• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1524
  • شنبه 1389/11/23
  • تاريخ :

بلای آسمانی، نتیجه اعمال بندگان!

آسمانی


در سرگذشت اقوام مختلفی که قرآن از آنان یاد می کند ، دیده می شود که هر قومی به وسیله اعمال خود ، آینده ونتیجه کار خود را رقم می زند . در این مقاله به سرگذشت « اصحاب یس » یا به عبارتی « اصحاب القریة  » می پردازیم .


خداوند به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمان داده است تا زندگى مردم شهری را که تنها در سوره یس گزارش آن ها آمده است ، براى مردم بازگو كند و از این ‌رو به ایشان «اصحاب ‌یس» می گویند : « وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحابَ الْقَرْیَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ »1 و در پى آن فرموده است ؛ إِذْ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنّا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ ؛2 هنگامى كه ما آن دو رسول را براى هدایت آن ها فرستادیم ، پس آنان را تكذیب كرده ، ما رسول سوم را براى آن ها فرستادیم . فرستادگان همگى گفتند:  ما فرستادگان خدا به سوى شما هستیم . امّا مردم این شهر از بندگى خداوند سر باز زدند و آن ها را با این استدلال كه شما مانند ما انسان هستید و نمى‌ توانید فرستاده خدا باشید ، دروغگو خطاب كردند . آنگاه فرستادگان با مردم به مناظره پرداختند و مردم آنان را به فال بد گرفتند و وجود آن ها را در میان خود شوم دانستند و آنان را به سنگسار شدن و شكنجه تهدید كردند. فرستادگان، خودِ آنان را مایه شومى و مردمى اسرافكار خطاب كردند: قالُوا ما أَنْتُمْ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ تَکْذِبُونَ قالُوا رَبُّنا یَعْلَمُ إِنّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ وَ ما عَلَیْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ قالُوا إِنّا تَطَیَّرْنا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَ لَیَمَسَّنَّکُمْ مِنّا عَذابٌ أَلیمٌ قالُوا طائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَ إِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ».3

آنگاه شخصى با شتاب از دورترین نقطه شهر به سوی آنان می آید كه به فرستادگان ایمان آورده و مردم را به پیروى از رسولان فرا مى ‌خواند . این شخص كه آیات به نام و شیوه ایمان آوردن او اشاره نمى ‌كند ، در ادامه با دلایلى مردم را به ایمان آوردن فرا مى‌ خواند . سپس بدون واهمه ، به ایمان آوردن خویش اعتراف مى ‌كند ، اما به دست مردم كشته و به او وعده بهشت داده می شود . خداوند پس از كشته شدن وى ، مردم را با صیحه ‌اى آسمانى نابود كرد .4

 

نظرات مفسران پیرامون آیه

مورخان و مفسّران برآن ‌اند كه مراد از قریه در آیه ، « انطاكیه » ، از شهرهاى روم است . برخی نیز مكانى دیگر را ذكر كرده ‌اند ، امّا در اینكه فرستادگان چه كسانى بوده ‌اند ، اختلاف است.

برخى آنان را فرستادگان خداوند مى ‌دانند كه ظاهر آیات قرآن نیز به آن اشاره دارد و برخى نیز رسولان را فرستادگان حضرت عیسى علیه السلام مى ‌دانند . این دو قول را این چنین می توان جمع کرد كه چون حضرت عیسى علیه السلام پیامبر خدا بوده است ، فرستاده وى را نیز مى ‌توان فرستاده خدا دانست.5 خداوند دو رسول براى هدایت مردم این شهر فرستاد . آنان پیش از ورود به شهر به شخصى كه خانه ‌اش در انتهاى شهر بود ، برخوردند و او را به پرستش خداوند فرا خواندند . وى از ایشان معجزه ‌اى خواست و ایشان فرزند او را كه بیمار بود ، شفا دادند . او به خداوند یكتا ایمان آورد . مفسران نام آن مرد را « حبیب نجّار » ذكر كرده و برخى وى را « صاحب یس » یا « مؤمن آل ‌یاسین » نامیده ‌اند .

این دو فرستاده پس از ورود به شهر مردم را به عبادت خداوند و ترك عبادت بت ها فرا خواندند ، اما پادشاه شهر آن ها را در محل نگهدارى بت ها زندانى كرد. 6 نام این دو فرستاده را صادق و صدوق یا پولس و یوحنا گفته ‌اند . نام هاى دیگرى هم براى آنان ذكر شده است .7

آنگاه شخصى با شتاب از دورترین نقطه شهر به سوی آنان می آید كه به فرستادگان ایمان آورده و مردم را به پیروى از رسولان فرا مى ‌خواند . این شخص كه آیات به نام و شیوه ایمان آوردن او اشاره نمى ‌كند ، در ادامه با دلایلى مردم را به ایمان آوردن فرا مى‌ خواند . سپس بدون واهمه ، به ایمان آوردن خویش اعتراف مى ‌كند ، اما به دست مردم كشته و به او وعده بهشت داده می شود . خداوند پس از كشته شدن وى ، مردم را با صیحه ‌اى آسمانى نابود كرد

