• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6762
  • چهارشنبه 1384/11/19
  • تاريخ :

همنوایی با آرمان ها و حماسه حسینی

مصاحبه با دکتر فرهمند پور


اشاره - روزگار بازی های عجیب و غریبی دارد. هیچ وقت فكرش را نمی كردم كه روزی من، دانشجوی تنبل كلاس مقابل یكی از بهترین استادانم قرار بگیرم و با او مصاحبه كنم. وقتی مقابل او نشسته بودم و حواسم به چگونه مطرح كردن سوال بعدی، ضبط شدن صدا و تپق نزدنم در حین مصاحبه بود، با خودم فكر كردم "آن موقع كه سر كلاس اهل گوش كردن نبودی، لااقل الان گوش و دلت را به كار بگیر".

كاربران عزیز، قرار بود این مصاحبه از اول دهه محرم در سایت قرار بگیرد، ولی به خاطر شلوغی برنامه های كاری مصاحبه گیرنده و مصاحبه شونده، نتوانستم زودتر آنرا انجام دهم. بعد از كلی قرار گذاشتن و جابجا كردن برنامه، بالاخره موفق شدم خانم دكتر فهیمه فرهمند پور، استاد دانشگاه تهران را در ساختمان گروه معارف دانشگاه ملاقات كنم. ایشان دانشجوی دكترای رشته تاریخ اسلام و در حال نگارش رساله دكترای خود هستند. همچنین دارای تحصیلات حوزوی تا مقطع خارج فقه و اصول می باشند.

امیدوارم همه شما دوستان از این مصاحبه استفاده لازم را ببرید و تلاش مجموعه همكارانم در سایت تبیان توانسته باشد در جهت پاسخگویی به سوالات و افزایش اطلاعات شما در حوزه معارف اسلامی، قدم كوچكی برداشته باشد، ان شاء ا...

تبیان: به مناسبت ایام محرم ، ویژه نامه ای در سایت تبیان ارائه شده است. درباره مسئله بدعت و بعضا" رفتارها، برخوردهایی كه در عزاداری ها به خصوص ایام محرم و عاشورا شاهد هستیم .می خواهیم صحبتی را با شما داشته باشیم. در این ایام یك سری رفتارهایی مثل قمه زنی ، خودزنی یا در بعضی از سخنرانی ها صحبت هایی می شود كه یك مقدار با ذهنیتی كه ما از این بحث ها داریم، مطابقت ندارد و برایمان ثقیل و دور از ذهن است. لطف كنید در مورد این رفتارها برایمان توضیح دهید كه درمورد این قبیل رفتارها چه می توان گفت، آیا اینها بدعت هستند و چه عنوانی می توان به آنها اطلاق كرد؟

__ بسم ا... الرحمن الرحیم. به نظر می رسد بایستی مثال هایی را كه شما زدید براساس محتوای آنها طبقه بندی و از هم تفكیك كرد. شما یكبار در مورد نقل هایی صحبت می كنید كه احتمالا" ‌ممكن است با واقعیت های تاریخی منطبق نباشد، به عنوان مثال برخی مبالغات در نقل ها یا مواردی از این قبیل. ما در این مورد می توانیم اسم تحریف واقعیت را روی آن بگذاریم. یعنی ممكن است واقعیت تاریخی به گونه ای غیر منطبق با حقیقت معرفی و عرضه شود، همراه با برخی غلوها یا مبالغات، اضافه كردن برخی رویدادها و حذف بعضی واقعیت ها از تاریخ. اینها را باید تحریف نامید. این، یك بحث كاملا"‌ علمی است. باید ارباب قلم و تحقیق وارد عرصه شوند و در مقابل این گونه حركت ها بایستند.

