• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1964
  • يکشنبه 1384/10/11
  • تاريخ :

تیموریان: بابانوئل بودن از فوتبالیست بودن سخت تر است!


«آندو» مخفف اسمی است که این روزها در فوتبال ایران می درخشد. بازیکن جوانی که خیلی زود چهره شد و پیش از آن که فکرش را کند به تیم ملی دعوت شد. آرزویی که برادر بزرگترش «سرژیک» با وجود سالها حضور در سطح اول فوتبال ایران هیچ گاه نتوانست به آن برسد. اما آندرانیک تیموریان شانس این را دارد که در جام جهانی حداقل روی نیمکت تیم ملی بنشیند. هافبک ابومسلم چندی پیش پدرش را از دست داد و به همین دلیل به همراه سرژیک نان آور خانواده محسوب می شود.

آندو، تنها بازیکن ارمنی تیم ملی کم کم برای عید کریسمس آماده می شود.

دیگر چیزی به کریسمس نمانده، آماده ای؟

آره ، کم کم برای عید آماده می شوم. خوشحال کننده است. بوی تازگی عید چیز دیگری است.

در ساعت های اول سال نو معمولاً چه کار می کنی؟

هیچی، در کنار خانواده هستم. یعنی سعی می کنم خانه باشم. فقط خدا کند عید امسال مثل پارسال نشود.

پارسال چه اتفاقی افتاد؟

درست در ساعت تحویل سال در مشهد بودم. عید رسیدم تهران. مسؤولان باشگاه ابومسلم به دلیل حساسیت های بازی لیگ اجازه ندادند زودتر بیایم.

امسال چطور؟

منتظرم ببینم چه اتفاقی می افتد. اگر بازی داشته باشیم، احتمالاً نمی گذارند به تهران بیایم. نمی دانم چه کار کنم. این هم برای خودش مشکلی است البته سعی می کنم امسال کاری کنم که مثل وضعیت پارسال نشود.

مثلا...؟

از قبل بتوانم مرخصی ام را گرفته باشم. اگر این ار را کنم به عید هم می رسم. البته امیدوارم، مشکلی نیست.

در روزهای عید کارهای خاصی انجام می دهید؟

نه، بیشتر دید و بازدید است. رفتن خانه دوستان و آشنایان دوسه روزی تعطیل هستیم و اتفاقاً خیلی هم خوش می گذرد.

هنوز از بابانوئل هدیه می گیری؟!

(خنده) ... نه بابا، بابانوئل برای بچه هاست. به آنها هدیه می دهد. بابانئول معمولاً هم اسباب بازی می دهد، مثلاً عروسک، من دیگر بزرگ شده ام.

تا حالا بابانوئل شده ای؟

فکرش را خیلی کرده ام. نه این که ببخواهم بابانوئل شوم. فکر کرده ام که چقدر کار سختی است. بازی کردن رل بابانوئل واقعاً سخت است. هیچ وقت نمی توانم این نقش را بازی کنم.

بگذریم. انگار خانواده فوتبالی ای داری؟

آره. به جز خودم دو برادر بزرگترم فوتبالیست بودند. ژورژیک برادر بزرگم قبلاً در تیم بزرگسالان آرارات بازی می کرد. سرژیک را هم که دیگر همه فوتبالی ها می شناسند.

از سرژیک بگو. از این که یکدفعه از فوتبال محو شد؟

سرژیک از 19 – 18 سالگی در اوج فوتبال بود. اما قبل از این که به مایس آلمان برود، تصادف کرد و آن موقع یک نفر را کشت. از نظر روحی خیلی پایین آمده بود. بعدش هم که به آلمان رفت، دیسک کمرش را جراحی کرد. وقتی هم دوباره به استقلال برگشت، پورحیدری هافبک های زیادی داشت. برای همین سرژیک به ذوب آهن رفت. اما آنجا هم مصدوم شد و دیگر نتوانست خودش را نشان دهد.

الان چه کار می کند؟

هنوز هم فوتبال بازی می کند. در تیم کاوه تهران. در لیگ یک است. راضی است و فکر می کند هنوز می تواند بازی کند.

سرژیک هیچ وقت نتوانست در تیم ملی بازی کند، ولی تو خیلی زود به این هدف رسیدی.

خب، سرژیک بدشانسی آورد و گرنه می توانست هنوز بهترین باشد. من هم برای رسیدن به تیم ملی خیلی تلاش کردم. به این راحتی ها هم نبود، باید قبول کرد.

تو هم فوتبال را از آرارات شروع کردی؟

از همان بچگی. البته برای اولین بار در تیم نوجوان آرارات بازی کردم. بعد هم به جوانان این تیم رفتم. دو سال آنجا بودم و بعد استقلال رفتم.

با پارتی سرژیک؟!

نه، باور کنید این طوری نبود. استقلال مرا خواست. همان طور که روزی سرژیک را خواسته بود. برای همین هیچ پارتی بازی در کار نبود. بعد از استقلال هم به دلیل خدمت سربازی دو سال در عقاب بودم. دو سه فصلی است که در ابومسلم هستم.

احتمال می رود ابومسلم این فصل سقوط کند؟

سعی می کنیم تیم را در لیگ برتر نگه داریم. تیم خوبی داریم. ولی گل نمی زنیم. مشکل همین است. اگر بتوانیم گل بزنیم مطمئناً وضعیت ابومسلم هم بهتر می شود.

اگر روزی بخواهی به تیم دیگری در لیگ بروی، چه تصمیمی می گیری؟

رویش فکر نکردم. اما مطمئناً استقلال نیست. چون قبلاً در این تیم بازی کرده ام. وضعیت این تیم را می دانم. برای همین احتمالش خیلی کم است که دوباره به این تیم برگردم.

تنها ملی پوش ابومسلم هستی، یعنی بهترین بازیکن این تیم محسوب می شوی؟

همه در ابومسلم بازیکنان خوبی هستند. بقیه هم مثل من تلاش می کنند. نمی شود گفت من بهترینم. نه، من بهترین نیستم.

دوستی تو و مجتبی جباری هم از همین تیم شکل گرفت؟

قبل از آن هم با هم دوست بودیم. زمانی که در جوانان استقلال بودم با مجتبی آشنا شدم. پسر خوبی است. با مجتبی آمدیم ابومسلم. اما او این فصل به استقلال رفت، البته دوستی ما بهم نخورده. ما هنوز با هم خیلی صمیمی هستیم.

قبل از تیم ملی در رده های پایه ملی پوش بودی؟

یک دفعه به تیم جوانان دعوت شدم. زمان نصرت ایران دوست. فقط در اردوی اول این تیم بودم و بعد خیلی زود خط خوردم. در رده های پایه دیگر هیچ وقت به تیم ملی دعوت نشدم.

پس فوتبالت در همین چند وقت اخیر گل انداخته...؟

تقریباً. البته قبلاً هم بازیکن بدی نبودم. شاید مربیان تیم ملی بازیهایم را نمی دیدند وگرنه فکر می کنم قابلیت بازی در تیم ملی را داشتم.

ولی برانکو به موقع بازیهایت را دید. درست در آستانه جام جهانی.

خیلی خوشحالم. بعد از صعود تیم ملی برای اولین بار به تیم ملی دعوت شدم. خیلی خوشحال کننده بود. آن هم قبل از جام جهانی.

فکر می کردی چنین سرنوشتی در انتظارت باشد؟

نمی شود حرفی زد. اما خیلی امیدوارم بودم. هنوز هم چیزی مشخص نیست. باید کاری کنم تا در فهرست نهایی برانکو برای جام جهانی باشم. این مهم است.

احتمالش زیاد است، ولی احتمال این که در آنجا بازی کنی کم است، این را هم می دانی؟

آره. چون بازیکنان بزرگی در ترکیب اصلی هستند. بیشترشان لژیونر هستند. من هم بازیکن جوانی هستم که هنوز 23 سالم نشده. باید تلاش کنم، همین.

در یک حالت می توانی بازی کنی، مثلاً برای جواد نکونام اتفاقی بیفتد و بازی نکند!

من که دیگر در پست نکونام نیستم. برانکو نمی خواهد از من در پست هافبک دفاعی استفاده کند. اگر بازی کنم مطمئناً پیستون راست هم هست.

این دیگر بدتر. آن وقت باید با مهدوی کیا رقابت کنی. می توانی او را نیمکت نشین کنی؟

البته کار سختی است...

مهدوی کیا لژیونر است. جزو بهترین های تیم است و نمی شود براحتی از کنار اسم این بازیکن گذشت.

نگفتی می توانی نیمکت نشینش کنی یا نه؟

سوال سختی است. اگر جواب بدهم به حاشیه می روم! فقط بگویم که باید زحمت بکشم. البته به خودم اطمینان دارم. دیگر این سوال را کش نده!

کدام لیگ اروپایی را دوست داری؟

اسپانیا، واقعاً ایده آل است.

... و کدام تیم اروپایی؟

بایرن مونیخ تیم بزرگی است.

ولی این دو جواب هیچ ربطی به هم ندارند.

بایرن مونیخ را به این دلیل گفتم که می توانم روزی در آنجا بازی کنم. اما لالیگا و تیم بارسلونا را بیشتر می پسندم.

یعنی نمی توانی روزی در لیگ اسپانیا بازی کنی؟

چرا، ولی خیلی سخت است. آلمان راحت تر است. خیلی از فوتبالیست های ایرانی آنجا بازی کرده اند و هنوز هم هستند. اما تا حالا هیچ ایرانی ای در لالیگا بازی نکرده.

می توانی اولین ایرانی لیگ اسپانیا باشی؟

امیدوارم. اما بازی کردن در آنجا خیلی سخت است، نمی دانم.

بازی کدام بازیکن خارجی را می پسندی؟

رونالدینیو.

در پست خودت؟

پاتریک وی را الگوی خوبی است.

خیلی خشن است. قبول داری؟

آره. این موضوع را فاکتور بگیرید. اما او از لحاظ فنی ضعف ندارد.هر چند بازی اش رد یوونتوس مثل بازیهایش در آرسنال نیست.

تحصیلات؟

دیپلم اقتصاد

اقتصادان خوبی هم هستی؟

نه، اصلا. نمی دانم چرا.

ادامه ندادی؟

نشد. این فوتبال نگذاشت. یا باید بازی کرد و یا باید درس خواند. هر دو را نمی تونستم. البته در فکرش هستم. اما فعلاً نه. بعد از فوت پدرم خرج خانه هم به دوش من و سرژیک افتاد. برای همین بازی کردن فوتبال خیلی مهم است.

سینما؟

آخرین بار فیلم کما را دیدم. کلاً خیلی کم به سینما می روم، به هر حال... .

کتاب؟...

چرا جواب نمی دهی؟

چون جوابی ندارم! هر چه فکر می کنم یادم نمی آید آخرین کتابی که خواندم چی بود... پس اعتراف کردم کتاب هم نمی خوانم!

ازدواج؟

به هیچ وجه

شوخی کردم. هنوز سرژیک و دو خواهر بزرگترم ازدواج نکرده اند. برای همین فعلاً نمی خواهم ازدواج کنم.

پس کی؟

بعدها! الان فقط سعی می کنم به خانواده سر و سامان بدهم.

... و باز هم جام جهانی؟

مهم، خیلی مهم. اگر در آلمان باشم، می توانم خیلی زود لژیونر شوم.

UserName