• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1557
  • سه شنبه 1384/11/18
  • تاريخ :

وفاى اصحاب


از زبان یاران سیدالشهدا در شب عاشورا،

بر اساس متنى رسا از قرن‏13

از میان كتب بی شمارى كه درباره حادثه عاشورا و شهادت امام شهیدان عالم حضرت اباعبدالله الحسین‏(ع‏) نگاشته شده ‏است، كتاب «فیض الدموع‏» از جمله كتاب‌هاى خواندنى است كه با نثر فارسى فصیح و بلیغ، به شرح زندگانى و شهادت امام حسین‏(ع‏) پرداخته است. این كتاب، به قلم محمد ابراهیم نواب تهرانى، ملقب به «بدایع نگار» است كه در قرن سیزدهم مى‏زیست (1241 -1299 ه.ق) و از نویسندگان و ادیبان برجسته عصر قاجار بود. كتاب او از نظر سلامت الفاظ و اخبار و اعتماد بر منابع كهن، ارزشمند است. این كتاب اخیرا با تصحیح و تحقیق، در296 صفحه به قطع وزیرى در سرى آثار احیا شده از سوى «دفتر نشر میراث مكتوب‏» به چاپ رسیده ‏است.

براى آشنایى علاقه‏مندان به «ادب آل‏الله‏»، فرازهایى از این كتاب را مى‏آوریم كه به ترسیم وفاى اصحاب سیدالشهدا پرداخته ‏است:

ابوعبدالله فرمود:

"بازگرد و یك امشب در كار حرب مهلت طلب. باشد كه با خداى خویش سخن گویم و همه شب نماز گزارم و مغفرت جویم. و خداى سبحانه داند كه نماز را بسى دوست دارم و به خواندن كتاب او و بسیارى دعا و طلب مغفرت نیازمند باشم."

عباس بازگشت و باقى آن روز و تمام آن شب را زینهار گرفت.

شبانگاه، امام همه یاران را بخواند و در میان ایشان بایستاد و بر خداى سبحانه ثنا گفت و بر رسول درود فرستاد، آنگاه فرمود: «فانى لا اعلم اصحابا اوفى ولا خیر امن اصحابى ...»؛ به راستى، اصحابى ندانم وفادارتر و نیكوتر از اصحاب خویش و خاندانى نیكوكارتر و حق گزارتر از خاندان خویش. خداى سبحانه به جاى من، همگان را پاداش نیكو دهد و به راستى كه از این گروه روزى گمان همى برم و همه شما را جواز همى‏ دهم، كه بر شما از جانب من گناهى و ذمتى نخواهد بود. این است ‏شب، كه همگى را فرو گرفته فاتخذوه جملا.

یاران و خویشان جمله به پاى خواستند كه: ما پس از تو، هستى نخواهیم و خداى، ما را آن روز ننماید!

آنگاه روى جانب بنى‏عقیل كرد و گفت: اذیت مسلم، شما را بس بود؛ جانب مدینه روید، كه شما را جواز بود. جمله برادران و برادرزادگان و پسران او و پسران عبدالله جعفر و سایر خویشاوند او گفتند:

سبحان‏الله! مردم چه گویند و ما خود چه خواهیم گفت؟ كه آقا و مولاى خویش بگذاشتیم و بر عموزادگان خویش غیرت نیاوردیم و آنها را با سیف و سنان خویش یارى ندادیم؟!

لا والله!هرگز چنین كارى نكنیم و البته این عار نخریم و در خدمت ركاب تو، جان و مال خویش ببازیم و بر آنچه خداى سبحانه بخواهد، رضا دهیم.

مسلم بن عوسجه برخاست و گفت:

چگونه تو را باز گذاریم و در اهمال حقوق تو خداى سبحانه را چه عذر بریم؟ لا والله!

تا نیزه خویش در سینه‏هاى ایشان فرو نكنیم و تا قائمه شمشیر بر دست داریم، شمشیر زنیم و اگر با من سلاحى بر حرب این گروه نباشد كه بدان جنگ جویم، سنگ بدیشان در اندازم و تو را وانگذارم، تا خداى تعالى باز داند كه در حق تو غیبت رسول را پاس داشتیم. و به خداى سوگند، اگر دانم كشته شوم و زنده گردم و سوخته شوم، بدان حالت كه زنده باشم و خاكستر من بپراكنند و این كار، هفتاد نوبت ‏بر من آید، از تو جدایى نگزینم، تا در ركاب تو جان ببازم. و چگونه جان نبازم، كه دانم بیش از نوبتى كشته نشوم!

زهیر بن ‏قین برخاست و گفت:

به خداى، همى خواهم كشته شوم و بخیزم و كشته شوم و بخیزم و همچنین، تا هزاران نوبت و خداى سبحانه، این زیان از تو و خاندان تو بردارد.

دیگران هم بر این نسق سخن راندند.

آنگاه فرمود تا خیمه‏ها نزدیك كنند و طناب‌ها در هم كشند و تمام آن شب را به عبادت خداى سبحانه و خضوع و خشوع و تضرع و ابتهال، بگذارد.

"جواد محدثى"

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName