• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2835
  • يکشنبه 1384/7/10
  • تاريخ :

آیا اندازه سینمای پور احمد همین است


مثل اینكه باید قبول كنیم این یك كیومرث پوراحمد تازه است با یك نوع سینماى تازه در شرایطى جدید. حرفى هم نیست. ما حالا با كارگردانى طرفیم كه فیلم قبلى اش گل یخ یك فاجعه تمام عیار بوده و فیلم تازه اش نوك برج نه تنها در مقیاس با آن فیلم یك شاهكار است، كه اگر مستقل هم با آن روبه رو شویم، فیلم خوب و جمع و جورى است. از همان فیلم ها كه مى توان شب جمعه دست خانواده را گرفت، به سینما رفت، از یك تفریح سالم لذت برد، بعد هم به رستوران رفت و با دو تا از شوخى هاى فیلم كلى خندید و بعد هم تمام. این اتفاق فى نفسه چیز بدى نیست اما انتظار ما از پوراحمد بالاتر از اینها بود، كه حالا نیست. بگذارید درباره نوك برج حرف بزنیم و اینكه تفریح سالم چقدر چیز خوبى است؛ اصلاً این طورى بهتر هم هست.

•••

داستان از این قرار است كه یك آقاى مهندس به شدت اتوكشیده كه همیشه سرش به كار و درس گرم بوده، به یك پسربچه عاشق پیشه قول مى دهد كه دختر مورد علاقه پسر را از خواهر او خواستگارى كند؛ خواهرى تندخو كه همانند مهندس هرگز نه مزه عشق را چشیده و نه هرگز عاشق شده. این استارت، یك ادامه طبیعى دارد. عشقى كه میان این دو آدم شكل مى گیرد تا بفهمند آن دختر و پسر كوچكتر هم چه حال و روزى دارند. قوت نوك برج اما از این خط داستانى نیست. اتفاقاً همین شروع و مقدمه چینى براى بیان ماجرا كلى هم ناامیدكننده است.

فیلم ده پانزده دقیقه اى دیر شروع مى شود و براى همین، تماشاگر قبل از این كه داخل مسیر ماجرا قرار گیرد خسته مى شود و احساس مى كند با همان آدمى طرف است كه چندماه قبل، گل یخش روى پرده بود؛ اما كمى جلوتر همه چیز روبه راه مى شود. درست از جایى كه لیلا اخوان با بازى نیكى كریمى وارد ماجرا شده و البته كمى جلوتر، از جایى كه همخانه مهندس با بازى امیرحسین صدیق رگبار شوخى هاى بامزه اش را آغاز مى كند. مى گویند یك نقش مكمل خوب مى تواند یك فیلم را به طور كامل جلو ببرد و كارى كه امیرحسین صدیق در نوك برج مى كند، دقیقاً همین است. او به تنهایى بخش كمدى را پیش مى برد تا دو بازیگر اصلى، بیشتر متوجه پیشبرد ملودرامى باشند كه فیلم، رفته رفته در مسیرش قرار مى گیرد.

•••

نوك برج بیشتر از آنكه یك كمدى خوب باشد، یك ملودرام شسته رفته است كه مى داند از تماشاگرش چه مى خواهد، گیریم كه از هیچ یك از فضاهاى «ایرونى» فیلم هاى كیومرث پوراحمد در این فیلم خبرى نباشد. مهم نیست. بگذارید فراموش كنیم كه این، فیلمى از كیومرث پوراحمد است.

فیلم چندفصل به شدت بامزه و خوب دارد، عمده فصل هاى دیگر قصه را جلو مى برند و خیلى هم آزاردهنده نیستند و چندفصل بد هم در این میان وجود دارد؛ از جمله فصل حضور دوستان پسر و دختر پاى برج براى حمایت از عشق این دو كه به شدت توى ذوق مى زند و به لحاظ اجرایى هم خیلى شلخته و سردستى درآمده. اگر از مشكل اساسى ایده اولیه بگذریم و این مسئله كه چگونه كسى نمى تواند پسرى را از بالاى برجى پایین بیاورد كه یك هفته آن بالا مانده تا قولى كه به او داده اند عملى شود، مشكلات دیگرى هم به درام نوك برج ضربه مى زند.

كاراكتر لیلا اخوان در داستان چنان سنگى و سخت گرفته شده كه در پیچ میانى وقتى قرار است او عشق مهندس را بپذیرد اصولاً باور چنین اتفاقى سخت است. یك فصل كلیدى هم در این بین وجود دارد كه كاملاً از آن گذر شده. جایى كه لیلا خود به بالاى برج مى رود تا بازى پسربچه را شخصاً ادامه دهد. این محمل خوبى براى فیلمساز بوده تا به تماشاگرش بگوید این زن از زمانى كه مزه عشق را چشیده، به كلى عوض شده اما داستان چنین نمى كند. لیلا بلافاصله پایین مى آید و همان خانم دكتر منطقى ابتداى داستان مى شود با این تفاوت كه حالا، كمى «خل بازى هاى عاشقانه» - نقل به مضمون- به رفتارش اضافه شده است. این كه در فصلى با منطقى چنین سست، پاسخ لیلا اخوان به آدم هایى كه دوروبرش را گرفته اند، بهترین جمله فیلم باشد هم تنها در نوك برج ممكن است. لیلا به آنهایى كه از او درباره جایگاه كارى كه كرده و در منطق رفتار روزمره اش نمى گنجد سئوال مى كنند، لبخندى مى زند و مى گوید: «شاید یه جور خل بازى عاشقانه».

•••

نمى شود بیشتر از این فرار كرد. نوك برج فیلمى است از كیومرث پوراحمد كه با شب یلدایش در این چند سال زندگى ها كرده ایم. براى همین انتظار نداشته باشید سازنده شب یلدا - كه عاشقانه آرمانى یك نسل است- را رها كنیم تا هركارى كه مى خواهد بكند.

در یك تعریف، باید شب یلدا را فیلم دلى پوراحمد دانست. از آن فیلم ها كه هر فیلمساز در زندگى اش یك بار هرآنچه را كه در چنته دارد رو مى كند تا فیلم عمرش را ساخته باشد. اگر این را هم بپذیریم، پوراحمد در كارنامه اش فیلمى چون خواهران غریب و مجموعه هایى چون سرنخ و قصه هاى مجید را دارد كه چندان هم دلى نیستند اما به شدت جذاب و «ایرونى» ساخته شده اند. فكر مى كنم مشكل از بین همین حرف ها دارد خودش را نشان مى دهد. مشكل اصلى نوك برج همین «ایرونى» نبودن است و این كه با یك اجراى جذاب از ترانه لیلا خانوم، فیلم رنگ سینماى پوراحمد به خود نمى گیرد. اتفاقاً این بار برخلاف گل یخ و به شیوه فیلم هاى پوراحمد، ترانه لیلا خانوم در ذهن مى ماند اما شكل اجرایش در فیلم حتى نواى ترانه را هم در ذهن خراب مى كند. پوراحمد این بار دنبال هیچ بهانه دراماتیكى براى اجراى ترانه اش نمى گردد بلكه به شیوه فیلمفارسى ها دو قهرمانش را داخل ماشین مى نشاند تا یكى براى دیگرى زیر آواز بزند. جذاب ترین كاراكتر فیلم هم كه گفتم امیرحسین صدیق نقش اش را بازى مى كند، انگار دقیقاً از میان یك فیلم هالیوودى به میان نوك برج پرتاب شده و همین نشان مى دهد كه ایرانیزه شدن به معناى مطلق كلمه، دیگر در دستور كار فیلم هاى پوراحمد نیست.

•••

باشد. قبول. این كیومرث پوراحمد تازه است و ما هم سعى مى كنیم نوك برجش را دوست داشته باشیم. البته زمان لازم است تا بشود خاطره شب یلدا را از ذهن پاك كرد اما خب، خود پوراحمد هم حسابى دارد براى این مسئله كمك مان مى كند. او در شش ماه دو فیلم روى پرده داشته كه ذهنیت ما را كاملاً به هم ریخته. فیلم دوم هم كه به سلامتى برخلاف فیلم قبلى دارد خوب مى فروشد و مى توان مسیر سینماى آینده پوراحمد را از همین جا حدس زد. هرچه باشد فیلم نوك برج از گل یخ خیلى بهتر است و ما هم كه در این سال ها نشان داده ایم آدم هاى قانعى هستیم. اصلاً همین كه پوراحمد رضایت داده و بالاخره تیتراژ شب یلدا را كه به نوعى قرار بود امضاى فیلم هایش باشد و در گل یخ حال همه را گرفته بود، در این یكى فیلم تكرار نكرده، خودش كلى غنیمت است.

مطالب مرتبط

 نگاهى به فیلم نوك برج ساخته كیومرث پوراحمد 

 کیومرث پور احمد برج نشین شد 

خسرو نقیبى

UserName