• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6999
  • سه شنبه 1384/10/20
  • تاريخ :

هفت شهر عشق


نیمه های شب است. منظور پروردگاراز این دعوت چیست؟ زندگی پر است از این چرخش ها . كره زمین به دور خورشید روی یك محور می چرخد . هر كدام از این افراد هم به دور كعبه می گردند. «هفت بار».

«هفت» كلیدی است كه حق تعالی برای بازكردن درهای بسته مقابلمان در اختیار ما گذارده است. حس می كنم پشت در ِ بسته بزرگ و با عظمتی نشسته ام و كلیدی به دست دارم كه روی آن نوشته شده «هفت». اگر این درها را بگشایم مصداق این بیت است كه:

رسد آدمی به جایی كه بجز خدا نبیند                 بنگر كه تا چه حد است مقام آدمیت

چرا هفت دور طواف به دور كعبه؟ چرا هفت سنگ و هفت بار رمی جمرات؟

هفت رفت و برگشت در سعی بین صفا و مروه ؟ رنگین كمان انسان ها در حال انجام اعمال حج. زردپوست، سیاه پوست، ... چرا در قرآن تاكید بر كلمه هفت است؟ در سوره یوسف هفت سال قحطی، هفت سال پرمحصول.

در پیش چشمانم تابلوی زیبایی خودنمایی می كند. این تابلو «كوه جبل الرحمه» است كه در بستر سیاهی شب سخت به واسطه زائرین فانوس به دست می درخشد. هماانند ستارگان چشمك زن. زائرین از كوه بالا می رفتند. كوه موج می زد از نورهای تك تك.

مراسم ذكر و دعای عرفه در بیرون از چادر روی شن های صحرای عرفات حالتی دارد ناگفتنی و درك نكردنی . از لابه لای درزهای چادر باریكه نوری به مهمانی ما می آید.

در مهتاب شب عرفه به گمانم آسمان و زمین خیلی به هم نزدیك شده اند. سجاده هایمان را بیرون از چادر روی شن های داغ گسترده ایم . موشی به نرمی از كنارم گذشت. آنقدر آرام بود كه تكان هم نخوردم. به فرمان حق تعالی همه موجودات از انسان گرفته تا حشرات در این صحرای مقدس در این شب و روز در امانند و این را می توان لمس كرد.

قرص كامل ماه به زمین و به من نزدیك است؛ نزدیكتر و بزرگتر از همیشه. دستهایم كه به دعا بلند می شود ماه را از لابه لای انگشتانم درخشان تر از همیشه می یابم.


ساعت 35/12 دقیقه روز عرفه

نزدیك نماز ظهر است. واقعا گرم است. از زمین و آسمان گرما می بارد. نیت وقوف را می خواهند بگویند.

تصفیه خانه است اینجا. مثل آب آلوده ای می مانیم كه در مراحل مختلف تحت تصفیه قرار گرفته ایم. روح را باید تصفیه و پالایش كرد. كسی با كسی حرف نمی زند. همه در خود فرو رفته اند. همین گرما هم از رموز اسرار این دعوت الهی است. پنداری كوره ای زیر پایمان افروخته اند. و بالا هم آفتاب به شدت سوزان است. شاید به سبب گرما، عمل تقطیر در روحمان صورت بگیرد.


سفر سنگ

«سنگ» در این سفر جایگاه خاصی دارد. «حجرالاسود» نزدیك به پنجاه تكه است كه با بست های فلزی به یكدیگر متصل شده اند و در یك قاب نقره ای قرار دارد.

یكی از ویژگی های این سنگ این است كه تمامی خصلت های خوب و بد انسان در استلام با این سنگ بزرگ می شود. مثل آینه كاملا وجودمان را می شناساند.

از یكی از اساتید دانشگاه تهران در مورد حجرالاسود سوال كردم. عقیده داشتند كه این سنگ از نظر زمین شناسی هیچ شباهتی به سایر سنگ های منطقه ندارد چرا كه سنگ های شهر مكه از نوع آذرین می باشند و این سنگ سنگی است كاملا آسمانی و متفاوت با سنگ های زمین.

49 سنگ صاف ، صیقلی ، گرد و كوچك توشه ای است كه در این سفر الهی نیاز داریم . باید قبل از سفر به منی سنگ ها را آماده كنیم . قسمت های نوك تیز سنگ ها را می ساییم تا گرد شود. یك تخته سنگ در زیر و یكی هم به دست دیگر دارم . ضربه و ضربه . صدای شكستن سنگ ها روح نوازترین ملودی است كه به گوش می رسد. زن ها در دسته های سه یا چهار نفری با لباس های احرام سفید بر تن مشغول جمع كردن سنگ. تق تق شكستن سنگ ها همراه با زمزمه و دعا خواندن و نوازش سنگ هایی كه زمانی پاهای مقدس پیامبرمان محمد(ص) را لمس كرده اند.

كعبه خود سنگ نشانی است كه ره گم نشود

حاجی احرام دگر بند، ببین یار كجاست

مرده بودم

چه گویم مرده بودم بی تو مطلق

خدا از نو دگر باز آفریدم

بهل تا دست و پایت را ببوسم

بده عیدانه كامروز است عیدم

«شمس تبریزی»

باور داشتم و دارم كه نشانه های هستی همیشه هدایتگرند ، اما باور كجا و عمل كجا ؟ باور كجا و تن به راه آن نشانه سپردن كجا؟

ذبح در عید قربان، ریختن خون فرزند است (به شكل نمادین) كه بزرگترین وابستگی بشر بر روی زمین است. قربانی كردن یعنی ذبح همه تمایلات نفسانی.

ذبح ، ریختن خون در این سرزمین و بعد از آن عمل تقصیر یعنی ریختن مو و ناخن كه بعد از اثر انگشت، خون، مو و ناخن، مؤلفه هایی هستند دقیق برای شناسایی و تمایز اشخاص. و به قولی این مؤلفه ها در روزی كه همه دوباره سر از خاك برمی دارند، در این مكان شهادت می دهند كه تو زمانی در این مكان قرار گرفته ای تا پس از طی مراحلی، شمع وجودت روشن شود.

در این حركت چهره ها تغییر می كند(سرهای تراشیده شده از ته) و به اتحاد و یكرنگی نزدیك می شود. طره موی جدا شده ای رقص كنان، پیچ و تاب می خورد . جدا شده تا او هم جدا شود . جدا شود از هر آنچه بوی تعلق دارد . جدا شده ایم از همه چیز، در پی آن از مو هم جدا شویم تا به او بیندیشیم.


زمزمه های زمزم

یادم می آید همیشه در دیدن تصاویر سه بُعدی ناموفق بودم. نمی توانستم جور دیگر ببینم. این تصاویری كه حالا در مقابلم قرار دارد [جمعیت در حال طواف را می گویم] سه بعدی است. می دانم. در ساحل دریای مواج نشسته ام. قطره قطره جمع گشته اند و به دریا مبدل شده اند. همیشه با تماشای دریا آرامش خاصی می یابیم . پنداری همه ناپاكی ها را دریا در خودش فرومی برد. هم اینك هم در حال تماشای صحنه دیگری از طبیعت بكر خداوند هستم. دریای انسان ها.

تك تك شان به سان قطره قطره هاهستند. قطره -هرچند ناپاك- وقتی به دریا وصل می شود زلال و پاك می شود. آن ساحل آرامی كه امواج آرام آرام به سویش می آیند و در كنارش قرار می گیرند این جاست.

گرداگرد كعبه را هاله ای احاطه كرده انباشته از انرژی های مثبت به مانند جوّ زمین كه زمین را احاطه كرده است. در محدوده این جوّ احاطه شده به دور كعبه، انسان ها از معنای فردیت جدا می شوند.

به سبب همین انرژی احاطه شده است كه توصیه شده داخل مقام ابراهیم یعنی به فاصله هر چه كمتری از كعبه، طواف صورت پذیرد.

زمزمه های «زمزم» این پیام را برایم تداعی می كند كه اینجا سراب نیست این واقعا آب است. سرتاسر زندگی ام به مانند جاده ای در كویر می بود. به هر مرحله ای می رسیدم سرابی بیش نبود و سراب پشت سراب، مرا تشنه تر می كرد. و حالا می اندیشم كه تشنه ام و این درد تشنگی را واقعا دوایی نیست مگر با زمزمه های زمزم . اینجا سراب نیست واقعا آب است.

مریم منصوری


لینک ها:

 عبور از تردید 

 ویژه نامه حج 

 عید سر سپردگی و بندگی 

 عرفان در عرفات 

 حج در قرآن و روایات 

 مقام و منزلت كعبه نزد اقوام مختلف 

 سیرى در چند حج ‏نامه 

 حج در کلام رهبر 

 آداب و احكام حج تمتع 

UserName