• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3194
  • سه شنبه 1384/6/1
  • تاريخ :

متن كامل بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نمازجمعه تهران


خطبه‏ اول‏ :

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

الحمدللَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوكّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه وخیرته فى خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى الارضین و صلّ على ائمة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.

همه‏ برادران و خواهران عزیز و خود را به تقواى الهى، پرهیزگارى و مراقبت از خویشتن دعوت مى‏كنم. هم ماه مبارك رجب است و ایام البیضِ متبرك این ماه، و هم روز بزرگ ولادت امیرالمؤمنین و امام المتقین است. رجب، ماه صفا دادن به دل و طراوت بخشیدن به جان است؛ ماه توسل، خشوع، ذكر، توبه، خودسازى و پرداختن به زنگارهاى دل و زدودن سیاهى‏ها و تلخى‏ها از جان است. دعاى ماه رجب، اعتكاف ماه رجب، نماز ماه رجب، همه وسیله‏یى است براى این‏كه ما بتوانیم دل و جان خود را صفا و طراوتى ببخشیم؛ سیاهى‏ها، تاریكى‏ها و گرفتارى‏ها را از خود دور كنیم و خودمان را روشن سازیم. این، فرصت بزرگى است براى ما؛ بخصوص براى كسانى كه توفیق پیدا مى‏كنند در این ایام اعتكاف كنند؛ كه در آخر عرایض این خطبه، ان‏شاءاللَّه جمله‏‌اى به معتكفین عرض خواهم كرد.

و اما روز سیزدهم رجب، میلاد مسعود امیرالمؤمنین است، كه قله‏ كرامت انسانى است؛ اسوه‏ى همیشگى رادمردان جهان است؛ پیشواى همیشگى مؤمنان و پرهیزگاران و انسانهاى صالح و صادق روزگار است. براى این‏كه به لفظ و ظاهر اكتفا نكرده باشیم، بلكه از امروز و از یاد امیرمؤمنان درس گرفته باشیم - كه بخصوص امروز ما به آن احتیاج داریم - به طور مختصر در این‏جا یك درس از درسهاى آن بزرگوار را عرض مى‏كنم؛ و آن، درس تقواست كه اساساً در نماز جمعه بیش از همه چیز به این مطلب باید پرداخته شود.

تقوا، درس جاودانه‏ امیر مؤمنان است. اگر شما به نهج‏البلاغه مراجعه بفرمایید، ملاحظه خواهید كرد كه هیچ دستورالعمل و توصیه‏یى در این كتاب عظیم به قدر تقوا تكرار نشده است. تقوا در واقع یكى از بلندترین فصول زندگى عملى امیرالمؤمنین و تعالیم زبانى آن بزرگوار است. تقوا یعنى مراقبت از خود. انسان دائم باید مراقب خود باشد؛ هم مراقب اعمال و رفتار خود - یعنى مراقب چشم خود، زبان خود، گوش خود، دست خود - هم مراقب دل خود باشد؛ مراقب عدم نفوذ خصال پست حیوانى، مراقب عدم میل دل به هوى‏ و هوس، مراقب مجذوب و فریفته نشدن دل به جلوه‏هاى پست كننده‏ى انسان، مراقب حسد نورزیدن، مراقب بدخواه دیگران نبودن، مراقب وسوسه به دل راه ندادن، دل را جایگاه فضایل و ذكر خدا و عشق به اولیاى الهى و عشق به انسانها قرار دادن؛ هم تقواى فكر و عقل داشته باشد؛ یعنى عقل را از انحراف نگهداشتن، از خطاها و لغزشها باز داشتن، از تعطیل و بیكارگى نجات دادن، و خرد را در امور زندگى به كار بستن. پس مراقبت دائمى از جوارح، از دل و از فكر و مغز، تقواست.

خیلى از كارهایى كه ما مى‏كنیم و لغزشهایى كه از ما سر مى‏زند، بر اثر عدم مراقبت است. خیلى از گناهان را ما با قصد قبلى انجام نمى‏دهیم؛ از خود غفلت مى‏كنیم، زبان ما به غیبت و تهمت و شایعه‏پراكنى و دروغ آلوده مى‏شود؛ دست ما و چشم ما هم همین‏طور. بنابراین غفلت است كه ما را در بلا مى‏اندازد. اگر مراقب چشم و زبان و دست و امضاء و قضاوت و نوشتن و حرف زدنمان باشیم، بسیارى از خطاها و گناهان بزرگ و كوچك از ما سر نمى‏زند. اگر مراقب دلِ خود باشیم، دچار حسد، بدخواهى، بددلى، كینه، بخل، ترسهاى بى‏مورد، طمع به مال و منال دنیا و طمع به ناموس و مال دیگران در دل ما رسوخ نمى‏كند. این مراقبت در انسان، جاده‏ى نجات است. عاقبت نیك، در سایه‏ى این مراقبت به دست مى‏آید؛ «و العاقبة للمتّقین». اگر این مراقبت در انسانى باشد، امكان گناه از او بسیار كم مى‏شود. عدالت یك انسان هم از همین مراقبت سرچشمه مى‏گیرد؛ استقامت یك انسان و یك ملت هم از همین مراقبت سرچشمه مى‏گیرد؛ حق‏جویى و حق‏پویى هم از همین مراقبت سرچشمه مى‏گیرد. این مراقبت و این تقوا مادر همه‏ى نیكى‏هاست؛ هدایت هم به خاطر این مراقبت ایجاد مى‏شود؛ پیشرفت دنیا و آخرت هم ناشى از همین مراقبت است. وقتى مراقبت كنیم، فكر ما هم بیكار نمى‏ماند؛ دل ما هم به راه كج نمى‏رود؛ جوارح و اعضاى ما هم خطا و لغزش پیدا نمى‏كند یا كم پیدا مى‏كند. دنیا و آخرت زیر سایه‏ى تقواست؛ این درس امیرالمؤمنین است. امروز ما به این درس نیاز داریم؛ نه فقط امروز، بلكه همیشه نیازمندیم؛ اما این مقطع زمانى براى ما مهم است.

ما ملت مسلمانى هستیم. این ملت، با اراده‏ راسخ عمومى توانسته است یك نظام مطابق با ایمان و اعتقاد خود را در این كشور سر كار بیاورد. هدف این نظام چیست؟ هدف این ملت چه بود؟ هدف این بود كه این كشور با این نظام بتواند از همه‏ى خوبى‏ها و پیشرفت‏ها و خیرات و بركاتى كه خداى متعال به ملتهاى مؤمن وعده داده است، برخوردار شود؛ یعنى یك كشورِ اسلامى بشود. كشور اسلامى یعنى كشورى كه اسلامِ حیات‏بخش، اسلامِ نشاطآور، اسلامِ تحرك‏آفرین، اسلامِ بدون كج‏اندیشى و تحجر و انحراف، اسلامِ بدون التقاط، اسلامِ شجاعت‏بخش به انسانها، و اسلامِ هدایت كننده‏ى انسانها به سوى علم و دانش بر آن حاكم است؛ اسلامى كه با همان شكلى كه در قرن اولِ اسلامى به آن عمل شد، توانست یك مجموعه‏ى پراكنده را به اوج تمدن تاریخى و جهانى برساند و تمدن و دانش او بر دنیا سیطره پیدا كند. سیطره و تسلط علمى به دنبال خود عزت سیاسى هم مى‏آورد؛ رفاه اقتصادى هم مى‏آورد؛ فضایل اخلاقى هم مى‏آورد؛ اگر كشور به معناى واقعى كلمه اسلامى شود.

براى این كه این كار تحقق پیدا كند، در درجه‏ى اول ما یك حركت انقلابى لازم داشتیم؛ براى این‏كه بناى ضایع و پوسیده و كج و بدبنیان رژیم‏هاى استبدادى را از بین ببریم. این كار را ملت با كمال قدرت و با موفقیتِ كامل انجام داد. بعد از آن كه این حركت عظیم را ملت عزیز ما انجام داد، حركت بعدى این بود كه یك نظام اسلامى - یعنى ترتیب اداره‏ى كشور، همان‏طورى كه اسلام گفته است - در این كشور به وجود بیاورید. این كار را هم ملت ما با موفقیت انجام داد. قانون اساسى تنظیم شد؛ آرایش و چینش سیاسى به وجود آمد؛ مردم‏سالارى دینى بر این مملكت حاكم شد و مردم مسؤولان كشور را - از رهبرى گرفته تا ریاست جمهورى تا دیگر مسؤولان - مستقیم یا غیر مستقیم انتخاب مى‏كنند.

دین، مایه و پایه و محور قانون و اجرا در این كشور است. حركت مردم به سمت اهداف و آرمانهاى دینى است؛ این معناى نظام اسلامى است؛ این تحقق پیدا كرد؛ لیكن كافى نیست. براى این‏كه آن مقصود - یعنى كشور اسلامى - به طور كامل محقق شود، احتیاج است كه دستگاه حاكمه‏ى كشور در عمل خود، در سازماندهى خود و در چگونگى رفتار خود، به طور كامل اسلامى عمل كند؛ كه من چند سال قبل عرض كردم كه مرحله‏ى بعد از نظام اسلامى، دولت اسلامى است. در این راه هم حركت كردیم. مسؤولان مؤمنى، وزراى خوبى، نمایندگان خوبى، رؤساى جمهور باایمانى، یكى پس از دیگرى امور كشور را بر عهده گرفتند؛ اما دولت اسلامى‏یى كه بتواند مقاصدى را كه ملت ایران و انقلاب عظیم آنها داشت، تأمین كند، دولتى است كه در آن رشوه نباشد، فساد ادارى نباشد، ویژه‏خوارى نباشد، كم‏كارى نباشد، بى‏اعتنایى به مردم نباشد، میل به اشرافى‏گرى نباشد، حیف و میل بیت‏المال نباشد، و دیگر چیزهایى كه در یك دولت اسلامى لازم است. در تعالیم امیرالمؤمنین در نهج‏البلاغه، همه‏ى اینها وجود دارد. نگویند اینها مربوط به هزاروچهارصد سال قبل است. این حرفهاى تكرارى و شبهه‏هاى صدها بار رد شده را بعضى‏ها باز تكرار مى‏كنند.

حقایق بشرى و اصالتهاى بشرى با گذشت زمان تغییر پیدا نمى‏كنند. انسانها از اول تاریخ تا امروز و از امروز تا پایان دنیا، همیشه عدالت را دوست داشته‏اند و به عدالت نیازمند بوده‏اند؛ این تغییر پیدا نمى‏كند. انسانها از اول تاریخ تا امروز و از امروز تا آخر دنیا به مسؤولانى كه نسبت به آنها وفادار باشند، در خدمت آنها باشند و براى آنها صادقانه عمل كنند، احتیاج دارند؛ اینها كه تغییرپذیر نیست. درس امیرالمؤمنین در نهج‏البلاغه ناظر به این چیزهاست. این اصالتها و این ثوابتِ حیات بشرى در طول تاریخ را امیرالمؤمنین بیان مى‏كند؛ ما آنها را مى‏خواهیم؛ والّا ما كه نمى‏گوییم اگر خواستیم از این شهر به آن شهر برویم، مثل زمان امیرالمؤمنین برویم؛ نه، حالا با هواپیما بروید، ممكن است ده سال دیگر با یك وسیله‏ى بسیار تندروتر از هواپیما حركت كنید. آن روز، نامه مى‏فرستادند، كه دو ماه در راه بود؛ امروز شما با اینترنت لحظه به لحظه با آن طرف دنیا حرف مى‏زنید. اینها متغیرات است، اما عدالت و صلاح مسؤولان همیشه لازم است؛ حیف و میل نكردن اموال مردم كه دست من و امثال من است، همیشه لازم است؛ این‏كه تغییرپذیر نیست. اگر به توفیق الهى بتوانیم در این جهت خود را كامل كنیم و قدمهایى را كه تا امروز بحمداللَّه برداشته شده، كامل كنیم، آن وقت كشور اسلامى به همان شكلى كه گفتم، به وجود خواهد آمد؛ یعنى دولت اسلامى مى‏تواند كشور اسلامى به وجود بیاورد.

من و امثال من اگر خودمان صادق باشیم، مى‏توانیم مردم را صادق بار بیاوریم. اگر خود ما اسیر هوى‏ و هوس نباشیم، مى‏توانیم مردم را آزاد از هوى‏ و هوس بار بیاوریم. اگر ما شجاع باشیم، مى‏توانیم مردم را شجاع بار بیاوریم. اگر من و امثال من اسیر هوى‏ و هوس و دنبال طمع و بنده و ذلیلِ ترس و طمع خود بودیم، نمى‏توانیم مردم را با فضایل بار بیاوریم. این بسته به شانس و اقبال هر كسى است كه در گوشه‏یى معلم خوبى پیدا كند و به صورت فردى تكامل یابد؛ جامعه پیش نخواهد رفت. دولت اسلامى است كه كشور اسلامى به وجود مى‏آورد. وقتى كشور اسلامى پدید آمد، تمدن اسلامى به وجود خواهد آمد؛ آن وقت فرهنگ اسلامى فضاى عمومى بشریت را فرا خواهد گرفت. اینها همه‏اش با مراقبت و با تقوا عملى است؛ تقواى فردى و تقواى جماعت و امت.

امت اسلامى هم اگر با تقوا بود، مى‏تواند در راه‏هاى دشوار حركت كند؛ مشكلات در مقابل او زانو مى‏زنند؛ او در مقابل مشكلات زانو نمى‏زند. به این جمله‏ى امیرالمؤمنین (علیه‏الصّلاةوالسّلام) توجه كنید: «من اخذ بالتّقوى عزبت عنه الشدائد بعد دنوّها»؛ اگر فردى - و من عرض مى‏كنم اگر ملتى - تقوا را براى خودش جاده‏ى عمل قرار داد و متقى شد، شداید زندگى اگر نزدیك او هم رسیده باشد، از او دور خواهد شد. «و احلولت له الامور بعد مرارتها»؛ تلخى‏هاى زندگى براى او شیرین خواهد شد. «و انفرجت عنه الامواج بعد تراكمها»؛ امواج طوفنده‏ى شداید زندگى، بعد از آن كه متراكم شده باشند، از او دور خواهند شد و او بر امواج سوار خواهد شد. «و اسهلت له الصعاب بعد انصابها»؛ دشوارى‏ها و سختى‏هاى زندگى بعد از آن كه به سخت‏ترین مرحله رسیده باشد، براى او آسان خواهد شد.

واقع قضیه هم همین‏طور است. امروز ملتهاى مسلمان در مقابل زورگویى قدرتهاى جهانى حرفى براى گفتن ندارند؛ نه علم لازمى، نه فناورى پیشرفته‏یى، نه در زمینه‏هاى گوناگون سیاسى مهارتى؛ چرا؟ چرا ما عقب ماندیم؟ چون تقوا را از دست دادیم. این همان شدتهایى است كه با تقوا برطرف مى‏شود.

شما ملت ایران در انقلابتان تقواى الهى را رعایت كردید؛ در دفاع از این انقلاب و از كشور و از اصالتهاى اسلامى و دینى و ملى‏تان تقواى الهى را رعایت كردید؛ لذا امروز بحمداللَّه به همان نسبت عزیزید. امروز عزت و اقتدار و عظمت ملت ایران در چشم مردم دنیا و دولتها و حتّى دشمنانش با اكثر كشورهاى اسلامى قابل مقایسه نیست؛ این به خاطر تقواست. هر چه كمبود داریم، به خاطر بى‏تقوایى است.

ایستادگى هم بر اثر تقواست. امیرالمؤمنین یكى از القابش «كرّار غیر فرّار» است. پیغمبر اكرم این لقب را به امیرالمؤمنین داد. این مخصوص میدان نظامى نیست؛ در همه‏ى میدانهاى انسانى امیرالمؤمنین كرّار غیر فرّار بود؛ یعنى مهاجم، مقتدر، داراى فكر و بدون عقبگرد. مواضع محكم، ایستادگى بر مبانىِ مورد قبول و مورد اعتقاد، از موضع تدافعى خارج شدن و نسبت به كجى‏ها و زشتى‏ها و بدى‏ها و ظلمها و بى‏عدالتى‏هاى دنیا در موضع تهاجمى قرار گرفتن؛ این همان صفت كرّار غیر فرّار امیرالمؤمنین است. شما اگر به زندگى امیرالمؤمنین نگاه كنید، مى‏بینید از اول تا آخر، زندگى آن بزرگوار این‏گونه است. علاج ما هم در همین است. مرحوم اقبال لاهورى مى‏گوید:

مى‏شناسى معنى كرّار چیست‏ این مقامى از مقامات على است‏

امّتان را در جهان بى‏ثبات‏ نیست ممكن جز به كرّارى حیات‏

مى‏خواهید زنده بمانید؟ مى‏خواهید عزیز باشید؟ مى‏خواهید در علم و عمل پیشرفته باشید؟ مى‏خواهید جوانانتان سرافراز باشند؟ مى‏خواهید فردایتان فرداى روشنى باشد؟ باید استقامت داشته باشید. فعال، كرّار، خستگى‏ناپذیر و دنبال كننده‏ى اهداف خود؛ آینده‏ى چنین ملتى روشن است. ملت ما خوشبختانه این راه را شروع كرد و تا امروز ادامه داده؛ منتها این راه استمرار لازم دارد.

الان جوانها روى كار آمده‏اند. جوانهاى عزیز من! نوبت شماست. جوانهاى قبل از شما هر چه نفس داشتند، در این راه زدند و ما را به این‏جا رساندند؛ امروز نوبت جوانهاى ماست. در میدان علم، در میدان عمل، در میدان تقوا، در میدان سیاست، در میدان كار براى مردم و خدمت، و در میدان شایستگى‏هاى گوناگون وارد شوید؛ خودتان را به صلاح و تقوا بیارایید و پیش بروید.

من این‏جا یك جمله به معتكفین عرض مى‏كنم. خوشا به حالتان معتكفین عزیز! پدیده‏ اعتكاف یكى از رویش‏هاى انقلابى است؛ ما اول انقلاب این چیزها را نداشتیم. اعتكاف همیشه بود. زمان جوانى ما وقتى ایام ماه رجب فرا مى‏رسید، در مسجد امام قم - آن هم فقط قم؛ در مشهد من اصلاً اعتكاف ندیده بودم! - شاید پنجاه نفر، صد نفر فقط طلبه اعتكاف مى‏كردند. این پدیده‏ عمومى؛ این‏كه ده‏ها هزار نفر در مراسم اعتكاف شركت كنند، آن هم اغلب همه جوان، جزو رویش‏هاى انقلاب است. من یك وقت عرض كردم كه انقلاب ما ریزش دارد، اما رویش هم دارد؛ رویش‏ها بر ریزش‏ها غلبه دارند. پس خوشا به حالتان معتكفین عزیز! توصیه‏ من این است كه در این سه روزى كه شما در مسجد هستید، تمرین مراقبت از خود بكنید؛ حرف كه مى‏زنید، غذا كه مى‏خورید، معاشرت كه مى‏كنید، كتاب كه مى‏خوانید، فكر كه مى‏كنید، نقشه كه براى آینده مى‏كشید، در همه‏ این چیزها مراقب باشید رضاى الهى و خواست الهى را بر هواى نفستان مقدم بدارید؛ تسلیم هواى نفس نشوید. تمرین این چیزها در این سه روز مى‏تواند درسى باشد براى خود آن عزیزان و براى ماها كه این‏جا نشسته‏ایم و با غبطه نگاه مى‏كنیم به حال جوانان عزیزمان كه در حال اعتكاف هستند. با عملِ خودتان به ما هم یاد بدهید.

پروردگارا! دلهاى ما را با باران رحمت و فضلت سیراب كن. پروردگارا! ما را از ظلمات بداندیشى‏ها و بدكردارى‏هاى خودمان نجات بده. پروردگارا! ما را مؤمن و پرهیزگار - به معناى حقیقى كلمه - قرار بده. پروردگارا! ملت ما را آن‏چنان كه شایسته‏ اوست، سرافراز و سربلند و عزیز بگردان.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم. قل هو اللَّه احد. اللَّه الصّمد. لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفوا احد.

خطبه‏ دوم‏ :

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

و الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما على امیرالمؤمنین و الصّدیقة الطاهرة سیّدة نساء العالمین و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و على‏بن‏الحسین و محمدبن‏على و جعفربن‏محمد و موسى‏بن‏جعفر و على‏بن‏موسى و محمدبن‏على و على‏بن‏محمد و الحسن‏بن‏على و الخلف الهادى المهدى حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین و استغفراللَّه لى و لكم.

در خطبه‏ دوم ان‏شاءاللَّه چند مطلبِ لازم را مطرح مى‏كنم و امیدوارم بتوانم آنچه را كه در ذهن هست، در فاصله‏ كوتاهى عرض كنم.

