• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1541
  • چهارشنبه 1384/8/25
  • تاريخ :

چرا به تیم ملی اهانت می شود؟

هاشمیان و کریمی درست می گویند


تیم ملی خوب بازی نکرد. نه در برابر مقدونیه و نه توگو. دلایل برای این بد بازی کردن متعدد است. بی انگیزه بودن بازیکنان به ویژه لژیونرها در برابر تیم های بی نام و نداشتن آرامش، آنجه که امروز برانکو بدان اقرار دارد. برانکو راست می گوید، تیم ملی دارد تمرکز خود را از دست می دهد. مربیان باید اعتماد به نفس را به بازیکنان بازگردانند. باید روحیه تیم ملی را حفظ کنند. برانکو راست می گوید کار او پس از از صعود به جام جهانی شده دفاع کردن از تیم ملی.

در پایان این دیدار که با برد همراه بود، تماشاگران اندک حاضر در ورزشگاه از نحوه عملکرد تیم ملی ایران راضی نبوده و به اهانت و توهین به مربی تیم ملی پرداختند. البته گاه به گاه نیش هم حواله بازیکنان می کردند. امروزه این شده است سنتی از یاد نرفتنی که تا تماشاگر از نتیجه بازی یا بازی بازیکنان راضی نشد، بساط فحاشی و اهانت را پهن می کند. اینجا هم برانکو راست می گوید فوتبال ایران این ستاره ها را آسان به دست نیاورده است که این گونه آنها را دلزده و دلسرد می کنند. به راستی که باید این بساط بی فرهنگی را جمع کرد. یک سری آدم فرصت طلب یا شاید به قولی مواجب بگیر راه بیافتند و در ورزشگاه بساط لمپنی خود را پهن کنند. تیم بد بازی می کندتاوانش فحاشی نیست این تیم آرامش و اعتماد به نفس می خواهد. اگر تیم را نمی پسندید به ورزشگاه نیایید. کاری که در بازی با توگو کردید. اما این که بیایید و فحاشی کنید، زیبنده فرهنگ ایرانی نیست.

هاشمیان و کریمی پس از توهین به تیم ملی اعلام کردند اگر این اهانت تداوم یابد، آنها دیگر برای تیم ملی بازی نخواهند کرد. اینجا است که باید گفت هورا برای این بازیکنان و یک دست بلند برای همت مردانه آنها. باز یدر برابر تماشاگرانی بد دهان و فحاش چه لذتی دارد؟ حتی اگر یکی، دو تن از جمله هاشمیان را تشویق کنند. هاشمیان که در پایان دیدار با توگو مورد تشویق تماشگران قرار گرفت، با دست نارضایتی خود را از این تشویق که در پی اهانت به تیم ملی آمده بود، نشان داد. این حرکتی درست و منطقی بود. به قول یک ضرب المثل محلی، نه سرش را بشکن و نه دامنش را پر از گردو کن!

این دو راست می گویند، آنها دارند برای تیم ملی زحمت می کشند و انتظاری هم ندارند، آن وقت در مقابل تلاش به مجموعه تیم ملی در حالی که برنده است، توهین شود.

این درست است که ما نمی خواهیم در جام جهانی آلمان به سفر توریستی برویم، بلکه نگاهمان به مرحله دوم و صعود از مرحله اول این رقابت ها است. این اعتراض آشکار به برانکو و تیم ملی چنان است که اکنون تلویزیون ها و رسانه های خارجی از این لحظه های دشوار در زندگی برانکو و تیم ملی خبر می دهند.

ما نمی دانیم آیا معنای بازی تدارکاتی یعنی کسب نتیجه و درخشش و از یاد بردن ضعف ها و کاستی های تیم است؟ یا شناخت کمبودها و نارسایی ها؟ بازی های تدارکاتی یا دوستانه هدف های خاص خودشان را دارند. این بازی ها برای آشنا شدن با نقاط ضعف تیم می است. از تیمی که در طول سه روز جمع شده، چه نتیجه ای را می خواهیم به دست آوریم؟ تیمی که از بازی های سنگین حرفه ای لیگ جمع شده است و انگیزه ای برای بازی در برابر تیم های بی نام ندارد، چه باید بکند؟ هاشمیان، کریمی و مهدوی کیا که در نامدارترین لیگ جهانی بازی می کنند. باید در برابر مقدونیه و توگو شگفت آفرینی کرده از جان مایه بگذارند؟ آنها باترک بوندس لیگا و آمدن به میهن برای بازی های تدارکاتی، خطر تکیه زدن بر نیمکت ذخیره و حتی سکو را به جان می خرند و آنوقت بیاییم و آنها را همراه با مربی شان سکه یک پول کنیم؟

اکنون که تیم ملی باید خود را برای جام جهانی آماده کند و آخرین ضعف ها و کمبودها را بشناسد وقت آن نیست که دم از پروژه های رنگارنگ بزنیم. که کادر مربیان تیم لی را ایرانیزه کنم برای تیم ملی ایرانی سازی کنیم. که یک مربی کار کشته ایرانی در کنار سر مربی بگذاریم. که همان بلایی که سرایوویچ آوردیم سر برانکون بیاوریم. به راستی آن مربی که بر نیمکت جام جهانی نشاندیم که شاید از برکت آن نیمکت در جهان فوتبال بزرگی کند، اکنون در کجای فوتبال جای دارد؟ او کجا است، ایوویچ رانده شده کجاست؟ نیمکت مربیان در جام جهانی را ایرانی کردیم چه گلی به سر تیم ملی و آن مربیان جاخوش کرده بر نیمکت جام جهانی زدیم؟

UserName