• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 11593
  • سه شنبه 1384/7/26
  • تاريخ :

نگاهى به موسیقى «خیلى دور، خیلى نزدیك»


موسیقى متن فیلم «خیلى دور، خیلى نزدیك» ساخته محمدرضا علیقلى برنده سیمرغ بلورین بهترین آهنگساز در بیست و سومین جشنواره فیلم فجر و یكى از بهترین كارهاى چند سال اخیر سینماى ایران در زمینه آهنگسازى فیلم است. موسیقى اى كه برخلاف گفته كاراكتر روحانى فیلم نه تنها روى مغز و اعصاب تماشاچى راه نمى رود بلكه گوش و ذهن او را نوازش مى كند و به خوبى در خدمت داستان و فضاى فیلم قرار دارد. «خیلى دور، خیلى نزدیك» یك فیلم جاده اى و داراى یك شخصیت محورى است. دكتر عالم (مسعود رایگان) در طول گذر از كویر با آدم هایى روبه رو مى شود كه هر یك اثرى بر او مى گذارند و مى روند. فیلم به جز اینها دو شخصیت محورى دیگر دارد كه هیچ گاه دیده نمى شوند، اما در سراسر فیلم در ذهن تماشاگر حضور دارند، یكى سامان پسر دكتر عالم و دیگرى موسیقى فیلم!موسیقى در «خیلى دور، خیلى نزدیك» دقیقاً به مثابه یكى از كاراكترهاى فیلم ایفاى نقش مى كند، چرا كه موضوع و داستان فیلم متافیزیكى و معنوى است و كارگردان و آهنگساز با هوشمندى و ظرافت از این هنر آسمانى در صحنه هاى فیلم استفاده كرده اند.مثلاً در یكى از صحنه هاى ابتدایى فیلم دكتر مشغول توضیح وضعیت دختر بیمارى كه در حالت كما قرار دارد براى خانواده اوست و جملاتى با این مضمون مى گوید:

- تصور كنید یك آدمى در یك چاه گیر كرده، نه نورى هست، نه صدایى، نه غذایى و نه حتى كسى كه از وضعیت این آدم باخبر باشد...كارگردان در این سكانس بى موسیقى با تاكید بر چهره او به راحتى به تماشاگر مى گوید كه آن كسى كه در چاه گیر افتاده، در واقع خود دكتر است.در پلان هاى بعدى كه دكتر اسكن هاى مربوط به سر فرزندش سامان را مى بیند و پى به بیمارى او مى برد، یك باره موسیقى با تم فاجعه شروع مى شود و وقتى كه دكتر با دستمال كاغذى عرق چهره اش را پاك مى كند، شدت بیشترى مى گیرد. این موسیقى با تداوم در صحنه هاى بعد (رانندگى دكتر و رفتن به مطب دوست و همكار متخصص اش) با توضیحات آرام كننده دوست دكتر در مورد بیمارى سامان حالت آرام ترى پیدا مى كند.در واقع موسیقى و پرداخت سینماى همین چند صحنه، درباره دكتر این توضیح اساسى را به تماشاگر مى دهد كه او آدمى به شدت تحت تاثیر دنیاى بیرون و فاقد جنبه هاى معنوى و درونى است.در سینماى كلاسیك، كارگردان ها معمولاً براى شخصیت پردازى و پیشبرد بهتر داستان فیلم از تضادهاى شخصیت هاى مثبت و منفى استفاده وافرى مى برند و چون در «خیلى دور، خیلى نزدیك»، كاراكتر اصلى ضدقهرمان بوده تكمیل این وظیفه برعهده سامان، افرادى مثل آن خانم دكتر جوان و همچنین موسیقى فیلم افتاده است.

سامان برخلاف پدرش كه گوشه چشمى به منشى زیباى خود دارد، آدمى معنوى است. او هم به نجوم و رصد كردن ستارگان _موجودات آسمانى- علاقه مند است و هم دل در گرو عشق دخترى به نام نگین دارد. در حالى كه دكتر فقط از نظر موقعیت دنیوى و اجتماعى و در نهایت علمى آدم موفقى است و در بقیه مسائل به شدت لنگ مى زند!نگاه كنید به صحنه اى كه دكتر به اتفاق نسرین (الهام حمیدى) پس از معاینه آن نوجوان حادثه دیده در دل كویر با اتومبیل به سمت مبدأ حركت مى كنند. با حركت ماشین موسیقى آغاز و با به صدا درآمدن زنگ موبایل دكتر موسیقى قطع مى شود. دكتر در دل شب ماشین را متوقف مى كند و پیاده مى شود و به خیال خود مى كوشد تا به سامان امید بدهد _ در حالى كه وضعیت روحى خود او، با بازى خوب مسعود رایگان اصلاً مطلوب نیست _ در مقابل سامان تلفنى براى نسرین از «سحابى ها» و سفره هفت سین سال تحویل مى گوید و موسیقى مفصل در مینور حال و هواى قشنگى به حرف هاى آن دو مى دهد. این حرف ها نوعى امانت به شمار مى آیند كه سامان آنها را به پدرش مى گوید و ترجیح مى دهد به نسرین _ پزشك جوانى كه فداكارانه در كویر مانده و به مردم خدمت مى كند _ انتقال دهد.در صحنه هاى بعد نگین- دوست سامان- به دكتر تلفن مى زند و به او خبر مى دهد كه سامان بیهوش شده، با توصیه هاى دكتر به نگین وقتى كه سامان به هوش مى آید و چند كلام با پدرش حرف مى زند، صداى اركستر را مى شنویم كه با پایان مكالمه و اضافه شدن ویولن حالتى ریتمیك به خود مى گیرد. این موسیقى مفصل و طولانى-درست مانند صحنه هاى اوج فیلم هاى كلاسیك تاریخ سینما- روى دیالوگ هاى دكتر و نسرین ادامه مى یابد.(به خصوص آنجا كه نسرین به دكتر مى گوید: «مى بخشید استاد، من فكر مى كنم این آقا سامان نیست كه به كمك احتیاج دارد...»)این موسیقى با گریه دكتر بعد از جداشدن از نسرین قطع مى شود. یكى از دلایل موثر از كار درآمدن موسیقى علیقلى، استفاده حساب شده او از موسیقى است. فیلم پر از حاشیه هاى صوتى غنى و گوش نواز است. مانند جایى كه دكتر كارت تبریك سامان به مناسبت سال نو را در خانه مى بیند و صداى زنگ ساعت- شبیه ناقوس كلیسا- شنیده مى شود یا قطع موسیقى در پى كند شدن ریتم آن در صحنه اى كه اتومبیل دكتر به دلیل عبور كاروان شتر ها مى ایستد و صداى زنگ شتر ها به گوش مى رسد و همچنین صداهاى آواز مانند ناشى از حركت اتومبیل در جاده كه گاه و بیگاه در خدمت فیلم است.در صحنه پایانى فیلم، دكتر - كه اتومبیلش تقریباً زیر شن هاى كویرى مدفون شده- را مى بینیم كه نیمه جان مشغول مرور صحنه هاى فیلمبردارى شده با هندى كم خودش است و موسیقى ریتمیك با لحنى مهربان در حال پخش است. او كه دیگر دارد آخرین نفس ها را مى كشد، به سقف اتومبیل خیره مى شود و با شنیدن صداى محكم یك تپش قلب موسیقى قطع مى شود. در ادامه صداى تلاش كسى یا كسانى را مى شنویم كه موفق مى شوند سقف اتومبیل را كنار بزنند و سرانجام صداى سامان كه مى گوید: «خوبى بابا؟» فیلم با روشنایى و دست سفید سامان كه از «بالا» به كمك پدرش مى آید تمام و موسیقى تیتراژ پایانى آغاز مى شود.

مطالب مرتبط

 نه خیلی دور،نه خیلی نزدیک 

 بید مجنون و خیلی دور خیلی نزدیک در رقابت تنگاتنگ 

 گفتگو با رضا میر کریمی 

منبع : شرق

UserName