شاید ما مهمترین اثر و اولین اقدام محققانه در مقابل این كار و جریان را اثر ارزشمند استاد شهید مطهری تحت عنوان "حماسه حسینی" داریم كه ایشان سالها پیش از انقلاب به این مسئله پرداختند و هنوز هم این اثر با وجودی كه قریب به سه دهه از تالیف آن گذشته، به روز و ارزشمند است و جوابگوی بسیاری از سوالات نسل جوان در مسئله ورود برخی از انواع تحریفات در نقل های تاریخی عاشورا است. اما‍ بخش دیگری از مثال های شما درباره این قضیه، برمی گردد به برخی رفتارهایی كه با عنوان عزاداری برای امام حسین (ع) اتفاق می افتد. ببینید، البته اسم اینها را نمی شود بدعت گذاشت. بدعت در صورتی تعبیر درستی خواهد بود كه ما رفتار یا مسئله خاصی را به دین نسبت دهیم. یعنی شما اگر آمدید یك رفتار خاص را به عنوان رفتار دینی، منتسب به شریعت كردید،‌ برای مثال گفتید خواندن فلان ذكر در دین ما واجب است در حالی كه واجب نباشد، یا آمدید برای یك رفتار، حتی مرحله ای از استحباب را از منظر دین مطرح كردید در حالی كه ما دلیل شرعی برای استحباب این كار یا عمل نداشته باشیم، یا گفتید این رفتار، رفتاری است كه در شریعت به آن توصیه شده در حالی كه این توصیه وجود نداشته باشد و اگر ما رفتار خاصی را به دین منتسب كردیم و ریشه رفتار خودمان را به دین مربوط كردیم، این بدعت تلقی می شود. به عنوان مثال اگر شما ادعا كردید قمه زنی یك رفتار توصیه شده در روایات دینی است در صورتی كه چنین چیزی نباشد، این، بدعت می شود. اما معمول رفتارهایی كه در عزاداری ها انجام می شود، در واقع این ادعا نیست كه در دین به آن توصیه شده بلكه متدینین برای اثبات اخلاص خودشان، رفتارهایی را ابداع می كنند. در واقع خود آنها هم معترف هستند كه این را شریعت بدین شكل توصیه نكرده، این شكلی است كه ما انتخاب كردیم برای اینكه اخلاص، سوگواری و اندوه خودمان را در عزای امام حسین (ع) ابراز و اعلام كنیم. در واقع با این توضیح كه خود این افراد معتقد هستند كه بازگشت این امر به توصیه شرعی نیست، نمی شود اسم آنرا بدعت گذاشت، اما این بدان معنا نیست كه چون بدعت نیست،‌كار درستی هم هست. در واقع ما باید هنگامی كه رفتار، آداب و یا شعائری را برای اعلام احساس، اخلاص ، شادی مان در ایام شادی یا اندوهمان در ایام سوگواری می خواهیم انتخاب كنیم، باید آنرا بر روح شریعت عرضه بكنیم و ببینیم آیا شریعت، این رفتار ما را به عنوان یك نماد، نشانه و ساختاری برای رفتارهای دینی مان می پذیرد یا نمی پذیرد؟ اگر شما فرضا" قمه زنی را یك رفتاری بدانید به عنوان نشانه ای برای ابراز اندوه یك انسان سوگوار، لازم است این را بر شریعت عرضه كنید، آیا روح دین و باورهای اعتقادی ما می پذیرد كه ما برای اثبات اندوهمان، آسیبی به خودمان و جسممان بزنیم، گاهی حتی در بعضی از این مراسم، بچه های كوچك را به مخاطره می اندازند و قمه را به آنها هم می زنند، در واقع می خواهند نهایت درجه اخلاصشان را ثابت كنند ولی حقیقت این است كه این رفتارها با روح تعالیم دینی ما سازگار نیست . نكته ای لازم است در اینجا گفته شود. ما یك مطلبی داریم و آن بومی كردن رفتارهای دینی است. به این معنی كه دستورات دینی را دین عرضه می كند، اما هر جامعه ای متناسب با سنت ها، آداب بومی و قالب های سنتی، عرفی و بومی خودش، روح دین را عرضه می كند. به عنوان مثال نوع غذاهایی كه در هر جامعه می خورند، نوع لباس هایی كه می پوشند، اینها اموری است كاملا"‌ عرفی، سنتی و بومی برای هر منطقه. شریعت نمی آید بگوید پوشیدن این لباس واجب یا حرام، ممنوع یا مجاز است، بلكه اصول كلی را بیان می كند. مثلا" شریعت یك حكم كلی برای حجاب می آورد. این حجاب را شما می توانید در لباس ها با مدل ها، طرح ها و شكل های مختلف تحقق ببخشید. هر جامعه ای متناسب با سنت ها و عرف خودش برای حجاب یك مثال و مصداق خارجی به وجود می آورد.یا نوع غذاهای ما. شریعت فرضا" استفاده از گوشت خاصی یا ماده غذایی خاصی را ممنوع، مجاز، مستحب و یا مكروه می كند. اما حالا از این ماده غذایی چگونه در غذاها استفاده كنیم، این دیگر به سنت ها، آداب و عرف هر جامعه ای برگشت می كند. به این، بومی كردن می گویند. این امر، فی نفسه بد نیست، به شرطی كه ما در فرایند بومی كردن شریعت لطمه ای به اساس باورها و روح دین نزنیم. اینكه حجاب ما شكل سنتی و عرفی خودمان را داشته باشد اشكالی ندارد، مگر اینكه با اساس، حدود و شاخصه های حجاب دینی متفاوت باشد. ببینید، عزاداری به عنوان یك رفتار دینی است. اصل این رفتار توصیه شرع است، در روایاتمان از معصومین توصیه شده به اینكه ما در عزای امام حسین (ع) سوگواری كنیم. چگونه سوگواری كردن بستگی دارد به اینكه ما در چه جامعه ای زندگی می كنیم، با چه حال و هوایی، آداب و سنت هایی و شكل و قالبی. بنابراین شیعه هندی به روش خودش، شیعه ایرانی به روش خودش و شیعه لبنانی به روش خودش عزاداری می كند. این، فی نفسه بد نیست، به شرط این كه مراقب باشیم رفتارها و آداب سنتی ما برای ابراز و آشكار كردن احساس تالم ما در عزای امام حسین (ع)، تعارضی با باورهای دینی و پایه ای نداشته باشد، یعنی مثلا"‌ من به گونه ای عزاداری نكنم كه عزت و افتخار نهفته در عزای امام حسین (ع) نادیده گرفته بشود. گاهی وقتها، بعضی از عزاداری های ما واقعا" حرمت اهل بیت را آنچنان كه باید حفظ نمی كند.

 مردم می خواهند متناسب با آداب و سنت های خودشان عزاداری كنند، تا این جای قضیه بد نیست، به شرطی كه در طراحی ساختارها و نمودهای ظاهری این رفتارها، مراقب هماهنگی و تناسب با باورهای كلان و مبنایی دین باشیم

چنین رفتارهایی باید تغییر پیدا كند. شما در بعضی از تعزیه خوانی ها می بینید كه به نوعی رفتارهای موهنی انجام می شود. حركات و گفتگوهای موهنی به اهل بیت نسبت داده می شود كه در شان اهل بیت نیست. چنین عزاداری هایی حقیقتا"‌ مشكل ایجاد می كند و قابل تامل و نقد است. عزاداری نباید به نحوی باشد كه اخلاق دینی را مورد خدشه قرار بدهد. به عنوان مثال در هنگام عزاداری، پوشش عزاداران نباید به نحوی باشد كه به اخلاق و عفت عمومی ضربه بزند. مثلا"‌ آقایان بدون پیراهن و برهنه عزاداری كنند. این با اخلاق دینی ما سازگار نیست. یا مثالی كه شما زدید. قمه زنی؛ این امر با فقه ما سازگار نیست، چون آسیب به نفس در فقه ما حرام است، یا ممكن است رفتاری به حسب ظاهری باعث شود كه در دید مخاطب غیرمطلع، فرهنگ دینی را زیر سوال ببرد. یا بعضی رفتارهای سمبولیكی كه انجام می شود، تحت عنوان نمایش های سمبولیك، مثلا"‌ خیمه ها را آتش می زنند، بعد خاكستر این آتش را مردم به عنوان تبرك برمی دارند. آیا واقعا" این كار توصیه شرعی برایش وجود دارد؟ یك دلیل روایی برایش وجود دارد كه ما خیمه ای را به عنوان خیمه امام حسین (ع) طراحی كنیم، بعد این را بسوزانیم و بعد مردم خاكستر خیمه را به عنوان تبرك بردارند؟ این چیزی است كه واقعا"‌ با باورهای دینی ما و عقلانیت دینی سازگار نیست و باید درباره اش تامل شود. بنابراین اتفاقی كه افتاده این است؛ مردم می خواهند متناسب با آداب و سنت های خودشان عزاداری كنند، تا این جای قضیه بد نیست، به شرطی كه در طراحی ساختارها و نمودهای ظاهری این رفتارها، مراقب هماهنگی و تناسب با باورهای كلان و مبنایی دین باشیم.

__ در مورد رفتارها صحبت كردیم، می خواستم درباره صحبت ها و نقل هایی كه ما بعضا"‌ در مراسم ها داریم، یك مقدار برایمان توضیح دهید. بعضی وقت ها این نقل ها با مستندات و منابع تاریخی مطابقت ندارد. می خواستم ارزیابی خودتان را در مورد چگونگی و علت بروز این سخنان و نقل قول ها بفرمائید.

__ برگشت مسئله به این نكته است، گاهی وقت ها، بعضی، خدای نكرده با سوء نیت این كارها را انجام می هند. ولی متاسفانه شاهد این هستیم كه در غالب مواقع سوء نیت در كار نیست بلكه افراد در كمال حسن نیت به چنین رفتارهای كاملا" نادرست و خطرناك دست می زنند. شاید اگر بخواهم خیلی خیلی خلاصه دلیل و ریشه آنرا بگویم این است كه در فرهنگ دینی ما برای گریه در عزای امام حسین (ع) خیلی توصیه شده است. گاهی وقت ها ما توجه نداریم كه این گریه برای امام حسین صرف یك انفعال احساسی نیست، یعنی گریه برای امام حسین نباید از سر ترحم و رقت باشد. گریه برای امام حسین به تعبیر استاد بزرگوار شهید مطهری در واقع به نوعی همراهی با هدف و همسویی با اندیشه، فكر، انگیزه و آرمان های امام حسین است. اگر ما توجه نكردیم آن گریه ای برای امام حسین (ع) با ارزش است كه این گریه از سر همراهی و همنوایی است، نه از سر رقت، دلسوزی و ترحم، آن وقت در چنین قالبی، آن كسی كه در واقع مسئولیت این كار را بر عهده دارد كه نقل مصیبت های ائمه را بكند، این آدم فكر می كند كه باید مردم را به هر شكل ممكن گریاند یعنی گریه به جای اینكه وسیله قرب به اهل بیت بشود یا وسیله ابراز همنوایی به اهل بیت باشد، هدف مجلس می شود. وقتی گریه، هدف شد، آن وقت برای رسیدن به این هدف از هر وسیله ای استفاده می شود. شما در تاریخ دارید، به كسی كه در تعزیه ها تعزیه گردانی می كرد، یا در عزاداری ها مجلس را اداره می كرد می گفتند "معین بكاء"‌. یعنی كسی كه به مردم كمك می كند كه گریه كنند. در واقع، گویا مردم آمده اند كه گریه كنند. ببینید، گریه برای امام حسین (ع) وسیله ای است برای ابراز همنوایی با هدف و آرمان های امام حسین، نه هدف از نشست و صحبت در مورد امام حسین. وقتی گریه هدف شد، می خواهند از هر وسیله ای به آن دست پیدا كنند، گاهی در قریب به اتفاق موارد، واقعا" از سر حسن نیت این كار انجام می شود، منتها به تعبیر استاد شهید مطهری، ما دشمن دانا داریم و دوست نادان، واقعا" از سر حسن نیت جاهلانه، فكر می كنیم داریم خدمتی به امام حسین می كنیم كه مردم را برای ایشان می گریانیم، آن وقت كه این قضیه این طور مطرح باشد، دیگر خیلی پای بند به واقعیت های تاریخی نخواهیم بود و مجلس ما خیلی واقع نما نخواهد بود. یعنی من می خواهم مردم بر امام حسین گریه كنند، از هر راهی. من به جای اینكه عشق مردم را به امام حسین تقویت كنم، ناخودآگاه رقت مردم و خدای ناكرده ترحم مردم را برای امام حسین تحریك و تهییج می كنم. آن وقت می بینید كه در این مجلس هم واقعیت های تاریخی از بین می روند، هم حرمت، عزت و چهره افتخار آمیز نهضت امام حسین (ع) خدشه دار می شود. در مورد شخصیت های عاشورا، حضرت زینب (س)، فرزندان و اهل بیت امام حسین (ع)، گاهی احساس می شود فقط برای اینكه گریه مردم را داشته باشند حاضرند حتی از تعابیری استفاده كنند كه حقیقتا"‌ عزت اهل بیت زیر سوال می رود و قطعا"‌ رضای خدا در آن نیست.

