• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
مطالب مرتبط
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 41164
  • دوشنبه 3/8/1389
  • تاريخ :

دستور زبان فارسی(انواع فعل - وجهِ فعل)

دستور زبان فارسی(انواع فعل - وجهِ فعل)

فعل لازم و متعدّی

فعل لازم: فعلی که بی مفعول معنی جمله را تمام کند و یا مفعول نیاز نداشته باشد:

  سعید آمد.

  سیب از درخت افتاد.

  بچه ها در کلاس سر جای خود نشستند.

 

فعل متعدی: فعلی که بی مفعول معنی جمله را تمام نمی کند و یا مفعول نیاز داشته باشد:

  سعید کتاب را آورد.   سعید آورد ( سعید چه چیز را آورد؟)

  نسرین نامه را نوشت. نسرین نامه نوشت.  را نشانه مفعول است که می توان حذف شود.

  کشاورزان گندم را کاشتند.

 

فعل های دو وجهی برخی فعل ها هم به صورت لازم  و هم به صورت متعدّی به کار می روند:

  باران بارید. (لازم)  / کودک از دیده اشک بارید. (متعدّی)

  آب ریخت. (لازم)  /  او آبرا به زمین ریخت. (متعدّی)

 

فعل معلوم و مجهول

فعل معلوم: فعلی که فاعل آن معلوم باشد:

  شاگردان آمدند.

  شاگردان معلم را در خیابان دیدند.

 

فعل مجهول: فعلی که فاعل آن معلوم نباشد:

  شاگردان معلم را در خیابان دیدند  = معلم در خیابان دیده شد.

 

فعل مجهول از صفت مفعولیِ فعل اصلی (بن ماضی + ه یا ﻪ) و ساختهای فعل معین “شدن” ساخته می شود.

  دیده شوم – دیده شوی – دیده شوند ...

  خورده شوند .....

  دیده خواهم شد.

 

فعل تام و ربطی

فعل تام: بیشتر فعل هایی که در زبان به کار می بریم مانند خوردن، رفتن، دیدن و جز آن ها بر وقوع کاری مخصوص یا داشتن حالتی مخصوص دلالت می کنند را فعل تام یا خاص گویند.

 

فعل ربطی یا عام: فعل هایی هستند که معنی کامل ندارند و فقط برای “نسبت دادن چیزی به چیزی” به کار می روند و معنای آن ها با آوردن صفت یا کلمه ای دیگر کامل می شود مانند “است” .

  هوا روشن است.

  هنوز هوا باز نشده.   باز معنی فعل “نشده” را کامل کرده است.

معروف ترین فعل های ربطی:  بودن، شدن، و است و مشتقات آن. گشتن و گردیدن هم اگر به معنای شدن به کار رود ربطی است:

  راه علی آباد هنوز آسفالت نگردیده.  


وجهِ فعل

فعل را از جهت این که خبری را برساند یا وقوع و حالت آنرا با شک یا جز آن همراه کند یا درخواست فرمانی را برساند به سه وجه تقسیم می شود:

وجه اخباری:

  خورم  - می خورم – خواهم خورد

وجه التزامی:

  (اگر) خورم – (شاید) بخورم  - (کاش) خورده باشم

وجه امر:

بخور

 

 

منبع: دستور زبان فارسی تالیف گیوی و انوری

مرکزیادگیری سایت تبیان - تنظیم: سمیرا بادامستانی

 

UserName