• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1089
  • چهارشنبه 1389/11/20
  • تاريخ :

تفسير امام رضا(ع) از قرآن - سوره بقره

امام رضا  و تفسير قرآن، سوره بقره

در سخناني که از امام رضا عليه‌السلام بازگفته‌اند، اشارات فراواني به آيات شريف قرآن رفته است. بسياري از اين روايات گوياي جايگاه بلند اين کتاب آسماني است و در شمار فراواني از آنها نيز با بيان شيواي امام، رازي از هزاران رمز و راز قرآني گشوده شده است.

 

سوره‌ي بقره

آيه‌ي 7

 خَتَمَ الُله عَلى قُلُوبِهِم و عَلى سَمعهم 

ابراهيم بن ابى محمود گويد: تفسير اين آيه را پرسيدم كه مي‌فرمايد:

... خداوند بر دلهاى ايشان و بر شنوايى آنان مُهر و ختم نهاده است..

فرمود:

«ختم» آن است كه به كيفر كفر ورزيدن، بر دل كافران مهر زنند، همان گونه كه خداوند در جاى ديگر مي‌فرمايد:

بلكه خدا به سبب كفرشان، بر دلهايشان مهر نهاده و در نتيجه، جز شمارى اندك از ايشان ايمان نمي‌آورند.

(سوره نساء155)

ابراهيم بن محمود ادامه مي‌دهد كه از امام پرسيدم:

آيا خداوند بندگانش را مجبور به گناه مي‌كند؟

فرمود:

به آنان اختيار عطا مي‌كند و ايشان را مهلت مي‌دهد تا توبه كنند و بازگردند.

پرسيدم: آيا خدا آنان را به كارى وامي‌دارد كه توان آن را ندارند؟

فرمود:

چگونه چنين چيزى ممكن است؟

در حالى كه خود مي‌فرمايد:

و پروردگار تو بر بندگان ستم نمي‌ورزد...

و ادامه داد:

پدرم موسى بن جعفر(ع) از امام صادق(ع) نقل فرمود كه هر كس بپندارد خداوند بندگان را به گناه وامي‌دارد يا آنان را به كارى فراتر از توانشان تكليف مي‌كند، ذبيحه‌ي او را نخوريد، گواهي‌اش را نپذيريد، در وراى او نماز مگذاريد و چيزى از زكات به او نپردازيد.

(عيون الاخبار1:424)

آيه‌ي 15

 اللهُ يَستهزئُ بِهِم 

حسن بن على بن فضّال تفسير اين آيات را از امام رضا(ع) پرسيد

خداوند آنان را استهزاء مي‌كند... آنان مكر مي‌كنند وخدا هم مكر مي‌نمايد.. سوره آل عمران 54)

آنها با خدا نيرنگ مي‌كنند، و خدا نيز با آنان چنين مي‌كند.. سوره نساء142)

امام فرمود:

خداوند كسى را ريشخند نمي‌كند، و اهل فريب و نيرنگ نيست، بلكه پاداش ريشخندكنندگان و فريبكاران و نيرنگ بازان را مي‌دهد. پروردگار از آن چه ستمكاران مي‌گويند منزّه است.

(التوحيد163)

آيه‌ي 17

 وَ تَرَكَهم في ظُلُمات لايُبصِرون 

ابراهيم بن ابى محمود گويد: از امام رضا(ع) در باره‌ي تفسير اين آيه پرسيدم كه

... و آنان را در ميان تاريكى‌هايى كه نمي‌بينند ترك و رهايشان كرد...

امام فرمود:

خداوند متعال را، برخلاف بندگان، به رها كردن و (ترك) وصف نمي‌كنند، امّا هنگامي‌ كه خداوند بداند كه آنان از كفر و گمراهى دست نمي‌شويند، يارى و لطف خود را از آنان برمي‌دارد و آنان را به اختيار خود مي‌نهد.

(عيون الاخبار1:424)

آيه‌ي 188

 وَ لاتَأكُلوا اَموالَكم بَينَكم بالباطِل وَ تُدلُوا بها اِلى الحُكّام 

حسن بن على گويد: ابوالاسود نامه‌اى براى امام رضا(ع) نوشت و از ايشان در باره‌ي تفسير اين آيه پرسيد كه

... اموالتان را ميان خود به ناروا مخوريد، و آن را به حكّام مدهيد...

من پاسخ حضرت را ديدم كه به خط خود چنين نوشته بود:

مراد از (حكّام) قاضيان هستند...

و در زير آن افزوده بود:

اگر كسى بداند كه قاضى ستمكار است و به‌ناحق حكم رانده، در گرفتن حكمي‌ كه به نفع او صادر كرده است عذرى ندارد.

(تفسيرعياشى:85)

آيه‌ي 229

 الطّلاقُ مَرّتان فَاِمساك بِمَعروف اَو تَسريح بِاِحسان 

ابوالقاسم فارسى در باره‌ي اين آيه از امام رضا(ع) پرسيد كه خداوند مي‌فرمايد:

طلاق دوبار است. پس از آن يا (امساك به معروف) بخوبى نگاه داشتن، يا (تسريح به احسان) بشايستگى آزاد كردن...

امام فرمود:

«امساك به معروف» آن است كه از آزار و اذيّت زن خوددارى ورزد و نفقه‌ي او را بپردازد و «تسريح به احسان» آن است كه

بر پايه‌ي دستور قرآنى او را طلاق دهد.

(تفسيرعياشى1:117)

آيه‌ي 260

 وَ اِذ قالَ ابراهيمُ ربّ اَرِني كيف تُحيي الموتى قال اَوَلَم تُؤمن قال بَلى وَ لكن لِيَطمَئنّ قَلبي 

صفوان بن يحيى از امام رضا(ع) پرسيد:

... هنگامي‌ كه ابراهيم از خداوند خواست تا به او نشان دهد كه مردگان را چگونه زنده مي‌سازد، خدا فرمود: مگر ايمان نياورده‌اى؟ ابراهيم گفت: چرا، امّا مي‌خواهم دلم اطمينان يابد... مگر در دل ابراهيم ترديدى بود؟

امام رضا(ع) فرمود:

هرگز! او يقين داشت، امّا از خدا مي‌خواست كه يقينش را فزونى بخشد.

(المحاسن247)


بخش حريم رضوي
قرآن در بینش امام(ع)

قرآن در بینش امام(ع)

قرآن در بینش امام(ع)
تفسیر قرآن در کلام امام(ع)

تفسیر قرآن در کلام امام(ع)

تفسیر قرآن در کلام امام(ع)
تفسیر از نظر اهل بیت

تفسیر از نظر اهل بیت

تفسیر از نظر اهل بیت
تفسیری از سوره تکاثر

تفسیری از سوره تکاثر

تفسیری از سوره تکاثر
UserName
عضویت در خبرنامه