• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • ثلاثی مزید (قسمت اول)
    ثلاثی مزید (قسمت اول)
    ؛ در عربی فعل به چند دسته تقسیم می شود که ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید از جمله ی این تقسیمات هستند. ...
  • ثلاثی مزید (قسمت دوم)
    ثلاثی مزید (قسمت دوم)
    باب افتعال برای لازم کردن فعل به کار می رود که اصطلاحاً بدان می گویند: مطاوعه یعنی چنانچه قصد داشته باشیم فعلی را «لازم» کنیم ...
  • صفت مشبهه
    صفت مشبهه
    صفت مشبهه برای بیان یک ویژگی ثابت و پایدار در یک فرد می اید که دارای اوزان خاصی است. ...
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 8701
  • يکشنبه 8/12/1389
  • تاريخ :

اسم های غیرمنصرف

اسم های غیرمنصرف

اهداف درس:

- آشنایی با اسم منصرف و غیرمنصرف

- آشنایی با اقسام اسم های غیرمنصرف

- پرداختن به ویژگی های اسم های غیرمنصرف به همراه مثال

 

یکی دیگر از مباحث مطرح در علم صرف «اسم های غیرمنصرف» هستند که اکنون به توضیح آن می پردازیم.

اسم معرب یا منصرف است یا غیرمنصرف.

اسم منصرف اسمی است که تنوین می پذیرد.

 مانند: «جاء رجلٌ» و «رأیتُ رجلاً» و «مررتُ برجلٍ».

اسم غیرمنصرف اسمی است که تنوین نمی پذیرد و وقتی که مضاف نباشد و یا الف و لام نداشته باشد، در مواضع جرّ با فتحه مجرور می شود.

 مانند: «جاء أحمدُ» / «رأیتُ أحمدَ» / «مررتُ بأحمدَ» که «أحمد» در هر دو وجه نصب و جرّ، فتحه گرفته است.

اگر در شرط اخیر- مضاف نبودن و عدم داشتن الف و لام- نباشد جرّ اسم های غیرمنصرف با کسره خواهد بود مانند: «مررتُ بأحمدِکم» و «مررتُ بالأحمدِ».

 

اقسام اسم های غیرمنصرف:

اسم های غیرمنصرف دو قسم اند:

 1) قسمی که تنها با یک شرط غیرمنصرف است.

 2) قسمی که با دو شرط غیرمنصرف می شود.

 

 آنچه تنها با یک شرط غیرمنصرف می شود    1) اسم مؤنث     2) وزن جمع منتهی المجموع   می باشد.

 

اسم های مؤنث عبارتند از:

 الف) هر اسم مختوم به الف تأنیث مقصوره؛

 مانند: حُبلی / ذکری /  جرحی / سَکری / مرضی

ب) هر اسمی که در آخر آن الف ممدود همراه با همزه مقلوب پس از الف زاید باشد.

 مانند: حمراء / خناء / صحراء / اصدقاء / زکریا

 

وزن های جمع منتهی المجموع عبارتند از: أقارب / معابد / مواثیق / مراسیل / هوازن / بهادر

(دقت کنید که منظور از وزن های جمع منتهی المجموع کلماتی است که وزن آن ها همچون وزن جمع باشد و حتی ممکن است گاهی وزن یک کلمه مطابق با وزن منتهی المجموع باشد امّا خودِ کلمه مفرد باشد مانند دو کلمه آخر در مثال های فوق: هوازن و بهادر)

اما آنچه با دو شرط غیرمنصرف محسوب می شود عبارتند از:

1) هر اسم خاصّی که الف و نون زاید داشته باشد.

مانند: عثمان / سلمان / عمران / شعبان / رمضان

2) هر اسم خاصّی که مؤنث باشد، خواه لفظی باشد و خواه معنوی.

 مانند: معاویة / حمزة / زینب / مریم.

3) هر اسم خاصّی که بر وزن فعل باشد.

 مانند: یزید / احمد / تغلب / دُئل (نام قبیله).

(در مثال های فوق «یزید» و «تغلب» بر وزن فعل مضارع بوده و «احمد» بر وزن متکلم وحده می باشد و «دئل» نیز بر وزن فعل ماضی مجهول است)

4) هر اسم خاصّی که غیرعربی باشد.

 مانند: ابراهیم / بزرجمهر / یعقوب.

نکته: اسم عَلَم غیرعربی (عجم) سه حرفی که ساکن الوسط باشد، منصرف خواهد بود مانند: لوط و نوح.

5) هر اسم خاصّی که مرکب فرجی باشد.

 مانند: بعلبک / بیت لحم / حضرموت

6) هر اسم خاصّی که معدول باشد (یعنی از یک کلمه دیگری عدول کرده و به این شکل درآمده است).

 مانند: «عمر» که معدول «عامر» است و «زفر و ثعل» که معدول «زافر و ثاعل» است.

نکته: علمای نحو پانزده کلمه بر وزن «فُعَل» را معدول از فاعل یاد کرده اند که عبارتند از: عُمَر / زُحَل / ثُعَل / قُزَح / زُفَر / حُتَم / جُمَع / حُجَی / عُصَم / هُبَل / مُضَر / بُلَع / قُثَم / هُذَل.

7) هر صفتی که مذکر آن بر وزن «فعلان» و مؤنث آن بر وزن «فَعلی» باشد.

 مانند: «سکران و سکری» / «عطشان و عطشی» / «غضبان و غضبی».

8) هر صفتی که مذکر آن بر وزن «أفعل» و مؤنث آن بر وزن «فَعلاء» بیاید.

 مانند: اکبر- کبری / اعظم- عظمی / اصغر- صغراء

بنابراین «أرمل و أرملة» و «أربع و أربعة» غیرمنصرف نیستند.

9) هر صفت عددی معدول که بر وزن «فُعال» و «مفعل» بیاید.

 مانند: «ثلاث و مثلث» / «رُباع و مربع» /؛ مانند: جاء القوم ثلاثَ: یعنی (ثلاثة ثلاثة).


تمرین: اسم های غیرمنصرف را در جملات و عبارات زیر ببینید:

- مَجدی أخیراً و مَجدی أوّلاً شَرَع                       الشمس رأدَ الضُّحی کالشّمس فی الطَّفَلِ

الضُّحی: اسم مختوم به الف تأنیث مقصوره

 

- م إن عَلانی من دونی فلاعجب                        لی أُسوة بِانحطاط الشّمس عن زُحَلِ

زُحَلِ: اسم معدول


و اما اسم های غیرمنصرف در آیات قرآن:

- و لهم مقامِعُ مِن حدیدٍ (حج / 21)

مقامع: بر وزن جمع منتهی المجموع

 

- و لقد زیَّنا السّماء الدنیا بمصابیح (ملک / 5)

مصابیح: بر وزن جمع منتهی المجموع

 

- و إذقلنا للملائکة اسجُدوا لِآدَمَ فَسَجَدوا إلّا إبلیس (بقره / 34)

آدم: علم غیرعربی یا به عبارت دیگر علم عجم

ابلیس: علم عجم

 

- قتل داود جالوت (بقره / 251)

داود: علم عجم

جالوت: علم عجم

 

- ولی فیها مآرب أخری (طه / 18)

مآرب: بر وزن مفاعل- صیغه منتهی المجموع

أُخری: اسم مختوم به الف تأنیث مقصوره

 

- إذهب إلی فرعون إنَّه طغی (طه / 24)

فرعون: علم عجم

 

- فإنّ له جهنّم (طه / 74)

جهنّم: علم و مؤنث معنوی

 

- و اجعل لی وزیراً من أهلی، هارون أخی (طه / 30- 29)

هارون: علم عجم

 

- جاعل الملائکة رسلاً أولی أجنةٍ مثنی و ثلاث و رباع (فاطر / 1)

مثنی: صفت معدول بر وزن «مَفعَل»

ثلاث: صفت معدول بر وزن «فعال»

رباع: صفت معدول بر وزن «فعال».

 

- و اصبر علی ما یقولون و اذکر عبدنا داود ذا الأید إنّه أدّاب

داود: علم عجم

 

- و لا یأتل أولو الفضل منکم و السعة أن یؤتوا أُولی القربی (نور / 32)

القربی: اسم مختوم به الف تأنیث مقصوره (اما چون دارای «ال» است لذا تبدیل به یک اسم منصرف شده است)

 

- فذانک برهانان من ربّک إلی فرعون و ملإه (قصص / 32)

فرعون: علم عجم

 

- هذه جهنّم التی کنتم توعدون، إصلوها الیوم بما کنتم تکفرون (یس / 64- 63)

جهنم: علم و مؤنث معنوی

 

- و ما المال و الأهلون إلّا و دائع              و لابدّ یوماً تردّ الودائع

ودائع: بر وزن جمع منتهی المجموع است لذا غیرمنصرف است اما «الودائع»- در مصرع دوم- چون «ال» گرفته است تبدیل به اسم منصرف شده است.

 

- لعمری قد أصبحت البحار فطهر قوة الأمم، فکلّ دولة و أساطیلها و کلّ أمة و رایتها و أکثر ماتهاب الدولة قویة فی البحار و أعظم إجلال إیّاها فسیعةً فوق الماء.

أکثر / أعظم: چون بر وزن «أفعل» هستند لذا غیرمنصرف اند.

 

مطالب مرتبط:

 

مرکز یادگیری سایت تبیان - تهیه: فاطمه شیرزاده

تنظیم: سمیرا بادامستانی

 

UserName