• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1553
  • شنبه 1381/11/12
  • تاريخ :

" امام آمد و آورد ... "

شب طی شد و روز روشن ، از راه رسید       خورشید امید شرق ، از غرب دمید

عیسای  زمان، راز زمین ،  " روح خدا"  در کالبد مرده  ، دمی تازه دمید

فلات بلا دیده ایران، سالها بود که در پنجه ظلمِ از خود بیگانگان  قرار داشت.

چون مرغی در خون تپیده بود،

چون گله ای بی چوپان که گرفتار گرگها باشد،

چون کاروانی دزد زده ، قافله ای به تاراج رفته...

ایران ،  ویران بود ،

و... ایرانی ، دربند.

" امارت" ، آزاد بود،

و " آزادی "، اسیر!...

اما...

امام آمد و  آزادی  آورد

به جانهای خسته روح دوباره  ، به اندیشه ها تابندگی ،  به دلها شهامت ،  به دیده ها بصیرت

و به آرمان مردم روح جاودانگی داد .

امام آمد ،

و خزانمان بهار شد ،

و شکوفه رهایی ما در زمستان ، بر شاخسار خونین بهمن ، شکفت .

شب مان روز شد ،

و جانمان گرم ،

دیده مان باز ،

مشتمان بسته ، و... گامهایمان پویا گشت .

" دیو" را بیرون کردیم ، تا " فرشته" در آمد ،

شب را پشت سر گذاشتیم ، تا " فجر روز " را به نظاره نشستیم .

UserName