• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 698
  • دوشنبه 13/10/1389
  • تاريخ :

ولايت عهدي امام رضا ( عليه‌السّلام )

ولايت عهدي امام رضا(ع)

حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در روز يازدهم ذيقعده سال 184 هجري قمري در مدينه ديده به جهان گشود . مادر او بانويي با فضيلت به نام « تُکتَم » بود که پس از تولد حضرت رضا (ع) از طرف امام کاظم (ع) « طاهره » نام گرفت .

کنيه ايشان « ابو الحسن » و ملّقب به « رضا » است . ايشان در سال 183ه.ق و پس از شهادت پدر بزرگوارشان ، در سنّ 35 سالگي عهده ‌دار مقام امامت و رهبري امّت گرديد . مدّت امامت آن حضرت بيست سال بود که ده سال آن معاصر با خلافت هارون الرشيد ، پنج سال معاصر با امين و پنج سال آخر نيز معاصر با خلافت مأمون بود . امام (ع) در سال 200ه.ق از طرف مأمون ، به خراسان دعوت شد و سرانجام در ماه صفر سال 203 هجري در سن 55 سالگي به شهادت رسيد و بدن پاکش در همان سرزمين به خاک سپرده شد .

امّا مأمون ، از کنيزي خراساني بنام « مُراجل » در سال 170 هجري ، متولّد شد ، مادرش پس از تولد مأمون از دنيا رفت و بدين ترتيب مأمون از محبت مادري محروم شد ، ولي هارون او را به جعفر بن يحيي برمکي سپرد تا او را تعليم کند و نزد خود پرورش دهد .

دعوت امام به طوس و علل آن

با استقرار مأمون بر کرسي خلافت ، دوران جديدي از زندگي حضرت رضا (ع) همراه با رنج و اندوه را آغاز نمود . لکن از آنجا که غالب اطرافيان مأمون در دربار خلافت ، ايراني بودند و نسبت به آل علي و امامان شيعه ابراز علاقه مي ‌نمودند ، او نمي‌ توانست سيره پدر خود را به صورت شکنجه و آزار حضرت ادامه دهد ، لذا تصميم گرفت امام را به مرو منتقل کند تا ايشان را بهتر تحت نظر بگيرد . او ابتدا از امام به صورت محترمانه دعوت کرد . لکن ايشان نپذيرفت ، امّا اصرار هاي مأمون به گونه‌ اي شد که حضرت مجبور شدند ، به همراه عده‌ اي از آل ابوطالب به سوي مرو حرکت کنند .

مأمون به کسي که همراه کاروان امام بود و مسئول همراهي ايشان بود ، دستور داد که از احترام به ايشان و همراهان خودداري نکند ، ولي امام براي آگاهي مردم ، به صورت آشکار از اين سفر ابراز ناخشنودي مي ‌کرد و حتي روزي که مي ‌خواست از مدينه خارج شود از خاندان خود خواست برايش گريه کنند و چنين فرمود :

« من ديگر به ميان خانواده ‌ام بر نخواهم گشت » .

ابتدا مأمون ، پيشنهاد واگذاري خلافت را مطرح نمود ، ولي امام (ع) به شدّت امتناع ورزيد . پس از آن پيشنهاد وليعهدي را مطرح کرد . باز هم امام قبول نمي‌ کرد . فضل بن سهل مي‌ گفت :

« خلافت را هيچ گاه چون آن روز بي‌ ارزش و خوار نديدم ، مأمون به علي بن موسي (ع) واگذار مي‌ نمود و او از قبول آن خودداري مي‌ کرد » .

امام (ع) در رد پيشنهاد ولايتعهدي فرمود :

« از اين هم مرا معذور بدار »

مأمون ديگر قبول نکرد و با جمله‌ اي تند و همراه با خشونت و تهديد گفت :

« عمر بن خطاب وقتي از دنيا مي‌ رفت ، شورايي را در ميان 6 نفر قرار داد که يکياز آن‌ ها اميرالمؤمنين علي (ع) بود ، و چنين توصيه کرد که هر کس مخالفت کند ، گردنش زده شود ... شما هم بايد پيشنهاد مرا بپذيري ؛ زيرا من چاره ‌اي جز اين نمي ‌بينم » .

