• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4678
  • پنج شنبه 1384/8/12
  • تاريخ :

خیلی ازخانم ها مشکل رعنا را دارند


زمانی که رعنا از زندگی بهزاد بیرون آمد و به خانه برادرش پناه برد، شاید خیلی ها معتقدند او حماقت کرده است ، اما خود رعنا چنین چیزی را قبول ندارد. او می گوید رعنا رفت چون می خواست حرمتش را حفظ کند.

مریم کاویانی با وجود این که فوق لیسانس پرستاری دارد، آهسته و پیوسته و با تامل بازیگری را پیش می برد و در طول یکسال گذشته با داریوش فرهنگ (راه شب) و کیانوش عیاری (روزگار غریب) کار کرده و نقش اصلی فیلم «هوو» که همان خود هوو است را هم ایفا کرده است.

درست نقطه مقابل نقش رعنا در او یک فرشته بود یعنی فرشته. زمانی که او به حالت قهر از خانه بهزاد بیرون آمد بازی اش در داستان کوتاه تر شد و فرصت خوبی دست داد تا در زمانی محدود با او راجع به اولین تجربه تلویزیونی اش رودررو صحبت کنیم.

وقتی کسی بدون تحصیلات وارد این حرفه (بازیگری) می شود، آدم احساس می کند هیچ چیز حد و مرز ندارد.

اگر هر چیزی روی اصول خودش پیش برود، به بهترین شکل خواهد بود.

مضافا بر این که آدم باید جوهره و استعداد آن کار را داشته باشد و من فکر می کنم هر دو مکمل هم هستند. کار من و تحصیلات من در زمینه پرستاری است.

چیزی که هیچ ربطی به بازیگری ندارد و صداقت و مدارا اصل اولیه آن است و کاملا متفاوت با بازیگری است که انعطاف زیادی را از شما می طلبد تا شما بتوانید کاراکترها را تجربه کنید.

ولی اگر کسی تحصیلات این رشته را ندارد و شانس به او رو می کند هم لطف خدا بوده و هم استعداد ذاتی خودش را پیش گرفته است. من در طول یکسال گذشته 6-7تا کار به طور فشرده انجام دادم و فرصت برنامه ریزی و رفتن به کلاس پیش نیامده است.

علیرضا افخمی را از کجا می شناختید و چگونه برای نقش رعنا انتخاب شدید؟

من اصلا ایشان را نمی شناختم و فقط تب سرد را دیده بودم و از جنس کار ایشان خوشم آمده بود. سر کار کیانوش عیاری بودم که پیشنهاد این کار به من شد.

نمی دانم از چه کانالی ، اما آقای عیاری لطف کردند و نقش من را کمی کوتاهتر کردند تا من هم بتوانم در خدمت آقای افخمی باشم ، بعد یک جلسه راجع به کار صحبت کردیم و رفتم پای قرارداد.

رعنا زنی است که بازی کردن آن خیلی برای بازیگرهای زن سخت است. ورود زن دیگری به حریم خصوصی یک زندگی ، آسان نیست. چگونه به این کش و قوسهای ابتدای نقش که رعنا ابتدا موافق حضور فرشته بود و بعد مخالف حضور او می شود، رسیدید؟

به طور کلی یکی از شانسهای یک بازیگر، این است که در عالم بازی بتواند واقعیت های زندگی را امتحان کند و این قشنگی کار ماست.

من دوست داشتم شخصیت رعنا را تجربه کنم. درست مثل این که چند ماه پیش از آن نقش هوو در این فیلم را داشتم. نقش مقابل این کار حس خوبی بود و تجربه این حسها قشنگ بود.

مضاف بر این که مشکل رعنا، مشکل درصد زیادی از خانمهای ماست و خیلی حس خوبی است که درد خانمهایی که برای حفظ آبروی خودشان صدایشان درنمی آید، را به تصویر بکشم و فرصت خوبی بود برای من که ذات خود رعنا را دوست داشتم.

مگر رعنا را چطور دیدید؟

آنقدر صاف و پاک و در عین حال که یک زن کامل بود یک کودکی هایی در وجودش حس کردم ، با وجود این که رادیولوژیست بود و یک زن اجتماعی و تمام رنگهای فریبنده جامعه را خودش به خاطر کارش می دید، اما زمانی که کلید می انداخت و وارد خانه می شد آنقدر با اطمینان وارد می شد که تمام بدی های جامعه را پشت در می گذاشت و می آمد تو، به دلیل این خوشبینی و اطمینانی که در خانواده خودش احساس می کرد، قبول کرد که یک دختر ناشناخته را به خانه خودش بیاورد و از او حمایت کند.

من رعنا را به خاطر پاکی و صافی و صداقتش دوست داشتم.

اما خیلی هم ساده با آن برخورد کرد؟!

عکس العمل او نجیبانه بود و حتی نتوانست به طور لفظی درباره آن حس و ارتباط حرف بزند.

عرصه را گذاشت و باز از موضع قدرت وارد شد، خیلی ها می گفتند باید فرشته را از خانه بیرون کنی ؛ ولی او آنقدر به خودش اطمینان داشت که خانه را ترک کرد تا شوهرش فکر کند و متوجه شود.

اما فکر نمی کنید رعنا خیلی خوشبین و ساده بود که تن به این کار داد و اصلا از ابتدا دختر جوانی را وارد زندگی خودش کرد؟

این پارامتر رعنا شبیه خودم است ، خوشبینی بیش از حد رعنا باعث شده خیلی اعتماد کند و آدم ناشناخته ای را در حریم خودش راه دهد و ریسک کند.

در من هم چنین چیزی وجود دارد. چون خیلی اهل ریسکم ، من هم با این که می دانم کاری اشتباه است ؛ اما به دلیل کمک به دیگران انجام می دهم.

حسن جوهرچی بیشتر از شما تجربه دارد. چگونه با نقش مقابلتان به این هماهنگی رسیدید، پارتنر یا بازیگر مقابل چه ری اکشن هایی داد تا شما در آن فضا قرار بگیرید؟

اگر ارتباط خوب و انتقال انرژی بین بازیگرها نباشد، مطمئنا تاثیر نمی گذارد. من خیلی از وجود خانم ثریا قاسمی و آقای حسن جوهرچی استفاده کردم.

در لحظه های استراحت خیلی سوال داشتم که آنها با حوصله پاسخ دادند یا زمانی که دوربین سمت من بود و ایشان می گفتند و من باید جواب می دادم با وجود این که تصویرشان دیده نمی شد؛ اما ری اکشن ها را خوب انتقال می دادند و کاملا به هماهنگی رسیده بودیم.

حضور در کارهای مناسبتی و 30شب روی آنتن بودن ؛ با اولین حضورتان در تلویزیون خواستید دیده شوید که انتخاب کردید؟

اصلا به این قضیه فکر نمی کنم ، همه آدمها ذاتا بخصوص وقتی که وارد این حرفه می شوند به طور کلی می خواهند دیده شوند و مورد توجه باشند، حالا درباره بازیگران این حس بیشتر شکوفا می شود، چون کاری انجام می دهد که در ازای آن کار انتظار دیده شدن دارد، نگاهم این گونه نبود و دلم می خواست در هر مقطعی در زندگی هر کاری که به عهده من گذاشته می شود، به بهترین نحو انجام دهم ، نه این که دیده شوم.

برای این که خودم راضی باشم. حس قشنگی است وقتی می بینم کار پخش می شود و انعکاس آن و برخورد مردم و کنجکاوی آنها را می بینم ، ترجیح می دهم اگر کاری را انتخاب می کنم ، مناسبتی باشد.

چقدر قصه او یک فرشته بود برای شما جذاب بود. آن را چگونه فیلمنامه ای دیدید؟

قصه فوق العاده خاص بود. به دلیل این که محدودیت زمان وجود داشت ، آن طور که باید به آن پرداخته نشده ، اما با توانایی کارگردان سعی بر این است که کل داستان را آن جور که باید به نمایش درآورند.

منظورتان از خاص بودن چیست؟

شیطان هم یک فرشته بود. ولی همه تصور می کنند شیطان وحشتناک و غیرعادی است ؛ ولی به نظر من در همین خیابان میرداماد هم خیلی شیطان های انسان نما وجود دارند و من به این داستان واقعا اعتقاد دارم.

در انتخاب نقشها چه چیزی برای شما جایگاه اولیه را دارد؟

کار با گروه خیلی مهم است. من سه تا کار سینمایی را که خیلی هم راجع به آنها تبلیغ می شود رد کردم و کار سریال را ترجیح دادم به کار سینمایی ، به خاطر فیلمنامه و روند داستان ، چون بازیگری حس و حالی به آدم می دهد که اعتیاد آور است و آدم وقتی جلوی دوربین قرار می گیرد می خواهد باز تکرار شود، ولی امیدوارم این حس فریبنده عادت به بازیگری ، من را مجبور نکند هر نقشی را قبول کنم ، چون برای من بازیگر تجاری بودن اهمیت ندارد.

دلم می خواهد با وجود عدم تحصیلات این رشته ، حرفه ای برخورد کنم. طول نقش اصلا برایم مهم نیست ، عرض نقش مهم است. ممکن است در آینده یک کار سینمایی را قبول کنم که 2تا سکانس داشته باشد، ولی پررنگ باشد. اما در این کار آنچه برایم ارزش داشت کار با ثریا قاسمی و حسن جوهرچی بود.

و خود نقش در کدام جایگاه قرار دارد؟

فرق نمی کند اگر خوب باشد مثبت و منفی بودن آن فرقی نمی کند، چون ما باید متفاوت بودنمان را نشان دهیم تا بتوانیم بازیگر موفقی باشیم.

یک بازیگر با هر بازی خودش را کشف می کند. اتفاقا دوست دارم متفاوت باشم و بعد از کارهایی که داشتم دوست دارم یک نقش طنز، کمدی یا یک آدم بدجنس را بازی کنم. دلم نمی خواهد رعنا تکرار شود.

بازی در تلویزیون به عنوان تجربه اول به قول خودتان اعتیاد می آورد. شاید از این به بعد وسوسه شوید نقشهای مختلف را هر چند باب میلتان نباشد انتخاب کنید، چون مزه آن تجربه هنوز زیر دندان شماست؟

خوشبختانه با دید باز وارد شدم. فکر می کنم هر چیزی عمری دارد و باید به عرض زمان و عمق آن قضیه فکر کرد. خوب ماندن مهم است نه مدام بودن.

من کوتاه و کم کار می کنم ، اما سعی می کنم خوب کار کنم و می دانم جنس و ذات سینما این است که مدتی استفاده می شوید و بعد تمام. الان که مردم من را شناخته اند و با من برخورد دارند، با خودم می گویم: «مریم ، بدون این موقتی هستی و هیچ وقت دلبسته آن نشو.»

این ذات این حرفه است. پررنگ بودن مهم نیست ، چه بخواهم پشت سر هم کار کنم ، فراموش می شوم و چه نخواهم کار کنم فراموش می شوم. برای من کارنامه کاری ام مهم است.

درآمد بازیگری برای شما مهم است؟

اگر در شرایطی باشم که ناچار باشم و نیاز به پول داشته باشم ، انتخاب می کنم. حتی اگر از نقش خوشم نیاید، چون همه آدمها می خواهند مشکلاتشان را حل کنند، اگر بگویم نه دروغ گفتم ، اما امیدوارم به اینجاها نکشد.

دیگر پرستاری را رها کرده اید؟

کار پرستاری با زمان و نظم مشخصی همراه است وقتی شما مجبور باشید یک سال کار کنید ناخودآگاه باید از آن حرفه بیرون بیایید، چون نظم خودش را دارد، درست مثل ارتش است. شاید این سرنوشت من است ، اما فعلا کار نمی کنم.

پرسش آخر، در معرفی خودتان نخواستید سنتان را بگویید مثل خیلی...؟

کارگردان ها هر نقشی را در هر سنی که از من بخواهند می توانم ایفا کنم...

مطالب مرتبط

 گفتگو با حسن جوهرچی بازیگر مجموعه او یک فرشته بود 

 بازیگر سریال تلویزیونی ''او یك فرشته بود'' : در ماه رمضان آثار زیبایی ساخته می‌شود 

منبع : جام جم

UserName