• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 32348
  • دوشنبه 12/7/1389
  • تاريخ :

دستور زبان فارسی (فعل)

دستور زبان فارسی (فعل)

تعریف فعل

معمولا در انتهای جمله می آید و بر خلاف کلمه های دیگر صرف می شود. به تنهایی و یا به کمک وابسته هایی بر چهار مفهوم دلالت می کند:

1- یکی از مفهوم های زیر به شکل مثبت یا منفی.

  الف) انجام دادن یا انجام گرفتن کاری

  ب) واقع شدن کاری بر کسی یا چیزی

  پ) پذیرفتن حالتی یا صفتی

  ت) نسبت دادن صفتی به کسی یا چیزی

2- در فعل مفهوم شخص وجود دارد یعنی گوینده فعل را به خود نسبت دهد یا به شخص دیگری.

  الف) اول شخص یا متکلم

  ب) دوم شخص یا شنونده یا مخاطب

  پ) سوم شخص یا غایب یا دیگر کس

3- در فعل مفهوم مفرد یا جمع بودن وجود دارد.

4- فعل زمان را نیز نشان می دهد.

  الف) زمان حال

  ب) زمان گذشته

  پ) زمان آینده

 

بن فعل

بن مضارع: ساخت های زمان حال (مضارع) و امر از آن ساخته می شود.

 

ساخت های زمان حال و امر

اجزایی که پیش از بن می آید

بن مضارع

اجزایی که پس از بن می آید.

می

خور

م

می

خور

ی

می

خور

د

ب

خور

ید

ب

خور

ند

 

بن ماضی: ساخت های زمان گذشته و آینده از آن ساخته می شود.

ساخت های زمان های گذشته و مستقبل

 

اجزایی که پیش از بن می آید

بن ماضی

 

اجزائی که پس از بن می آید

 

خورد

م

 

خورد

ه ام

می

خورد

ه ای

می

خورد

م

 

خورد

ه بودیم

 

خورد

ه باشید

 

خورد

ه بوده ایم

خواهی

خورد

 

 

شناسه:

جزئی که در فعل شخص را نشان می دهد.

شخص

مفرد یا جمع

شناسه

در فعلی که زمان حال را نشان می دهد

در فعلی که زمان گذشته را نشان می دهد

اول شخص

مفرد

( -َم)

خورَم

خوردَم

دوم شخص

مفرد

( -ی)

خوری

خوردی

سوم شخص

مفرد

( -َد)

خورَد

خوردی

اول شخص

جمع

( -یم)

خوریم

خوردیم

دوم شخص

جمع

( -ید)

خورید

خوردید

سوم شخص

جمع

( -َند)

خورَند

خوردن

 

مصدر:

کلمه ای که مفهوم اصلی فعل را بی آنکه زمان و شخص آن مشخص باشد می رساند.

  بن ماضی + -َن          خورد + -َن = خوردن

مصدر جعلی:

از کلمه ای مثل اسم فعل بسازیم مصدر آنرا جعلی گویند.

  (((اسم = ین مضارع) + ید = بن ماضی) + -َن = مصدر)

   چرب + ید + -َن        بلع + ید + -َن

 

اجزای پیشین:

 بسیاری از افعال علاوه بر شناسه اجزای دیگری هم دارند مانند “می”، “ب”، “ن” و در قدیم “م” و “همی” و چون در آغاز فعل می آیند آن ها را اجزای پیشین می نامیم.

 

ساختمان فعل:

فعل در زبان فارسی از جهت ساختمان به دسته های زیر تقسیم می گردد.

فعل های ساده: مصدر آن بیش از یک کلمه نباشد: آفریدن گرفتن

فعل های پیشوندی: فعلی که از یک پیشوند و یک فعل ساخته شده باشد: برداشتن، در افتادن، فرو رفتن

فعل مرکب:  فعلی که از ترکیب یک صفت یا اسم با یک فعل ساده ساخته شده باشد: پراکنده ساختن، زمین خوردن.

فعل های پیشوندی مرکب: از ترکیب یک اسم، یک پیشوند و یک فعل ساده ساخته می شود.

 

ادامه دارد....

 

 

منابع: توصیف ساختاری زبان فارسی(انتشارات امیرکبیر) و دستور زبان فارسی (موسسه فرهنگی فاطمی)

گروه مدرسه اینترنتی سایت تبیان - گردآوری و تنظیم: سمیرا بادامستانی

 

UserName