كشور چیست، به چه سمتی می‌رود و نزد مسوولان چه جایگاهی دارد و ارزش این جایگاه چقدر است؟ ضروری است كه تعادلی در نگاه مسوولان به‌وجود آید، كمی نسبت فرهنگ و هنر حساس‌تر شوند، سعه صدرشان را بیشتر كنند، پدارنه نگاه كنند؛ نه برادرانه، اگر علاقه‌مند به ورزش هم هستند، هنر برادرناخوانده‌شان نباشد.

UserName