• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3615
  • يکشنبه 1384/6/6
  • تاريخ :

روایتی تازه از11سپتامبر

 هیچ كس باور نمى كند كه در آغاز قرن 21دنیاى ما پیش از خودمان توسط موجودات باهوشى تحت نظر قرار داشته باشد...

استیون اسپیلبرگ در دوران كودكى در دهه 1950همیشه به آسمان نگاه مى كرد و همراه پدرش از درام هاى فضایى چون «روزى كه زمین ایستاد» لذت مى برد و به دوستانش قول داده بود روزى سیسل ب دو میل ژانر علمى تخیلى باشد. پس از گذشت نیم قرن اسپیلبرگ با مجموعه اى از جوایز و افتخارات به قول دوران كودكى اش عمل كرده است و با ساخت فیلم جنگ دنیاها یكى از بهترین نمونه هاى آثار علمى تخیلى را عرضه كرده است.

اسپیلبرگ با الهام گرفتن از فیلمهاى قدیمى این ژانر و البته با استفاده محدود از جلوه هاى ویژه كار فوق العاده اى را انجام داده كه آن را بدل به یك اثر علمى تخیلى آزاردهنده كرده است. جنگ دنیاها فیلمى سنتى است كه بیش از هر چیز قصد دارد تا به نگرانى هاى جارى جامعه بشرى بپردازد و البته این چیزى است كه اكثر فیلمهاى جریان اصلى سینما از آن دورى مى كنند و همین باعث شده تا فیلم بیشتر از آنچه كه خالق آن در نظر داشته و یا ما انتظار داریم آزاردهنده باشد.

گرچه اسپیلبرگ در گفت وگوهایش عنوان كرد كه تمركز او در این فیلم تلاش یك پدر درمانده و فرزندانش در كنار آمدن با حمله موجودات بیگانه است، در پاره اى اوقات این عكس العمل ها ضعیف ترین عنصر فیلم محسوب مى شود. اما با حضور تام كروز در نقش آنچه مطبوعات، پدرى نه چندان مسؤولیت پذیر مى دانند، راكوتا فانینگ فوق العاده جاستین چاكوین پسر نوجوان كروز و میراندا اوتو در نقش همسرش، آنچه در اكثر اوقات حس مى كنیم برترى خیر نیست بلكه قدرت خیره كننده شر است و این بیشتر به وفادارى منبع اصلى فیلمنامه اقتباسى جاش فریدمن و دیویدكوئپ برمى گردد. رمان علمى تخیلى هربرت جرج ولتر به همین نام كه قبلاً سه بار براى مردم روایت شده است. زمانى كه جنگ دنیاها در سال 1898در انگلستان منتشر شد یكى از سرى كتابهاى علمى تخیلى محسوب مى شد كه در كنار ماشین زمان و مرد نامریى از ولز چاپ شده بود و ماجراى حمله بیگانگان مریخى بر زمین براى تصاحب كره خاكى را روایت مى كرد.

وقتى كه اورسون ولز اقتباسى رادیویى از این كتاب را در شب هالووین 1938 اجرا كرد، وحشتى عجیب سراسر آمریكا را فراگرفت و به گزارش نیویورك تایمز حتى فردى در پاى تلفن فریاد مى زد: دنیا مى خواهد به آخر برسد و من كارهاى زیادى باید انجام دهم و فیلم جورج پال نیز دراقتباس سال 1953 سه نامزدى اسكار به دست آورد و یك جایزه براى بهترین جلوه هاى ویژه گرفت. جذابیت محتواى كتاب باعث شد تا بسیارى از كارگردانان از آلفرد هیچكاك تا سرگى آیزنشتاین در پى ساخت فیلمى از آن باشند.

رمان اصلى زمانى نوشته شد كه انگلستان در وحشت از حمله آلمانها به سر مى برد و نمایشنامه رادیویى ولز در آستانه جنگ دوم جهانى پخش شد و پال نیز فیلم را در اوج دوران جنگ سرد ساخت و به نظر مى رسید همه آنها به امكانپذیر بودن داستانشان اعتقاد داشتند تا جایى كه ولز در مورد برنامه خود گفت: من سعى كردم تا همه جزئیات قابل باور و امكانپذیر كتاب را در كارم بیاورم وبه همین خاطر غیرممكن در این قضیه وجود ندارد.

در روزگار فعلى نیز با وجود تهدید تروریسم و القاعده فیلم اسپیلبرگ مى تواند با شرایط زمانه و پارانویاى ذهنى ما همخوانى داشته باشد و هر لحظه امكان دارد تا همانگونه كه در فیلم مى بینیم، دنیا به پایان برسد اما اسپیلبرگ با نریشن مورگان فریمن از كتاب 1898 ولز در آغاز فیلم نسبت به آن اداى دین مى كند: هیچ كس باور نمى كند كه در آغاز قرن 21دنیاى ما پیش از خودمان توسط موجودات باهوشى تحت نظر قرار داشته باشد...

از سویى دیگر اسپیلبرگ با كمك متخصصان جلوه هاى ویژه شركت ILM و ناظر ارشد آن دنیس موران موفق شد، تا فانتزى خالص حمله بیگانگان فضایى را بیش از حد تصورمان باورپذیر كند.

او در نهایت توان صدمات غیرقابل تصورى راكه این موجودات بیگانه مى زنند، به تصویر مى كشد. از بخاركردن مردم تا نابودى تأسیسات كلیدى شهر و اسپیلبرگ در این راه با كمك همكاران همیشگى اش مایكل كان (تدوین گر) یانوش كامینسكى (مدیر فیلمبردارى) جان ویلیامز (آهنگساز) در یك كارتر (طراح تولید) مى تواند كابوس هاى شبانه ما را باورپذیر و جذاب كند.

اما تام كروز همیشه اثبات كرده كه راه باقى ماندن در شرایط دشوار را به خوبى مى داند و در این فیلم نیز به قدرى كاریزما دارد كه ما هرگز از بابت آنچه موجودات بیگانه انجام مى دهد، براى او دلواپس نیستیم گرچه ما نمى توانیم باور كنیم كه او تا چه حد مى تواند پدر بدى باشد. ولى روابط او با پسرش رابى به قدرى بد است كه در لحظاتى به نظر مى رسد كه بیگانگان كل این حمله را فقط براى این منظور كه رابى خود را به پدر بى لیاقتش اثبات كند انجام داده اند.

اما داكو فانینگ قصه دیگرى دارد. او كه سابقه بازى در مقابل ستارگانى چون دنزل واشنگتن، شون پن و رابرت دنیرو دارد به مرور در هر فیلم بهتر شده است. چهره وحشت زده او در مقابله با اتفاقات هراس آور در پشت شیشه اتومبیل تصویرى است كه قطعاً در اذهان همه ما باقى خواهد ماند.

با این همه هنگامى كه موجودات بیگانه سرانجام ازسفینه هاى خود در پایان فیلم خارج مى شوند شوم و نفرت انگیز هستند، این موجودات آنطور كه تصور مى كردیم همچون كوسه فیلم آرواره ها رعب آور نیستند. اسپیلبرگ با مسن تر شدن عاقل تر شده و از این رو رعب انگیزترین چیزها را واقعیت هاى جامعه امروز مى داند. اینكه ما بزرگترین دشمنان خودمان و صد البته تنها امیدمان هستیم و شاید استیون اسپیلبرگ كار خود را در این زمینه بهتر از آنچه فكر كنیم خوب انجام داده باشد و به ما اثبات كرده باشد كه دنیاى ما تا چه حد شكننده است.

جنگ دنیاها

كارگردان: استیون اسپیلبرگ فیلمنامه: دیوید كوئپ و جاش فریدمن براساس كتاب هربرت جرج ولز

تدوین: مایكل كان موسیقى: جان ویلیامز

بازیگران: تام كروز (رى) داكوتا فانینگ (ریچل) میراندا اوتو (مارى آن) جاستین چاتوین (رابى)

مطالب مرتبط

 صدر نشینی جنگ دنیاها 

 کارنامه قبولی جنگ دنیاها 

 اعلان جنگ اسپیلبرگ به دنیاها 

 حادثه یازده سپتامبر در سینما 

 استیون اسپیلبرگ، مبارزات مردم فلسطین و رژیم صهیونیستی 

 گفت وگو با «استیون اسپیلبرگ» درباره فیلم هایش 

بازیگران: تام كروز (رى) داكوتا فانینگ (ریچل) میراندا اوتو (مارى آن) جاستین چاتوین (رابى)

مطالب مرتبط

 صدر نشینی جنگ دنیاها 

 کارنامه قبولی جنگ دنیاها 

 اعلان جنگ اسپیلبرگ به دنیاها 

 حادثه یازده سپتامبر در سینما 

 استیون اسپیلبرگ، مبارزات مردم فلسطین و رژیم صهیونیستی 

 گفت وگو با «استیون اسپیلبرگ» درباره فیلم هایش 

olor="#0000ff">

لس آنجلس تایمزـ كنت توران

UserName