• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9930
  • يکشنبه 1384/7/3
  • تاريخ :

محمود فرشچیان نگار گری از نوع اسطوره


لازمه هنر نگارگری معاصر ایران این است كه آفریننده آن علاوه بر این كه از ذوق و استعداد مضاعفی برخوردار است؛ در عین حال كه نقش آفرین چیره دستی است، به خوبی و با ظرافتی تمام از ریزه كاری های یكی از غنی ترین سنت های نقاشی عالم نیز آگاه و بر اسرار فنی و رموز زیباشناسی آن دست یافته باشد.

هر كه برای نخستین بار طرح یا نقاشی ای از محمود فرشچیان را ملاحظه كند، هیجان شدیدی در خود احساس می كند و از همان اولین لحظه در می یابد كه فرشچیان هنرمندی است كه اگر چه همه اصول و منابعی را كه استادان پیش از او می دانسته اند چگونه از آن بهره برداری كنند، عمیقا و به خوبی می شناسد، با این همه اثری خلق می كند كه تشخص ویژه خود را داراست. همین كیمیاگری است كه فرشچیان را به عنوان یكی از استادانی مطرح كرده است كه هرگز كسی از لذت بردن از آثار او و مجذوب شدن به غنا و تنوع آنها خسته نمی شود.

كیست كه تحت تاثیر جاذبه آن آزمونه (پالت) غنی و سرشاری كه از رنگ های گونه گون نقاشی های فرشچیان آفریده می شود قرار نگیرد؟‌ او با شجاعتی بی سابقه و شگفت انگیز در بكار بردن رنگ های بسیار تند كه گاه ملایم و رنگ باخته به نظر می آید از حس غریزی و خدادادی بهره می برد كه همان رنگ ها را با سایه روشن هایش به صورت یكی از زیباترین و دلرباترین ویژگی های نگارگری معاصر ایران به جلوه در آورده است. از این رو است كه بینندگان خود را در برابر برترین سنت موروثی رنگ آمیزی و تذهیب كاری ایرانی می یابند. همان سنت بازمانده از نقاشان دوران تیموری و صفوی كه به گونه ای باورنكردنی، احساس شگرف و درك پیشرفته ای از «رنگ» داشتند. آن حس با مشاهده هر روزه مناظر و چشم اندازهای ایران با كوهستان های پوشیده در رنگ های اعجاب انگیز و آسمان های رنگارنگش كه از زیباترین آسمان های عالم است، در بینندگان نیرومندتر و شفاف تر می شد. این كه آسمان ایرانی نوبه به نوبه از رنگی سرخ و آتشین كه گویا زرین است به رنگی آبی و گسترده كه ستارگان درخشان آن را آراسته و در آن جای گرفته اند در می آید همان تناوب سنتی مینیاتور ایرانی است و همین احساس به حد كمال نیز در هنرمند ما وجود دارد. او آن را با مهارت و ظرافت خاصی بر روی آزمونه خود در هم می آمیزد و با تنوع رنگ ها و سایه روشن های مواج آن هنرآفرینی می كند.

در رویكرد به هنر فرشچیان، شناخت پر دامنه و اطلاع وسیع او از مجموعه آثار تصویرسازی سنتی ایران را باید به خاطر سپرد. او با روشن بینی ماهرانه و ظریفی پرده های نقاشی را كه متقدمان بر او با الهام از متون پر آوازه ادب فارسی ساخته و پرداخته اند به خوبی می شناسد و همین متون كه شاهنامه فردوسی و خمسه نظامی است همواره روح ایرانیان را تقویت می بخشد، و عرصه های رزم و صحنه های بزم و منظره های شكار و لحظه های دیدارهای عاشقانه در آنهاست كه یكی پس از دیگری در آن پرده های نقاشی ظاهر می شود و بدین وسیله دنیای تصورات و تخیلات ایرانیان فرهیخته، آباد و سرسبز می شود؛ منظور همان دنیایی است كه شعر، فرمانروای بلامنازع آن، همواره در خدمت بیان مفاخر و مایه مباهات گذشته ای فارغ از قید زمان است. فرشچیان كه مایه گرفته و انباشته از همان مجموعه است مقام مشخصی را در سلسله نقاشان سنتی ایرانی داراست. به این پرندگان خیال انگیز، به سیمرغ هایی كه بعضی آسمان ها را زیر بال و پر خود گرفته اند یا بدین قهرمانان اساطیری ایران باستان كه نبردهای دلیرانه آنان را هنر این نگارگر به زمان حاضر آورده بیندیشیم. همه اینان كه نموداری از انسان هایی هستند كه در شرایطی سخت پایداری می كرده اند، سراینده نغمات و آفریننده لحظاتی هستند كه آدمی می كوشد تا از نحوست قضا و قدر، یا گردش همان چرخ گردونی كه طالع بینان سعی در رازگشایی آن دارند، بگریزد. فرشچیان در آثار خود موفق می شود لحظاتی از آن خوشبختی فراگیر را به چنگ آورد و به منظور آرامش بخشیدن به ما، با قلم موی تحسین برانگیز و فریبای خود را بر روی كاغذ پای بر جای نگهدارد. ولی بی هیچ تردید، سخن گفتن درباره هنر این هنرمند بزرگ بدون یادآوری و بیان تخیل فوق العاده و باورنكردنی و خلاقیت توانمند او مشكل می نماید؛ هنری كه می توان گفت به صورت رویا جلوه گری می كند؛ رویایی كه دوستان ایرانی ما آن چنان اهمیتی در تعبیرش قائلند كه آن را در حد پیشگویی می شمارند.

پیچ و خم و فراز و نشیب هایی كه آرایه تركیبات نگارگری فرشچیان دارد نیز در خدمت همین رویاست. آنها حالتی از همان ابرهایی هستند كه مظهر جاودانگی هستند؛ نمادی كه ایرانیان از آغاز قرون وسطی برای پوشش و آرایش آسمان ها در مینیاتورهاشان پذیرفته و به كار گرفته بودند. این پیچ و خم ها و منحنی های بی شمار ما را با خود به گرداب های بی پایانی از رویاها می برد و درباره خودمان به پرسش وا می دارد كه ما كیستیم؟ از كدامین جهانیم؟ آیا ما از ساكنان همین جهانی هستیم كه قلم موی فرشچیان آن را بدین صورت در آورده است؟ این هنرمند ما را به همراه خود در برابر سوالات و پی جویی های بزرگی از زندگی انسان قرار می دهد. آن مردان جوان، زنان یا فرشتگان كه شاید نیز همان «پریان» باشند، به بهترین وجه احساسات والا و لطیفی را متجلی می سازند.

كیست كه چهره های فریبا و دلربای زنانی را كه شاهكارهای این هنرمند گویی به آن جان بخشیده است با دیده تحسین ننگریسته باشد؟‌ آنان با دلربایی ای كه آمیزه ای از صفا و پاكی و هیجان انگیزی شدیدی است، تماشا كننده را محسور خود می سازند و او را به دنیای خیال می كشانند.

چه تضادی میان جامه های كمرنگ و رخساره های سبزه با آن نگاه های آتشین و غیر قابل نفوذ آنهاست. این پری پیكران، دامن كشان از لا به لای جامه های گره زده و پر چین و شكن شان همانند شعله هایی آتشین سر بر می آورند و با حمایل های بلند رنگارنگ كه بر گرد بر و دوششان می پیچد گویا برای رقصیدن آهنگ می نوازند، این پیچ و خم دادن و اوج و حضیض بخشیدن بدان چهره ها همان نگارگری است كه آن نیز دقیقا در راستای سنت نقاشان بزرگ هرات در پایان قرن پانزدهم (میلادی) قرار دارد؛ و مگر توجه عمیق بدان و بیان دل انگیز آن نیست كه كمال الدین بهزاد نقاش را بزرگ ترین استاد در میان همه مینیاتوریست های ایران ساخته است؟ بهزاد نیز قاعدتا آن را از زندگی صوفیانه خود الهام گرفته كه او را در تحقق چنین نوآوری اعجازآمیز و كریمانه مجاز ساخته است.

هنر فرشچیان در این جهت بسیار توانمند است زیرا با زبردستی خیره كننده ای كه بر خلاف منش و روش ظریف اوست، با قدرتی كوبنده با انسان امروزی سخن می گوید و براساس سنت نگارگری ایرانی، در دنیایی فارغ از زمان، در ناكجا آباد از راه و رسم و موضوعات بنیادی زندگی انسان، نیروی حیات بخش و شورش و عشق، نبرد با عناصر ناسازگار؛ دلدادگی و شیفتگی، اندوه و مرگ، سرود می سراید. هنر ایرانی آن چنان سرشار از دنیای لبریز از مظاهر و تصاویر است كه به خودی خود جهانی دیگر است و فرشچیان كلید این جهان را داراست. او ما را به دنبال خویش به گشت و گذار اسرارآمیزی می برد كه تخیلمان مسحور و مجذوب و نیازمان به زیبایی سیراب می شود و با خشنودی و رضایت كامل به این جادوگر كه همان نگارگر است تن می دهیم و سر می سپاریم تا او ما را به رازگشایی و كشف دنیایی از نعمت و توانگری كه هیچ گمان بدی را در آن راه نیست می برد.

با این همه، برای متوجه شدن و درك كامل غنای كامل این دستاورد صورتگری كه خطوط و ظرافت كاریش همانند چین و شكن زلفان محبوبان آن قدر ظریف است كه نامریی به نظر می رسد، راهی جز آفرین گفتن و تحسین كردن نمی ماند. باید عنان خیالمان را رها كنیم تا به دنبال تخیل این هنرمند رود و بگذاریم او ما را با خود به همان خلسه یا «حال» تقریبا صوفیانه ببرد. آیا زیباتر از این می توان به ذوق و قریحه این هنرمند ادای احترام كرد؟‌

فرانسیس ریشار

موزه دار ارشد بخش نسخه های خطی، كتابخانه ملی فرانسه (پاریس)

UserName