 شیعه واقعی كسی است كه اگر برای امام حسین (ع) عزاداری می كند فكر كند امام حسین برای ساختن جامعه بهتر كشته شد، پس من تلاش كنم جامعه بهتری بسازم. امام حسین برای امر به معروف و نهی از منكر كشته شد، پس من خودم را آماده كنم به معروف عمل كنم و از منكر دست بردارم

بنابراین درباره نقل های تاریخی، راه حل اساسی این است؛ اولا"‌ كسانی كه متولی اداره چنین مجالسی می شوند با اطلاعات كامل وارد مجالس بشوند، سعی كنند آنچه را می خواهند بگویند از مستندات درست تاریخی نقل كنند و اساسا"‌ توجه درستی در عرف ما به مسئله گریه شود. باید فرهنگ سازی شود كه گریه، هدف مجلس حسینی نیست، بلكه در واقع یكی از آثار این مجلس است. نباید برای رسیدن به یك اثر، ما اصل هدف را كه آشنایی و معرفت به امام حسین، فهم چرایی و درك انگیزه و اهداف امام حسین است، زیر پا بگذاریم.

__‌ ریشه های اجتماعی و فرهنگی چنین رفتارها و سخنانی را كه شاید بعضی مواقع به اصل، اساس و ذهنیت مردم به طور ناخواسته آسیب می زند، در چه می دانید؟

__‌ آنچه عرض كردم ریشه فرهنگی، روان شناختی و جامعه شناختی مسئله است. ما متاسفانه تلقی درستی از بحث گریه نداریم. درست نفهمیدیم كه گریه بر امام حسین (ع) چرا انقدر مورد توصیه است. اینكه در روایات ما گفته شده كسی كه قطره ای برای امام حسین اشك بریزد چقدر ماجوراست، چرایی این مسئله را درك نكردیم و چون درك نكردیم متاسفانه هدف را با وسیله، هدف را با یكی از آثار مسئله خلط كردیم و منجر به این وضعیت شدیم. بحث دیگر، بومی كردن شعائر دینی است كه این هم از ریشه های اجتماعی بروز یك چنین رفتار و مسئله ای است. نكته دیگر اینكه، به هر حال در جامعه ما باورهای دینی و به طور ویژه شعائر دینی می توانند عرصه جلب توجه شوند. برای مثال در جامعه ای كه بحث مهدویت، یك بحث مهم و مورد توجه مردم است، شما به هر حال مدعیان مهدویت یا مدعیان ارتباط با مهدی یا مدعیان اطلاع از زمان ظهور را می بینید. وقتی در جامعه ای، یك مسئله ای اصل شد، این اصل متاسفانه بعضی از افراد را ، یا افراد نادان را با حسن نیت، یا افراد آگاه را با سوء نیت تهییج می كند كه در حول وحوش این اصل به خیالبافی، به توهم زایی، به تحریف و بدعت دست بزنند. این، طبیعی است. شما وقتی كه توجه جامعه را تا به این حد به امام حسین (ع) و اهل بیت می بینید خیلی طبیعی است كه در حول و حوش مسئله، خیالبافی هایی، تحریف ها و بدعت هایی بشود. نسل آگاه و هوشیار ما باید متوجه این خطر باشد و تلاش بكند با شناسایی ریشه های این مسئله، بسترهای مناسب ظهور این مسئله و راههای مواجه با آن یعنی برخورد عقلانی، علمانی، مراجعه دائم به مستندات علمی، تاریخی و مراجعه دائمی به كارشناسان آگاه به مسائل و شعائر دینی مانع بروز چنین نابهنجاری های دینی و اجتماعی شوند. حداقل اصل بروز این مسئله را می توان طبیعی دانست و گریزی از آن نیست نهایتا" باید مبارزه و برنامه ریزی درستی برای مواجه با این موارد بشود.

