• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4149
  • يکشنبه 1389/11/24
  • تاريخ :
لطیفه های بامزه

طوطی سیاه

از آقا کلاغه می پرسند: اسمت چیست؟

کلاغه گفت: طوطی.

پرسیدند: پس چرا رنگت سیاه است؟

گفت: آخه توی زغال فروشی کار می کنم.

 

جواب غلط

پدر: پسرم امتحان ریاضی ات چطور بود؟

پسر: یکی از جواب ها را غلط نوشتم.

پدر: عیبی ندارد. پس بقیه سوال ها را درست حل کردی؟

پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقیه ی سوال ها نگاه کنم.

 

گوشت گاو

محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم.

مسعود: پس چرا من این قدر ماهی می خورم، شنا یاد نگرفته ام.

 

دوربین

دکتر: متاسفانه چشم شما دوربین شده است.

بیمار: آخ جون. پس یک حلقه فیلم بدهید، داخلش بیندازم وچندتا عکس بگیرم.

 

خیار

به مظفر گفتند یک جوک بگو. گفت: خیار.

گفتند: چه بی مزه. گفت: خیلی خوب بابا، خیار شور.

 

تولد

لطیفه های بامزه

از مظفر پرسیدند: تولدت کی می شه؟

گفت: این سه شنبه نه، پنج شنبه ی دیگه.

بخیر گذشت

مظفر از طبقه صدم ساختمانی پرت شد. وقتی به طبقه پنجاهم رسید، گفت خدا را شکر، تا این جا که بخیر گذشت.

 

فرآوری: نعیمه درویشی

بخش کودک و نوجوان


منابع:

نسیم رضوان

لطیفه های شیرین ایرانی

 

* مطالب مرتبط:

نردبان بیست و چهار پله

فقط با یک حرکت دست

کانال سوئز

خبرنگار و فوتبالیست

فروش دنیا

کله قند

پسرک و بستنی فروش

زرنگ بازی

بند موبایل

تصادف دوباره

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نردبان بیست و چهار پله

نردبان بیست و چهار پله

اولی: دیروز مردی را دیدم که از یک نردبان بیست و چهار پله به زمین افتاد و چیزش نشد. دومی: غیر ممکن است...
فقط با یک حرکت دست

فقط با یک حرکت دست

اولی: پدر من با یک حرکت دست می تواند یک کامیون را نگه دارد! دومی: مگر پدرت چه کاره است؟...
کانال سوئز

کانال سوئز

آموزگاری از یکی از دانش آموزان کلاس خود پرسید: بگو ببینم کانال سوئز در کجاست؟
UserName