• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2357
  • دوشنبه 1384/7/4
  • تاريخ :

صدا،دوربین،انفجار


این گزیده تاریخ سینمای جنگ است.داستان فیلم هایی كه ندیده اید آن هایی كه دوست ندارید دوباره ببینیدوآن هایی كه نمی توانید فراموش شان كنیداین داستان سینمای جنگ است. قصه فیلم های تأثیر گذار و آن ها كه راه را برای بقیه باز كرده اند. قصه فیلم های اعصاب خردكن كه حالا هیچ كس از فراموش شدنشان ناراحت نیست. و داستان فیلم های به یادماندنی، آن ها كه هنوز دوستشان داریم.

شرح حال سینمای جنگ كه به تدریج در سال های بعد با عنوان سینمای دفاع مقدس نامیده شد، كم و بیش شرح حال همان چیزی است كه به نام سینمای پس از انقلاب می شناسیم. اولین سازمان دهی ها از اواسط سال1360آغاز شده كه نتیجة عمدة فعالیت های این مدت، در جشنوارة سال بعد دیده می شود. علی رغم این كه جنگ از شهریورماه سال 1359 آغاز شده، اولین فیلم های داستانی كه به جنگ می پردازند هم در همان محدودة زمانی سال های بعد شكل می گیرند. البته باید حتما تأكید كرد كه گروه های تولید فیلم های مستند، خیلی زودتر از این ها كارشان را آغاز كرده بودند و خیلی ها به شكل فردی یا گروهی، با انگیزه های متفاوت به تهیة فیلم های مستند مشغول شده بودند. گروه تلویزیونی جهاد سازندگی در همان سال 59 مجموعة مستند فتح خون و در اوایل سال بعد، مجموعة یازده قسمتی حقیقت (هر دو به كارگردانی سیدمرتضی آوینی) را تولید و پخش كرد. مستند هایی كه پایه گذار تولید مجموعة روایت فتح در سال های بعد شدند.

تا پیش از سال 1361 تنها فیلم داستانی تولید شده دربارة جنگ، فیلمی است به نام مرز(جمشید حیدری) كه داستان مقابلة اهالی یك روستا با دشمن را روایت می كند. این فیلم در اواسط سال1360نمایش داده شده است. و بعد از این داستان سینمای دفاع مقدس آغاز می شود.

تا سال 1365

حماسه های پولكی

در این 5 سال، بیشتر انواع فیلم های جنگی كه سراغ داریم، كم كم شكل می گیرند. از اكشن های مثلا حماسی و منفعت جویانه مثل برزخی ها (ایرج قادری61،) و عبور از میدان مین (جواد طاهری62،) تا ملودرام هایی كه به دغدغه های بازماندگان جنگ می پردازد مثل رهایی (رسول ملاقلی پور62،) و همین طور آن دسته از فیلم هایی كه فضای خاص جبهه و روحیات رزمنده ها را به تصویر می كشد و با دیار عاشقان (حسن كاربخش، 62) آغاز می شود. به تدریج هر كدام از این زیرشاخه های ژانر سینمای جنگ تكثیر می شوند و در سال های بعد به نمایش در می آیند. سال 64، بلمی به سوی ساحل ساختة رسول ملاقلی پور به خاطر ارجاع هایش به حوادث و شخصیت های واقعی (در زمان بنی صدر) و عقاب ها ساختة ساموئل خاكیچیان به دلیل جذابیت های اكشن اش اهمیت بیشتری دارند.

1365

سال تلخ

در سال هایی كه چهرة شهرها به دلیل رسیدن پیكر شهدا و نصب حجله های متعدد در كوچه و خیابان ها تغییر یافته بود، ملاقلی پور یكی از محزون ترین و تلخ ترین فیلم های جنگی را عرضه می كند: پرواز در شب هنوز هم اولین و مهم ترین نمونة فیلم هایی به حساب می آید كه شكست ظاهری رزمندگان را با توسل به معنای پیروزمندانة شهادت، كم اهمیت جلوه می دهد. اما در آن سو، اكشن های مأموریتی مثل گذرگاه (شهریار بحرانی) و پلاك (ابراهیم قاضی زاده) همچنان پر رونق اند. حریم مهرورزی (ناصر غلامرضایی) هم در همین سال نمایش داده شد كه از اولین فیلم های مهم دربارة جنگزده ها و نحوة زندگی شان در تهران است. ابراهیم حاتمی كیا اولین فیلم بلندش را در تلویزیون می سازد: هویت.

1366

جنگ جشنواره ای

با ساخته شدن پرستار شب (محمدعلی نجفی) سر و كلة عرفان در سینمای جنگ هم پیدا می شود و به این ترتیب، گرایش جدیدی در سینمای جنگ به وجود می آید. موفق ترین فیلم شاخة اكشن های مأموریتی این سال هم كانی مانگا (سیف الله داد) است كه باز هم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و به یكی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران تبدیل شد.

1367

تازه نفس ها می آیند

با پایان یافتن جنگ، گرایش های متفاوت تر در بیان مضامین سینمای جنگ نیز امكان ظهور می یابند: دیده بان اولین فیلم سینمایی حاتمی كیا است كه به عنوان تصویری صادقانه و حقیقی از فضای جبهه ها بسیار تحسین می شود. در همان سال، محسن مخملباف با ساختن عروسی خوبان، اولین فیلم انتقادی سینمای ایران دربارة برخی غفلت ها و بی اعتنایی ها نسبت به دستاوردهای جنگ را به نمایش می گذارد. ملاقلی پور تغییر مسیر می دهد و به سراغ یك اثر پرماجرا و پرحادثه و پرفروش می رود: افق. خیلی از فیلمسازان پركار و مطرح سال های آیندة سینمای جنگ، اولین فیلم شان را در همین سال عرضه می كنند: مجتبی راعی (انسان و اسلحه)، كمال تبریزی (عبور) و جمال شورجه (روزنه). روایت ویژة بهرام بیضایی از جنگ هم در همین سال به نمایش درمی آید: باشو غریبة كوچك.

1368

سال مهاجر

مهم ترین فیلم جنگی این سال، مهاجر حاتمی كیا است؛ فیلمی كه حالا دیگر اثر كلاسیك این ژانر به حساب می آید. سكانس آخر فیلم و پرواز مهاجری كه پلاك های شهدا را حمل می كند، با آن صدای برخورد پلاك ها به یكدیگر، حالا دیگر سمبل سینمای دفاع مقدس به نظر می رسد.

تعداد فیلم های كلیشه ای كه سعی دارند مفاهیم ایثارگرانه را تبلیغ كنند هم رو به فزونی می گذارد (الماس بنفش، تا مرز دیدار، در جست و جوی قهرمان و ...)

1369

سالن های خلوت

پس از چند سال موفق، سینمای جنگ دچار افت كیفیت می شود: شاید موفق ترین فیلم سال، چشم شیشه ای (حسین قاسمی جامی) باشد كه حال و هوای پرواز در شب را تداعی می كند. تویی كه نمی شناختمت (سلطانی فر) اولین فیلم اپیزودیك جنگی است و سه داستان با فضاهای متفاوت دارد. در مسلخ عشق، نشان دهندة گرایش تبریزی به سوی فیلم های عرفانی جنگی است كه توقیف می شود و امكان نمایش پیدا نمی كند.

1370

همچنان خبری نیست

هور در آتش(عزیزالله حمیدنژاد) موفق ترین فیلم جنگی سال است كه داستان مؤثرش را با آرامش و دقت روایت می كند و حال و هوایی مشابه مهاجر دارد. اما وصل نیكان كه از معدود فیلم هایی است كه به دوران حملة موشكی به تهران می پردازد، در مقایسه با مهاجر برای حاتمی كیا چند پله سقوط محسوب می شود.

1371

شكوه كرخه

حاتمی كیا با از كرخه تا راین به موفقیت مهمی دست می یابد؛ لحن ملودراماتیك و سوزناك اثر، موجب جلب نظر توأمان منتقدان و مخاطبان می شود. در همین سال، فیلم های متفاوتی مثل بازی بزرگان (كامبوزیا پرتوی)، بر بال فرشتگان (جواد شمقدری) و سایه های هجوم (احمد امینی) نیز ساخته می شوند.

1372

یك سال آرام

جنگ نفت كش ها روایت خاص بزرگ نیا از جنگ است كه مطابق با دلمشغولی هایش روی دریا می گذرد. حماسه مجنون هم بهترین فیلم دوران حرفه ای شورجه است، در آن نوع شكل مطلوبی كه برای پرداخت داستان های جنگی می پسندد. حاتمی كیا با خاكستر سبز موقتا از جنگ خودمان صرف نظر می كند و به سراغ جنگ بوسنی می رود.

از 1373 تا 1383

فیلم های خوب و تنها

اگرچه استقبال مخاطبان از فیلم های جنگی به تدریج كاهش پیدا می كند و انبوهی فیلم تكراری و فاقد ابتكار ساخته می شود، اما نمونه های شاخص و متفاوت، همچنان استقبال مخاطب را برمی انگیزند:

احمد رضا درویش با ساختن كیمیا به موفقیت می رسد و از آن پس، روش روایتی دوپاره و رمانتیك خود را در قالب آثار بعدی اش پی می گیرد. سرزمین خورشید، متولد ماه مهر و دوئل با وجود همة تفاوت هایشان، پی رنگ های مشتركی با كیمیا دارند. با ساخته شدن برج مینو توسط حاتمی كیا و سفر به چزابه توسط ملاقلی پور باب روایت های تو در تو و رفت و برگشت های زمانی و تداخل های حال و گذشته گشوده می شود و به تدریج، غلبة این لحن بیانی را در بسیاری از فیلم های جنگی می بینیم. خود ملاقلی پور در آثار بعدی اش ( هیوا و مزرعة پدری) به تكرار همان فرم بیانی دست می زند.تبریزی با ساختن لیلی با من است به موفقیت بزرگی دست پیدا می كند و عرصه ای را تجربه می كند كه كمتر كسی احتمال می داد بتوان واردش شد و به نتیجه رسید: كمدی جنگی.حاتمی كیا با آژانس شیشه ای موفقیت غیرمنتظره ای به دست می آورد و نمونة تأثیرگذاری از كنكاش در عواقب اجتماعی جنگ را عرضه می كند كه بسیار با استقبال روبه رو می شود.

امروز

آن ها كه می آیند

سینمای جنگ، دچار همان معضلاتی است كه كلیت سینمای ایران را در بر گرفته. بعضی ها اعتقاد دارند باید برای رونق گرفتن دوبارة سینمای جنگ، از آن حمایت های ویژه به عمل آورد . سینماگران مهم این ژانر هم اغلب سرخورده و بی حوصله اند. حاتمی كیا پس از تولید فیلم ناموفق موج مرده اعلام كرد كه دیگر فیلم جنگی نخواهد ساخت. اما امسال بار دیگر یك فیلم جنگی (البته متناسب با حال و احوال این روزهای خودش) تولید كرده. ملاقلی پور آن قدر از عواقب تولید مزرعة پدری خشمگین بود كه اعلام كرد اصلا دیگر فیلم نمی سازد، چه جنگی و چه غیرجنگی! اما این روزها دوباره سرش به كار گرم است. كمال تبریزی مدتی است فیلم جنگی نساخته و عزیزالله حمید نژاد هم فیلم آخرش غیرجنگی بود. درویش هم انرژی اش را به اندازة چندین فیلم، صرف تولید و نمایش دوئل كرده و فعلا پروژه ای در دست ندارد.این روزها پیشنهاد های متفاوت و متنوعی برای رونق گیری دوبارة سینمای دفاع مقدس ارائه می شود. اما شاید بهتر باشد پیش كسوت هایی كه خسته شده اند، كنار بكشند و صحنه را به جوان هایی واگذار كنند كه دوست دارند وارد این عرصه شوند تا این بار، داستان هایی را روایت كنند كه نسل قبل ترجیح داده كنار بگذارد، و جوری روایت كنند كه متفاوت باشد با آن چه كهنه كارها روایت كرده اند.

UserName