• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 7123
  • سه شنبه 1384/8/3
  • تاريخ :

گفتگو با بدشانس ترین کشتی گیر ایران(غلامرضا محمدی)

فقط كافی است نامی از مدال طلا بیاورید تا به حرف بیاید؛ با شنیدن اسم مدال طلا داغش تازه می شود: بدشانس‌ترین كشتی‌گیر ایران منم، هیچ وقت در عین شایستگی نتوانستم به عنوانی كه استحقاقش را داشتم دست یابم. هر زمانی هم كه در اوج آمادگی بودم و تمامی امكانات مهیای رسیدن به گمشده ام بود با سنگ اندازی مانع از این كار شدند.

می گفت : تا زمانی كه به عنوان كشتی گیر به روی تشك می رفتم با انگ پیری سد راهم می شدند و حال كه به خاطر همان حرف و حدیث ها به مربیگری روی آورده ام می گویند: جوانی! بالاخره بهانه ای بهتر از این ندارند تا مانع از كار یك عاشق به كشتی شوند.

اینها گوشه ای از صحبت های غلامرضا محمدی دارنده 4 مدال نقره و برنز جهانی است. كشتی گیر ریزنقش و سبك‌وزنی كه بعد از المپیك بارسلون جایگزین مجید تركان شد و 7 سال پیای پیراهن تیم را بر تن كرد. حاصل نیز 4 مدال ارزشمند جهانی و كوله باری از تجربه شد برای خدمت به كشتی گیران جوان ایرانی!

محمدی بعد از اینكه در آستانه المپیك سیدنی علیرغم شكست تمامی مدعیان داخلی می بایست به عنوان ملی پوش عازم كانادا می شد با بی مهری سرمربی تیم ملی روبرو شد و آخرین شانس حضور خود در میدان بزرگ المپیك را نیز از دست داد.

برزگر بهنام طیبی جوان را جایگزین او كرد اما دریغ از اینكه طیبی بدون كاری كارشناسی عهده دار این مسئولیت سنگین شده. طیبی به دلیل كم كردن بیش از حد وزن نتوانست مؤفق ظاهر شود و در همان دور ابتدایی از گردونه رقابت‌ها حذف شد تا داغ محمدی تازه و تازه تر شود.

محمدی دست بردار نبود و برای رسیدن به گمشده اش (مدال طلا) آن هم از نوع المپیكی با حضور در میدان المپیك پلیس های جهان استارت زد. او علیرغم اینكه به عنوان مربی عازم اسپانیا شده بود ترجیح داد تا در رقابت های وزن 55 كیلوگرم یك بار دیگر تواناییهایش را محك بزند و در همین جا بود كه با كسب مدال طلا برای حضور در رقابت های المپیك آتن امیدوار شد.

تمرینات را آغاز كرد و بعد از حدود 6 ماه تمرین مداوم توانست با شكست تمامی حریفان حاضر در دیدار انتخابی به عنوان فرد برتر 55 كیلوگرم ایران خود را معرفی كند. اما باز هم همان بی مهریها و به قول خودش بدشانسی ها گریبانگیرش شد.

این بار نیز با وجودی كه بابك نورزاد، كشتی گیر مازندران و نائب قهرمان رقابت های جهانی صوفیه را در دیدار فینال مسابقات انتخاب تیم ملی شكست داد اما نورزاد بود كه پیراهن تیم ملی را در آتن بر تن كرد.

محمدی در زمان مسئولیت رسول خادم در تیم ملی فرصت یافت تا تجربیات خود را در بعدی دیگر یعنی مربیگری به كار گیرد. وی كه سرمربیگری تیم ملی كشتی آزاد ایران را در رقابت های آسیایی هند بر عهده گرفت توانست 6 مدال طلا و 1 نقره را برای كشورمان به ارمغان بیاورد.

گفت و گوی كاملی با كشتی گیر مؤفق ولی بدشانس سالهای نه چندان دور و مربی مؤفق تر در سالهای اخیر ترتیب داده شده كه در زیر می خوانید:

++ در اولین مسابقات حرفه ای ، در میان 4 شركت كننده چهارم شدم !

8 دی سال 1349 در خرمشهر به دنیا آمدم اما بزرگ شده خرم آباد هستم . كشتی را زیر نظر محمد حسین شفافی از سال 64 در سالن انوشیروان رضایی شروع كردم و فكر می كنم اولین میدانی كه در آن حضور پیدا كردم هم مسابقات آموزشگاههای استان بود كه بین 4 كشتی گیر چهارم شدم.

همین موضوع تأثیر بدی در روحیه ام گذاشت و حتی به خاطر اولین شكست در اولین میدان می خواستم كشتی را كنار بگذارم، اما با تشویق عمویم كه بزرگترین محرك در رسیدن به عناوین آینده ام بود دوباره استارت زدم.

++ در اولین سال حضور در تیم ملی طلای جوانان جهان را بدست آوردم

وی با اشاره به این موضوع كه فعالیت حرفه ای خود را در كشتی از سال 96 آغاز كرده ادامه داد: در سال 1366 توانستم در رقابت های قهرمانی نوجوانان كشور عنوان نائب قهرمانی ودر سال 67 قهرمانی آموزشگاههای كشور و در نهایت در سال 1369 با حضور در رده جوانان عنوان قهرمانی رقابت های قهرمانی كشور را كه در مشهد هم برگزار شد به خود اختصاص دهم و برای اولین بار پیراهن تیم ملی را بر تن كنم.

رقابت های جهانی 1990 رده سنی جوانان در استانبول تركیه برگزار می شد كه با آمادگی تمام در آن میدان حضور یافتم و عنوان قهرمانی را بدست آوردم.

++ حضور در تیم ملی امید و شروع بدشانسی ها

بعد از مؤفقیت در رده جوانان ملی پوش تیم امید شدم و به همراه دیگر ملی پوشان كه رسول خادم هم در آن تیم بود عازم مسابقات امیدهای جهان در چك شدیم. اولین بدشانسی ام در رده ملی از همانجا شروع شد.

رقابت ها در آن زمان در دو گروه برگزار می شد كه به همین خاطر برخی از كشتی گیران حتی با دو شكست نیز به عنوان قهرمانی دست می یافتند اما من با یك شكست مقابل حریف ژاپنی، پنجم شدم.

در مصاف با كشتی گیر ژاپنی جلو بودم كه با یك غفلت ضربه شدم. بعد از این دیدار حریف ژاپنی به كشتی گیر روسی باخت و من مؤفق شدم حریف روس را 8 بر 1 شكست دهم اما در اوج بدشانسی و با شرایط جدول ، به مقام پنجم مسابقات رسیدم ؛ رسول خادم در آن سال قهرمان امیدهای جهان شد.

++ سال 92، ادامه ناكامی های من بود

روحیه خوبی نداشتم، تمرینات را هم به خوبی پیگیر نمی كردم، به همین دلیل هم در رقابت های داخلی نتیجه نگرفتم. همین شكست داخلی باعث شد تا به خودم بیایم و تمرینات سفت و سختی را آغاز كنم. آنقدر تمرین كردم كه در میدان انتخابی بزرگسالان توانستم با شكست تمامی حریفان از جمله ناصر زینل نیا، نادر رحمتی و سعید پوری وند ملی پوش تیم بزرگسالان شوم.

من جایگزین مجید تركان شدم و تیم ملی عازم رقابت‌های جهانی تورنتو شد. من و ابراهیم مهربان جوانترین اعضای تیم بودیم و هیچ توجهی نیز به ما نمی‌شد، هیچ كس به من امید نداشت كه این ناامیدی با اعلام نتایج قرعه كشی و مشخص شدن حریفان صد برابر شد، چرا كه من باید در دور اول به مصاف میخائیل كوشیر مجارستانی می رفتم، دقیقاً یادم هست كه قرعه را صدرالدین كاظمی به من اطلاع داد.

