• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 29348
  • سه شنبه 1384/6/8
  • تاريخ :

کمرویی، اضطراب اجتماعی

 کمرویی و روش های درمان آن  ( قسمت دوم )


بسیاری از محققان و متخصصان، ریشه ی اصلی کمرویی را در ترس یا اضطراب اجتماعی ( SOCIAL ANXIETY) می دانند. بنابراین لازم است اشاره ی مختصری به اضطراب  و اضطراب اجتماعی داشته باشیم.


اضطراب

 اضطراب  از نظر روان شناسی و روان پزشکی یعنی «ناآرامی، هراس و ترس  ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست» به سخن دیگر اضطراب  یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید یا فرآیندی آگاه کننده و اخطاری به فرد درباره ی یک خطر یا موقعیت ضربه آمیز است. الگوی پدیدآیی اضطراب در موجود زنده امری است کاملاً فطری و در حد متعادل آن نیروی محرکی برای بسیاری از اعمال و رفتار انسان و ضرورتی برای بقای حیات و صیانت نفس، تلاش و حرکت و آمادگی برای مقابله با تهدیدها و خطرهای طبیعی و اجتماعی به شمار می رود. اما زمانی که نگرانی های فرد نسبت به مسایل مختلف به طور فراگیر فزونی یابد، به تدریج شاهد بروز اضطراب مرضی خواهیم بود. ریشه اضطراب درونی و روانی است و در مراحل رشد شخصیت پدیدار می شود و همان گونه که ذکر شد پاسخی برای تهدیدی ناشناخته و نامشخص و دارای جنبه ی تعارضی و غالباً مزمن است.

اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به دیگر سخن ، فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزشیابی قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باشد. در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد.

هنگامی که چنین اضطرابی بر وجود فرد مستولی شود، اعتماد به نفس  کاهش می یابد، قدرت نگرش واقع بینانه و برقراری ارتباط متقابل با دیگران به حداقل می رسد و احساس تنش یا ناتوانی در تنش زدایی،  افسردگی ، ناآرامی و بیقراری، گریز از ارتباطات معمول اجتماعی و دل مشغولی های مفرط، شخصیت  فرد را فرا می گیرد.

در تعدیل اضطراب، عوامل بسیاری از جمله نحوه ی نگرش یا بازخورد فرد، باورهای قلبی، ارزش ها و اعتقادات دینی  و تربیت خانوادگی و اجتماعی تأثیر دارد.


اضطراب اجتماعی

اضطراب اجتماعی نتیجه ای است از احتمال یا وقوع نوعی ارزیابی شخصی در موقعیت های مختلف اجتماعی. به دیگر سخن ، فردی که دچار اضطراب اجتماعی است هیچ گونه تمایلی به آغاز ارتباط با دیگران ندارد و با احساسی از ترس و پایداری غیر معقول، از هر موقعیتی که ممکن است در معرض داوری دیگران قرار گیرد، اجتناب می ورزد. برداشت یا تصور شخص از موقعیت های اجتماعی که احتمال دارد شخصیت او مورد سنجش و ارزشیابی قرار گیرد، می تواند واقعی یا خیالی باشد. در واقع شخصی که به شدت دچار اضطراب اجتماعی است، تصور می کند در هر موقعیت یا شرایط اجتماعی فرد یا افرادی به محض مواجه شدن با او رفتار و شخصیتش را مورد نقادی و ارزیابی قرار خواهند داد و یا ممکن است طوری رفتار کند که مورد تحقیر دیگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گیرد.

با اذعان به این که همه ی انسان ها از کوچک تا بزرگ اساساً تشویق پذیر و تنبیه گریز هستند و دوست ندارند که بخشی از رفتار یا جنبه های مختلف شخصیتشان به توسط دیگران مورد ارزیابی و نقادی قرار گیرد و چنین شرایط یا صحنه های امتحانی برایشان خوشایند نیست؛ اما آن دسته از کودکان، نوجوانان و بزرگسالانی که به طور غیرعادی دچار ترس  یا اضطراب اجتماعی هستند، کمترین تمایلی برای حضور در موقعیت های اجتماعی و ارتباط با دیگران ندارند، چرا که همه موقعیت های اجتماعی و تعامل بین فردی را صحنه های ارزیابی و انتقاد تلقی می کنند. فی المثل حضور در جلسات مصاحبه و گزینش تحصیلی و شغلی، دیدار با فردی مسئول یا مقتدر برای اولین بار، صحبت، سخنرانی و ارائه ی گزارش در حضور مخاطبان برجسته، مصاحبه در برنامه ی پخش مستقیم تلویزیون یا رادیو، ورود به اطاقی مملو از آدم های غریبه و موقعیت هایی از این قبیل تقریباً همه ی افراد را تا حدودی مضطراب می کند، لکن بعضی از کودکان، جوانان و بزرگسالان غالباً در هر موقعیت اجتماعی که ممکن است رفتار ایشان مورد ارزیابی قرار گیرد، دچار اضطراب شدید می شوند. برای این قبیل افراد ، اضطراب یک ویژگی شخصیتی محسوب می شود و نه یک وضعیت گذرا.

باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی تواند باشد. همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای «تنها بودن» نیست.


اضطراب اجتماعی در شرایط زیر بیشتر مشاهده می شود

1. ترس از عدم تأیید یا انتقاد توسط دیگران.

2. ترس از قرار گرفتن در موقعیتی که می بایست مصمم و قاطع جواب داد یا اظهار نظر کرد.

3. ترس از مقابله کردن با شرایط خاص اجتماعی، عصبانیت ها و پرخاشگری ها.

4. ترس از مواجه شدن و همکلامی با جنس مخالف.

5. ترس از ناتوانی در برقراری و حفظ روابط بسیار صمیمی بین فردی.

6. ترس از بروز جدی تعارض  و دوگانگی احساس در خانواده و طرد شدن توسط والدین.

7. ترس از طرد شدن و از دست دادن روابط بین فردی.


کمرویی و احساس تنهایی

تنهایی یک واکنش هیجانی است. فردی که قادر به برقراری ارتباط با دیگران نیست، احساس می کند که از دوستان و نزدیکان جداست و به طور قابل ملاحظه ای کمتر از دیگران از روابط اجتماعی بهره می برد. چنین فردی نمی تواند احساسات خوشایند یا ناخوشایند، ترس ها و نگرانی ها و آرزوها و امیدهایش را با نزدیکان و دوستانش در میان بگذارد و پاسخ ها و عکس العمل های ایشان را دریافت کند. احساس تنهایی نیز همانند کمرویی  نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر کدام از ما در یک موقعیت یا شرایط خاص ممکن است احساس کنیم که تنها هستیم. افرادی که دچار احساس « تنهایی » می شوند و این احساس با شدت و مداومت افکار و رفتار ایشان را فرا می گیرد، به تدریج از تمایلات اجتماعی و ارتباطات بین فردی شان کاسته می شود تا به حداقل می رسد، و از این نظر بعضی از ویژگی های افراد کمرو  را پیدا می کنند. کمرویی ناتوانی و  معلولیت  فرد در برقراری ارتباط است و «تنهایی» مشکل انسان در اثر فقر ارتباطی است.

باید توجه داشت که صرف احساس تنهایی به معنای کمرویی یا ناتوانی و معلولیت اجتماعی نمی تواند باشد. همچنین احساس تنهایی لزوماً همیشه به معنای «تنها بودن» نیست. ممکن است یک نفر در جمع آشنایان و دوستان و در حین حضور در جشن ازدواج  یکی از بستگان احساس کند که تنهاست و برعکس شخصی ممکن است در یک محیط و مکان کاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد، بدون این که احساس تنهایی کند. شایان ذکر است که به دلیل ویژگی ها و نیازهای خاص روانی – اجتماعی نوجوانان ، ظهور پدیده ی تنهایی (احساس تنهایی) در بین آنها به طور فوق العاده ای بیشتر از شیوع این احساس در میان بزرگسالان است. به همین خاطر در طول یک هفته، لحظاتی که نوجوانان احساس تنهایی می کنند به مراتب بیش از بزرگسالان است.

بنابراین احساس تنهایی ممکن است کاملاً گذرا و موقتی باشد و فرد دوباره نشاط زندگی و تمایل به فعالیت اجتماعی را بازیابد. اما هرگاه چنین احساسی به علل گوناگون، از جمله ناکامی  های مکرر، نگرانی و اضطراب شدید، رفتار تبعیض آمیز و بی عدالتی، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، سرخوردگی و توسعه نگرش و بازخورد منفی نسبت به رفتار ناخوشایند و واکنش های منفی اطرافیان، فقر انگیزشی و قطع امید از پیوندهای عاطفی عزیزان، تقویت گردد با شدت هرچه بیشتر فراگیر شود و فرد مبتلا عمیقاً احساس تنهایی کند، نه تنها همانند افراد کمرو دچار ناتوانی یا معلولیت اجتماعی می شود، بلکه اضطراب و احساس تنهایی زمینه ی افسردگی  جدی را در وی به وجود می آورد و ممکن است دست به اقدامات غیرعادی نظیر گریز و فرار از خانه  و محل زندگی و کار، بعضی کژروی های اجتماعی، اعتیاد  و خودکشی بزند. درصد قابل توجهی از کسانی که خودکشی کرده اند یا اقدام به خودکشی  می کنند، تجارب فراوانی از احساس تنهایی و رها شدگی از طرف صمیمی ترین نزدیکان و دوستان خود داشته اند.

بنابراین می بایست به طور خیلی جدی به این پدیده توجه داشت و افراد مبتلا به آن را با اتخاذ روش های اصلاحی و درمانی مناسب، مورد درمان و توان بخشی اجتماعی قرار داد.

بدون تردید در دنیای پیچیده ی امروز، فراوانی ناراحتی ها و رنج های ناشی از مشکلات ارتباطی و سازگاری اجتماعی، نظیر: اضطراب، افسردگی، کمرویی و احساس تنهایی و ... به مراتب بیش از بیماری های قلبی  است! در واقع در بسیاری از موارد ناراحتی های قلبی خود نتیجه ی فشارهای عاطفی و روانی و روابط ناسالم یا ناموفق بین فردی است .

منابع:

روان شناسی کمرویی و روش های درمان آن – تألیف غلامعلی افروز

روان شناسی و تربیت کودک و نوجوان - تألیف غلامعلی افروز

خود درمانگری در لکنت زبان - تألیف غلامعلی افروز

روان شناسی تربیتی کاربردی – تألیف غلامعلی افروز

مباحث عمده در روان پزشکی – ترجمه جواد وهاب زاده

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName