• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 12024
  • دوشنبه 1384/8/23
  • تاريخ :

آهوی دشتم را مزن


کوچه ها خالی است. از دور میدان وسط کوچه پیداست. حتی از روی پله های عمارت خان بالا برره که یک ایوان کاذب با چند سرستون به آن رنگ و بویی قدیمی داده همه این ولایت نه چندان بزرگ را می شود دید.

روبه روی پله ها، دو کوچه کاهگلی که درست وسط یک خانه در فرحزاد سر برآورده ، زیر نور کمرنگ خورشید پاییزی می درخشد.

اینجا جایی است که نخودش مثل آدمهایش معروف است و بازار پاچه خواری اش آدم را هشتپلکو می کند! درست است. خانمها، آقایان ، به برره خوش آمدید!

محمدرضا هدایتی را پیش از این نیز در آثار طنز تلویزیونی دیده ایم.

او بازیگری است که این توانایی را دارد تا خیلی هوشمندانه از یک نقش فرعی و حاشیه ای ، یک شخصیت مهم و تاثیرگذار که خیلی از نگاهها به او معطوف است ، بسازد. او در پاورچین نقش طغرل بیل به دست را بازی می کرد که همیشه هم حرف آخر را می زد. هم بیل آخر را!

خودش درباره تفاوت ها و شباهت های یاور طغرل شبهای برره و طغرل منورالفکر پاورچین می گوید: تفاوتش در جوان بودن یاور طغرل شبهای برره است. طغرل در پاورچین یک آدم 80ساله بود، اما اینجا من زمان گذشته او را بازی می کنم که چیزی حدود 40 سال دارد.

البته این طغرل هنوز منتقد فیلم نشده و سبکهای هنری را نمی شناسد که با پیشرفت داستان آرام آرام به این هنرها هم آراسته می شود.

او فعلا بیشتر روحیه نظامی دارد و سعی می کند اقتدارش را از این طریق به رخ برره ای ها بکشد. نوع آماده شدن این گونه آثار به شکلی است که تا حدودی بر توانایی های بازیگران استوار است. وقتی از او می پرسیم آیا در شبهای برره آنقدر دستتان باز هست که در جاهایی که طنز طلب می کند از بداهه استفاده کنید، می گوید: صددرصد.

کار با کارگردانی مثل مدیری این خوبی را دارد که بازیگران اجازه دارند در چارچوب اثر، یک کار بداهه انجام دهند. یکی از اصول طنز شبانه بر بداهه بازیگران استوار است.

در این سری هم اگر موقعیتی پیش بیاید، باز هم از بداهه استفاده خواهد شد و من هم چون بازیگر نقش طغرل هستم و این شخصیت یک سری تکیه کلام داشت ، از آن تکیه کلام ها استفاده خواهم کرد.

حواست باشه ، من یاور طغرلم!

هدایتی همچنین یکی از بازیگران سریال تاریخی «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی نیز هست. یک کار جدی و پر بازیگر که کار فیلمبرداری آن همچنان ادامه دارد.

هدایتی در پاسخ این پرسش که بازی در نقشهای جدی را بیشتر می پسندد یا ترجیح می دهد در آثار طنز بازی کند، می گوید: برای خود من کار طنز خیلی سخت تر است برای این که مثل بازیگرانی که کار طنز می کنند، انرژی لازم را برای انجام کار طنز ندارم و سعی می کنم آن را بسازم. خیلی بداهه طنز ندارم.

این کار برایم سخت تر است. از نظر تایم کاری هم انجام آن برایم مشکل است. برای این که ما باید صبح بیاییم و تا شب یک قسمت را ببندیم تا شب پخش شود که این ، فشار و استرس ایجاد می کند.

از اینها گذشته استراحت آثار طنز کمتر و خستگی اش بیشتر است ولی چون خیلی زود نتیجه می دهد، از این نظر برای ما لذتبخش تر است. چون امروز که ما یک قسمت را کار می کنیم ، فردا اثر آن را در جامعه می بینیم.

ولی خیلی هم مقید نیستم به این که من بازیگر طنز هستم و نباید کار جدی انجام دهم. هر دو نوعش را دوست دارم و تلاش می کنم در هر دو شکل کار قابل قبول ارائه دهم.

او درباره آکسان گذاری در ادای دیالوگ هایش می گوید: اینها در لحظه به وجود می آید. یعنی آن لحظه ای که متن را می خوانیم و تمرین می کنیم. البته تمرین به آن شکل نداریم ، فقط یک دور متن را می خوانیم.

اگر کلمه ای گفته می شود و این کلمه خیلی شنیده می شود، بداهه است. این کلمه ناخودآگاه می آید و خیلی هم فکر شده نیست.

در قسمتهای اول می بینیم که چی راه می دهد و در قسمتهای بعد آن را دسته بندی می کنیم. یک سری از آنها را انتخاب می کنیم و آن را پرورش می دهیم و استفاده می کنیم.

حکایت یک سرجوخه تبعیدی

بازیگر دیگری که در این ژاندارمری دورافتاده مشغول جانفشانی است ، مختار سائقی است. یک سرجوخه که با لباس شهربانی در ژاندارمری مشغول خدمت است.

این سرجوخه فداکار برای این که دعوای پایین برره ای و بالا برره ای بیش از این شعله ور نشود، گاه گاه مجبور است مماشات کند، راه بیاید، ندید بگیرد و کوتاه بیاید. خودش درباره این نقش می گوید: این اولین بار است که در همکاری با این گروه یک نقش ثابت بازی می کنم.

این آدم سرجوخه ای است که به دلایلی از شهربانی تهران به بدترین جایی که ممکن است وجود داشته باشد یعنی برره تبعید شده است.

سائقی بجز بازی ، در اجرای دکورهای این سریال هم همکاری داشته است و اگر اتفاقی برای دکورها بیفتد، این اوست که باید آنها را ترمیم کند.

وقتی پوپک مظفری دستیار کارگردان و برنامه ریز این سریال گروه را به سکوت دعوت می کند، معلوم است که قرار است صحنه ای دیگر تصویربرداری شود.

مدیری بدون آن شولای معروف از پشت مانیتور صحنه را کنترل می کند. یکی از بازیگران این صحنه بهنوش بختیاری است که امسال از او جایزه بزرگ و شبکه سه و نیم را دیده ایم.

او بازیگر نقش لیلون دختر تحصیلکرده خان بالابرره است که البته فقط توانسته سیکل بگیرد. خودش درباره لیلون می گوید: با وجود آن که لیلون از شهر آمده ، ولی افاده و تکبری که آدمهای شهری دارند، ندارد. اما خب بعضی وقتها بدش نمی آید که تحصیلاتش را به رخ بکشد.

در حقیقت بین فرهنگ برره ای و شهری مانده است و این موضوع را می شود در لهجه او هم فهمید که گاهی اوقات دوست دارد به لهجه شهری که تحصیلکرده آنجاست ، حرف بزند و گاهی اوقات هم می ماند.

او در ادامه به حضور شخصیت های جدید اشاره می کند و می گوید: فکر می کنم حضور هر پرسوناژ جدیدی ، داستان را پررنگ تر می کند و به نویسندگان توان مانور بیشتری می دهد تا فضاهای جدیدتری خلق کنند.

مثلا بعد از حضور نقش لیلون ماجراهای رمانتیکی به وجود آمد که باعث شد فضا متفاوت شود. اگرچه من از روز اول این کار را دوست داشتم و از بینندگان پروپاقرص آن بودم.

یکی از ویژگی های بازی بهنوش بختیاری استفاده و در واقع تلفیق چند گویش است. خودش در این باره می گوید: راستش لهجه من گویش خاصی نیست. در واقع دوست داشتم بیشتر یک آوا باشد تا یک لهجه و این موضوع هم به مرور و به خاطر همنشینی با برره ای ها از بین می رود.

یکی از معضلات کارهای روزپخش استرس و فشردگی کارهاست. اما البته این موضوع خوبی هایی هم دارد. او می گوید: الان که بروم خانه ، حتما مجموعه را می بینم. وقتی کاری روزپخش است ، آدم می تواند هر روز بازی خودش را چک کند و عیب و ایرادهای آن را رفع کند و این برای بهبود کیفیت بازی خیلی موثر است. من خوشحالم ، زمانی وارد داستان این مجموعه شدم که با فاصله کمی می توانم کار خودم را ببینم.

پسر خان بالا برره

توی راهرو روی برگه ای که به دیوار نصب شده ، از طرف گروه سازنده به شقایق دهقان به خاطر فوت یکی از عزیزانش تسلیت گفته اند.

رضا شفیعی جم در حالی که کلاهی بر سر دارد در انتهای راهرو دیده می شود که موبایل به دست ایستاده است. هنوز خیلی ها خاطره بازی او در مجموعه نقطه چین را از یاد نبرده اند. در این صحنه سعید پیردوست (سردارخان ، خان بالا برره)، فاطمه هاشمی (شاخ شمشاد) و هادی کاظمی (نظام دو برره) بازی دارند.

دوربین های تصویربرداران این سریال یعنی امیر همایون احمدپور، بابک بذرافشان و امید رخ افروز این صحنه را نشانه رفته اند.

نظام دو برره با آن کلاه سرش و آن طرحهای رولباسش چیزی شبیه یکی از شاهزاده های بی تاج و تخت است که همه چیز به طفیلی اقوام و خویشان اسم و رسم دارشان به او رسیده است. هادی کاظمی درباره نظام می گوید: خب این نقشی بود که از قبل مشخص بود.

سه چهار سال پیش در مجموعه طنز پاورچین نقشی را به نام حسام دوبرره بازی کردم همان زمان نقش پدر آنها یعنی نظام دوبرره را هم بازی کردم.

این پدر و پسر آدمهایی شرساز، آنتیگونیسم و در یک کلام بدمن کار هستند. البته بدمن به آن صورتی که در آثار درام دیده ایم نیستند بلکه بدمن کارهای طنز که نوعی شیرینی در حرکات و رفتار آنها دیده می شود. این شخصیت ویژگی خاصی ندارد و همان چیزی است که مردم دیده اند.

او آدمی خلافکار و معتاد، بی دغدغه ، سرخوش و بی عار است که البته بچه یک پولدار هم هست. معمولا برای این که نقشها خوب شناسانده شوند و سیر حوادث منطقی جلوه کند، علاوه بر بازی و کارگردانی ، نوشته و متن نیز تاثیر بسزایی در این فرآینده دارد.

او می گوید: خوشبختانه ما نویسندگان خیلی خوبی داریم یعنی اینقدر دیالوگ ها را خوب و پر می نویسند که اصلا نیازی نیست بازیگر دیالوگی اضافه کند مگر این که تکه هایی به ذهن بازیگر یا کارگردان خلق الساعه اضافه شوند.

کاظمی درباره این که آیا برای پرورش بهتر نقش به کارگردان پیشنهاداتی داده یا نه ، گفت : خوشبختانه این اتفاق بین بازیگر و کارگردان به وجود آمده است. آقای مدیری خیلی خوب در صحنه مدیریت می کند. چه همفکری با نویسندگان و چه بازیگران.

بعضی وقتها فکر می کنم که اگر نظام این جوری بازی شود بهتر است ، بنابراین با مدیری صحبت می کنم و او هم یا قبول می کند یا دلیل مخالفتش را می گوید. به هر حال این وسط یک رضایت هنری وجود دارد و این اتفاق همیشه می افتد که برای ایفای بهتر نقش به او پیشنهاد بدهیم.

شاعری متخلص به گیسو!

شاعر برره کسی جز علی کاظمی نیست که انصافا موقع شعر خواندن آدم همین طور حیران و انگشت به دهان می ماند. این شاعر گرانسنگ باوجود فیزیکش ، روح حساسی دارد که در شادی و غم برای اهالی بالا و پایین برره از خودش شعر در می کند!

کاظمی را پیش از این در نقطه چین دیده بودیم که به طرفه العینی هر جا آدمهای اصلی مجموعه گیر می کردند به یاریشان می شتافت و هر طور بود کارشان را راه می انداخت.

خودش درباره این شاعر که عنوان با مسمای گیسو را تخلص می کند، می گوید: «این نقش به پیشنهاد کارگردان شکل گرفت و نویسندگان هم زحمت نگارش آن را کشیدند. من تا حالا از این نقشها بازی نکرده ام. چون این یک نقش کاملا لطیف است.

در حالی که نقشهایی که من بازی کرده ام به خاطر فیزیکم معمولا نقشهای منفی یا خشن بوده است. اوایل خیلی با این نقش راحت نبودم ، اما حالا خیلی از آن احساس رضایت می کنم.» کاظمی علاوه بر بازی ، مسوولیت تدارکات این مجموعه را به همراه جعفر عبدلی به عهده دارد.

اما این دلیل نمی شود که تنها شاعر اسم و رسم دار برره ، موقع شعر خواندن از خودش احساسات نشان ندهد. خودش می گوید: خب برای این که این نقش ، آدمی را می خواهد که تا حدودی احساسات و عواطف لطیف داشته باشد و من هم برای این که با سایر نقشها تفاوت داشته باشد، به آن چاشنی طنز اضافه کردم.

محمد شیری بازیگر نقش سالارخان ، خان پایین برره است که به همراه خانواده اش فلامک جنیدی (شادونه)، شقایق دهقان (سحرناز)، سیامک انصاری (کیانوش استقرارزاده) و مهران مدیری (شیر فرهاد) وظیفه دارند به طور ژنتیک با بالابرره ای ها دشمنی و آنها را تحقیر کنند.

اما حتی این شخصیت هم چیزی بیشتر از آدمهای معمول برره نمی داند. شیری در این باره می گوید: بعد از جایزه بزرگ ، این دومین کاری است که با این گروه انجام می دهد. جایزه بزرگ کار موفقی بود. همان زمان ، صحبت شد در پروژه بعدی نقشی داشته باشم.

باتوجه به این که قرار بود یک کار تئاتر انجام دهم ، اما آنقدر مدیریت و هماهنگی خوبی در این گروه دیدم که باجان و دل ، نقش پدر شیرفرهاد را بازی کردم. او در ادامه می گوید: وقتی صمیمیت و یکرنگی باشد، آدم باانرژی کار می کند.

اگر چه اوایل چند قسمت جلو بودیم ، اما در حال حاضر تقریبا روز پخش شده ایم. یعنی مدام در حال کار کردن هستیم. چیزی که ما را نگه می دارد و خسته نمی کند، مربوط به نوع مدیریت و گروهی است که همه با هم کار می کنند.

حسن شکوهی مدیر تولید کار است و در ادامه در نقش یک یاغی سر اهالی برره خراب می شود. از شکوهی بازیهای قابل اعتنایی در فیلمهایی چون عینک دودی و توکیو بدون توقف دیده ایم. او در بخشهایی از مجموعه پاورچین نیز حضور پررنگی داشت.

عکس او را با آن قطار فشنگهای روی سینه اش در تیتراژ آغازین شبهای برره حتما دیده اید. پیشاپیش برای این یاغی غیور آرزوی عاقبت بخیری و مقدار معتنابهی بهروزی و موفقیت می کنیم!

قصد تحقیر و توهین نداریم

سرپرست نویسندگان این سریال پیمان قاسمخانی است که حالا دیگر در بین نویسندگان آثار طنز نامی آشناست. قاسمخانی درباره نحوه شکل گیری این اثر می گوید: شکل گیری این کار مثل همه کارهای روتین خیلی سریع و خلق الساعه بود.

توی یک جلسه نشسته بودیم و فکر می کردیم که روی چه طرحهایی کار کنیم. همان لحظه این طرح به ذهن من رسید. به مهران پیشنهاد دادم و او هم خوشش آمد. اما راستش یک هفته بعد از این فکر منصرف شدم و به مهران زنگ زدم و گفتم من منصرف شدم و از خیرش بگذر، چون کار خطرناکی است که تمام سریال در زمان گذشته بگذرد و ممکن است مخاطب آن را پس بزند.

ولی مهران پافشاری کرد تا کار به مرحله تولید رسید. قاسمخانی در ادامه می گوید: ما یک آینه روبه روی جامعه گذاشته ایم و رفتارهای زشتی مثل دروغگویی ، ریا و یکسری از عادتهای ناپسندی را که به آن مبتلاییم ، در این برنامه نقد می کنیم.

به همین خاطر آدم جا می خورد که بعضی وقتها در برابر این برنامه جبهه گرفته می شود. چرا که این یک نقد اجتماعی ساده است که نمی خواهد کسی را تحقیر کند یا به لهجه کسی توهین کند. به نظرم کسانی که این سریال را توهین می دانند، به موضوع خیلی ساده انگارانه نگاه می کنند. مطلقا چنین قصدی نبوده.

از دیگر نویسندگان این سریال سروش صحت است که البته او را به عنوان بازیگر هم می شناسیم. او درباره نوشتن فیلمنامه های این سریال می گوید: کلیت کار زیر نظر پیمان قاسمخانی شکل می گیرد و بعد مشخص می شود که هر کس کدام قسمت را بنویسد و در این بین مسائلی مثل هماهنگی باخط کلی داستان چک می شود.

فکر می کنم هر قسمت معمولا یک روزه یا 2روزه نوشته می شود. محراب قاسمخانی ، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله از دیگر نویسندگانی هستند که با این سریال همکاری می کنند.

حالا دیگر شب شده و کار پایان یافته است و همراه آن اضطراب ها و استرس ها هم. وقتی گروه آماده رفتن به منزل می شوند، نوار کوچکی باید به پخش شبکه 3برود که داخلش کمی شوخی ، تفریح ، کنایه و... یعنی ستاره های شبهای برره است!

مطالب مرتبط

 گفتگو با شقایق دهقان 

 نكاتى درباره شب هاى برره 

 پاسخ برره ای ها به انتقادات 

 اعتراض جمعی از دانشجویان به پخش برنامه طنز برره 

 امشب با دارو دسته‌های برره‌ای! 

منبع : جام جم

UserName