++ در مسابقات جهانی تورنتو شگفتی ساز شدیم

در روز اول مسابقات 4 یا 5 كشتی گیر كشورمان حذف شدند. امیررضا خادم مقابل حریف مجارستان لیز خورد و با بدشانسی تمام باخت، نادر رحمتی، بهروز یاری، رضایی منشی و اكبر دودانگه نیز پشت سر هم شكست خوردند و حذف شدند تا روز اول رقابت ها با ناكامی ملی پوشان ایران به اتمام برسد.

جو بدی در اردوی ایران حاكم شده بود. فقط من مانده بودم، اكبر فلاح و عباس جدیدی كه خوشبختانه هر 3 نفرمان نیز به دیدار فینال رسیدیم.

شب به یاد ماندنی بود، 3 ملی پوش روز دوم به فینال رقابت های جهانی رسیده بودند و تمام نگاهها به ما بود. عباس اول شد، اكبر فلاح هم قهرمان شد و من با شكست مقابل یوردانف بلغاری اولین مدال نقره جهانی ام را بدست آوردم.

++ رویارویی با یوردانف برای من رویا بود

به هیچ عنوان باور نمی كردم كه مقابل این كشتی گیر باتجربه باید به میدان بروم؛ او در آن میدان 33 ساله بود و تجربه فراوانی داشت.

من از دوران راهنمایی و دبیرستان عكس های او را به در و دیوار اطاق و حتی كتابهایم می چسباندم؛ به نوعی الگویم بود و كسی كه من همیشه رسیدن به جایگاه او را آرزو داشتم.

اصلاً فكر قرار گرفتن در فینال رقابت های جهانی مقابل اونیز در خیالم نمی گنجید و فكر می كنم دلیل شكستم هم همین موضوع بود. اما انصافاً خوب كشتی گرفتم و هیچ چیز از او كه سالیان سال در این وزن تجربه كرده بود كم نداشتم. فقط و فقط هم به كم لطفی داوران باختم، چرا كه اگر اینطور نبود طبق نظر تمامی حاضرین كشتی 2ـ1 باخته را حتماً من برده بودم.

++ مهمترین حریفم در رقابت های داخلی ، بهنام طیبی بود

همه مدعیان و كشتی گیران داخلی برایم قابل احترام بودند و هستند، اما فكر می كنم در آن برهه بهنام طیبی مهمترین حریفم بود. ما 9 بار با هم كشتی گرفتیم كه 7 بار از این دیدارها را من بردم و 2 بار نیز به نفع او تمام شد.

++ به جرات می گویم كه بدشانس ترین كشتی گیر ایران من هستم

برای این گفته ام دلیل دارم. البته منكر این نیز نیستم كه در برخی از این بدشانسی ها خودم هم دخیل بوده‌ام.

از زمانی كه خودم را شناختم این بدشانسی با من بود؛ بارها به خاطر اضافه وزن خیلی كم از رسیدن به حقم بازماندم. یك بار بخاطر 200 گرم اضافه وزن در همان سالهای اول كشتی از حضور در میدان انتخابی (قهرمان كشور) كه این همه هم برایش زحمت كشیده بودم منع شدم. در رقابت های تورنتو با یك بدشانسی مسلم به ژاپنی باختم، در 97 كراسنو یارسک با آمادگی بالایی که داشتم سرماخوردگی شدیدی گریبانگیرم شد به طوری كه امیر خادم، مدیر تیم ملی گفت: احتیاجی نیست تیم را همراهی كنی. در آن سال به دلیل تغییرات بعد از المپیك تیم كاملاً جوان شده بود و من كاپیتان تیم بودم كه به همین دلیل با تمام ضعف بدنی وبیماری به میدان رفتم و نتیجه مطلوبی هم بدست نیامد.

در رقابت های 99 آنكارا با وجودی كه روز اول را با پیروزی پشت سر گذاشته بودم، در روز دوم دچار آنفولآنزای شدید شدم و دیدار مقابل حریف اكراینی كه در صورت پیروزی راهی دیدار فینال می شدم را به راحتی واگذار كردم.

