• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 7997
  • يکشنبه 1384/7/10
  • تاريخ :

حقیقت مرگ : گفتن یا نگفتن؟

 با کودک چگونه از مرگ صحبت کنید  ( قسمت اول )


در بخش نخست مقاله به چگونگی نگاه کودکان به مقوله مرگ و این که آنها نمی توانند مفهوم همیشگی بودن مرگ را درک کنند و در عوض، آن را به عنوان یک اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر می گیرند، اشاره شد. و همچنین نکته هایی برای ایجاد ارتباط مناسب با کودکان مطرح شد. در بخش پایانی، سایر نکات مهم در این زمینه مورد بررسی قرار می گیرد:

- از عبارت هایی که به یک امر خوب اشاره می کند، پرهیز کنید.

عبارت های معمول بزرگترها در مورد مرگ مثل « در آرامش استراحت کردن» یا «خواب ابدی» یا «رفتن به یک جای دور» برای خردسالان بسیار گیج کننده است.

به کودک نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جای دور رفته است». کودک ممکن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکر کند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر بیدار نشود ، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکر کند که شما هم برنمی گردید.

پس نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جای دور رفته است». کودک ممکن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکر کند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر بیدار نشود ، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکر کند که شما هم برنمی گردید. مرگ را هر چه قابل لمس تر برای او توضیح بدهید مثلاً بگویید: « پدر بزرگ خیلی خیلی پیر شده بود و بدنش قادر به کار کردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده اطمینان حاصل کنید که کودک بفهمد مریض شدن مثل سرماخوردن معنی مردن نمی دهد. به او توضیح بدهید که این مریضی ها نمی تواند کسی را بکشد.

- در مورد کاربرد واژهای خداوند و بهشت با احتیاط کامل رفتار کنید.

دقت کنید این مفاهیم را برای یک کودک 5 ساله یا حتی کوچکتر به کار می برید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید.

برای مثال اگر بگویید «مادربزرگ الان خیلی خوشحال است چون توی بهشت است» کودک فکر می کند پس اگر همه کسانی که دور و بر من هستند، این همه ناراحتند؟!« چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است» یا مثلاً بگویید که «عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برده چون خوب بوده پس ممکن است مامان، من یا هر کس خوب دیگری را نیز پیش خودش ببرد!!»

یا «اگر من هم خیلی خوب باشم می توانم بروم پیش خداوند و بابا بزرگ را ببینم» یا این که «سعی کنم که بچه بدی باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتی به کار ببرید که او را نگران تر نسازد. مثلاً بگویید:«ما خیلی ناراحتیم که بابا بزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلی دلتنگ او می شویم ولی این خوب است که بدانی او الان پیش خداوند است.»

- منتظر واکنش های مختلفی از سوی کودک باشید.

کودکان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه یا خشم نیز پیدا می کنند. بخصوص اگر متوفی یک فرد نزدیک خانواده باشد.

مثلاً کودک ممکن است فکر کند خواهرش به خاطر حسادت های او مرده است یا چون او خواهرش را کتک می زده و اذیت می کرده، مرده است و از این احساس به احساس گناه شدید برسد.

گاهی ممکن است کودک نسبت به متوفی خشمگین بشود که چرا او را ترک کرده و رفته، یا حتی نسبت به شما، پزشکان و پرستاران احساس خشم کند.

از سوی دیگر کودک ممکن است با بروز رفتاری کاملاً بی تفاوت شما را متعجب کند مثلاً بگوید «حالا که بابا پیش ما نیست، من راحت تر می توانم بازی کنم!» از این گونه عبارات تعجب نکنید و آنها را به حساب ناتوانی کودک در درک مفهوم پیچیده مرگ بگذارید.

کودکان نمی توانند آن طور که بزرگترها معنی و اثر مرگ را درک می کنند، این موضوع را درک کنند، بنابراین چنین کودکانی سنگدل و بی احساس نیستند.

- انتظار تکرار سؤالات کودک را داشته باشید.

سؤالات تکراری در مورد مرگ و توضیح علائم غم و ناراحتی برای کودک ممکن است مدت ها به طور بینجامد. حتی با بزرگتر شدن وی و رشد مهارت های شناختی او، سؤالات تازه تری مطرح می شود.

نگران نباشید که توضیحات شما ناقص بوده، چرا که سؤالات تکراری کودکان یک امر طبیعی است. تنها کاری که باید بکنید این است که با صبر هر چه تمامتر به آنها پاسخ دهید.

- به کودک کمک کنید خاطرات خوب فرد فوت شده را به یاد بیاورد.

صحبت از شیرینی با او بودن و اجازه تعریف از گذشته دادن ، به کودک خیلی آرامش می دهد. کودکان به روش های قابل لمس برای سوگواری نیازمند هستند، بنابراین به جای شرکت در مراسم تدفین، کودک زیر 5 سال می تواند در خانه شمع روشن کند یا یک آواز برای فرد در گذشته بخواند، تصویر او را بکشد یا در مراسم دیگر سوگواری  شرکت داده شود.

دادن یک وسیله از فرد فوت شده به کودک، برای ایجاد احساس آرامش در او بسیار مؤثر است؛ مثلاً می توان یک گردنبند از مادربزرگ را در اتاقش گذاشت.

olor="#557500">

- گاهی اوقات مادر به علت سقط جنین ، دچار سوگ می شود.

در این موارد کودک نیز نگران مادر می شود حتی بدون این که بداند حاملگی و تولد چه معنی می دهد. او ممکن است احساس گناه کند و یا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر یا برادر بزرگتر شدن خودش بنشیند که شما از قبل به او وعده داده بودید. در این مواقع، کودک احتیاج دارد مطمئن بشود اینگونه مرگ و میر خیلی نادر است، به خصوص اگر شما قصد بارداری دیگری دارید. به کودک باید توضیح داد «بچه فوت شده به اندازه کافی بزرگ نشده بود که بتواند به دنیا بیاید و بیرون شکم مادر زندگی کند». به کودک خود اجازه بدهید با کشیدن یک نقاشی یا درست کردن یک کاردستی در این باره سوگواری خود را نشان بدهد.

- مواقعی که از تلویزیون یک حادثه را مشاهده می کنید، کودک شما اضطراب و نگرانی شما را درک می کند.

بنابراین به او بگویید «از این که مردم ناراحت شده اند و با سختی رو به رو هستند من هم ناراحت هستم. ولی در کنار تو، کودکم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم کرد.»

- سعی کنید که کودک هر چه زودتر به زندگی همیشگی و روزمره اش بر گردد، فعالیت ها و برنامه های همیشگی به کودک کمک می کند که زودتر احساس امنیت و آرامش کند.

- در شرایط دشواری که خود شما از یک غم بزرگ در رنج هستید، انتظار رفتار کامل و بدون اشکال از خود نداشته باشید.

در این مواقع، ممکن است شما جلوی کودک گریه کنید یا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشید که اینها همه طبیعی است. بنابراین از دوستان و اقوام کمک بخواهید و به یاد داشته باشید هرچه شما به خودتان بیشتر کمک کنید تا با مسئله سوگ کنار بیایید، به کودکتان نیز بیشتر می توانید یاری برسانید.

منبع : ایران پزشک و مشاور خانواده

لینک

 چگونه مفهوم مرگ را به كودك آموزش دهیم 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName