• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1825
  • دوشنبه 1384/10/5
  • تاريخ :

17 توصیه مهم در مدیریت


1- در اشخاص میل به کار کردن را پدید آورید

باید سعی کرد که مردم با رضا و رغبت و خودکارانه به دنبال کارها بروند در حقیقت، رییس یک سازمان نباید نقش راننده را به عهده بگیرد. بلکه باید به رهبری بپردازد و نه اینکه با استفاده از قدرت اداری، کارمندان را به کار وادارد که این تلاشی زودگذر خواهد بود. اما اگر رهبری به وجهی صحیح اعمال شود و مجریان به طیب خاطر از او پیروی کنند، هدف مشترک و رضایت خاطر، موجب تحرک و خودکاری می شود. البته راه های مختلفی برای این کار وجود دارند که در دنیای صنعتی به آن «فروش عقاید» می گویند. یعنی اینکه رهبر برای عقیده خود خریدار دست و پا کند. 16 بند دیگه هم این پائینه!

2- مستمع خوبی باشید.

گفته اند: «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد»، رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف یا قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواند آنها را تهییج کند که آزادانه گفت و گو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده ی با حوصله و علاقمندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد. باید که مدیران با سکوت و حوصله گفته ها را به گوش جان بپذیرند و از اعمال قدرت و سلطه جویی در بحث خودداری کنند. مثلا اگر هر دو با هم شروع به سخن کردند آن که به زیردستان را بر خود مقدم بدارد.

3- به طور خصوصی انتقاد کنید.

هرگز از کارمندان در حضور دیگران و به ویژ ه در نزد زیردستان او انتقاد نکنید که طبعاً ایجاد مقاومت و ناراحتی می کند. که گفته اند: نصحیت (انتقاد) در پیشروی دیگران حکم سرزنش را دارد.

4- هر کسی که کاری را به پایان رسانید باید شخصاً پاداش کارش را بگیرد.

اگر قادر شود که مدیر نتیجه کار و تلاش زیردستان را به حساب خود بگذارد همه نوآوری ها از میان می رود و قبول مسئولیت به دشواری صورت می گیرد. دادن اعتبار به اشخاص در ازاء زحمتهایی که کشیده اند معمولاً پاداشی است که برای رهبری که چنین محیط سازنده ای را به وجود آورده است.

5- علاقمندی خود را به کار زبردستان نشان بدهید.

در حقیقت باید دانست که درک «بنی آدم اعضای یک پیکرند» و علاقمندی به کار زیردستان، یکی از از اصل های اولیه انسانی، برخورد گرم، خواندن اشخاص با اسم کوچک و با تظاهرات دوستانه، مثل پیوستن به جمع همکاران فرودست به هنگام صرف نهار و پرس جو کردن از طرز کاری شان و حتی تکرار مطالبی از قبیل: «فلانی واقعاً کارت جالب است، می بینم که با تلاشی که می کنی خسته شده ای، چطور است فردا کمی استراحت کنی؟» موجب می شود که کارمند به خود ببالد که کارش خیلی مهم است و راهبر سازمان با دیده ای باز و ضمیری روشن در کارها نظارت دارد و فارغ از سلامت جسم و روح زیردستان نیست.

6- میل باطنی خود را به صورت پیشنهاد عرضه کنید.

به جای تحکیم صریح و مستقیم، میل باطنی خود را به صورت غیرمستقیم ظاهر کنید مثلاً وقتی بگویید به نظر شما بهتر نیست که کار به این صورت باشد؟ آن وقت مطمئن باشید که مخاطب نه تنها متوجه منظور شما نخواهد شد، سهل است که با علاقمندی و رغبت، آن را خواهد پذیرفت و حتی از آن حمایت خواهد کرد.

7- وقتی پیشنهادی دارید و یا حتی دستوری می دهید، باید مطمئن باشید که دلایل آن را نیز می توانید ابراز بدارید.

طبیعت آدمی این است که همیشه دوست دارد پیش از آن کار را صورت بدهد، از «چرایی» آن آگاه باشد، باید به صورت شفاهی یا کتبی علت را گوشزد کرد.

8- نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت بدهید.

پیش از اینکه طرح های شما اجراء شود. بهتر است که با زیردستان مشورت کنید و با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها به عهده دارند، وقتی که چنین شد طبیعتاً خود را مسئول دانسته و پیروی و یا شکست طرح ها را مربوط به خود خواهند دانست، ضمن اینکه در این گونه رایزنی ها، چه بسا اندیشه های نو و سودمندی که با تجلی خود، موجب قوام و دوام طرح ها می گردند.

9- زیردستان را احترام کنید.

همه کس و به ویژه جوانان که تازه پای به عرصه پرکشاکش زندگی اجتماعی گذرانده اند دوست دارند که مورد احترام قرار بگیرند، تشکر از زیردستان و محترم شمردن غرور و شخصیت آنها، ساده ترین و کم هزینه ترین راه جلب مشارکت صمیمانه آنها است.

10- درک کردار و رفتارتان پایدار باشید.

رهبری که زیردستان را تخطئه می کند و موجب می شود که در لاک خود فرو رفته و از هر نوع اظهار وجودی خودداری کنند، هرگز نمی تواند از پشتیبانی زیردستان برخوردار شده و مورد اعتماد آنها باشد. کارکنان از رهبرانی قلباً پیروی می کنند که رفتارشان قابل پیش بینی باشد و عکس العمل هایشان روشن، تا قادر باشند با هر وضعیتی رو به رو شوند. تغییر مزاج و چند چهرگی، خطر و آفت بزرگ رهبری است.

11- نشان بدهید که به زیردستان اعتماد کامل دارد و آنها به بهترین وجهی کار خود را می کنند.

وقتی که زیردست حس می کند که به او اعتماد هست و بالا دست او را عنصری مفید می داند، از لحاظ روانی برای قبول مسئولیت آماده تر خواهد بود.

12- از زیردستان بخواهید که در صورت نیاز، بدون هیچ بیم و تردیدی برای مشورت خواهی و کمک به شما مراجعه کنند.

نتیجه چنین رفتاری تعلق خاطر زیردستان به شما خواهد بود که با آزادی کامل نظرها و پیشنهادهای خود را ابراز بدارید.

13- وقتی اشتباهی می کنید باید با کمال شهامت و از روی صداقت به اشتباه خود اقرار کنید.

بدیهی است که چنین حرکتی به زیردستان شوق و شهامت و تقوا می آموزد و محبت آمیخته با احترامی را در دلهایشان زنده می دارد.

14- باید به ضعیف ترین پیشنهادها هم توجه کرد.

ممکن است عقیده ای بسیار جالب و عالی به نظر برسد. پذیرش چنین عقیده ای دشوار نیست، اما رهبر شایسته کسی است که به نظرهایی که حتی خنده دار هم باشند، عطف توجه کند، چون ممکن است که همین عقیده ساده و ضعیف، وقتی که بیش تر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نتیجه های مفیدی در برداشته باشد.

15- از ناراحتی و چهره های درهم و اخم آلود زیردستان ناراحت نشده و درصدد مقابله به مثل نباشید.

چون حتی در بهترین شرایط کار و بهترین نوع رهبری هم، گاهی انسانها گرفته به نظر می رسند. باید رهبران بکوشند که در ریشه این ناراحتی ها را کشف کرده و از میانشان بردارند نه اینکه در مقام رویارویی و مقابله به مثل برآیند.

16- در فرصتهای مناسب به زیردستان نشان دهید که کارشان بسیار مهم است و در بقاء و کارایی سازمان، نقش عمده ای دارند.

طبیعت آدمی این نیست که همیشه گمان می کند که کارش مهم است و در نقش پروانگان زندگی نمی کند، لذا گاه و بی گاه باید به زیردستان پرداخته و اهمیت کارشان را یاد آورد تا غرورشان پابرجا بماند.

17- به زیردستان اجازه و فرصت دهید تا در تصمیم گیری ها مشارکت جسته و سهمی داشته باشند.

چون احساس خواهند کرد که در سازمان، نقش و اهمیتی دارند که بدون مشارکت ایشان هرگز چنین تصمیم مهمی گرفته نمی شود. در نتیجه انگیزه و پشتیبانی از تصمیم گرفته شده به وجود می آید.

روابط عمومی موسسه تبیان

UserName