• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1885
  • دوشنبه 1384/8/23
  • تاريخ :

کتاب تنهای من


وقتی در برنامه ریزی های مناسبت های ماه، پرداختن به مناسبت 24 آبان یعنی روز کتاب و کتاب خوانی به من سپرده شد ، احساس کردم که کار ساده ای را به عهده گرفته ام! اما وقتی دو روز تمام در گوگل کلمه کتاب و کتاب خوانی را جستجو کردم آنهم به امید یافتن چند مقاله مناسب، و هیچ نیافتم ، تازه فهمیدم که چه مسئولیت بزرگی را پذیرفته ام.

البته ما عقیده نداریم که جستجوگر گوگل بدون نقص عمل می کند، اما به هر حال یک جستجو گر قوی و مهم است و می بایست ما را در یافتن 2 یا 3 مقاله در این موضوع کمک می کرد؛ اما این که بعد از مدتی جستجو راه به جایی نبردیم، به این معنی است که تا چه اندازه کتاب مهجور و تنها مانده است.

راستی چرا ؟

چرا در بسیاری از روزنامه های معتبر وقتی به آرشیو 24 آبان ماه سال های گذشته رجوع می کنی حتی کلمه ای پیرامون کتاب نمی یابی؟ یعنی در لابلای حوادث ، رخدادها و مناسبت های ایام مختلف سال، «کتاب و کتاب خوانی» به اندازه یک ستون از کل روزنامه های یک سال ارزش ندارد؟ شاید یکی از دلایلی که آمار کتاب خوانی مردم ما در مقایسه با میانگین جهانی بسیار پایین است، کوتاهی و کم کاری رسانه های ماست. رسانه هایی که در امر آموزش همگانی نقش مهم و مسئولیت بزرگی را بر عهده دارند.

کتاب، همان که از کودکی برایمان هدیه ای دوست داشتنی بود و یادمان داده اند که بهترین دوست است! اما این کلام تنها در حد یک شعار در ذهن هایمان باقی مانده تا اگر روزی کسی از ما درباره کتاب پرسید جمله ای هرچند کوتاه برای گفتن داشته باشیم.

و واقعیت این است که همه ما در حق این «دوست» کوتاهی کرده ایم، و هرچه می گذرد به جای آنکه کوتاهی های گذشته ی خود را جبران کنیم، بیشتر و بیشتر او را می رنجانیم.

و این روزها با افزایش فناوریهای مدرن، اگر چه کتاب جایگاه خود را از دست نداده است اما ما دیگر وقتی برای کتاب خواندن نداریم. ترجیح می دهیم به جای آن که در جستجوی کتابی مناسب باشیم و زمانی را برای یافتن آن در کتابفروشی های مختلف صرف کنیم و بعد مدت زمانی را هم برای خواندن آن ؛ پای رایانه بنشینیم و در سایت های متنوع چرخی بزنیم، چند مطلب کوتاه بخوانیم و به خیال آن که اطلاعاتی مهم و به روز یافته ایم و دیگر به هیچ وجه از دنیا عقب نیستیم ؛ دنبال کارمان برویم ...

گاهی هم آنقدر از روش افزایش دانش خود مطمئنیم که اگر ببینیم اطرافیانمان مشغول خواندن کتاب هستند اگر حتی آنقدر مودب باشیم که چیزی نگوییم، اما در ذهنمان آنها را انسان های متحجری می بینیم که از دنیای پر سرعت امروز جا مانده اند!

البته نباید منکر خدماتی که پیشرفت و تکنولوژی در اختیار ما قرار داده، شد؛ این مزیت تکنولوژی است که می توان با کمترین هزینه، چندین جلد کتاب را به سرعت پیش رو داشت. اما به راستی ما چقدر در شبانه روز در کتابخانه های سایت های مختلف در حال جستجو و مطالعه هستیم؟ در حالی که نمی توان از یاد برد که لذت کتاب دست گرفتن ، ورق زدن ، زیر و رو کردن صفحات ، جستجوی صفحه به صفحه و .... را نمی توان با ساعت ها نشستن در برابر رایانه مقایسه کرد!

ما در برابر رایانه می نشینیم و به قول معروف وب گردی می کنیم اما معمولا تا مجبور نباشیم برای تحقیقات مدرسه ای یا دانشگاهی خود در مقالات و کتابخانه ها به جستجو بپردازیم، کاری با این بخش از امکانات اینترنت نداریم!

به دلیل عدم استفاده درست و کافی از متون ادبی و کتاب های وزین، با نگارش صحیح توسط جوانان و نوجوانان و حتی اقشار تحصیلکرده در سالهای اخیر ، رویکرد نگارش نوشتاری مطالب برخی از کتابها ، روزنامه ها و مجلات به سمت ساده نویسی ، عامیانه نویسی و حتی در مواردی توام با نگارشی اختراعی بوده است، که این روش علاوه بر لطمه قابل توجهی که به ادبیات نوشتاری زده است ؛ باعث گردیده تا نسل جدید خود را به راحت خوانی بدون تفکر و تامل عادت دهد و در نتیجه شاهد هستیم که روز به روز کتاب های واقعی که به طور تخصصی به نگارش در آمده اند جایگاه خود را به کتاب های کم ارزش و گاه بی ارزش داده اند و در میان جوانان خلاء خاصی در توانایی نوشتن ایجاد شده است و نیز ادبیات گفتاری را دچار چالشی جدی نموده، به طوری که حتی برخی از اقشار تحصیلکرده ما در گفتار مؤدبانه خود و یا نوشتن یک نامه اداری هم دچار مشکل هستند.

این روند رو به رشد که توسط رسانه ها هم گسترش پیدا کرده، در آینده ای نه چندان دور می تواند ادبیات غنی ما را دچار دگرگونی های نامناسب نماید .

تنها در یک صورت خواهیم توانست جلوی این روند را بگیریم و با حفظ ارزش های ادبیاتی و نگارشی خود، آن را به سمتی صحیح سوق دهیم؛ آنهم آگاهی دادن به جوانان در مورد این حرکت ناخودآگاه و مخرب و سعی در همراه نشدن با آن است . اگر جوانان ما به کتاب و مطالعه اهمیت لازم را بدهند و از متون غنی ادبی استفاده درست نمایند و ادبیات عامیانه را نیز در جایگاه خود حفظ نمایند و از گسترش بی رویه آن در دیگر جاها جلوگیری کنند؛ و با هر نوشته و گفتاری کلام خود را به آن سو تغییر ندهند، جای امیدواری خواهد بود که بیش از این، از تخریب پایه های ادبی فرهنگمان دچار اندوه نشویم.

با امید به اینکه همه ما از مسئولین گرفته تا افراد عادی، دغدغه از دست ندادن فرهنگ غنی خود را در ذهن داشته باشیم و در جهت حفظ آن بکوشیم.

UserName