• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2084
  • پنج شنبه 1389/11/21
  • تاريخ :

گوهر کمیاب

ویژه نامه تولد امام حسن عسكری علیه السلام

ای که چون شمع به پیشِ نظرم آب شدی

ای پدر جان تو بگو بهرِ چه بی تاب شدی

مگر از دستِ عدو زهرِ جفا نوشیدی

در میانِ شبِ ماتم زده مهتاب شدی

ای که از سوز عطش در برِ من می‌سوزی

گشتی خاموش مگر تشنه تو سیراب شدی

بسکه پیچیده‌ای از درد در این حجره‌ی سرد

روی دستِ پسرت ای پدرم خواب شدی

دیدم آن لحظه ز من روی چو برگرداندی

خون به لب داشتی و مَحرَمِ خوناب شدی

ای خداوند، قسم بر تو یتیمی سخت است

عاقبت نام من از چوبِ غمش قاب شدی

پدرم مهدیِ گریانِ تو تنها و غریب

در جهان ماند ولی گوهرِِ کمیّاب شدی

 

بخش عترت و سیره تبیان

شاعر: حسن فطرس

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مشت راهب باز می شود!

مشت راهب باز می شود!

یک سال در سامراء قحطی سختی پیش آمد. «معتمد»، خلیفه وقت، فرمان داد مردم به نماز استسقاء (طلب باران) بروند. مردم سه روز پی در پی برای نماز بهمصلا رفتند و ستبه دعا برداشتند، ولی باران نیامد. روز چهارم «جاثلیق»، بزرگ اسقفان مسیحی، همراه مسیحیان و راهبان به صح
مسافر بهشت

مسافر بهشت

سوخت از زهر زپـا تـا بـه ســرم آب گردیـده خـدایـا جگــرم پسرم مهــدی موعـود کجاسـت؟ تا ببینـد که چـه آمـد به سرم
فصل شهادت

فصل شهادت

در فصل شهادتت خزانم گفتن ز غمت نمی‌توانم آهنگ غریبی تو مولا آتش شده پای استخوانم
UserName