__ با توجه به توضیحات شما، صرفا"‌ این رفتارها و سخنان مربوط به دوره ما نمی شود و در قدیم هم چنین بحث هایی بوده است.

__ بله ، در قدیم هم این موارد بوده است. اگر به كتاب "حماسه حسینی" اثر شهید مطهری مراجعه كنید ایشان یك سیر تاریخی ارائه می دهند و نمونه های تاریخی را بیان می كنند. این مسئله فقط مربوط به عصر و دوره ما نیست كما اینكه صرفا"‌ مربوط به جامعه ما هم نیست. اگر شما به جوامع شیعی و مناطق مختلف جغرافیایی شیعه مراجعه كنید رفتارهایی را می بینید كه چه بسا قابل تائید نیست. این قبیل رفتارها نه ویژه جغرافیای ما و نه عصر و دوره ما است. در بستر توجه به یك موضوع ، حاشیه بافی هایی در حول و حوش آن طبیعی است. مهم این است كه این موارد به خوبی شناسایی شود و برای مواجه با آن یك تدبیر و برنامه ریزی جدی، علمانی و عقلانی انجام شود.

__ حدیثی است از امام جعفر صادق (ع) كه می فرمایند شیعیان ما به دو طریق شناخته می شوند اینكه چقدر در مورد ما می دانند و دیگری چقدر به دانسته هایشان عمل می كنند. در حال حاضر كاربرهای ما عمدتا" از قشر جوان جامعه هستند، به نظر می رسد اگر ما جوانان بتوانیم به شناخت، آگاهی و ذهنیت درستی دست پیدا كنیم، خیلی بهتر بتوانیم رفتار و عمل كنیم؟

__ دقیقا" همینطور است. اساسا"‌ باید هدف دستور و توصیه ائمه را به زنده نگه داشتن یاد عاشورا، كسب معرفت بدانید. در طول تاریخ از بعد از قیام عاشورا تا پایان عصر حضور ائمه، از زبان تمامی ائمه بزرگوارمان توصیه داریم به تشكیل مجالس سوگواری برای امام حسین (ع) و زنده نگه داشتن یاد ایشان. باید بدانیم واقعا" هدف از این توصیه ها چیست؟ هدف این است كه شیعه اهل بیت، امام خود را بشناسند، انگیزه ها و اهداف قیام او را بدانند، نتایج حركت او را شناسایی كنند و در مرحله بعد در زندگی عملی خود به آن معارفی كه بدست آوردند، انگیزه ها و اهدافی كه شناسایی كردند متناسب با زمان و مكان خودشان عمل كنند و تحقق عینی و دوباره ببخشند. اگر قرار باشد عزاداری های ما، صرف انفعال عاطفی باشد، یعنی ما در مجلسی بنشینیم و به لحاظ احساسی، عاطفی و هیجانی دچار یك انفعال و تاثیر پذیری بشویم و بعد كه از مجلس خارج می شویم و یا آن چند روز خاص كه می گذرد دوباره زندگی ما به همان روش، سبك و سیاق قبلی ادامه پیدا كند، عملا" این سوگواری ها چه نتایج و دستاوردی داشته است؟ قرار است ما در این زمان به بهانه سالگرد شهادت امام حسین (ع)، فرصتی بیابیم ایشان را بهتر از قبل بشناسیم، اهداف او را بهتر از قبل شناسایی كنیم، با آرمان های او بهتر از قبل آشنا شویم و در مرحله بعد تلاش كنیم همسویی و همنوایی با اهداف و آرمان های امام حسین (ع) داشته باشیم. عزادار واقعی امام حسین (ع) آن كسی نیست كه بعد از اینكه در واقع هیئت را جارو كرد به زندگی خودش برگردد، اگر قبلا" دروغ می گفت باز هم دروغ بگوید، اگر قبلا"‌ حقوق مردم را زیر پا می گذاشت، باز هم این كار را بكند، اگر قبلا" به دستورات شرعی بی توجه بود، باز هم به روش خودش ادامه بدهد. شیعه واقعی كسی است كه اگر برای امام حسین (ع) عزاداری می كند، فكر كند امام حسین برای ساختن جامعه بهتر كشته شد، پس من تلاش كنم جامعه بهتری بسازم، امام حسین برای امر به معروف و نهی از منكر كشته شد، پس من خودم را آماده كنم به معروف عمل كنم و از منكر دست بردارم. امام حسین برای اصلاح امت جدش كشته شد، پس من هم موظفم هر چه بهتر در جهت اصلاح امت پیامبر حركت كنم. اگر این طور به قضیه نگاه كردیم، یعنی مجلس امام حسین (ع)، مجلس داد و ستد معرفت و عمل بود، احساس و عاطفه در كنار او و جزء آثار كوتاه مدت خواهد بود و آثار بلند مدت قطعا"‌ حركت جامعه به یك سمت و سوی بهتر و كمال و تعالی خواهد بود. آن چیزی كه هدف امام حسین (ع) در چهارده قرن پیش برای قیامشان بود، یعنی اصلاح جامعه. اصلاح جامعه، هدف امام است.

 گریه برای امام حسین (ع) وسیله ای است برای ابراز همنوایی با هدف و آرمان های امام حسین، نه هدف از نشست و صحبت درباره امام حسین

 اصلاح امت پیامبر هدف امام حسین است. ما هم باید در جای خودمان تلاش كنیم، اینكه در زیارت عاشورا می گوئیم ای كاش من هم با اصحاب امام حسین بودم و در كنار امام حسین كشته می شدم، این ای كاش فقط نباید به زبان باشد بلكه در عمل هم باید تجلی پیدا كند. آن عمل این است كه من امروز در زمان و مكان خودم، حسینی عمل كنم. در جهت اصلاح امت، حركت كنم. در جهت احیای معروف و انحای منكر عمل كنم. اگر این ها، هدف از نشست های سوگواری اباعبدا... باشد، در كنار آن احساس و عاطفه و آن انفعال احساسی و عاطفی، ما شاهد تغییر و بهبود جامعه خواهیم بود و الا اگر قرار باشد ما فقط بنشینیم، به نقل های راست یا نادرست گریه كنیم، تحت تاثیر قرار بگیریم، سینه بزنیم، اشكی بریزیم، متاثر بشویم و فردا زندگی همانی باشد كه قبل از عاشورا و محرم بوده، معلوم نیست ما به واقع براساس آنچه در روایات به ما به نوعی وعده داده اند بتوانیم به آن كمال و نتیجه معنوی دست پیدا كنیم.

__ الان سوالی برای خودم پیش آمد. ما در سایت تبیان به بحث های خانواده اهمیت فراوانی قائل می شویم و همكاران ما در این زمینه كارهای زیادی انجام داده اند. از طرف دیگر می دانیم چهار منابع عمده برای شناخت، كتاب، سنت، اجماع و عقل معرفی شده است. با نگاه به گذشته می بینیم كه خانواده ها، یك سری مباحث مذهبی خیلی خوب برایشان جا می افتاد و خیلی خوب آنرا به فرزندان خود، منتقل می كردند.به لحاظ سنتی هم، اگر چه بعضی مطالب منطبق با واقع نبودند، یك سری موارد خیلی خوبی هم داشتیم كه سنت های خانوادگی و مذهبی به ما می دادند. لطفا"‌ برایمان بگوئید كاربرهای ما كه قطعا" خیلی از آنها جوان هستند و در آینده پدر و مادر خواهند شد و خانواده تشكیل خواهند داد و یك سری از آنها صاحب خانواده و فرزند هستند، چگونه می توانند در این زمینه نقش داشته باشند؟

