• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4155
  • دوشنبه 1384/7/4
  • تاريخ :

سینمای هندی روایتگر فرهنگ هندی

در فیلمهای هندی، بازیهای زیرپوستی به چشم نمی خورد. حس و حال نقش باید به غلو آمیزترین شکل، فریاد بزند. این اغراق، ریشه در نمایشهای قهرمانی دارد که در عالیترین و والاترین نمونه درام در هنددیده می شود


لازم نیست حتما ًخوره ه فیلم هندی باشید، دیدن دو سه تا فیلم هندی کافی است؛ تا بتوانید چشم بسته یک فیلم هندی را ببینید و صحنه های آن را مو به مو مجسم کنید. داستانهای تکراری؛ مثل دو برادر که همدیگر را گم کرده اند و یک دفعه وسط زمین و آسمان از روی خال سمت چپ ویا انگشت شست پای یکی، همدیگر را می شناسند و بعد هم کلی صحنه های گریه آور دیدار دو برادر با داستان عشقی بین پسر فقیر و دختر پول دار و بالعکس که آخر سر به هم می رسند و ... اصلاً اولین تصویر یک فیلم هندی در ذهن همه یک دختر و پسر هندی لای درختهایی ا ست که با حرکات موزون قربان صدقه هم می روند این فهرست کلیشه های فیلم هندی را می توان همین طور ادامه داد. کلیشه هایی که در نگاه بیینده غیر هندی ظاهری سطحی و حتی ناخوشایند دارد، ولی اکثر این کلیشه ها، از فرهنگ و آداب و رسوم هندی ریشه گرفته اند با فرهنگی که با سابقه چندین هزار ساله در همه جای زندگی مردم هند حضو دارد. کلیشه هایی مثل بازیهای اغراق شده، صحنه هایی پر از گفتگو، توجه به خانواده و ارزشهای آن، استفاده مفرط از موسیقی و ... که در ادامه به آن می پردازیم.

1- بازی های اغراق شده

چیزی که در فیلمهای هندی، کاملاً به چشم می زند، بازیهای اغراق شده و تصنعی است چه در صحنه های کمدی و چه در صحنه های جدی، در حالی که در دنیا از سال 1950 به بعد و پیدایش التورز استودیو و بازیگری به شیوه ی تراگتینگ، بازیها هر چه بیشتر به سمت واقعی شدن و حذف اضافات غیر واقعی پیش رفته اند این شیوه که در حال حاضر در جهان کاملاً پذیرفته شده و طبیعی است و قله های بازیگری مثل رابرت دونیرو، آل پاچینو، جک نیکسن و ... نمونه های آن هستند، در فیلمهای «ماسالا» به هیچ وجه وجود ندارد.

در فیلمهای هندی، بازیهای زیرپوستی به چشم نمی خورد. حس و حال نقش باید به غلو آمیزترین شکل، فریاد بزند. این اغراق، ریشه در نمایشهای قهرمانی دارد که در عالیترین و والاترین نمونه درام در هنددیده می شود. این نمایشها به اعمال واکنشهای خدایان، تجسم آنها و نیز قهرمانان و نخبگان و خاندان سلطنتی یا اشراف می پرداخت.

این نمایشها در پی آن نبودند که این شخصیتها را به صورت واقعی به تصویر بکشند؛ آنها اعتقاد داشتند مقام آنها والاتر از آن است که کسی بتواند به جای آنها بازی کند و شخصیت شان را مجسم سازد. به همین دلیل تاکید این نمایش بر نوع احساسی بوده که این شخصیتهای والا داشته اند. تاکیدی که سبب برجسته کردن این احساسات و غلو آمیز کردن آن از طریق بازیگر بوده تا خود را کاملاً از نقش متمایز کند. و توجه تماشاگر را به سمت آن حس و خصوصیت ببرد. نه به سمت خودش. این شیوه بازی تصنعی و اغراق آمیز که از دوران قدیم در هند معمول بود، با پیدایش سینما در فیلمهای هندی هم جای خود را باز کرد؛ به طوری که به شیوه بازی شناخته شده فیلمهای هندی تبدل شد. البته از نگاهی دیگر، این شیوه بازی برای تماشاگر که به سطحی دیدن و لقمه آماده بلیعدن، عادت کرده و هرگونه پیچیدگی را پس می زند بهترین است.

2- فیلمها پر از گفتگو

کمتر فیلم هندی را می توان سراغ گرفت که در آن قهرمان فیلم؛ در جایی از داستان، خطابه ی پرشر و شوری را در باب مسائل اجتماعی، عشق و ... ارائه ندهد؛ سخنرانیهای پرطمطراق و پر از جمله های شعارگونه که به قهرمان فیلم انگار بدون آن چیزی کم دارد.

این عشق به سخنرانی ریشه در یکی از آثارهای قدیمی و مهم هندی،" مهابهارا تا" دارد. جایی در منظومه بهاگاوادگیتا از این اثر حماسی، دو ارتش از پسرعموها روبه روی هم صف کشیده اند تا یک جنگ برادر کشی را آغاز کنند. در اینجا؛ آرجون، سلحشور بی سلاح، ناگهان دچار شک و دودلی می شود و چهره ای آشتی جویانه به خود می گیرد. کریشنا مظهر معنویت که ارابه آرجون است در هجده فصل قهرمان به تردید افتاده را با موعظه های خود وا می دارد تا جنگ را ادامه دهد در تمام این مدت دو ارتش با شکیبایی تمام منتظر خطابه های کریشنا می باشند تا ببینند سرانجام آن چه می شود و آرجون چه تصمیمی می گیرد. حال مردم هند را فرض کنید که بارها این قصه های را شنیده اند و با صبر به این خطابه های طولانی گوش سپرده اند پس می بینید که این خطابه های طولانی پاسخ به نیاز مردمی است که به آنها عادت کرده اند و جزئی از فرهنگشان است . جالب است بدانید محبوب ترین و عام عام ترین نام برای قهرمانان در فیلمهای حادثه ای هندی با پیام اجتماعی، آرجون است تاثیر پذیری عناصر سینمایی هند از مهابهاراتا در موارد دیگری هم به چشم می خورد یکی دیگر از قهرمانان مهابهاراتا، سلحشور بزرگی است به نام «کارنا» کسی که می خواهد حقوق حقه ای را که از زمان تولد و رها شدنش از سوی مادر از او دریغ شده است را بازستاند. شخصیتی والا که همه مشخصه های لازم برای یک قهرمان اسطوره ای را دارد. قهرمانی که با مرگی خائنانه پایان می یابد. این همان شخصیتی است که آمیتا پاچان در بسیاری از فیلمهای دهه هفتاد و هشتاد خود، ارائه کرد. نقش یک جوان زاغه نشین شهری که از ته دل حسرت حقوق از دست رفته اش را می خورد و می خواهد این حقوق پایمال شده را بست آورد و به همان سرنوشت کارنا هم دچار می شود.

ادامه دارد.....

UserName