سومین فرستاده خدا که بود؟
پیامبر و فرشته

خداوند سومین رسول را براى هدایت مردم و نجات آن دو فرستاد . برخى نام این شخص را « شمعون » دانسته ‌اند . نام هایى دیگر نیز براى وى ذكر شده است .8

شمعون در ابتدا كوشید تا خود را به پادشاه نزدیك كند و از نزدیكان وى گردد . پس از مدّتى ، از پادشاه درباره آن دو زندانى سؤال كرد و پادشاه را به مناظره با آنان دعوت كرد . در طى مناظره ، شمعون از آن ها خواست تا پسر پادشاه را كه مدتى قبل در گذشته بود ، زنده كنند . آن ها پس از عبادت خداوند دست به دعا برداشتند و براى زنده شدن او دعا كردند. خداوند نیز او را زنده كرد . فرزند پادشاه پس از زنده شدن ، به ایشان ایمان آورد و ماجراى زنده شدن خویش را بازگو كرد . پادشاه و جمع بسیارى به خداوند ایمان آوردند .

برخى از بزرگان یهود كه حكومت خویش را در خطر مى ‌دیدند ، تصمیم گرفتند شمعون و دو فرستاده دیگر را بكشند . در این هنگام « حبیب نجّار» كه به خداوند یكتا ایمان آورده بود ، مردم را به سوى حق دعوت ‌كرد ؛ اما مردم به سوى او هجوم آورده و او را كشتند . بعضى گفته ‌اند : سه فرستاده خداوند را نیز‌ كشتند . 9

 

« حبیب نجّار » چگونه کشته شد ؟

در چگونگى قتل حبیب نجّار نیز اختلاف است . برخى گفته ‌اند : او را سنگسار كرده ‌اند . بعضی نیز گفته اند وی را لگدكوب كردند تا كشته شد . از برخى نیز نقل‌ شده كه به گردن وى دستمالى بستند و او را خفه كردند .10

برخى مفسران، ایمان آورندگان به فرستادگان را تنها یك نفر (حبیب نجّار) دانسته ‌اند ، اما برخى علاوه بر وى، پادشاه و گروهى از مردم این شهر را جزو ایمان آورندگان مى ‌دانند . شاید بین تفاسیر را بتوان این چنین جمع كرد كه در ابتدا فقط حبیب ‌نجار به آنان ایمان آورد، ولى پس از آمدن رسول سوم و مناظره بین پادشاه و رسولان ، پادشاه و گروهى از مردم به آنان ایمان آوردند . پس از برخورد مردم با رسولان و كشته شدن حبیب به دست مردمِ شهر ، خداوند عذاب خویش را بر مردم این شهر فرو فرستاد. خداوند یادآور مى ‌شود كه براى نابودى آنان هیچ نیازى به فرستادن لشكریان الهى (فرشتگان) از آسمان نبود ؛ چنان‌ كه براى هلاكت امت هاى پیشین نیز چنین نبود؛ بلكه تنها با فرود آوردن صیحه ‌اى آسمانى آنان را نابود كردیم .11

 

نتیجه گیری :

خداوند یادآور مى ‌شود كه براى نابودى هرقومی نیازى به فرستادن لشكریان الهى (فرشتگان) از آسمان نیست ؛ چنان‌ كه براى هلاكت امت هاى پیشین نیز چنین نبود؛ بلكه تنها با فرود آوردن صیحه ‌اى آسمانى آنان را نابود می کنیم  .

 


پی نوشت ها :

1. یس: 13

2. همان: 14

3. همان: 19-15

4. همان: 36-20

5. مجمع‌البیان ، ج‌8 ، ص‌654 و تفسیر قرطبى ، ج‌ 15، ص‌11

6. مجمع‌البیان ، ج‌8 ، ص‌654؛ تفسیر قرطبى ، ج‌15 ، ص12؛ تفسیر ابن‌كثیر ، ج‌ 3، ص‌575 و تفسیر قمى ، ج‌2 ، ص‌187

7. مجمع‌البیان ، ج‌8‌ ،ص‌655؛ تفسیرقرطبى ، ج‌15، ص‌11 و تفسیر ابن‌كثیر، ج‌3، ص‌574

8. تفسیر قمى ، ج‌2 ، ص‌187 و مجمع‌البیان ، ج‌8 ، ص‌655

9. تفسیر قرطبى ، ج‌15، ص‌12‌ـ‌14

10. التبیان ، ج‌8، ص‌452; تفسیر قرطبى ، ج‌15، ص‌14؛ تفسیر قرطبى، ج‌15، ص‌12‌ـ‌14 و عرائس المجالس ، ص‌365

11. تفسیر قرطبى ، ج‌ 15، ص‌14 و تفسیر ابن‌كثیر ، ج‌ 3، ص‌576

 زهرا رضائیان

بخش قرآن تبیان

اَصْحاب‌ِ قَرْيه‌ در قرآن

ااصحاب قریه به قومى‌ شهرنشين‌ گفته می شود كه‌ در قرآن‌ كريم‌ (يس‌/36/13 به‌ بعد) از آنان‌ ياد گرديده‌، و در منابع‌ گاه‌ بدانان‌ اصحاب‌ ياسين‌ نيز گفته‌ شده‌ است‌.
UserName
عضویت در خبرنامه