• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1543
  • سه شنبه 1384/8/10
  • تاريخ :

وقتى همه خواب بودند


زمانى به گروه فیلمبردارى فیلم سینمایى «وقتى همه خواب بودند» مى پیوندیم كه گروه مشغول فیلمبردارى سكانس پایانى فیلم هستند. این سكانس و بخش اعظم سكانس هاى دیگر در یكى از مناطق شمالى ایران به نام دیلمان فیلمبردارى شد.

در این سكانس «گلاب آدینه» و دو بازیگر نوجوان فیلم در كنار امامزاده اى مشغول بازى هستند. امامزاده در سال هاى اخیر لوكیشن فیلم هاى مختلف و متفاوت سینماى ایران شده است اما فریدون حسن پور كارگردان این فیلم معتقد است امامزاده در این فیلم شخصیت دارد و با بقیه امامزاده ها در فیلم هاى دیگر متفاوت است، به همین دلیل فقط بیرون امامزاده را در فیلم مى گیرند و به داخل آن كارى ندارند.

در سكانس پایانى دو بازیگر نوجوان بى بى سلیمه (گلاب آدینه) را با چرخ دستى به پایین امامزاده مى برند. این صحنه كات مى شود و بالاخره بعد از سه تا چهار دفعه فیلمبردارى مورد رضایت كارگردان قرار مى گیرد.

گلاب آدینه این بار با گریمى متفاوت نقش پیرزنى تقریباً 70 ساله را بازى مى كند. از او درباره نقش بى بى سلیمه مى پرسیم.

«این نقش براى من خیلى تازه و جذاب بود.» آدینه كه چندى قبل نیز در فیلم «آرامش در میان مردگان» همین سن و سال را بازى مى كرد، خودش معتقد است: «شخصیت آن فیلم كهنسال نیست و كاملاً با بى بى سلیمه فرق مى كند.»

او كه به عنوان بازیگردان نیز در سینماى ایران فعالیت مى كند، در پاسخ به اینكه در این فیلم بازیگردانى انجام مى دهد، گفت: نه، ولى شك ندارم هر فیلم و سریالى به یك بازیگردان احتیاج دارد، حال كارگردان آن هر كه مى خواهد باشد، باتجربه یا بى تجربه فرق نمى كند. اگر كارگردان و بازیگردان از نظر ذهنى و دید هنرى همسو و نزدیك باشند، در آن صورت حتماً كار بهتر و كامل تر پیش مى رود.

آدینه با هیجانى خاص از طبیعت منطقه دیلمان مى گوید: آنقدر طبیعت اینجا بدیع و زیبا است كه بعد از یك ماه و نیم حضور در این منطقه هنوز براى ما یكنواخت نشده است. ما در مجاورت روستائیان هستیم و تقریباً ترافیك و سرب تهران را فراموش كرده ایم و همین كه لباس و گریم من كامل مى شود، تحت تاثیر این فضا ناخودآگاه با اطرافیان مثل بى بى سلیمه صحبت مى كنم.

او از ماجراى گریمش در «وقتى همه خواب بودند» گفت كه به همراه بیات گریمور سه ساعت زودتر از گروه فیلمبردارى كارشان را شروع مى كنند.او مى گوید: ماجراى گریم من در این فیلم ماجراى جالبى است، این گریم اجراى خیلى سختى دارد. قومى (طراح گریم) به همراه دستیارشان بیات سه ساعت تمام كار مى كنند و من نگران هستم كه در انتهاى كار مبادا دچار بیمارى آرتروز گردن و ناراحتى كمر شوند، خودم هم چون سه ساعت بى حركت باید بنشینم و این كمى مشكل است، اكثر روزها سعى مى كنم بخوابم.

از آدینه مى پرسیم چطور در طولانى مدت چسب لاتكس و مواد گریم را تحمل مى كنید: «تا هفت جلسه تحمل گریم براى من غیرممكن بود و بسیار مرا بى تاب مى كرد و اشك مرا درمى آورد تا اینكه یك شب تا صبح بیدار نشستم و تصمیم گرفتم از فردا صبح دیگر متوجه هیچ درد، فشار و سوزشى در صورت و دست هایم نشوم و به لطف خدا موفق شدم.»

نورا هاشمى دختر گلاب آدینه كه در این فیلم نقش 15 سالگى بى بى سلیمه را بازى مى كند نیز با ما همراه مى شود. او درباره تجربه هاى بازیگرى اش مى گوید: «عروس افغان»، «آرامش در میان مردگان» و این فیلم كه در آن سه سكانس حضور دارم.

او مشاور در انتخاب نقش هایش را مادرش آدینه معرفى مى كند. در جابه جایى صحنه گروه قرار است سكانس دیگرى را در پایین رودخانه امامزاده بگیرند، به سراغ فریدون حسن پور كارگردان «وقتى همه خواب بودند» مى رویم. این كارگردان سینماى كودك كه فیلمى همچون «تعطیلات تابستان» و «دارا و ندار» را در كارنامه هنرى اش دارد، از داستان این فیلم كه خود فیلمنامه آن را به نگارش درآورده است، مى گوید: ماماى پیر و محبوب روستاى تازه آباد، (بى بى سلیمه) پس از سال ها نوبت سفرش به خانه خدا رسیده است. بى بى در حال خداحافظى و حلالیت طلبى از اهالى روستا است كه خبر مى رسد اجازه سفر ندارد ... هیچ كس نمى خواهد این خبر تلخ را به بى بى بدهد، جز مش كریم. از سوى دیگر بچه ها و نصیر ساده دل تصمیم مى گیرند بى بى را به مراد دل برسانند و خودشان او را به مكه برسانند. در فیلم بچه ها هستند، اما فیلمى براى كودك نیست.

وى از تعهدش به ساخت این فیلم گفت: مادرم خیلى دوست داشت به زیارت خانه خدا برود و من نیز به او قول داده بودم و تلاش كردم این اتفاق بیفتد. اما در آن سال درگیر فیلمبردارى «تعطیلات تابستان» شدم و یك هفته بعد از اتمام فیلمبردارى آن فیلم مادرم از دنیا رفت، همانند افراد بسیارى كه در روستاها و شهرستان هاى مختلف در آرزوى زیارت خانه خدا از دنیا مى روند. انگیزه اینكه چطور به تمام مادران اداى دین بشود، باعث شد مشغول نگارش فیلمنامه هاى مختلفى بشوم (از سال 75) تا سرانجام فیلمنامه فعلى نوشته شد. اما تا مدت ها مى ترسیدم داستان را براى كسى تعریف كنم، چون مشكل اصلى این نوع فیلم ها سرمایه است.

اولین بار براى رضا میركریمى تعریف كردم كه تشویقم كرد آن را بسازم. اما بعد از مدتى دیدار اتفاقى با طائرپور و اظهار علاقه مندى ایشان به این داستان باعث شد سرمایه و امكانات بودجه اى آن فراهم شود و طائرپور پاى قولى كه دادند با تمام مشكلات ایستادند.

حسن پور مى گوید: هم اكنون كه فیلم در مرحله فیلمبردارى قرار دارد، من از یك موضوع بسیار خوشحال هستم كه هنوز فیلم كاملاً ساخته نشده، در جریان خواندن فیلمنامه خیلى ها به این فكر افتاده اند چرا مادرشان را به مكه نفرستاده اند.

او معتقد است فیلمنامه این فیلم را با نگاه كودكانه نوشته است؛ نگاهى كه به نوع قصه نویسى اش برمى گردد. آدم هاى بزرگ قصه هاى من نیز به گونه اى یا كودك هستند یا علاقه مند به كودكان. كلاً آدم هاى بد در فیلم هایم ندارم.

قاسم و طالب دو بازیگر كودك در «وقتى همه خواب بودند» هستند كه از منطقه دیلمان انتخاب شده اند. حسن پور زندگى قاسم را خیلى شبیه زندگى خودش در دوران كودكى مى داند: در تهران خیلى از بچه ها تست گرفتم ولى همیشه احساس مى كردم باید از خود روستا انتخاب كنم كه سرانجام نیز همین اتفاق افتاد.

اما بازیگران حرفه اى فیلم؛ از ابتدا فكر مى كردم باید با نابازیگران كار كنم، اما زمانى كه دیدم نقش بى بى پیچیدگى خاص خودش را دارد، احساس كردم حتماً باید بازیگر باشد و انتخاب آدینه نیز چون ایشان از معدود بازیگران سینمایى ایران هستند كه خیلى رئال و قابل باور بازى مى كنند، یكى از گزینه هاى اصلى بودند.

محمدرضا فروتن بازیگر موفق سینما نیز كه نقش «نصیر» را بازى مى كند، در مقایسه با كارهاى قبلى شان نقش متفاوتى است.

بالاخره به حسن پور اطلاع مى دهند كه صحنه آماده است. وى پشت دوربین مى رود. این صحنه با یك برداشت مورد رضایت قرار مى گیرد. ما نیز بعد از گرفتن این صحنه به پشت دوربین نادر معصومى فیلمبردار این فیلم مى رویم. فیلمبردار پركار سینماى ایران كه به تازگى فیلمبردارى «جایى در دوردست» و «شب بخیر فرمانده» را به پایان برده است.

