• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1433
  • شنبه 1381/11/12
  • تاريخ :

" بخشی از سخنرانی امام (ره ) در بهشت زهرا همراه با صدا "

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبتها دیده ایم . مصیبتهای بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده ، مصیبت زنهای ،جوان مرده ، مردهای اولاد از دست داده ، طفلهای پدر از دست داده .

من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد ، سنگینی بر دوشم پیدا می شود كه نمی توانم  تاب بیاورم . من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است بر آیم . من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد ، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید .من به مادرهای فرزند از دست داده ، تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم . من به پدرهای جوان از دست داده،تسلیت عرض می كنم . من به جوانهایی كه پدرانشان را دراین مدت از دست داده اند ، تسلیت عرض می كنم . خوب ما حساب بكنیم كه این مصیبتها برای چه به این ملت وارد شد ، ‌مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آن وقتی كه صدای ملت در آمده است تا کنون ، قتل، ظلم، غارت و همه اینها ادامه دارد ؟ ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ؟ ملت ما یك مطلبش این بود كه سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد ، بر خلاف قوانین بود . آنهایی كه در سن من هستند ، می دانند و دیده اند كه مجلس مؤسسان كه تاسیس شد ، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان ، مجلس مؤسسان را با زور سر نیزه تاسیس كردند و با زور ، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضا شاه رای سلطنت بدهند .

پس ،

این سلطنت از اول امر باطلی بود ، بلكه اصل رژیم  سلطنتی از اول  خلاف قانون و خلاف قواعد  عقلی است و خلاف حقوق بشر است .

برای اینكه ما فرض می كنیم كه ملتی تمامشان رای دادند كه یك نفر سلطان باشد ، بسیار خوب ، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان ، رای آنها برای آنها قابل عمل است ، لكن اگر چنانچه ملتی رای دادند ( ولو تمامشان ) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد ، او به چه حقی ، سرنوشت ملت بعد را معین می كند؟‌ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است ما در زمان سابق ، فرض بفرمایید كه زمان اول قاجاریه نبودیم ، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه‌یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم فرض كنیم كه رای مثبت دادند ، اما رای مثبت دادند بر آغا محمد خان قاجار  . در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود ، هیچ یك از مازمان آغا محمد خان را ادراك نكرده ، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه ، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد ؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است . ملت در صد سال پیش از این ، صدو پنجاه سال پیش از این ، یك ملتی بوده ، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را برما مسلط كند . ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی ، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند،این اسباب این می شود كه بر فرض،این امر باطل،صحیح باشد.فقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر اشخاصی كه در آن زمان بودند، اما محمدرضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشترشان بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادراك آن وقت را نكرده اند ، چه حقی داشتند ملت آن زمانکهسرنوشت ما را در این زمان معین كنند ؟ بنابراین سلطنت محمدرضا اولا” كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و سرنیزه تاسیس شده بود مجلس ، غیر قانونی است ، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی بوده ، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت،معین كنند ؟ هر كسی سرنوشتش با خودش است ، مگر پدرهای ما ولی ما هستند ؟ مگر آن اشخاصی كه در صد سال پیش از این ، هشتاد سال پیش از این بودند ، می توانند سرنوشت ملتی را كه بعدها وجود پیدا می كند ،تعیین بكنند ؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست . علاوه بر این ، این سلطنت كه در آن وقت درست كرده بودند و مجلس مؤسسان هم ما فرض كنیم كه ، صحیح بوده است ، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را . وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضا شاه را ، سلطنت محمدرضا شاه را ، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم ، سرنوشت اینها با خودشان است . این هم راهی است برای اثباتاینكه سلطنت او باطل است ... من  باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی ، این خائن خبیث رفت ، فرا ر كرد و همه چیز ما را به باد داد . مملكت ما را خراب كرد . تمام اقتصاد ما آلان خراب  و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم این اقتصاد را به حال اول برگردانیم . سالهای طولانی با همت همه مردم نه یك دولت به تنهایی

می تواند این كار را بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند ،‌ تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند .

شما ملاحظه كنید ، به اسم اینكه ما می خواهیم دهقانها را دهقان  كنیم ، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم ، اصلاحات ارضی درست كردند ، اصلاحات ارضیشان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بهكلی دهقانی از بین رفت . بهكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج ، یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم ، برنج از او بیاوریم ، همه چیز را ، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكا است ، بیاوریم .

بنابر این كارهایی كه این آدم  كرده به عنوان  اصلاح این كارها خودش فساد بوده است . قضیه اصلاحات ارضی،لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده كه شاید تا بیست سال دیگر نتوانیم جبرانش بكنیم ، مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سالهایی بگذرد و جبران شود. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگهداشته درست كرده است ، بهطوریكه الان جوانهای ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام وتمام نیست و باید بعد از اینكه مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبتها ، بروند در خارج تحصیل كنند.

ما پنجاه سال  است ،  بیشتراز پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم . لكن چون خیانت شده است به ما ، از این جهت رشد نكرده و رشد انسانی  ندارد . تمام انسانها و نیروی انسانی ما  را از بین برده است این آدم .

این آدم به واسطه نوكری كه داشته ، مراكز فحشا درست كرده ، تلویزیونش مركز فحشاست رادیواش بسیارش فحشاست ، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد ، مراكز فحشاست . اینها دست به دست هم دادند . در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است ، مراكز فساد دیگر الی ما شاء الله است . برای چه ؟  سینمای ما مركز فحشاست . ما با سینما مخالف نیستیم،ما با مركز فحشا مخالفیم . مابا رادیو مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم . ما با تلویزیون مخالف نیستیم، با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست ، مخالفیم . 

ما كی مخالفت كردیم با تجدد و مراتب تجدد ؟  مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصاً در ایران ،  با چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده اند . سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم و تربیت این مردم باشد ، شما می دانید كه جوانهای ما را ازاینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها . ما با اینها در این جهات مخالف هستیم . اینها به همه معنا خیانت كردند به مملكت ما .

و اما نفت ما ، تمام نفت ما را به غیر دادند ، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند . آنی كه به آمریكا دادند ، عوض چه گرفتند ؟ عوض ، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا . ما هم نفت دادیم وهم پایگاه برای آنها درست كردیم . آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت ، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كردیعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند ، باید مستشارهای آنها باشند ، باید كارشناسهای آنها باشند . این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما که اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود عمر سلطنتی پیدا كرده بود ، مخازن نفت مارا تمام كرده بود . زراعتمان را هم كه تمام كرده ، ‌این ملت بهكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار . ما كه فریاد می كنیم از دست این ،‌ برای این است . خون جوانهای ما برای این جهات ریخته شده ، برای اینكه آزادی می خواهیم ما . ما پنجاه سال است كه در اختناق ب ه سر بردیم ، نه مطبوعات داشتیم ، نه رادیوی صحیح داشتیم ، نه تلویزیون صحیح داشتیم ، نه خطیب می توانست حرف بزند ، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند ، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد ، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند ،در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود .  الان هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است ، نیمه حشاشه این اختناق هم باقی است . ما می گوییم كه خود آن آدم ، دولت آن آدم ، مجلس آن آدم ، تمام اینها غیر قانونی است و اگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم ...

UserName