• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • دستور زبان فارسی(ضمیر)
    دستور زبان فارسی(ضمیر)
    واژه‌هايي كه به جاي اسم نشسته و با پذيرش نقش‌هاي مختلف اسمي، از تكرار اسم جلوگيري مي‌كنند. ...
  • دستور زبان فارسی(صفت)
    دستور زبان فارسی(صفت)
    صفت شمارشي اصلي: اعدادي كه بدون افزودن پيشوند يا پسوندي، شماره معدود خود را بيان مي‌كنند. عموماً به صورت پيشين به كار مي‌رود. ...
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 29719
  • دوشنبه 15/9/1389
  • تاريخ :

دستور زبان فارسی(قید)

دستور زبان فارسی(قید)

قید: واژه ای است که به مفهوم “فعل” چیزی اضافه می کند و توضیحی در بارۀ آن می دهد. به عبارتی فعل را به مفهوم جدیدی وابسته و مقید می کند:

  رضا تند رفت.

به علاوه کلمه ای که به مفهوم صفت، مسند، قید و یا مصدر چیزی می افزاید و توضیحی در باره آن می دهد نیز قید نامیده می شود:

  شاگرد بسیار کوشا

  او بسیار کوشاست.

  او خیلی خوب می نویسد.

 

  قید مختص:

بجز نقش قیدی نقش دیگری در جمله نمی گیرند:

  هرگز، هنوز، البته، احیاناً، اتفاقاً، حتی المقدور، فی الفور

  من هرگز اورا ندیده ام.

 

قید مشترک:

بعضی از اسم ها و صفت ها و کلمات دیگر گاهی نقش قیدی می گیرند:

  احمد شب به خانه برگشت.

  احمد خوب می نویسد.

 

اقسام قید از جهت معنی

قید زمان:   شب باران آمد  -  بعضی وقت ها باران می بارد.

قید مکان:   حسین اینجا نشسته بود و احمد آنجا.

قید کیفیت:  احمد خوب کار می کند.  -  احمد به آرامی کار می کند.

قید حالت:  حالت فاعل یا مفعول را بیان می کنند:

    مرد مجروح افتان و خیزان خود را به پشت درخت رسانید.

قید تاسف:  افسوس که دوستان خیلی زود رفتند - متاسفانه نتوانستم شما را ببینم.

قید تعجب: عجبا! عمر آدمی چه زود به پایان می رسد.

قید تصدیق و تاکید: حتماً به دیدار شما خواهم آمد.

قید پرسش: چگونه این کار را انجام خواهید داد؟

قید شک و تردید: شاید فردا به کتابخانه بروم.

 

 

منبع: دستور زبان فارسی تالیف گیوی و انوری

مرکز یادگیری سایت تبیان - تنظیم: سمیرا بادامستانی

 

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName