• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3510
  • چهارشنبه 1384/11/12
  • تاريخ :

نکات جالب و خواندنی در مورد رابرت دنیرو


نام اصلی: رابرت دنیرو

سال تولد: 17 آگوست 1943

محل تولد: نیویورك

تحصیلات: دانش آموخته رودس اسكول نیویورك و های اسكول آف میوزیك اند آرت.

نامزد اسكار: راننده تاكسی (مارتین اسكورسیزی، 1976)، شكارچی گوزن (مایكل چیمینو، 1978)، تنگه وحشت (مارتین اسكورسیزی، 1992)

برنده اسكار: پدرخوانده2 (فرانسینس فورد كاپولا، 1974)، گاو خشمگین (مارتین اسكورسیزی، 1981)

لقب :بابی میلک ( شیربرنج ) این لقب را در کودکی به خاطر رنگ سفید پوستش به او دادند. قد: CM178

رابرت دنیرو که به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نیویورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو ...

یادداشت:

بازیگری را زیر نظر استلا آدلر و لی استراسبرگ آموخت. در فیلم خیابان های پایین شهر (مارتین اسكورسیزی، 1973) تبه كار ساده لوح پیش پا افتاده ای را به طرز درخشانی به تصویر در آورد. نقش آفرینی اش در این فیلم سرآغاز رابطه ای طولانی بود بین دنیرو و اسكورسیزی و هر یك تصویرگری دیگری را از زندگی ایتالیایی - آمریكایی به منتهی درجه كمال رساند.

نکات جالب و خواندنی در مورد رابرت دنیرو

رابرت دنیرو که به عنوان یکی از برجسته ترین بازیگران زمان خود شناخته شده است در سال 1943 در نیویورک متولد شد. پدر و مادر او هر دو هنرمند بودند. در هنرستان STELLA ADLER و همچنین در یک کارکاه هنری آمریکایی آموزش بازیگری دید. در ابتدا به خاطر فیلم طبل را آهسته به صدا در بیاوربه شهرت نسبی رسید ولی شهرت و اعتبار اصلی را به عنوان بازیگر حرفه ای در فیلم کوچه کثیف در سال 1973به دست آورد.

دنیرو در سال 1974جایزه آکادمی را برای بهترین بازیگر نقش دوم در فیلم پدر خوانده 2احراز نمود ، او برنده جایزه آکادمی به عنوان بهترین بازیگر در فیلم های راننده تاکسی 1976 ، شکاچی آهو1978 ، دماغه وحشت1991 و گاو خشمگین 1980 می باشد. اخیرا ریاست شرکت تولید فیلم خود یعنی استودیوی تربیکا TRIBECA را به عهده گرفته است.

شروع کار وی در سال 1993 به همراه BRONX TALE, A .

دارای عنوان پنجم در مجله انگلیسی از میان 100 ستاره سینمائی تمام دوران (اکتبر 1997)

در سال 2002 به عنوان بازیگر آمریکایی ایتالیای معرفی شد. او اغلب در فیلم ها نقش یک آمریکایی – ایتالیایی را ایفا می کند ولی یک تیره ایرلندی نبز دارد .

او دومین بازیگری است که به خاطر ایفای نقش VITO CORLEONE برنده جایزه اسکار شد. نفر اول مارلون براندو بود که برای ایفای همین نقش جایزه اسکار را از آن خود کرد. رکورد اضافه وزن او برای ایفای نقش در فیلم گاوخشمگین (1980) 60 پوند (حد ود 27 کیلوگرم ) بود ولی 7سال بعد VINCENT D’ONOFRIO با اضافه کردن 70 پوند (حدود 32 کیلوگرم ) رکورد او را برای ایفای نقش در فیلم کت تمام فلزی شکست ( 1987 ) .

دنیرو موسس اولین فستیوال TRIBECA در ماه می سال 2002می باشد.او تصمیم به احیای دوباره یک فضای تجاری پس از حملات 11سپتامبر داشت که این پروژه نیزاجرا شد.

برای آموزش زبان سیسیلی به خاطر نقش VITO CORLEONE در فیلم پدر خوانده ، چهار ماه آموزش دید ، تقریبا تمام دالوگهای ویتو به زبان سیسیلی بود. او به عنوان دومین ستاره تمام دوران در کانال 4 بریتانیا انتخاب شد. بد نیست بدانید که او دراین برنامه رقابت نزدیکی با ال چاچینو داشت.

همسران :

ABBOTT DIAHNNE ( 1976 – 1988 ) 1فرزند

GRACE HIGHTOWER (17ژوئن 1997- تا کنون ) – تقاضای طلاق، 1فرزند

DRENA DENIRO (درناد نیرو): دختر خوانده رابرت دنیرو محبوب می شود ، او فرزند DIAHNNE و همسر سابق او می باشد.

همچنین دنیرو و DIAHNNE فرزند پسری به نام رافائل دنیرو دارند که او نیز بازیگر است. دنیرو و همسردومش (گریس) در 18 ماه مارس سال 1998 صاحب فرزندی به نام (الیوت) شدند .

رافائل دنیرو ، پسر رابرت دنیرو در استودیو بازیگری " استلاادلر" و " لی استرابرگ" آموزش دیده است.

رابرت دنیرو از ( مریل استریپ ) به عنوان بازیگر مورد علاقه اش برای ایفای نقش در کنارش یاد کرده است .

QUAYE در ترانه اش با نام در خشش یکشنبه از او یاد می کند با این مضمون من یک قهرمان هستم ، همانند رابرت دنیرو.

دنیرو اغلب بازیگر نقشهای خشن و یا شخصیت های روانپریش می باشد.

او صاحب رستورانهای زیادی در نیویورک است. از قبیل NOBU ، LAYLA

رستوران AGO در غرب هالیوود. رستوران RUBICON در سانفرانسیسکو با شراکت فرانسیس فورد کا پولا و رابین ویلیانفر.

دنبرو طبق تشخیص پزشکان مبتلا به سرطان پردستات است. او تحت معالجه می باشد و پزشکان معتقدند که وی به بهبودی کامل خواهد رسید.(اکتبر 2003)

دنیرو و آلپاچینو تنها در یک فیلم با هم بازی کردند که در آن هم تنها در یک پلان دیده می شوند .

در کودکی به خواندن نمایشنامه علاقه نشان می داد. او در جشنواره ای در سال 1981 روبان سبزرنگی را بر یقه اش زده بود که بعدها این به صورت یک سنت درآمد. این روبان یاد بودی بود برای هزاران کودک آفریقایی آمریکایی که در قتلهای زنجیره ای ATLANTA, GEORGIA قربانی شدند (1981-1980). این روبان را یکی از طرفدارانش به او داده بود ، خانواده های قربانیان ماهها این روبان ها را داشتند.

در فیلم فرانک اشتاین نقش اصلی را ایفا کرد. تبدیل کردن او به یک شخص عظیم الجثه مستلزم مهارت های بسیار زیادی بود چون KENNETH BRANAGH که نقش دکتر فرانک اشتاین را بازی می کرد با او هم قد بود بسیاری از حقه های سینمایی که بعدها در فیلم ارباب حلقه ها برای بزرگ جلوه دادن افراد جادوگرها و غول ها به کار رفت ، قبلا در فیلم فرانک اشتاین برای عظیم الجثه نشان دادن دنیرو در برابر بقیه بازیگران به کار گرفته شده بود.

نظرات شخصی :

استعداد و زکاوت در انتخاب ها است .

تظاهر نکردن چیز مهمی است.

مردم سعی نمی کنند که احساسات خود را بروزدهند آنها سعی بر پنهان کردن آن دارند.

دوست ندارم فیلمها ، خودم را تماشا کنم وقتی آنها را می بینم خوابم می گیرد.

برخی از مردم گمان می کنند که بازی در فیلم آسان است و کمدی دشوار ولی من اینطوری فکر نمی کنم .

از نظر من هالیوود شبیه یک طایفه است و بازیگران نیز مثل اهالی این طایفه هستند. واقعیت این است که آنها [ تهیه کنندگان ] به دنبال تکیه گاه هستند. باید نظری به ساختار تمام استودیوها بیاندازید تا متوجه منظور من شوید. آنجا اشخاصی هستند که مثل والدین شما می مانند. سرمایه را آنها دارند و به ما بازیگران می گویند ما شما را دوست داریم و نمی توانیم بدون شما فیلم بسازم. من سالها در میان این افراد بودم و فکر می کنم که من می توانم این کار را حتی بهتر از آنها انجام دهم. برای همین هم TRIBECA را تاسیس کردم. (8 ژانویه 1998 – شیکاگو)

به پاریس ، لندن و همچنین به روم علاقه دارم و به آنجا سفر میکنم. اما باز هم می گویم هیچ جا نیویورک نمی شه . نیویورک درحال حاضر سرگرم کننده ترین کشورجهان است.

هیچ وقت مثل بازیگرانی نبودم که خودم را به عنوان یک شخص دلفریب جلوه دهم. (من باید زود تصمیم بگیرم که آیا یک بازیگر و یا یک شخصیت هستم ! )

دستمزدها:

آن را تحلیل کن (2002) 20 میلیون دلار

زمان نمایش (2002) /517 میلیون دلار

هدف (2001) 15 میلیون دلار

ملاقات باوالدین (2000) 5/13 میلیون دلار

این را تحلیل کن (1999) 8 میلیون دلار

رانین (1998) 14 میلیون دلار

آخرین پیشوای سیاسی (1976) 200هزار دلار+پورسانت سود

راننده تاکسی (1976) 35 هزار دلار

جشن عروسی (1969) 50 دلار

بخشی از فیلمشناسی:

سه اتاق در منهتن (ژان پیر ملویل، 1965)

تبریكات (برایان دی پالما، 1968)

سلام مامان! (برایان دی پالما، 1970)

مامان فشنگی (راجر كورمن، 1970)

طبل را آهسته بزن (جان هنكاك، 1973)

خیابان های پایین شهر (مارتین اسكورسیزی، 1973)

پدرخوانده2 (فرانسیس فورد كاپولا، 1974)

راننده تاكسی (مارتین اسكورسیزی، 1976)

1900 (برناردو برتولوچی، 1976)

نیویورك، نیویورك (مارتین اسكورسیزی، 1977)

شكارچی گوزن (مایكل چیمینو، 1978)

گاو خشمگین (مارتین اسكورسیزی، 1980)

سلطان كمدی (مارتین اسكورسیزی، 1983)

روزی روزگاری آمریكا (سرجیو لئونه، 1984)

قلب فرشته (آلن پاركر، 1987)

تسخیرناپذیرها (برایان دی پالما، 1387)

گریز نیمه شبانه (مارتین برست، 1988)

بچه های خوب (مارتین اسكورسیزی، 1990)

بیداری (پنی مارشال، 1990)

تنگه وحشت (مارتین اسكورسیزی، 1991)

قصه ای از برانكس (رابرت دنیرو، 1993)

كازینو (مارتین اسكورسیزی، 19959

مخمصه (مایكل مان، 1996)

جكی براون (كوئنتین تارانتینو، 1997)

خوابگردها (1996)

موفق های یك شبه (بری لوینسون، 1996)

اتاق ماروین (جری زاكس، 1996)

رونین (1998)

دم سگ را بجنبان (بری لوینسون، 1998)

راكی و بولوینكل (2000)

این را تحلیل كن (1999)

زمان نمایش (2002)

شهری كنار دریا (2002)

UserName