• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2378
  • چهارشنبه 1384/10/28
  • تاريخ :

گفتگو جذاب وخواندنی با مجتبی جباری


برای مجتبی جباری تازه اول راه است . راهی که خیلی زود به جام جهانی می رسد . پوشیدن پیراهن تیم ملی در جام جهانی ارزوی این بازیکن است . اگر چه کار سختی پیش رو دارد . وقتی که جباری در پستی بازی می کند که علی کریمی فوق العاده است ،او برای رسیدن به ترکیب اصلی باید از کریمی پیشی بگیرد . بازیکنی که اکنون به این چیزها فکر نمی کند ودر تدارکات مراسم ازدواج است . در حالی که این روزها در استقلال هم می درخشد والبته تیمش هم خوب نتیجه می گیرد به همین جهت مصاحبه ای با وی ترتیب دادیم که از نظر گرامی شما میگذرد

یعنی استقلال قهرمان می شود؟

چرا که نه البته باید تلاش زیادی کنیم. چون تیمهای خوبی پشت سر ما هستند. اگر غفلت کنیم، صدرنشینی را از دست می دهیم.

از نتایج قابل قبول پاس و سایپا می ترسید؟!

نمی ترسیم. اما این دو تیم نزدیکترین رقیبان ما در صدر جدول هستند. سایپا و پاس تیم های خوبی هستند و نباید از آنها غافل شویم.

پرسپولیس چطور؟

نه. فکر نمی کنم. پرسپولیسی ها این فصل نمی توانند کاری کنند. تیمشان بحرانی است. مشکلات زیاد دارند. برای همین قهرمانی پرسپولیس دور از ذهن است. البته این عقیده شخصی من است و نباید برداشت دیگری از آن شود.

اگر شد، چطور؟

البته می دانم که هیچ برداشتی از آن نمی شود. والا یک چیز می گفتم.

یعنی اینقدر برایت مهم است؟

نه، اما به هر حال ما استقلالی هستیم و آنها پرسپولیسی. بی خیال، بگذریم.

در موقعیت های استقلال خودت را هم سهیم می دانی؟ تا حدودی. چون به غیر از من بازیکنان زیادی در این تیم زحمت می کشند. همه آنها را باید در نظر گرفت و بعد حرفی زد.

با این که جوان هستی، ولی خیلی زود به ترکیب اصلی استقلال رسیدی؟

خودم خواستم. تلاش کردم و البته می دانستم که می توانم در ترکیب اصلی استقلال قرار بگیرم. خیلی به این چیزها فکر نکردم. فقط تمرین کردم و به آنچه که می خواستم رسیدم. خدا را شکر.

مثل این که قلعه نویی علاقه خاصی به تو دارد؟

خودم هم به این نتیجه رسیده ام.

دلیلش را می گویی؟

نمی دانم. به هر حال فوتبال سلیقه ای است. هر مربی هم بازی برخی بازیکنانش را بیشتر می پسندد. شاید وضعیت من هم به این شکل باشد.

شاید هم بازی ات شبیه بازی قلعه نویی است. البته زمانی که او بازی می کرد؟

بله، فکر می کنم همین طور است. مطمئناً این مساله هم بی تأثیر نبوده، حتماً بوده. چون من و امیرخان هم پست هستیم. فکر می کنم من الان همان کاری را می کنم که روزی او در زمین انجام می داد.

در این که تو به ترکیب اصلی برسی، این مساله چقدر تآثیر داشت؟!

(خنده) ... این هم از آن سوال ها بود، دیگر. بابا، اصلاً فکر نمی کنم این چیزها نقشی داشته باشد. بازی، بازیکن از این چیزها خیلی مهمتر است.

به هر حال، حالا تو یکی از مهره های کلیدی تیمت به حساب می آیی. اصلا فکرش را می کردی؟

البته شرایط خوبی داشتم. در تمرینات هم خوب خودم را نشان دادم. خودم را با بچه ها وفق دادم و همین طوری به ترکیب رسیدم. البته من قبلاً هم در این تیم بازی می کردم.

البته در تیم جوانان و امید استقلال ...

بله، به هر حال استقلال در موفقیت های من نقش زیادی داشت، من تقریباً از این تیم شروع کردم و الان هم از این که در استقلال بازی می کنم خیلی خوشحالم.

البته می توانستم زودتر به این موفقیت ها برسم اما در ابومسلم چند دفعه مصدوم شدم. یعنی بدشانسی آوردم. برای همین خیلی عقب افتادم.

در ابومسلم با آندرانیک تیموریان خیلی صمیمی بودی این صمیمیت چطور به وجود آمده بود؟

من و آندو خیلی با هم رفیق هستیم. ما در جوانان استقلال هم با هم همبازی بودیم. یعنی همدیگر را برای اولین بار در ابومسلم ندیدیم. پسر خوبی است و البته یک دوست بهتر برای من.

الان هم با او در ارتباط هستی؟

آره. مدام با هم در تماس هستیم. با هم حرف می زنیم، از فوتبال می گوییم. اما حیف که آندو در مشهد است و من در تهران. البته اگر بخواهی فوتبال را حرفه ای دنبال کنی، باید قید خیلی چیزها را بزنی.

