• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 8917
  • پنج شنبه 1384/8/5
  • تاريخ :

کشتی


کشتی گرفتن از نظر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله، بدون اشکال، بلکه مطلوب بوده است. روزی آن حضرت علیه السلام از محلّی عبور می فرمودند، که دو نفر در آن جا به کشتی گرفتن مشغول بودند. ایشان آن ها را از کشتی گرفتن منع نکرده و به واسطه این کارشان، مورد سرزنش و توبیخ قرار ندادند:

"مرّ النبی برجلین کانا یتصارعان فلم ینکر علیهما؛

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله از کنار دو مردی که با یکدیگر کشتی می گرفتند، عبور نموده و آن ها را سرزنش نکردند."

در حقیقت، آن حضرت صلی الله علیه واله با این عمل خویش، کار آن ها را تقریر و تایید فرمود.

و جالب این که در روایت وارد شده: شبی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله به خانه فاطمه زهرا صلی الله علیه واله وارد شد. امام حسن و امام حسین علیه السلام نیز، که در سنین کودکی بودند، به همراه ایشان بودند. آن حضرت خطاب به آن دو فرمودند:

"بپاخیزید و با یکدیگر کشتی بگیرید"! آن ها نیز برخاسته و به کشتی گرفتن پرداختند. زهرا صلی الله علیه واله برای انجام کارهای منزل از اتاق خارج شد؛ وقتی بازگشت، با کمال تعجب مشاهده کرد که پیامبر اکرم صلی الله و علیه اله، امام حسن علیه السلام را تشویق نموده و می فرماید: "حسن! حسین را محکم بگیر و به زمین بزن"! با تعجب عرض کرد: "پدرجان! این بسیار عجیب است که شما پسر بزرگ تر را تشویق می کنید تا پسر کوچک تر را شکست دهد!"

پیامبر صلی الله علیه و اله در پاسخ فرمودند: "دختر جان! آیا تو راضی نمی شوی من بگویم: حسن! حسین را به زمین بزن، در حالی که حبیب من "جبرئیل" می گوید: ای حسین! حسن را محکم گرفته و به زمین بزن؟!"

یکی از عادات حضرت ابوطالب علیه السلام، پدر گرامی حضرت علی علیه السلام و عمومی ارجمند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله، این بود که همه پسران خود و تمامی برادرزاده هایش را جمع نموده و آن ها را با یکدیگر به کشتی می انداخت. علی علیه السلام نیز- که کودکی بیش نبود- آستین های خود را بالا زده و با همه برادران و پسر عموهای خود، اعم از کوچک و بزرگ، کشتی می گرفت و همه آن ها را بدون استثنا شکست می داد و هر بار پدرش می گفت: "ظهر علی؛ پیروز شد". از این رو او را "ظهیر"، یعنی"همیشه پیروز" نامید.

وقتی علی علیه السلام به سنین نوجوانی رسید، با مردان نیرومند کشتی می گرفت و آن ها را شکست می داد. او دست خود را به قسمت نرم شکم آن ها زده و آنان را به هوا بلند می کرد. وی آن قدر نیرومند بود که گاه خود را به اسبی که در حال دویدن بود رسانیده و وقتی با آن برخورد می کرد، آن را به عقب می راند.

کشتی، یادگار انبیا و اولیا

مولانا، واعظ کاشفی، کشتی را یادگار انبیا و اولیا دانسته و می گوید:

"اگر پرسند که این هنر از که مانده؟ بگو: از اولاد یعقوب پیغمبر صلی الله علیه واله که یعقوب این علم را می دانست و فرزندان خود را تعلیم می داد و گفت: بدانید که این علم شما را به جهت دفع دشمن به کار آید. و گفته اند: آدم از جمله 440 هنر که می دانسته، یکی این بوده است.

نقل است: حمزه سیدالشهدا با کافران غالباً به صنعت کشتی گرفتن جنگ می کرد. و دیگر نقل است که امام حسن و امام حسین علیه السلام با یکدیگر در خدمت رسول اکرم اسلام صلی الله علیه و اله کشتی می گرفتند؛ و حاصل سخن این که علم را به انبیا و اولیا نسبت می دهند."

خصوصیات مربیان کشتی مسلمان

مولانا، واعظ کاشفی، در باره خصوصیات مربیان کشتی، چنین اظهارمی دارد:

"اگر پرسند: آداب استادان کشتی چند است؟ بگو: دوازده.

اول: آن که خود پاک و بی علت بود.

دوم: شاگردان را به پاکی ارشاد و هدایت کند.

سوم: بخیل نباشد و چیزی از شاگردان دریغ ندارد.

چهارم: مشفق بر شاگردان باشد.

پنجم: طمع به مال شاگردان خود نداشته باشد؛ به عبارتی حرص و طمع به مال و منال متربی نداشته باشد، یا این که در آموزش هنر کاهلی نماید، تا روز دیگر این هنر را به طور خصوصی با اجرت فرا گیرد.

ششم: هر یک را به قدر قابلیت آن ها تعلیم دهد.

هفتم: روی ریا و تظاهر به ریا نکند.

هشتم: اگر کسی بد کشتی گرفت، تضیف روحیه او نکند. به او نگوید: تو بد کشتی گرفتی...، بلکه باید به نرمی با او سخن گوید و تا دل او را به دست آورد و او را تشویق کند که در دفعات بعدی، بهتر ارائه نماید و بهتر عمل کند.

نهم: اگر تعلیم گوید در معرکه، پوشیده گوید که خصم واقف نگردد.

دهم: باید که از علم کشتی خود با خبر باشد.

یازدهم: برای شاگردان خود بد نخواهد.

دوازدهم: در هیچ معرکه، ذکر پیر و استاد خود را فراموش نکند، قدردانی و سپاس از آن افراد بنماید."

خصوصیات کشتی گیران مسلمان

وی همچنین در باره خصوصیات کشتی گیران مسلمان چنین نظر می دهد:

"اگر پرسند: آداب شاگردان چند است؟ بگو: دوازده است:

اول: آن که درست باشد و با راستی و درستی برخورد کند. ناباب نباشد (به قولی ناخالص نباشد).

دوم: پارسا بود و نیک [معاش را از راه حلال ارتزاق کند]. اگر بتواند از راه حلال ارتزاق کند، هرگز زور و قدرتش در خدمت نابابان نیاید.

سوم: نیکو سیرت و پاکیزه اخلاق باشد.

<چهارم: نیک نیت باشد (نیت های بد را در یادگیری این صنعت نداشته باشد. سوء استفاده هایی را که بعداً می تواند از آن بنماید، مدّنظر نداشته باشد، بلکه نیّتش خیر و درستی باشد).

پنجم: در اطاعت الهی کوتاهی نکند.

ششم: خدمت استادان به صدق کند.

هفتم: برهیچ کس حسد نبرد.

هشتم: هر چه دارد فدای پیر کند.

نهم: با دیگران و شاگردان، از نظر دل و زبان توافق داشته باشد. دو رنگ و نیرنگ باز نباشد. ظاهر و باطنش را با آنان یکی کند.

دهم: از دل ها در یوزه کند (دل به دست آورد، نه این که دل بشکند).

یازدهم: به زور خود مغرور نشود.

دوازدهم: به شکست خصم دل خوش نباشد.

منبع:ورزش در اسلام، حسین صبوری

 انواع ورزش در اسلام 

UserName