__ ببینید، خانواده نقش بسیار مهمی دارد. اما مهم این است كه خانواده این نقش مهمی را كه می تواند داشته باشد چقدر در عمل ایفاء می كند. در گذشته، دانسته های محدود خانواده برای اقناع جوان ها كفایت می كرد، یعنی پدر و مادرها گر چه به لحاظ معرفت و دانش شاید محدوده كوچكی از بضاعت علمی و آگاهی را داشتند اما انتظار جوان ها هم زیاد نبود و با همان توشه اندك خانواده، اقناع و اشباع می شدند. اما امروز دانش پدر و مادرها معمولا" برای اقناع جوان ها و پاسخ به سوالات آنها كافی نیست. بنابراین اگر مخاطب شما جوانی است كه می خواهد پدر و مادر خوبی باشد، باید پدر و مادری باشد با توشه اطلاعات بسیار زیاد، با گنجینه معرفت و دانش بسیار وسیع تر از آنچه كه پدر و مادرهای ما و پدر و مادر بزرگ های ما داشتند. به قول شما،‌ما غیر از اینكه در قبال شخص خودمان مسئولیم، در قبال خانواده ای كه قرار است تشكیل دهیم و آنها را در مسیر تربیت درست دینی قرار دهیم، هم مسئولیم. ما برای تامین نیازها و پاسخگویی به سوالات آنها بایستی معرفت خودمان را خیلی بیشتر از این كنیم و دانش و گنجینه اطلاعات خودمان را خیلی بیش از این وسعت ببخشیم. نباید اطلاعات ما محدود به برخی اطلاعات بسیار بسیار موجز، جزئی و شاید نه چندان مبتنی بر مستندات تاریخی باشد كه در یك مجلس سوگواری ارائه می شود. لازم است ما اولا"‌ مجالس سوگواری خودمان را ارتقاء دهیم و هم خانواده ها واقعا"‌ خودشان برای تامین نیازمندی های معرفتی، اطلاعات و دانش خانواده تلاش بیشتری كنند.

__ در صحبت هایتان به استفاده از منابع و به كتاب "حماسه حسینی" اثر شهید مطهری اشاره داشتید. به نظر شما چقدر موثر است كه ما به منابع دست اول مراجعه كنیم مثل قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، صحیفه كاظمیه و منابعی از این دست. فكر می كنم اگر ما خودمان را به منابع دست اول نزدیك كنیم، هم پیوندمان با ائمه نزدیك تر و هم اطلاعاتمان مستند تر می شود. لطفا" در این زمینه نظر خود را بفرمائید.

__ البته منبع دست اول بهتر است، ولی یادمان باشد استفاده جدی از منابع دست اول یك كار تخصصی است. نمی شود جوانی فكر كند مستقل و بی نیاز از راهنما ومعلم می تواند مراجعه به قرآن بكند و دستاورد داشته باشد. نمی خواهم بگویم جوانان ما به منابع اصلی و دست اول مراجعه نكنند، می خواهم بگویم متوجه این باشند كه مراجعه به منبع دست اول نیازمند به برخورداری از یك سری پشتوانه های علمی و تخصصی است.بنابراین اگر جوانی می خواهد به قرآن مراجعه كند، در كنارش به تفاسیر هم مراجعه داشته باشد. موقعی كه به نهج البلاغه مراجعه می كند، حتما"‌ به شروح آن هم مراجعه كند. یعنی فهم مستقل و مستقیم خودش را مبنا قرار ندهد. مراجعه، تدبر، تامل و تلاش برای فهم آن بكند، اما منابع جانبی را كه به او كمك می كنند فهم قابل اعتماد تری داشته باشد، فراموش نكند.

در مورد تاریخ هم همین طور. البته مراجعه به منابع اصلی تاریخی شاید برای جوان ها خیلی میسر نباشد. در واقع شاید یك دانشجوی رشته تاریخ بتواند منابع تاریخی را خوب شناسایی كند، اما خوشبختانه منابع تاریخی هستند كه جوانان می توانند برای آشنایی با زندگی ائمه اطهار به آنها مراجعه كنند. منابع فارسی موجود است و عزیزان می توانند مورد استفاده قرار دهند. البته هر چقدر سطح اطلاعاتشان بالاتر برود، استفاده آنها از منابع دست اول راحت تر،قابل اعتماد تر و عملی تر می شود.

__ از اینكه وقت خود را به ما دادید ممنون و سپاسگزاریم.

__ موفق باشید.

لینک ها:

 یک نگاه دو مسیر(1) مصاحبه با دکتر فرهمند پور 

 یک نگاه دو مسیر(2) مصاحبه با دکتر فرهمند پور 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName