• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
  • Haccın Rûhânî ve Manevî Yönü
    Haccın Rûhânî ve Manevî Yönü
    İnsanın yaratılışının asıl hedefi, Allâh’ı tanımak, Allâh’ın rahmet ve sevgisine muhâtap olmak, ilâhî güzel ahlak ve sıfatlara sâhip olmak ve ilâhî hilâfet makâmına...
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 5651
  • چهارشنبه 19/8/1389
  • تاريخ :

صفات خدا نشانه توحید صفاتی

توحید

همانطور که پیشتر یادآور شدیم، توحید از اصول مشترک همه مذاهب اسلامی است. در نوشته پیشین به توحید ذاتى پرداختیم که به معنى یکتایی ذات خداوند است و اینک به توحید صفاتى می پردازیم که به معنى نفى هر گونه كثرت و تركیب از ذات خداوند متعال است. در میان مذاهب اسلامی، اشاعره به غیریت صفات و ذات خداوند معتقدند و معتزله توحید را در نفی صفات بطور کلی می دانند ولی امامیه نه مانند معتزله صفات را نفی می کنند و نه مانند اشاعره به غیریت صفات با ذات معتقدند بلکه اعتقاد به عینیت ذات و صفات دارند. شهید مطهری در تعریف توحید صفاتی می فرماید:

«توحید صفاتی، یعنی صفات خداوند از قبیل علم، قدرت، حیات، اراده، ادراك، سمیعیت ، بصیریت ، حقایقی غیر از ذات پروردگار نیستند ، عین ذات پروردگارند ، به این معنی كه ذات پروردگار به نحوی است كه همه‏ این صفات بر او صدق می‏كند و یا (به قولی) به نحوی است كه آثار این‏ صفات بر او مترتب است.»( مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ج2)

خداوند واجد همه صفات کمالی است. یعنی خداوند عالم، قادر، حیّ، سمیع، بصیر و ... است. این صفات از نظر مفهوم با یکدیگر تفاوت دارند اما در واقعیت خارجی مغایرتی بین آنها نیست و از وحدت برخوردارند. به عبارت دیگر، ذات خداوند در عین بساطت همه این کمالات را دارد لذا همه صفات خداوند عین ذات او ست. علم خدا عین قدرت و قدرت، عین اراده و اراده، عین سمع و بصر و... است. ذات الهى و كمالاتش، تنها و تنها یك مصداق دارد و غیریت میان آنها مفهومى و ذهنى است، امّا به لحاظ وجودى، یك وجود است كه هم ذات است و هم صفات. یك حقیقت واحد است كه اعتبارات متفاوت دارد.

حضرت امیر(ع) در «خطبه 1 نهج البلاغه» چنین می فرمایند:

«الحمد لله الذى لا یبلغ مدحته القائلون و لا یحصى نعماءه‏ العادون، و لا یؤدى حقه المجتهدون، الذى لا یدركه بعد الهمم، و لا یناله غوص الفطن، الذى لیس لصفته حد محدود و لا نعت موجود...

«سپاس ذات خدا را، آنكه‏ ستایش كنندگان نتوانند به ستایش او برسند و شمار كنندگان نتوانند نعمتهاى او را برشمارند و كوشندگان نتوانند حق بندگى او را ادا نمایند، آنكه همت ها هر چه دور پروازى كنند كُنه او را نیابند و زیركیها هر اندازه در قعر دریاهاى فطانت فرو روندبه او نرسند، آنكه صفت او را حد و نهایتى و تغیر و تبدلى نیست...»

و در ادامه مى‏فرماید:

«كمال‏الاخلاص له نفى الصفات عنه لشهادة كل موصوف انه غیر الصفة‏و شهادة كل صفة انها غیر الموصوف(1) فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه و من قرنه...»

«اخلاص كامل، نفى صفات از پروردگار است، زیرا موصوف گواهى مى‏دهد كه ذاتش غیر ازصفت است و صفت گواهى مى‏دهد كه او چیزى است غیر از موصوف، و هر كس خداوند را به صفتى توصیف كند، ذات او را مقارن چیز دیگر قرار داده و هر كس خدا را مقارن چیزى قرار دهد... .»

سپاس ذات خدا را، آنكه‏ ستایش كنندگان نتوانند به ستایش او برسند و شمار كنندگان نتوانندنعمتهاى او را برشمارند و كوشندگان نتوانند حق بندگى او را ادا نمایند، آنكه همت ها هر چه دور پروازى كنند كُنه او را نیابند و زیركیها هر اندازه در قعر دریاهاى فطانت فرو روندبه او نرسند، آنكه صفت او را حد و نهایتى و تغیر و تبدلى نیست

اگر ذات خداوند (در واقع و عینیت و نه در مفهوم) غیر از صفات باشد مستلزم محدودیت ذات خداوند است و این با ذات لایتناهی خداوند مغایر است. صفات و اختلاف صفات با یكدیگر لازمه محدودیت‏ وجود است. به عبارت دیگر، اگر چنین باشد كه ذات خداوند از یك جهت عالم باشد، و از جهت دیگر قادر و مختار(یعنی صفات و ذات با هم مغایر باشند) ‌در آن صورت نوعی كثرت و تركیب و محدودیت در ذات الهی راه خواهد یافت (که خود این امر محال است)، و ذات حق در ایجاد موجودات و اعطای صفات (مثل علم و قدرت و ...) به آنها به صفات خود نیازمند است، و از آنجا که صفات غیر ذات هستند، پس خداوند برای اعطای وجود و صفات به موجودات نیازمند چیزی غیر از ذات خود است و این با وجوب و غنای ذاتی خداوند منافات دارد. بنابراین، همچنان كه هیچ شریکی براى وجود لایتناهى خداوند قابل تصور نیست (توحید ذاتی)، همچنین كثرت و تركیب نیز در ذات الهی راه ندارد. (توحید صفاتی)

در فلسفه نیز بعد از اثبات واجب الوجود (مراجعه کنید به "براهین وجود خدا") به اثبات توحید و از جمله توحید صفاتی می پردازند. بدون اینکه بخواهیم وارد مباحث تخصصی این مسئله شویم، تنها به نظر صدرالمتالهین درباره صفات ذاتیه حق می پردازیم. در حکمت متعالیه، صفات کمالی از قبیل علم و قدرت و اراده ... از عوارض وجود بما هو وجود به حساب می آیند و لذا با حقیقت وجود مغایرتی ندارند، مگر در مفهوم، ولی در عالم خارج همه صفات کمالی عین ذات خداوند هستند. (ملاصدرا، شواهدالربوبیه: 7) البته برای فهم دقیق استدلال صدرا نیاز به بیان مبانی فلسفی او از قبیل "اشتراک معنوی وجود"است که در این مقال نمی گنجد ولی همانطور که مشاهده شد در فلسفه اسلامی نیز صفات واجب الوجود را از ذات واجب جدا نمی دانند.

 

علیزاده - گروه دین و اندیشه تبیان


منابع:

1. صدرالدین شیرازی، شواهدالربوبیه فی المناهج السلوکیه، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1360

2. متفكر شهید استاد مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، جلد دوم، (چاپ ششم: تابستان 1368، انتشارات صدرا)

3. نهج البلاغه، جمع آوری سید رضی، ترجمه سیدجعفر شهیدی، انتشارات علمی فرهنگی، 1387

برای مطالعه بیشتر

1. توحید، متفكر شهید ،استاد مرتضی مطهری، چاپ اول : 12 اردیبهشت 1373 ،ناشر : انتشارات صدرا

2. محمدرضایی، محمد، الهیات فلسفی، قم، بوستان کتاب، 1383

3. عبدالله جوادی آملی، تبیین براهین اثبات خدا (قم، اسراء، 1375)

4. جعفر سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام  (قم، موسسه امام صادق(ع))

5. آموزش فلسفه، محمد تقی مصباح یزدی، تهران، انتشارات امیرکبیر 

 

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName