• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 923
  • دوشنبه 1389/11/25
  • تاريخ :

در رثای پدر شهیدان زین الدین

 بغض لبخند!

عصر ما را عصر خمینی(ره) نام نهاده اند و خمینی مردی از تبار اولیای خدا بود که برای اثبات حقانیت انبیای الهی، خود اعجازی در قرن ها دوری انسان از آهنگ آسمان بود.

اعجازی الهی که آمد تا سلسله تمدن ها و افتخارها و سلطنت ها و استعمارها را بلرزاند که همگان بدانند خدایی که روزگاری آخرین کلامش را در کام رسول خاتمش(ص) برای سعادت بشر سرود، هرگز انسان را در جهل خویش تنها نمی گذارد و راه انتظار خاموش نخواهد ماند.

شهید زین الدین به روایت همسر

عصری که آبستن آن حادثه بزرگ است. آری باز هم «غلبت الروم»! و بازهم «الم تر کیف فعل ربک بعاد»؟ و «اصحاب الفیل» که «ان ربک لبالمرصاد».

جهان در انتظار هزاران ساله خود است و اعجاز الهی روحی است در کالبد زمان که نشانه ای باشد از پایان جاهلیت بشر! جاهلیتی که با هزاران چراغ، هنوز روشن نشده است. مردی که وارث نور است، در عطف تاریخ، پژواک بسامد جاء الحق را فریاد کند، چه فرعون «انه طغی»!

روح الله خمینی آمد تا زیربنای کاخ طاغوتیان را چنان بلرزاند که پیش از ظهور، ویرانه ای بیش نماند و سرزمین هایی که رهگذران بگویند: «کیف کان عاقبه المکذبین»!

فروپاشی ستمکده های استعمارگران اگر چه چند صباحی بیانجامد اما فرسایش و آوار آن بیش از سه دهه است که آغاز شده «ولو کره المشرکون».

اما صحیفه اعجاز الهی که کافران با دهان رسانه هایشان خواستند آواز کنند تا خوانده نشود و خدا خواست که تمام کننده نورش باشد، ستارگانی دارد که جهان تابند اما مظلوم!

فرزندانی که دست هدایت الهی آنان را برای خود خدا ساخته و پرداخته و برگزیده و مخلص گردانیده است. همانا که روح الله، در آهنگ سخنانش، سماع ارواحشان را و در مناجاتش، استجابت اشک چشمانشان را به شعر می نشست و از قهقه مستانه شان مثنوی می گفت و از رزقشان، غزل می ساخت!

خمینی می فرمود: «خدای تبارک و تعالی با قدرت غیبی خودش به این ملت عنایت فرمود و این جوانها را متحول کرد به یک انسانهای عارف مسلک که برای خدای تبارک و تعالی و به عشق خدای تبارک و تعالی از جانشان می گذرند و مادران و پدران آنها از فرزندان رشیدشان می گذرند.»

او هم سفره مردانی بود که هیچ تجارتی آنان را از ذکر خدا بازنمی داشت مگر تجارت با خود خدا که جان و مالشان را به بهای پرسود بهشت می خرد و همانان که برخی شراب طهور شهادت را نوشیده بودند و برخی در انتظار ساقی نشسته که از کوثر ولایتشان سیراب شوند.

و این ستارگان در مزرعه های آسمانی باغبانانی به تبلور رسیده بودند که خمینی درباره آنها می گفت: «اینجانب ... چون به مادران و پدران این جوانان و نوجوانان شهید برخورد می کنم و آن شجاعت ها و شهامت های فوق تصور را از آنان مشاهده می کنم احساس حقارت نموده، به پیشگاه پیامبر بزرگ اسلام - صلی الله علیه و آله- و حضرت بقیه الله- روحی لمقدمه الفداء- به خاطر چنین امتی و پیروانی متعهد و مجاهد تبریک عرض می کنم»، «آفرین بر مادران و پدران متعهدی که چنین فرزندان سلحشور و عاشقی را در دامن پربرکت خود تربیت نمودند»، «سلام و درود بر شما پدران و مادران، همسران، فرزندان و بازماندگان شهدا که از بهترین عزیزان خود در راه بهترین هدف که اسلام عزیز است، بزرگوارانه گذشته اید، و در امر دفاع از دین خدا، آنچنان صبر و مقاومت نشان داده اید که رشادت و استقامت یاران سید شهیدان حضرت امام حسین- علیه السلام- را در خاطره جهانیان تجدید کردید»، «ما در راه اسلام، این هدف مقدس از شهادت نور چشمانمان هراس نداریم، و سند ما پدران و مادران شهدای عزیزمان است که آنچنان با گشاده رویی و شجاعت معنوی از شهادت عزیزانشان استقبال می کنند که انسان را به یاد حضرت علی بن الحسین، امام سجاد و عمه بزرگوارش زینب کبری، فرزند علی بن ابیطالب- سلام الله علیهم- می اندازد»، «این کوردلان شکست خورده نمی بینند که مادران و پدران و فرزندان و همسران این شهدا چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار می نمایند و چون کوهی در مقابل حوادث ایستاده اند»، «در کجا، در لابلای تاریخ، چون مادران و پدران و همسران و خواهران و برادران و سایر بستگان اینان را سراغ دارید که پس از چند قربانی باز برای قربانی دیگر فرزندان خود پیشقدم می شوند. این مکتب قرآن و اسلام راستین است؛ و اینان فرزندان این قرآن و این مکتب و آن صاحب مکتبمان. سلام و تحیات خدا و رسولانش بر این مادران و پدران و این فرزندان عالی مقام»، «خداوندا! تو می دانی که فرزندان این سرزمین در کنار پدران و مادران خود برای عزت دین تو به شهادت می رسند و با لبی خندان و دلی پر از شوق و امید به جوار رحمت بی انتهای تو بال و پر می کشند»، «الفاظ و عبارات، توان توصیف آنانی را که از بیت مظلم طبیعت به سوی حق تعالی و رسول اعظمش هجرت نموده، و به درگاه مقدسش بار یافته اند، ندارد. از مجاهدینی که سنگرهای نبرد را تبدیل به مساجد و میدان های جهاد را با بانگ تکبیر مهبط ملائکه الله نموده اند، چگونه سخن توان گفت: در اقدام شریف مادران بزرگواری که در دامن های مطهر خود چنین فرزندانی را برای اسلام تربیت کرده اند، چه می توان نثار کرد؟» «ما خاکیان، ناتوان از عهده تعظیم و تقدیر مادران بزرگواری که در دامن خود این جوانان متعهد را پرورانده اند و پدران سلحشوری که در پناه خویش آنان را به جوانی رسانده اند و همسران غمخواری که در کنار آنان به سر برده اند و اکنون با روی گشاده به میدان نبرد و دفاع از حق می فرستند می باشیم؛ و این نیز در عهده آفریدگار منان است»، «از شهیدان ارجمندی که خداوند تعالی در شأن آنان کلمه بزرگ احیاء عند ربهم یرزقون را فرموده است، بشری قاصر مثل من چه تواند گفت. آیا بار یافتن نزد خداوند و ضیافت مقام ربوبی از آنان را می توان با قلم و بیان و گفت و شنود توضیح داد؟ آیا این همان مقام فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی نیست که حدیث شریف بر سید شهیدان و سرور مظلومان منطبق نموده است؟ آیا این جنت همان است که مؤمنان در آن راه دارند، یا لطیفه الهی آن است؟ آیا این بار یافتن و ارتزاق نزد رب الارباب همان معنی بشری آن است، یا رمزی الهی و والاتر و فوق برداشت بشر خاکی؟ بار الها، این چه سعادت عظیمی است که نصیب بندگان خاص خود فرمودی که ما از آن محرومیم. اکنون من به مادران و پدران مربی این بندگان خاص خدا و همسران و بازماندگان این عزیزان به جای تسلیت، تبریک عرض می کنم. یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما»، «ما همه... مرهون مادران و پدران و خاندان این سلحشوران که بحق سربازان الهی تربیت نموده اند [هستیم]، و حضرت بقیه الله- ارواحنا لمقدمه الفداء- قدرشناس آنان است»، «مفتخریم که مادران دلیری که عزیز از دست داده اند و پدران عزیزی که جوانانشان شهید شده اند آنچنان با ما برخورد می کنند که گویی عروسی عزیزان و جوانانشان را جشن می گیرند. و اینجانب هر وقت با این عزیزان معظم برخورد می کنم یا وصیتنامه انسان ساز شهیدی را می بینم احساس حقارت و زبونی می کنم. اینان سند ایمان و تعهدشان را به اسلام در دست دارند، و قبور شهدا و اجساد و ابدان معلولان، زبان گویایی است که به عظمت روح جاوید آنان شهادت می دهد، و شکایتی اگر دارند از آن است که به فیض شهادت نرسیده اند و یا در حالی که به ثواب شهادت رسیده اند»، «گرچه زبان ها و قلم ها... عاجزند که به پدران و مادران دلیری که چنین فرزندانی را تربیت کردند و به اسلام تقدیم نمودند دلداری دهند، و از خواهران و برادرانی که در جوار آنان بودند دلجویی نمایند. اینان مشمول عنایات و رحمت های بی پایان خداوند، در جوار اولیای عظیم الشأن، با سعادت در دنیا و آخرت قرینند».آری! امروز یکی از این باغبان ها به میهمانی لاله هایی رفت که خود پرورده بود. یکی از همان پدرانی که ستاره های آسمانی خمینی را در ولایت مهرش سیراب کرده بود و مست درخشش.

حاج عبدالرزاق پدر شهیدان زین الدین که در جوار فرزندانش آرمید تا دست بر شانه های پسرانش با ضمیری شاد به خلوت انس ملکوتیان وارد شود و بغض های دلتنگیش را لبخند بزند!

  

حامد عبداللهی 

بخش فرهنگ پایداری تبیان


منبع :

کیهان
12 خاطره از شهيد زين الدين

12 خاطره از شهيد زين الدين

12 خاطره از شهيد زين الدين
16خاطره کوتاه از شهید زین الدین

16خاطره کوتاه از شهید زین الدین

16خاطره کوتاه از شهید زین الدین
ممد نیستی ببینی!

ممد نیستی ببینی!

ممد نیستی ببینی!
وظیفه جامعه نسبت به شهید

وظیفه جامعه نسبت به شهید

وظیفه جامعه نسبت به شهید
UserName
عضویت در خبرنامه
  • وبگردی