• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1584
  • چهارشنبه 1389/11/20
  • تاريخ :

"آقا يوسف"؛ مردي شبيه به شما
آقا يوسف؛ مردي شبيه به شما

نام فيلم: آقا يوسف

نويسنده و کارگردان: دکتر علي رفيعي

بازيگران شاخص: مهدي هاشمي، ستاره اسکندري، ليلا بلوکات و شاهرخ فروتنيان

طبق برنامه قبلي جشنواره، خودمان را براي ديدن فيلم مذهبي "سيب و سلما" آماده کرده بوديم. در سالن انتظار نشسته بوديم. اما کمتر از 10 دقيقه به شروع فيلم، باقي نمانده بود که متوجه شديم فيلم تغيير کرده. سيب و سلما پخش نمي شود و به جايش "آقا يوسف" شبيه به يک مهمان ناخوانده، خودش را در دل کساني که به شوق ديدن سيب و سلما به سينما استقلال آمده بودند، جا خواهد کرد. و اينگونه بود که آب نطلبيده مراد شد...


مروري بر فيلم

مهدي هاشمي، يا همان آقا يوسف، که قهرمان اين داستان شده، بار ديگر ثابت کرد که شايستگي اجراي هر نقشي را دارد. آقا يوسف، شخصيت مثبت و پرکشش داستان، کارمند بازنشسته دولت است، که پنج سالي است به طور پنهاني و دور از چشم دخترش، در خانه هاي مردم کار مي کند. همسر آقا يوسف، فوت کرده و تمام زندگي و ارتباطات اين مرد، محدود به دخترش و يک دوست قديمي است. يوسف، با کار کردن در خانه هاي مردم، مي خواهد تنهايي اش را پر کند، و علاوه بر اين، دستمزدش هم کمکي باشد براي تامين معاش.

يوسف، پدر دلسوزي است که طرفدار تمام پدران و مادران تنهاي دنياست، در حالي که خودش از تنهايي مي ترسد.

در جستجوي مونس هاي از دست رفته

جداي از مسائل فرعي که گاهگاهي در فيلم ديده مي شود، موضوع نخست و دغدغه اصلي اين  اثر سينمايي، در درجه اول مسئله يوسف با دخترش و در درجه بعدي دغدغه تمام بچه هاي شهر با مساله اي است به نام والدين! در تمام خانواده هايي که يوسف براي نظافت به نزد آنها مي رود، مشکلات فرزندان و والدين به چشم مي خورد، و البته هر کدام به نوعي. يوسف، ما را با خود به خانواده هاي مختلف در سطح شهر مي برد و از اين طريق، اتفاقات روزمره خانواده هاي شهري را به ما نشان مي دهد.

يوسف، پدر دلسوزي است که طرفدار تمام پدران و مادران تنهاي دنياست، در حالي که خودش از تنهايي مي ترسد. پدر مهرباني که بي حساب و کتاب به دخترش عشق مي ورزد، اما دختر از اين عشق مي ترسد و اين محبت را به مثابه قفسي مي داند که او را گرفتار کرده. در نهايت، دختر خود را از اين قفس بيرون مي کشد و همراه با پسري که ادعا مي کند دوستش دارد، مي خواهد از ايران برود و براي هميشه پدر را ترک کند. آقا يوسف به طور اتفاقي، اين مسئله را مي فهمد، اول مقاومت مي کند و تلاش مي کند که به خودش ثابت کند که اشتباه مي کرده. اما سرانجام، تلخي تنهايي به او ثابت مي شود و او، مظلومانه صحنه را ترک مي کند و دخترک را به روزگار مي بخشد. و فيلم در همين صحنه تمام مي شود.

دکتر رفيعي، به نظر مي رسد که از تجربيات تئاتري خود به خوبي استفاده برده و کشش لازم را، به داستان تصويري و سينمايي خود تزريق کرده است

"آقا يوسف"، در دنياي امروز، و براي آدمهاي امروز ساخته شده. اگر دلتان تنگ شده براي اينکه آدمهايي شبيه به خودتان را روي پرده ببينيد، و حس همزاد پندارانه عميقي را تجربه کنيد، منتظر اکران عمومي آن باشيد. خيلي از شما پدران که عاشق بچه هايتان هستيد و براي آينده نگرانيد، و خيلي از شما بچه ها که بين سنت و مدرنيته گير افتاده ايد و بين تضاد خواسته هاي خودتان و والدينتان مردد مانده ايد، مي توانيد پاي تماشاي " آقا يوسف" بنشنيد و حس همذات پنداري با شخصيت اين فيلم را تجربه کنيد.

جدا از بازي درخشان مهدي هاشمي، که به راستي ثابت کرده يکي از قطب هاي بازيگري سينماي ايران است، سکانس هاي جذاب و موسيقي پر کشش، تماشاگر و مخاطب خود را ميخکوب مي کند. دکتر رفيعي، به نظر مي رسد که از تجربيات تئاتري خود به خوبي استفاده برده و کشش لازم را، به داستان تصويري و سينمايي خود تزريق کرده است؛ چنان چه حتي پس از دو ساعت نشستن در سينما، متوجه گذر زمان نمي شود. به نظر مي رسد که اين فيلم، شانس هايي براي بردن سيمرغ در اين جشنواره داشته باشد.


زينب قمي

بخش سينما وتلويزيون تبيان

 

UserName