او با لبخند همیشگى اش به درخواست ما جواب مثبت مى دهد و مى گوید: در این فیلم سفرى هست كه در سینما تنوع بصرى و رنگ آمیزى خوبى به وجود مى آورد. در «وقتى همه خواب بودند» طبیعت مثل كاراكترهاى فیلم شخصیت دارد. یعنى فیلم طبیعت گرا نیست و طبیعت در خدمت بار معنایى و مفهومى فیلم پیش مى رود. ما خیلى از جذابیت هاى طبیعت را در خدمت نشانه شناسى دراماتیك كار گرفتیم و مجذوب زیبایى هاى آن نشدیم و حتى خیلى از زیبایى ها را حذف كردیم.

معصومى معتقد است: زیبایى هاى طبیعت به معناى كارت پستالى در فیلم دیده نمى شود. زمانى كه كار در طبیعت مطرح مى شود، آنچه در ابتدا گول زننده است، نوع كارت پستال است، اما وقتى نور را به خدمت بگیریم، كار از كارت پستالى بودن خارج مى شود و به تابلو نزدیك مى شود. ما نیز به زعم خود تلاش كردیم كار را به تابلو بودن نزدیك كنیم.

در برداشت این پلان فرشته طائرپور تهیه كننده حضور دارد و تذكرات دقیق و كارى خود را براى نظم بیشتر بخش تولید به عوامل مى دهد و گرم صحبت با طهورا ابوالقاسمى مدیر تولید این پروژه است و حسابى مشغول جمع و تفریق حساب هاى انجام شده هستند.

از ابوالقاسمى درباره سكانس هاى گرفته شده و سكانس هاى باقى مانده مى پرسیم: بخش اعظم سكانس هاى سنگین در روستا گرفته شده و یك سكانس مهم را طى چند روز آینده مى گیریم. این سكانس در بالاى كوه قرار دارد كه باید با هلى كوپتر امكانات و تجهیزات خاص را به آنجا منتقل كنیم.

با گروه سوار ماشین مى شویم و براى استراحت و ناهار به كمپ برمى گردیم. فرصت خوبى است تا با برخى عوامل پشت صحنه به گفت وگو بنشینیم.

اعظم بیات كه اجراى گریم را به طراحى چهره پردازى محمدرضا قومى در این پروژه برعهده دارد، مى گوید: «با محمدرضا قومى سر پروژه «سگ كشى» همكارى داشتیم و هم اكنون همكارى دوباره اى در این پروژه داریم. پروژه اى كه كار گریم آن فوق العاده سخت است. مثلاً اگر آدینه یك روز بازى داشته باشند، سه ساعت گریمشان زمان مى برد، اما بازیگران دیگر كمتر وقت مى برند.»

زهرا داوودنژاد نیز كه در این پروژه به عنوان منشى صحنه حضور دارد، مى گوید: شرایط همكارى من با گروه خیلى اضطرارى پیش آمد. چون انتظام منشى صحنه قبلى به دلیل فوت یكى از نزدیكان شان به تهران رفتند. من نیز خیلى سریع به دیلمان آمدم.

وى كه تجربه بازیگرى در فیلم هاى پدرش «مصائب شیرین» و «بچه هاى بد» را دارد از چندى قبل به صورت جدى كار پشت دوربین را آغاز كرده است.

زهرا داوودنژاد از «وقتى همه خواب بودند» مى گوید: هدف این فیلم یك نوع سلوك معنوى براى رسیدن به خدا است و جست وجو براى رسیدن خیلى جذاب است. یك فیلم ساده بدون زرق و برق هاى كلیشه اى رایج سینما در حال ساخت است.وى از دو بازیگر كودك این فیلم نام مى برد و مى گوید: «ارتباط با این دو بازیگر كودك لحظات شیرین و پرخاطره اى را براى من فراهم كرده است.لوكیشن فیلمبردارى نیز كه در روستایى زیبا در دل طبیعت بدون امكانات اولیه قرار دارد، خاطراتى جذاب و به یادماندنى را براى ما دارد.»

به غروب نزدیك مى شویم و هوا براى ما كه از گرماى تابستان تهران به این منطقه آمده ایم، مانند چله زمستان سرد شده است.

