• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2122
  • چهارشنبه 1384/7/6
  • تاريخ :

عشق، فقر، سیاست و اجتماع 4 تم اصلی فیلمهای بنی اعتماد


گیلانه در میان كلیت آثار سینمایى رخشان بنى اعتماد چه جایگاهى دارد؟ آیا با تمركز بر این نكته كه براى اولین بار مسائل مربوط به جنگ به اثرى از آثار این سینماگر راه پیدا كرده است، باید موقعیتى ممتاز و ویژه براى گیلانه قائل باشیم؟ آیا محوریت تماتیك گیلانه را باید در موضوع جانبازان جنگى و معضلات آنها خلاصه كنیم؟ آیا باید از گیلانه نتایجى از قبیل ضدجنگ بودن اثر و ... اخذ كنیم؟ پاسخ نگارنده به این پرسش ها منفى است. گیلانه دقیقاً در تداوم مسیر كارنامه سینمایى رخشان بنى اعتماد قرار دارد و موضوع مورد عنایت این فیلمساز در آخرین فیلم او نیز نمود پررنگى را به خود اختصاص داده است. وجه تمایز این فیلم با كارهاى قبلى بنى اعتماد تنها در بسترى سطحى شكل گرفته است. جنگ و پیامدهاى آن تنها یك قالب است تا محتواى غالب آثار بنى اعتماد در آن پى ریزى شود. اما این موضوع ثابت در فیلم هاى مختلف این فیلمساز چیست؟

اگر از یكى دو فیلم اول بنى اعتماد (خارج از محدوده، پول خارجى) كه درونمایه هاى اجتماعى داشتند (و از همین رو در بدو امر بسیارى از صاحبنظران سینمایى مى پنداشتند بنى اعتماد یك فیلمساز زن است كه با موضوعات مردانه كار مى كند) بگذریم، مضمون سایر فیلم هاى او مبتنى بر عنصر خانواده با محوریت نقش زن خانواده است. درواقع بنى اعتماد، قابلیت هاى زنان را قبل از آن كه برخلاف برخى از همكسوتانش در برابرى جویى با مردان طى مناسبات فمینیستى مطرح سازد (مثل تهمینه میلانى)، در ارتباط با مفهوم خانواده و كاركردهایش جست وجو مى كند. این روند در نرگس درون یك مثلث عاطفى نضج گرفت و تداخل احساسات انسانى در دو خانواده اى كه مرد مشترك خانواده داشتند بر روابط پیچیده آن مى افزود تا آنجا كه گویى بقاى یكى به نفى دیگرى منوط بود و این زنان خانواده بودند كه در پى حفظ كانون مربوط به حوزه خویش بودند. در روسرى آبى، زن عضو جدید خانواده در اثر نفوذ به مناسبات سنتى و پرریشه دیگر اعضا، بحرانى را پیش روى خویش مى بیند كه نهایت آن به طرد مرد خانواده از جانب دخترانش مى انجامد و عشق بین زن جوان و مرد مسن نیز همچنان فاصله اى گسترده دارد. در بانوى اردیبهشت خانواده كم نفرى وجود دارند؛ مادر و پسر ولى این كم حجمى مانع ایجاد بحرانى نیست كه بین اعضاى آن در اثر تمایل مادر به ازدواج مجدد سر مى گیرد. در اینجا نیز مثل نرگس با یك مثلث عاطفى مواجه هستیم: مادر، پسر و یك مرد جدید؛ و نهایت آن با پایانى الاكلنگى رقم مى خورد تا انتهایى مشخص براى این معضل رقم نخورد. زیر پوست شهر یكى از بارزترین آثار بنى اعتماد در پرداختن به موضوع خانواده است و باز این زن خانواده است كه در برخورد با معضلات پیرامونى (لاابالى گرى همسر، عاشقى پسر بزرگتر و به خلاف افتادن او، سیاسى بازى پسر كوچكتر، بحران خانوادگى همسایه صمیمى اش در خصوص فرارى شدن دخترشان و فلاكت دختر بزرگترش پس از ازدواج) سعى در ایفاى نقش محورى در راستاى جلوگیرى از فروپاشى خانواده دارد. این نكته حتى در مستند روزگار ما نیز به چشم مى خورد و تلاش مادر جوانى كه ازدواج هایى ناموفق داشته است، براى امرار معاش خود و دختر خردسالش و مادرش كه حتى به وادى سیاست نیز گره مى خورد(كاندیداتورى زن براى انتخابات ریاست جمهورى) گویاى این نقش ثابت آثار بنى اعتماد است.

اكنون واضح تر مى توان به تم فیلم گیلانه نگریست. اگر در آثار قبلى مسائل چهارگانه عشق، فقر، سیاست و اجتماع در جهت گیرى زن درخصوص مسائل خانوادگى مؤثر بوده اند و بستر مناسبات خانوادگى را تشكیل مى دادند، در گیلانه نیز باز این مسائل چهارگانه خود را بر كیفیت روابط خانوادگى تحمیل مى كنند.

عشق مادر (گیلانه) به دو فرزندش اسماعیل و مى گل از یك طرف و عشق ناكام و نافرجام اسماعیل و ستاره از طرف دیگر و عشق مى گل به همسرش رحمان از جانب دیگر، شبكه در هم تنیده اى از روابط عاطفى را تشكیل مى دهد كه موجبات كنش و پویش آدم هاى قصه و پیشبرد روایت اثر را فراهم مى كند، عشق هایى كه گاه حتى در تضاد با یكدیگر واقع مى شوند (مثل عشق مى گل و رحمان كه در تقابل با عشق گیلانه و مى گل است) و این تضاد، موتور محركه انگیزش ها را تشكیل مى دهد.

فقر عاملى است كه غربت گیلانه و آدم هاى دیگر قصه را به صورتى مضاعف نمایش مى دهد. كلبه حقیرانه گیلانه كه در كنار جاده اى پرت واقع شده است، با آن مغازه كوچك كه فروش سیگار و كلوچه و دستمال در آن نحوه امرار معاش گیلانه را نشان مى دهد، اوج تجلى این عنصر است. اما این فقر ابعادى عزت مندانه دارد تا آنجا كه به هنگام درخواست گیلانه از مرد سودجوى اقتصادى درخصوص تلفن به تهران با موبایل، اسماعیل از درون كلبه مادر را به وسیله زنگوله آویزان از در خانه صدا مى كند تا مبادا فقرشان موجب روانداختن به آدمى شود كه از ارزشهاى انسانى به دور است.

در گیلانه سیاست نیز خود را به وضوح نشان مى دهد. سقوط دولت بعثى صدام به هنگام حمله آمریكا به عراق در واپسین روزهاى سال ،82 اعتراض برخى آدم هاى بین راه مانده به عدم اتمام جنگ پس از فتح خرمشهر و عدم رسیدگى مقتضى به جانبازان جنگ در آسایشگاهها تا آنجا كه گیلانه خود عهده دار این امر مى شود، از جمله این بازتاب هاست. انگار كه جنگ و جنگ افروزى در زندگى گیلانه و خانواده اش امرى تمام نشدنى است و جنگ تحمیلى عراق به ایران و جنگ تحمیلى آمریكا به عراق دو روى سكه اى هستند كه در دو زمان متفاوت كاركردى مشابه را براى آدم هاى قصه رقم مى زنند.

اما اجتماع نیز وجوه پررنگى در گیلانه دارد و همچون اكثر آثار پیشین بنى اعتماد كه واجد لحن اجتماعى بودند، اینجا نیز این نوع مسائل چه در اپیزود اول (آدم هاى آواره اى كه در اثر جنگ شهرها سرگردان بین جاده هاى شهرى شده اند و در این میان از غارت اسباب منزل گرفته تا برپایى مراسم ازدواج وسط جاده و تا حتى فرارى شدن مشمولان نظام وظیفه از خدمت - مثل همسر مى گل - مشكلات اجتماعى جنگ بازگو مى شود) و چه در اپیزود دوم (رهگذران جاده مقابل منزل گیلانه كه هر یك واجد سوژه اى اجتماعى است: سودجویى از مناسبات جنگى، هوسرانى هاى شهوانى، خیانت به خانواده، اعتیاد، پشت پا زدن به ارزشها و یادگارها و آدم هاى جنگ و ...) در پیوند با موضوع جنگ خود را به وضوح نشان مى دهند.

اما شخصیت گیلانه در این میان همچنان نقش دیگر زنان آثار رخشان بنى اعتماد را به عهده مى گیرد و براى از هم متلاشى نشدن خانواده و اركان آن دست به هر كارى مى زند. از شمال راهى تهران مى شود تا دامادش را به ولایتش برگرداند، پسر معلول را با هر مصیبتى كه هست نزد خود نگه مى دارد، تیماردارى دختر باردارش را انجام مى دهد، رعشه هاى عصبى پسر را با قراردادن صورت و بدن خود در مقابل ضربات او آرام مى كند. امید به تداوم زندگى را به دختر و پسرش از طرق مختلف مى بخشد و حتى در انتظار آدمى به سر مى برد كه بیاید و پسرش را سروسامان ببخشد و اینجاست كه در بحبوحه اى از مسائل و دغدغه هاى مختلف عاطفى، سیاسى، اجتماعى و اقتصادى باز این زن است كه وسعت سایه امیدبخش خود را بر سر موقعیت هاى نابسامان پیرامونى اش در خانواده مى گستراند تا از رسیدن به مرز فروپاشى جلوگیرى كند، زنى همچون همه زنان بنى اعتماد.

مطالب مرتبط

 گیلانه و پسر جانبازش به سینماها رسیدند 

 چهار فیلم ایرانی در ژاپن 

مهر زاد دانش

UserName