در آستانه المپیك سیدنی به رقابت های جام یارگین روسیه اعزام شدیم كه 3ـ4 كشتی خوب گرفتم و به خاطر 1 شكست، آن هم مقابل چچنف، بهنام طیبی را انتخاب كردند.

در آخرین میدان هم همه در جریانند كه برای حضور در مسابقات المپیك آتن در انتخابی تیم ملی شركت كردم و تمامی حریفان را از جمله نوزاد شكست دادم اما پیراهن تیم ملی به بابك اهداء شد. همین مسایل از غلامرضا محمدی یك كشتی گیر بدشانس می سازد.

++ در میان مربیان كشتی هم بدشانس ترین بودم

در دوران مربیگری نیز بارها با بدشانسی روبرو شده ام. همین سال گذشته و در آستانه رقابت های نهایی لیگ برتر 4 كشتی گیر اصلی تیم من (پاس تهران) به دلیل آسیب دیدگی و جراحی نتوانستند تیم را همراهی كنند و همین موضوع باعث شد به سادگی قهرمانی را از دست بدهیم.

علیرضا رضایی در 120 كیلوگرم، محمد حسین خالقی فر در 96 كیلوگرم، پژمان درستكار در 84 كیلوگرم و اسلام مردانی در 66 كیلوگرم 4 كشتی گیر اصلی تیم ما بودند كه به خاطر عمل جراحی از همراهی تیم بازماندند.

در سطح ملی نیز فكر می كنید آسیب دیدگی گنجی جوان و یا ناداوری در حق قنبری بدشانسی نبود؟

مطمئن باشید اگر گنجی با آن مصدومیت مواجه نمی شد مدال برنزنش قطعی بود،‌ یا اگر حاجی زاده آن اشتباه كوچك را نمی كرد یك مدال دیگر بدست می آوردیم و الان تیم كشورمان سوم دنیا بود نه ششم. من نمی‌خواهم با طرح این مسایل شكست بوداپست را توجیه كنم، چرا كه مدتها پیش از اعزام گفته بودم جوانگرایی و احترام به قانونمندی تاوان و هزینه خواهد داشت که آن را هم پرداختیم.

++ دلایل افت تیم ملی فقط نداشتن برنامه است

محمدی در پاسخ به این سئوال كه چرا باید جایگاه كشتی ایران كه همیشه بین 3 تیم برتر دنیا بوده به ششم تنزل یابد گفت: تنها دلیل این است كه بقیه كشورها خیلی خوب كار كردند و ما خیلی بد!

ما بدون برنامه ریزی كار می‌كنیم اما آنها برای كوچكترین تصمیماتشان هدف و برنامه دارند.در حال حاضر فاصله بین نفرات دوم و سوم ما با نفرات اول كشورمان خیلی زیاد شده و دلیل آن نیز بی توجهی به زیرساخت ها و عدم توجه به پشتوانه سازی است. الآن هیچ كدام از كشتی گیران تیم ملی جوانان كشورمان در حد تیم ملی بزرگسالان نیستند و تجربه ثابت كرده كه به جز تعدادی خاص، جوانان نمی توانند انتظارات لازم را در رده بزرگسالان برآورده كنند.

تنها راه كم كردن این فاصله نیز برنامه ریزی است. برنامه ریزی برای تربیت نسل نو كه از پایه با برنامه كار كرده باشند و در تمامی رده ها نیز مربیانی با علم روز آنها را تحت نظر داشته باشند تا زنجیره معرفی قهرمانان كاملاً حفظ شود. همانند تیم ملی روسیه كه كشتی گیری همانند ماخاچ مرتضی علی اف را علیرغم جوانی اما به دلیل پشتوانه ای محكم عازم رقابت های جهانی والمپیك می كنند و نتیجه هم می گیرند. نمونه بارز این توجه در كشور خودمان نیز وجود دارد، علیرضا دبیر، رضایی، حیدری، طلایی، امیر و رسول خادم از جمله كشتی گیرانی هستند كه تمامی مراحل قهرمانی را از رده های پایه تا بزرگسالان به طور كاملاً برنامه ریزی شده طی كرده اند. آنها با اصول و برنامه ریزی به این مؤقعیت دست یافته اند كه با تكیه بر آنها از امر پشتوانه سازی غافل شده ایم.

++ تكیه بر تك ستاره ها آفت کشتی ماست

علیرغم احترامی كه برای بزرگسالان كشتی قائلم اما باید اذعان كنم كه تكیه فدراسیون و بالانشینان كشتی به تك ستاره ها و عدم توجه به پشتوانه سازی باعث شد تا امروز نتایج لازم را نتوانیم بدست آوریم.

شما الآن در وزن 55 كیلوگرم كدام كشتی گیر را دارید كه بتوانید به مؤفقیتش در میدان جهانی امیدوار باشید، یا در سنگین وزن كدام كشتی گیر را تربیت كرده اید كه بتواند جایگزین شایسته ای برای رضایی باشد. همیشه به فكر كسب عناوین مقطعی بوده ایم اما دریغ از اینكه باید به فكر آینده نیز بود.

++ شكست در بوداپست برای ما خوب بود !!

شكست تیم ملی كشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی بوداپست در كل برای كشتی ما خوب بود. این نتیجه تلنگری بود تا بفهمیم كه در كجای راه قرار داریم و فاصله مان با تیم های دیگر دنیا چقدر است؟

این شكست كه حاصل اعتماد به جوانان و توجه به بحث قانونمندی بود مطمئناً سرآغار مؤفقیتهایی خواهد بود كه با حمایت سازمان و فدراسیون بدست خواهد آمد.

++ از مدتها پیش گفته بودیم كه امكان شكست در بوداپست وجود دارد !

اینكه به دنبال مقصر باشیم كار درستی نیست؛ باید با دیدی حرفه ای روی پایه ها واستعدادها كار كرد.شكست در بوداپست تلنگری بود تا كشتی ما از خواب بیدار شود، البته از مدتها پیش گفته بودیم كه امكان چنین شكستی وجود دارد، چرا كه امسال با اصرار مربیان تیم ملی توانستیم بحث قانونمندی را به اجرا بگذاریم و رسیدن به همین موضوع خود یك مؤفقیت است.

مطمئن باشید از سال بعد هیچ كشتی گیر و مدعی به میدان انتخابی پشت نخواهد كرد و یك میدان تمام عیار برای انتخاب ملی پوشانمان را در دست خواهیم داشت. به جز این موضوع ما حالا یك تیم جوان داریم كه تجربه حضور در رقابتهای جهانی رانیز بدست آورده و بعنوان نسل نو می تواند در خدمت كشتی باشد. ما 3 سال تا المپیك چین فرصت داریم و مطمئن باشید با توجه به همین تیم می توانیم از جایگاه واقعی كشتی كشورمان دفاع كنیم.

++ جوانگرایی امسال در المپیك 2008 نتیجه خواهد داد

ما سال آینده رقابت های المپیك آسیایی را داریم كه همیشه تیم ایران در آن مدعی قهرمانی بوده و امسال نیز با تكیه به همین تیم می تواند مؤفق باشد.

اما جوانگرایی و برنامه ریزی كه تحت نظر قانونمندی اعمال شده در المپیك 2008 جواب خواهد داد. باید كشتی گیران نوجوان و جوانی را كه در حال حاضر در رده های ملی برای كشورمان افتخار كسب می كنند به خدمت بگیریم و برای 4ـ5 سال آینده كار كنیم.

++ 2 تا 3 مدال طلا حق ایران از میادین جهان است

حق ما و كشتی ایران این است كه در میادین جهانی 2 تا 3 مدال طلا داشته باشیم و رسیدن به آن نیز دور از دسترسی نیست. اما به شرطی كه توقعها نیز متعادل گردد.

++ تیم اعزامی به بوداپست در حد كسب عنوانی شایسته نبود

در حال حاضر توقع مردم از كشتی ما بسیار بالاست، در صورتی كه تیم اعزامی به بوداپست در حد كسب عنوانی شایسته نبود. 80% این تیم را كشتی گیرانی تشكیل می دادند که برای اولین بار در چنین میدانی حضور می یافتند.اگر مردم كه همیشه حق با آنهاست یك مقداری واقع بینانه تر به این موضوع بنگرند و فقط به فكر مؤفقیت های مقطعی نباشند قول می دهم كه آینده درخشان خواهیم داشت.

++ قبل از اعزام به بوداپست پیش بینی 3 مدال كردیم

نه تنها من بلكه دیگر اعضای كادر فنی نیز كسب 2 تا 3 مدال را پیش بینی كرده بودیم كه انتظار می رفت در اوزان 60، 74 و یكی از اوزان 84 و 96 كیلوگرم باشد. نتیجه بدست آمده نیز با پیش بینی ها میلیمتری فاصله داشت، چرا كه در 60 کیلو مدال كسب شد و در 74 کیلو با یك اشتباه كوچك مدال از دستمان رفت و كشتی گیر 96 كیلوگرم تیم نیز در عین شایستگی آسیب دید.

++ انتخاب 4 مربی بدون یك تصمیم گیرنده نهایی اشتباه بود !

حضور 4 مربی در تركیب تیم ملی بدون اینكه شرح وظایف مشخص باشد و فردی تصمیم گیرنده نهایی و تمام كننده باشد، كاملاً اشتباه بود.

البته از ابتدا قرار نبود كه كار به این منوال پیگیری شود و استعفای صنعتكاران بود كه فدراسیون و كادر فنی را با این سیستم اجباری روبرو كرد.

تعارف های متداول و حجب وحیا نییز اجازه معرفی سرمربی را نداد.بعد از رفتن صنعتكاران، محمدرضا طالقانی خطاب به ما گفت كه خودتان 1 نفر را به عنوان سرمربی انتخاب كنید كه همان تعارف های همیشگی و متداول بین ایرانیان اجازه نداد تااین كار صورت گیرد.

كسوت، احترام، حجب و حیا ودر نهایت تعارفات نگذاشت تا شرح وظایف مشخص گردد و كارآیی لازم از سوی مربیان اعمال شود.

++ هر سیستم دیگری به جز این سیستم جواب می داد !

در كل این شیوه كار كردن اشتباه بود؛ بقیه مربیان نیز این موضوع را قبول داشتند اما هیچ كداممان روی مطرح كردن این موضوع رانداشتیم. هر كدام فكر می كردیم كه اگر این موضوع را مطرح كنیم ممكن است بر خودستایی و خود بزرگ بینی تعبیر گردد.

به همین شیوه كار ادامه دادیم و مشكلات فراوانی بود كه سر راه تیم قرار می گرفت، 2 حرفی هایی كه به وجود می آمد و ایراداتی كه مشاهده می شد اما توان مقابله با آنها نبود همه ایرادات این سیستم بود.

++ به چشم ایراداتی را دیدم اما نتوانستم كاری انجام دهم !

با این شیوه احساس كردم كه اثرگذاری لازم را ندارم، به چشم ایراداتی را می دیدم اما نمی توانستم كاری برای رفع آن انجام دهم. چون ممكن بود دلخوری پیش بیاید و همین موضوع رنجم می داد و ترجیح دادم كنار بكشم.

++ در كار ما سنگ اندازی شد !

همیشه برای كار یك سیستم مشكلاتی وجود داشته و دارد. در كار ما نیز سنگ اندازی هایی شد، اما نه از طرف فدراسیون بلكه از اطرافیان كه خیلی هم نزدیك هستند.

بارها اعلام كردند که این مربیان جوانند و نمی توانند كار كنند، در صورتیكه خودشان جرأت نداشتند مسئولیت این تیم جوان را بر عهده بگیرند و به كمك ما بیایند. مربیانی كه سالها عهده دار تیم ملی بودند و راه را برای جوانترها سد کرده بودند نیز دست به كار شدند و به تخریب روحیه كادر فنی پرداختند.