او از اين صريح‌ تر هم امام را تهديد و اکراه نمود و گفت :

« همواره برخلاف ميل من پيش مي‌ آيي و خود را از قدرت من در امان مي ‌بيني ؛ بخدا سوگند اگر از قبول پيشنهاد ولايتعهدي خودداري کني تو را به زور وادار به اين کار مي ‌کنم و چنانچه باز هم تمکين نکردي ، تو را به قتل مي ‌رسانم » .

امام به ناچار پيشنهاد مأمون را پذيرفت و فرمود :

« من بهاين شرط ولايتعهدي تو را مي ‌پذيرم ، که هرگز در امور ملک و مملکت ، مصدر امري نباشم ، و در هيچ يک از امور دستگاه خلافت همچون عزلونصبحکام و قضاوفتوا ، دخالتي نداشته باشم » .

قبل از حلول ماه مبارک رمضان در سال 201 هجري ، خبر ولايتعهدي امام (ع) منتشر شد و همه از اين خبر مسرور و در عين حال شگفت زده شدند . روز دوشنبه هفتم ماه مبارک رمضان ، منشور ولايتعهدي به خط مأمون نگاشته شد و در پشت همان ورقه ، حضرت با ذکر مقدمه‌ اي ( که همراه با کنايه به نارضايتي خويش از اين امر و يادآوي اين نکته که اين امر به انجام نمي‌ رسد ، بود ) قبولي خود را اعلام فرمود . آنگاه در کنار همان مکتوب ، بزرگان و فرماندهان لشگري و کشوري ، هم چون يحيي بن اکثم ( که مفتي دربار بود ) و عبدالله بن طاهر ( فرمانده لشکر ) و فضل بن سهل ، اين عهدنامه را گواهي نمودند .

آنگاه تشريفات بيعت ، طي مراسمي شکوهمند در روز پنجشنبه دهم ماه مبارک به عمل آمد و حضرت رضا (ع) بر مسند ولايتعهدي جلوس نمود . اولين شخصي که به دستور خليفه دست بيعت به امام (ع) داد ، عباس فرزند مأمون بود و بعد از او فضل بن سهل ، يحيي بن اکثم و عبدالله بن طاهر و سپس عموم اشراف و رجال بني عباس که حاضر بودند ، با آن حضرت بيعت نمودند .

علل پذيرش ولايت عهدي

سؤالي که هميشه در تاريخ مطرح بوده است ، اين است که چرا حضرت اين مسند را پذيرفت ؟ جواب اين است که ؛ اگر حضرت اين امر را نمي ‌پذيرفت ، قطعاً موجب از دست دادن جان خود و ريخته شدن خون بسياري از شيعيان مي‌ شد . اين کشتار در آن مقطع زماني به صلاح مکتب اهلبيت (ع) نبود ، و از طرفي معلوم نبود ، مثل زمان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) بتواند روشنگر جبهه حق و باطل باشد ، چرا که مأمون فردي کاملاً عالم به فقه و ظاهر الصلاح بود .

ابن عرفه از حضرت رضا (ع) مي‌ پرسد : « اي فرزند رسول خدا ! به چه انگيزه ‌اي وارد جريان ولايتعهدي شدي ؟ » حضرت در جواب فرمودند :

« به همان انگيزه که جدم علي (ع) را وارد شورا نمودند » . 


تنظيم براي تبيان: سمانه دولت آبادي
عضویت در کانال تلگرام تبیان
عناب شفابخش

عناب شفابخش

عناب شفابخش
محمدعلی فاضل خراسانی

محمدعلی فاضل خراسانی

محمدعلی فاضل خراسانی
القاب مشهور امام(ع) از کجا آمده اند؟

القاب مشهور امام(ع) از کجا آمده اند؟

القاب مشهور امام(ع) از کجا آمده اند؟
قدمت حرم امام رضا(ع)

قدمت حرم امام رضا(ع)

قدمت حرم امام رضا(ع)
UserName