غزل شاكرى بازیگر و طراح صحنه و لباس این فیلم مشغول تست رنگ برگ هاى تك درخت كنار امامزاده است كه قرار است فردا در آنجا فیلمبردارى داشته باشند.وى یكى از لوكیشن هاى اصلى و مهم را امامزاده مى داند و مى گوید: سعى كردیم لوكیشن ها ساختگى نباشند. بنابراین از یك امامزاده واقعى كه در این منطقه وجود دارد استفاده كردیم، البته متاسفانه مانند اغلب بنا هاى قدیمى، این امامزاده را نیز با سیمان بازسازى كرده بودند و آن را كاهگلى كردیم و سقفش را نیز با تكه هاى چوب پوشاندیم.غزل شاكرى به نوع پوشش اهالى روستا اشاره كرد و گفت: وقتى وارد این منطقه مى شویم در نوع پوشش اهالى یك تضاد عجیبى را مى بینیم. افراد مسن كه لباس محلى به تن دارند، تعدادشان خیلى كم است، بچه ها و جوانان نیز لباس پوشیدنشان هیچ حساب و كتابى ندارد. زمانى كه فیلمبردارى را شروع كردیم بیشتر توى ذوق مان خورد چون گاهى براى پیدا كردن یك تى شرت كه روى آن نوشته اى به زبان انگلیسى نباشد، معطل مى شویم.

بنابراین در فیلم به صورت تلفیقى كار كردیم یعنى مسن تر ها لباس هایشان سنتى تر است و جوان ها تركیبى از اینها و بچه هاى كوچك كه الزاماً لباس محلى بر تن ندارند. اما سعى كردیم تقلید هاى مدرن را از پوشش ها دربیاوریم و به یك سادگى و فرم روستایى برسیم.

غزل سال ها قبل در نقش «گلنار» فیلم سینمایى «گلنار» به ایفاى نقش پرداخته است و هم اكنون نیز بعد از سال ها در نقش «گلنار» وقتى همه خواب بودند، حضور دارد، درباره نقشش مى گوید: «بعد از «گلنار» در سال هاى كودكى من هیچ نقشى را براى بازى قبول نكردم. اما نقش «گلنار» «وقتى همه خواب بودند» و فیلمنامه آن ناخودآگاه من را در شرایطى قرار داد كه قبول كردم آن را بازى كنم.»

اما بهمن اردلان صدابردار فیلم همه را به سكوت فرا مى خواند و از دستیارانش مى خواهد جاده را ببینند تا رفت و آمد ماشین ها باعث سروصدا نشود، بالاخره سكوت فراهم مى شود و این سكانس را مى گیرند.

به سراغ اردلان مى رویم، وى اخیراً براى «خیلى دور، خیلى نزدیك» و «دوئل» كاندید دریافت تندیس خانه سینما شده است و براى «دوئل» جایزه را دریافت كرده. (و به قول خودش با خودش رقابت كرده) او كمتر اهل گفت وگو است. گپى كوتاه در مورد سیستم صدابردارى سینماى ایران مى زنیم و در نهایت نیز از سیستم صدابردارى «وقتى همه خواب بودند» مى پرسیم. او مى گوید: «فیلم به صورت دالبى آماده مى شود.»

فیلمبردارى به پایان رسید و با گروه براى استراحت شبانه به كمپ مى رویم و فردا صبح از آنها جدا مى شویم. گروه نیز بعد از یك ماه فیلمبردارى با تك سكانس تله كابین نمك آبرود فیلمبردارى را به پایان بردند و به تهران بازگشتند.

فرشته طائرپور تهیه كننده در فرصت كوتاهى كه در پایان وقت كارى فراهم شد از افراد و نهاد هایى كه در تولید این پروژه همكارى داشتند یاد كرد: «تولید این پروژه مدیون مساعدت چند بزرگوار و حمایت یك شریك سرمایه گذار است. عزیزانى چون آقایان مسجدجامعى، بهشتى، ارگانى و رضاداد بحق بیشترین تاثیر معنوى را در راه اندازى این پروژه داشتند.

برخورد بسیار مثبت «كانون جهانگردى و اتومبیل رانى جمهورى اسلامى ایران» كه به عنوان سرمایه گذار به این پروژه پیوست در تسهیل شرایط تولید مرا بسیار یارى داد.

حمایت كانون پرورش فكرى كه عمده تجهیزات فنى این فیلم را تامین كرد و همدلى هاى جناب كریمى صارمى (مدیر امور سینمایى كانون) نیز از موارد مثبتى بود كه نصیب این پروژه گردید.و در كنار همه اینها حضور همیشه موثر و مفید منوچهر شاهسوارى كه از ابتدا هم براى من و هم براى كارگردان، مشاورى دلسوز و با تدبیر بود.... و صد البته همت و خستگى ناپذیرى كلیه عوامل گروه كه در سخت ترین شرایط جغرافیایى لحظه اى از كار فارغ نشدند.»

بالاخره كار و برنامه امروز فیلمبردارى به پایان رسید و با گروه براى استراحت شبانه به كمپ مى رویم و فردا صبح از آنها جدا مى شویم، گروه نیز بعد از یك ماه فیلمبردارى با تك سكانس تله كابین نمك آبرود فیلمبردارى را به پایان بردند و به تهران بازگشتند.

منبع : شرق

UserName