++ المپیك سیدنی و آتن را به خاطر لج بازی منصور برزگر از دست دادم !

منصور برزگر به خاطر كسوت و بزرگی خود برای تمامی اهالی كشتی قابل احترام است اما باید عنوان كنم كه خود او در سالهای آخر فعالیتش با تمام ملی پوشان مشكل داشت. او با امیر، رسول، حیدری، طلایی و خیلی های دیگر مشكل داشت و وقتی می دید كه ما در جوی آرام مشغول به كاریم كم لطفی می كرد.

من خودم المپیك سیدنی و آتن را به خاطر لج بازی منصور خان از دست دادم، او رك و رو راست به من گفت: چون دوست امیر و رسول هستی و در دوران آنها نیز من را اذیت كرده ای حال تلافی می كنم و همین طور هم شد. در هر دو المپیك روی اسم من خط قرمز كشید تا از رسیدن به آنچه حقم بود و استحقاقش را داشتم باز بمانم.

++ باید فاتحه این كشتی را خواند !

باید به حال ورزشی كه مربی چشم دیدن مؤفقیت شاگردش را ندارد افسوس خورد. آنها از بیم اینكه من با حضورم در المپیك ها ركوردی بزنم و عنوانی بدست آورم، كشور را از این افتخارات محروم كردند.باید فاتحه این كشتی را خواند

++ لیگ عیار مربیان را نشان داد

همین آقایان تمام ادعا نتوانستند در لیگ سالهای گذشته یك تیم را به مؤفقیت برسانند. آنها كه به هیچ عنوان با حضور مربیان جوان به عرصه ملی موافق نیستند وقتی مؤفقیت امثال توكلیان، كاوه و محمدی را در سطح لیگ می بینند باید بدانند كه مربیان جوان احتیاج به میدانی برای کار دارند تا خودی نشان دهند. مگر یكی مثل برزگر چند سال دیگر می تواند در كنار تیم باشد.

++ فدراسیون امیر مؤفق ترین فدراسیون سالهای اخیر بود

در طول چند سالی كه چه به عنوان كشتی گیر و چه مربی در خدمت كشتی هستم می توانم اعتراف كنم فدراسیون امیررضا خادم بهترین فدراسیون سالهای اخیر بوده كه به كارهای بنایی و سیستماتیك بها می داد.

امیر به فكر آینده سازی و پشتوانه سازی بودو در مورد رفتنش فقط در یك جمله می توان گفت: كه "حیف شد". امیر مقطعی فكر نمی كرد و هیچ گاه منطق را فدای احساسات نمی كرد. امیر مقطعی فكر نمی كرد. امیر بعد از مؤفقیت در جهانی تهران به خود من گفت: اگر به خاطر مردم و غرور ملی نبود یك تیم جوان را به میدان می فرستادم تا برای سالهای بعد كه در كشوری دیگر به میدان خواهیم رفت آماده شوند. او به تك ستاره ها دلخوش نبود و به آینده نگاه جدی و كارشناسانه داشت.

++ طالقانی از نظر كارایی عملكرد منفی داشته است !

طالقانی نیز در دوره قبلی كه به عنوان نائب رئیس فدراسیون تركان در رأس كار بود بسیار عالی كار می كرد.

او این اواخر بسیار فرق كرده. او نمی تواند نه بگوید و تنها ایرادش هم همین موضوع است؛ اواز نظر اجتماعی واحساسی فردی بسیار مثبت بوده اما از نظر كارآیی کاملا منفی.

در كنار تمامی انتقاداتی كه بر طالقانی وارد است باید بگویم كه با وضعیت بد مالی فدراسیون و بحرانی كه با آن روبروست از هیچ سرویس دهی به تیم ملی دریغ نكرد و برای اولین بار بود كه خودش هم پای قانونمندی ایستاد و از اعضای كادر فنی حمایت كرد.

++ تمام ورزشكاران دنیا دوپینگی هستند !

در حال حاضر آگاه بودن به علم دارو و استفاده از مكمل های غذایی در هر تیم و رشته ای به یك ضرورت تبدیل شده و مطمئناً هر ورزشكاری كه با این علم آشنا نباشد نمی تواند نتیجه لازم را بگیرد.

الآن دیگر ورزشكاری را پیدا نمی كنید كه حداقل از مكمل های غذایی استفاده نكند؛ اما به دلیل اینكه ورزشكاران كشور ما آموزش لازم را نمی بینند و آگاهی لازم را در این خصوص ندارند به دوپینگی بودن متهم می شوند.

اگر بخواهیم یك ورزشكار را به خاطر استفاده از مكمل های غذایی كه شامل ویتامین ها، پروتئین ها و كلسیم ها دوپینگی معرفی كنیم باید گفت: كه تمام ورزشكاران دنیا دوپینگی هستند.

باید اعتراف كنیم كه در این زمینه اطلاعات كافی را نداریم و به همین دلیل هم از دنیا عقب خواهیم ماند.باید هر چه سریعتر یك گروه كارشناسی را در این خصوص تشكیل دهیم تا در خدمت تمامی فدراسیون ها باشند.

++ چرا دوپینگ در كشتی بیش از سایر رشته هاست ؟

دلیل آن همكاری صمیمانه فدراسیون با ستاد مبارزه با دوپینگ است كه این هم از محاسن و مزیت های مدیریت طالقانی است. او با ستاد نیز روراست است در صورتیكه در بقیه رشته ها نیز همین مشكل وجود دارد اما آنها سرپوش می گذارند.

++ جریان حاجی زاده و واژه مشكوك به دوپینگ

برای خود ما هم جای سئوال بود كه مشكوك به دوپینگ یعنی چه؟ماهم بارها از ستاد در خواست كردیم كه اگر این ورزشكار مشكل دارد اعلام كنند و اگر هم مشكل ندارد اجازه بدهند در محیطی آرام و بدون حاشیه به تمرینات آماده سازی خود بپردازد.

در هیچ كجای دنیا ما این واژه را نمی بینیم جز ایران . ورزشكار بعد از تست دوپینگ یا دو پینگش مثبت است یا منفی .

" حضور یك روانشناس در تیم های ورزشی بی مورد است !

بارها این موضوع مطرح شده كه اگر پزشكی روانشناس در كنار تیم بود فلان نتیجه بدست می آمد و حال كه نبوده چنین نتیجه ای ثبت شده، در صورتیكه شما در كنار هیچ تیمی در هیچ كجای دنیا روانشناس نمی بینید.

این كار یكی از وظایف مربی و كوچینگ است كه بتواند استرس را از كشتی گیر دور كند. یك مربی شش دانگ در طول 5ـ6 ماه اردوی آماده سازی با تمامی روحیات ورزشكار آشنا می شود و باید بتواند تأثیرگذاری لازم را نیز بدست آورد.

روحیه دادن به ورزشكار و دور كردن استرس وظیفه یك مربی کامل است.

++ اگر زمینه كار مهیا باشد ،قهرمان المپیك هم می شویم

فقط و فقط عشق است كه می تواند یك مربی جوان را با این همه حاشیه و مشكلات در كنار یك تیم نگاه دارد، اما به شرطی كه فضای كار فراهم و امكانات مهیا شود. من چون فضای كار را برای عملكرد 100% خود فراهم ندیدم ترجیح دادم كه كنار بكشم. ولی فدراسیون باید بداند كه هر تیم و كادری یك تصمیم گیرنده نهایی می خواهد و حتماً باید با فرد مورد نظر تمامی ملاك های لازم را داشته باشد.

من در استعفا نامه ام هم اعلام کردم کشتی گیران ایرانی برای موفقیت در میدان بزرگ المپیک نیز چیزی کم ندارند اما به شرطی که زمینه کار فراهم و امکانات لازم مهیا باشد.

استعفای مربی تیم ملی کشتی 

UserName