به جام جهانی هم فکر می کنی؟

حتماً. آرزوی هر بازیکنی است که در جام جهانی بازی کند، من هم همین طور. جام جهانی رویداد بزرگی است و نمی شود براحتی از کنار آن گذشت.

فکر می کنی در آلمان باشی؟

باید ببینم خدا چه می خواهند!

به غیر از توکل به خدا؟

سعی می کنم. یعنی دوست دارم. گفتم که نمی شود براحتی از کنار آن گذشت. البته باید تلاش بیشتری کنم. می دانم که باید بیشتر از این تمرین و بازی کنم و بعد به جام جهانی فکر کنم. ان شاءالله که هستم.

بازی چطور؟ امیدی به بازی کردن در جام جهانی داری؟

باید همیشه امیدوار بود. اگر نباشی، نمی شود کاری کرد. یعنی امیدوارم که بازی کنم. حداقل برای دقایقی مطمئناً حال دیگری می دهد.

به جای چه کسی؟

من در پست علی کریمی بازی می کنم. یعنی اگر به بازی گرفته شوم، باید به جای کریمی به بازی بیایم.

یعنی ممکن است؟... چرا ساکت شدی؟

نه، اصلاً این طور نیست. اما اگر تلاش کنم، می شود. کار نشد، ندارد. البته کار سختی است. من هم خیلی جوان هستم امیدوارم که بازی کنم، اما به جای هر بازیکنی که شده. شاید تا آن موقع جای ثابتی برای خودم پیدا کردم و شاید هم در آلمان بودم.

کدام لیگ اروپایی را دوست داری؟

لیگ اسپانیا را. لالیگا واقعاً فوق العاده است.

و چه تیم اروپایی؟

رئال مادرید. تیم بزرگ و خوبی است.

حتماً دوست داری در این تیم بازی کنی؟

خوب گفتی. درست است. خیلی دوست دارم در رئال بازی کنم.

حتماً می دانی که کار دشواری است؟

... باید ببینم چه می شود! می دانم سخت است. ولی باید تلاش کرد.

یعنی ممکن است اولین بازیکن ایرانی در لالیگا باشی؟

اگر آنجا نشد، به لیگ دیگری نمی روی؟ نمی دانم، شاید هم اولین بازیکن ایرانی در اسپانیا باشم. البته به این چیزها فکر نمی کنم. اگر هم نشد، به بوندس لیگا می روم، به تیم شالکه04 .

چرا شالکه؟

امکانات خوبی دارد. در ضمن تماشاگران زیادی هم دارد. برای همین شالکه را بیشتر می پسندم.

پلی استیشن هم بازی می کنی؟

خیلی زیاد. بیشتر با برادم. البته گاهی اوقات هم پلی استیشن را به اردوی استقلال می برم. آنجا هم با بچه ها بازی می کنیم. خیلی خوب است.

معمولاً برنده ای یا بازنده؟

برنده!

باور کنیم؟

باور کنید. علاقه زیادی به فوتبال کامپیوتری دارم. روز به روز هم بازی ام بهتر می شود. برای همین مشکلی ندارم.

ازدواج کرده ای؟

نه هنوز. اما در فکرش هستم. ان شاءالله تا همین چند وقت دیگر اتفاقاتی می افتد. حالا بی خیال تا همین جا کافی است. دیگر وارد جزییات نشوید. (خنده)

تحصیلات؟

دیپلم ریاضی هستم. دیگر ادامه ندادم.

به خاطر فوتبال؟

بله. همین طور است. فکر نمی کنم دیگر وقت شود. البته خیلی چیزها هم از یادم رفته. یعنی اگر دوباره برگردم باید از اول شروع کنم. کار سخت تری پیش رو دارم.

کتاب هم می خوانی؟

معمولاً شعر می خوانم. مثلاً مثنوی معنوی می خوانم. خیلی دوست دارم عالی است. برای همین شعر زیاد می خوانم.

نظرت را هم در مورد مثنوی معنوی می دهی؟

یک دیدگاه خیلی کوتاه... . مثلاً همین که صحبت هایی از چهره یک آدم می شود و آن را به خوبی تعریف می کنند. این خیلی مهم است. توانایی بالایی می خواهد که این طور بنویسی واقعاً سخت است.

آخرین کتابی که خواندی؟

کتاب تذکرة الاولیاء بود. فکر می کنم بعضی شعرا اطرافشان را به خوبی دیدند. یعنی دنیای اطرافشان را در نظر داشتند و در عین حال به آن دنیا هم نگاه می کردند این خیلی مهم است.

نسل سومی ها معمولاً شعر نو را می پسندند ولی تو... .

چه کار کنم دیگر. شاید من قدیمی فکر می کنم. اما من اصلا شعر نو را دوست ندارم.

خودت هم شعر می گویی؟

مگر الکی است؟ استعداد ذاتی می خواهد که من ندارم. فکر می کنم اراده فرد شرط نیست. باید یک چیزی تو وجود شخص باشد.

 و باز هم جام جهانی!

می دانم. مهم است. سعی می کنم در آنجا بازی کنم.

و حرف اخر ؟

به امید قهرمانی استقلال . ممنون

UserName