مطلب اول درباره‏ دولت است. بحمداللَّه انتخابات ملت ایران مایه‏ى آبروى كشور و عزت و سربلندى و اقتدار ملى شد. ملت ایران در این برهه، حركت بسیار پُرمعنایى را انجام دادند و آثار آن هم در دنیا ظاهر شد. كسانى كه اهل سیاست و اهل اطلاع از جریان‏هاى جهانى هستند، خوب مى‏فهمند كه من روى چه چیزى دارم تكیه مى‏كنم. ملت ایران قدرت خود، اراده‏ى خود، جهتگیرى و ایستادگى خود را به دنیا نشان داد. امروز بحمداللَّه دولت تقریباً در آستانه‏ى تشكیل شدن است. در مجلس، نمایندگان وظایف و حقوقى دارند؛ رئیس جمهور هم وظایف و حقوقى دارد. هر دو طرف باید به وظایف خود عمل كنند و از حقوق خود استفاده نمایند. البته باید بنا بر تفاهم باشد تا كار پیشرفت كند و كار كشور معوق نماند. بعد از تشكیل دولت هم ان‏شاءاللَّه مجلس و دولت بنا بر همكارى داشته باشند و وظایف خودشان را انجام دهند؛ منتها برادرانه.مجلس نظارت خود را بكند، محاسبه‏ى خود را بكند، سؤال خود را بكند - كه اینها وظایف مجلس است و انتظار از مجلس همین چیزهاست و اینها كمك به دولت است - و دولت هم ان‏شاءاللَّه تلاش و حركت خود را با قدرت و كفایتِ لازم انجام دهد. براى نیاز دولت قانون بگذرانند تا دولت بتواند به وعده‏هاى خود عمل كند؛ دولت هم به امید خدا، با توكل به خدا و با پشتیبانى مردم بتواند خواسته‏هاى آنها را در حدى كه براى او در مدت مشخص قانونى ممكن و مقدور است، عملى كند. بنده‏ى حقیر هم به عنوان خدمتگزار، از رئیس جمهور و از كلیت دولت مثل همیشه حمایت خواهم كرد. دأب بنده و قبل از من دأب امام عزیز و بزرگوار ما این بوده و هست و ان‏شاءاللَّه خواهد بود. ما از رئیس جمهور - كه منتخب مردم است - حمایت مى‏كنیم؛ از كلیت دولت حمایت مى‏كنیم؛ از حقوق و مطالبات مردم هم حمایت مى‏كنیم. برادران عزیز ما در دولت و رئیس جمهور محترممان - كه بحمداللَّه متكى به محبت و رأى مردم است - بعد از این‏كه دولت تشكیل شد، وعده‏هایى را كه به مردم داده‏اند، مرور كنند و بجد براى تحقق این وعده‏ها تلاش نمایند. مردم كسانى را كه صادقانه عمل مى‏كنند، مى‏شناسند. سرعت عمل، خوب است؛ عجله و انفعال و شتابزدگى بد است. مبادا در مقابل برخى از كسانى كه حرفها و مطالباتِ خودشان را به عنوان مطالبات مردم جا مى‏زنند، دولت دچار انفعال شود؛ نه، كار خودشان را بكنند. مطالبات حقیقى مردم؛ همان چیزهایى كه بحمداللَّه در شعارها و اظهارات رئیس جمهور محترممان هم به صورت برجسته‏یى گفته و تكرار شده است، چیزهاى خوبى است؛ مردم همین‏ها را مى‏خواهند. دولت باید اینها را بجد، بدون دستپاچگى، با تدبیر درست، و در طول مدت مقرر و معقول دنبال كند.

ما از تأخیر انداختن كارها - كه مثلاً یك كار پنج ساله را ظرف دوازده سال انجام دهند - همیشه گله كرده‏ایم. اگر بتوانند كار پنج ساله را در پنج سال انجام دهند، ما ممنونیم. كار پنج ساله را اگر توانستند در چهار سال انجام دهند، بیشتر ممنونیم. اما اگر بخواهیم كار پنج ساله یا چهار ساله را با سرهم بندى و عجله و شتابزدگى در مدت كوتاهى انجام دهیم، نه؛ این‏طور كارى را مردم نمى‏پسندند؛ بنده هم دنبال چنین چیزى نیستم. البته مسؤولان محترممان هم قطعاً نمى‏خواهند این‏طور عمل كنند. بنابراین امروز بحمداللَّه افق روشنى جلوى چشم مردم وجود دارد.

انتخابات در كشور ما معناى واقعى خود را دارد. در خیلى از كشورهاى به اصطلاح دمكراتیك، انتخابات این‏طورى نیست؛ انتخابات تابع صندوق‏هاى پول قدرتمندان و ثروتمندان و خواست آنهاست. این كه نامزدى از دل مردم حركت كند - بدون این‏كه به بخشهاى قدرت متصل باشد - بتواند با مردم حرف بزند، آراء مردم را جلب كند، حزبى دنبال او نباشد، جریان‏هاى سیاسى دنبال او نباشند، مردم خودشان فكر كنند و انتخاب كنند، در كمتر جایى از دنیا دیده مى‏شود؛ این متعلق به شما مردم است؛ این یك نو شدن است؛ یك روز نو و یك افق جدید است؛ این بحمداللَّه در كشور ما رخ داده است. البته مردم هم مشكلات زیادى دارند و منتظر هم هستند. اما من عرض مى‏كنم با شناختى كه از مردم دارم و با ارتباطات زیادى كه در طول این سالها با متن مردم داشته‏ام، مى‏دانم كه مردم اهل انصافند؛ این‏طور نیست كه حل مشكلات متراكم را در مدت كوتاهى بخواهند. بعضى‏ها در گوشه و كنار حرفى مى‏زنند و یا چیزى مى‏نویسند؛ اینها حرف آنهاست؛ حرف مردم نیست. بحمداللَّه دست دولت باز است؛ اختیارات رئیس جمهور بسیار وسیع است؛ بودجه‏ى كشور هم در اختیار رئیس جمهور است. ان‏شاءاللَّه یك دولت قوى و كارآمد سر كار بیاید؛ با ایمان، با انگیزه، با تقوا، با مراقبت از خود، با نظارت مجلس و دستگاه‏هاى نظارتى، با قوانین پیشرفته و خوب، با قوه‏ى قضاییه‏ى حاضر یراق و آماده‏ى به كار در مقابل تخلفات، تا در مدتى كه قانون به آنها فرصت داده است، بتوانند كارهایى را كه به مردم وعده داده‏اند و در این مدت مى‏شود انجام داد، انجام دهند؛ كارهاى درازمدت را هم در این مدت پایه‏گذارى كنند.

مطلب دوم در مورد عراق است. ما از دولت عراق كه یك دولت مردمى است، حمایت مى‏كنیم؛ ملت عراق هم كه برادران همیشگى ما هستند. دولت كنونى عراق كه با رأى مردم سر كار آمده است، در طول تاریخ عراق، از اوّلى كه خداى متعال این منطقه را آفریده است تا امروز، سابقه نداشته است. هیچ وقت ملت عراق براى خودشان رئیس دولت انتخاب نكرده بودند و نداشتند. همیشه رئیس دولت مدتهاى طولانى از طرف عثمانى‏ها مى‏آمد؛ قبل از آن هم كه به شكل دیگرى بود و حكومتهاى مستبد قبلى سر كار بودند؛ بعد از آن هم سالهاى متمادى دست انگلیسى‏ها بود؛ بعد هم دست احزاب چپ؛ آخرى‏اش هم كه صدام روسیاه و حزب بعث بود؛ بنابراین هیچ وقت مردم در صحنه‏ى عراق نبودند. این اولین دولت مردمى است كه در عراق دارد سر كار مى‏آید. امریكایى‏ها این‏طور دوست نمى‏داشتند، اما ملت عراق و روحانیت پیشرو مى‏خواستند و مرجعیت وارد میدان شد و بحمداللَّه این قضیه پیش آمده است.

آرزوى ما رفاه مردم و آبادى و امنیت عراق است. از ناامنى‏هایى كه در عراق اتفاق مى‏افتد - كشتارهایى كه روزانه در مسجدها، در حسینیه‏ها، در خیابان‏ها و اجتماعات رخ مى‏دهد - و مردم بیچاره‏ى عراق را قربانى مى‏كند، ما بشدت آزرده هستیم. كشتن مردم مظلوم جرم بزرگى است و فرقى نمى‏كند كه این جرم را چه كسى مرتكب شود. مسلسل امریكایى‏ها هم كه مردم عراق را قربانى مى‏كند، مجرم است؛ عوامل بمبگذارى هم كه اجتماعات مردم را منفجر مى‏كنند و كودك و زن و مرد را مى‏كُشند، مجرمند. البته ما متهم اولِ این حوادث را امریكا مى‏دانیم. چرا؟ چون تروریسم عراق زیر چشم امریكاست. هزاران نیروى نظامى و اطلاعاتى و امنیتى و سیاسى از امریكایى‏ها امروز در همه جاى عراق گسترده‏اند. اگر مى‏خواستند ناامنى را در عراق از بین ببرند، مى‏توانستند. بعضى‏ها معتقدند كه قراینى هم بر این اعتقاد وجود دارد كه این ترورها كار خود سرویس‏هاى جاسوسى امریكا و صهیونیست‏هاست؛ چرا؟ چون نمى‏خواهند این دولت موفق شود. ناامنى بهانه‏ى ادامه‏ى اشغال است. چون ناامن است، ما باید بمانیم؛ اگر برویم، آسمان به زمین مى‏آید! آنچه در عراق پیش آمده، چیزى نیست كه امریكایى‏ها مى‏خواستند. آنها یك دولت دست‏نشانده‏ى خودشان مى‏خواستند؛ آنها مى‏خواستند عراق بظاهر حكومت مردمى داشته باشد، اما در باطن مزدور آنها بر عراق حاكم باشد؛ ولى این‏طور نشد. ملت عراق همت كردند، مرجعیت همت كرد، نخبگان سیاسى عراق همت كردند و نگذاشتند این كار انجام بگیرد. كما این‏كه امروز در تدوین قانون اساسى عراق هم دارند دخالت مى‏كنند. امریكایى‏ها رسماً در تدوین قانون اساسى عراق دارند دخالت مى‏كنند. به شما چه؟ بگذارید عراقى‏ها كارشان را بكنند. دخالت مى‏كنند: فلان چیز باشد، فلان چیز نباشد. البته امریكا در عراق شكست خورده؛ در این تردیدى نیست. خرج زیادى كردند، اما وعده‏هایشان هیچكدام تحقق پیدا نكرد؛ نفرت مردم عراق هم روزبه روز از آنها بیشتر شده. شاید امروز در كشور عراق هیچ عنصرى منفورتر از جورج بوش نباشد. روز به روز هم نفرت ملت عراق از امریكایى‏ها بیشتر مى‏شود. این نفرت، مخصوص ملت عراق هم نیست؛ در دنیاى اسلام، در سطح جهان، بلكه در خود امریكا اعتراض‏ها علیه دولت امریكا به خاطر مداخله‏ى نظامى در عراق روزافزون است. در داخل امریكا هم همین‏طور است. اعتراض‏ها كشیده شده به نخبگان سیاسى امریكا؛ تند و زننده به دولتِ خودشان اعتراض مى‏كنند. نظرسنجى هفته‏ى گذشته در امریكا نشان داد كه اكثر مردم امریكا مخالف مداخله‏ى امریكا در عراق و ماندن امریكا در این كشور و ادامه‏ى اشغال هستند. نتایج را منفى مى‏دانند، كه درست هم فهمیده‏اند. امریكا در عراق شكست خورده است. این هیاهوى ظاهرى دلیل موفقیت نیست. متهم كردن این و آن هم مایه‏ى تبرئه‏ى از اتهام نیست كه امریكایى‏ها ایران و سوریه را متهم مى‏كنند كه از مرزهاى شما تروریست و مواد منفجره مى‏آورند. اینها حرفهاى بى‏معنا و مهملى است كه تكرار مى‏كنند. امنیت، دست آنها و زیر چشم آنهاست. كیست در دنیا كه نداند گروههاى تروریستى‏یى كه به نام آنها امروز در عراق كارى انجام مى‏گیرد، بعضى از آنها ساخته‏ى دست خود امریكایند؛ بعضى‏ها هم زیر نفوذ امریكایند؟ كیست كه نداند اینها دارند در عراق اختلاف بین سنى و شیعه ایجاد مى‏كنند؟ كیست كه نتواند حدس بزند كه اینها مى‏خواهند ناامنى باشد تا بتوانند بیشتر به اشغال غیرقانونى و غیرمشروعِ خودشان ادامه دهند؟ آنها مسؤول و متهم‏اند. تروریست‏ها زیر چشم خود آنها دارند حركت مى‏كنند؛ ما اطلاع داریم؛ این دیگر حدس نیست. در بعضى از مرزهاى عراق تروریست‏ها زیر چشم خود امریكایى‏ها - و شاید با كمك خود آنها - از این‏جا به آن‏جا منتقل مى‏شوند؛ آن وقت مى‏آیند بیخود ایران یا سوریه را متهم مى‏كنند. ما 1300 كیلومتر با عراق مرز داریم؛ این مرزها را هم محكم گرفته‏ایم. البته در هر مرز محكمى ممكن است خروج غیرقانونى باشد. امریكایى‏ها بعد از سالهاى متمادى هنوز نتوانسته‏اند مرزهاى خودشان با مكزیك را ببندند؛ مرتب غیرقانونى افراد مى‏آیند و مى‏روند. بنابراین ممكن است غیرقانونى ترددى بشود، لیكن ما ایستاده‏ایم و نمى‏گذاریم. امنیت عراق، امنیت ماست؛ پیشرفت عراق براى ما یك دستاورد بزرگ است؛ ما این را مى‏خواهیم. امیدواریم ملت عراق هر چه زودتر از محنتهایى كه دچار آن شده است، نجات پیدا كند و این كشور ثروتمند از لحاظ طبیعى، بتواند به نقطه‏یى كه شایسته‏ى آن است، برسد.

مطلب بعد، مسأله‏ى فلسطین است. عقب‏نشینى صهیونیست‏ها از غزه بعد از 38 سال اشغال غزه، حادثه‏ى بسیار مهمى است. جالب است بدانید كه این عقب‏نشینى یك انتخاب نبود كه رژیم صهیونیستى انجام داد؛ این یك شكست و یك اجبار بود؛ از روى ناچارى و ناگزیرى بود. الان فشار روانى این شكست روى همه‏ى اركان ملت و دولت صهیونیستى اثر گذاشته و آنها را دارد تكان مى‏دهد. بعضى از آنها قهر مى‏كنند، بعضى‏شان اعتراض مى‏كنند. چند روز پیش یك تظاهرات دویست هزار نفره در تل‏آویو به راه انداختند. متلاطمند، اما چاره‏یى نداشتند. عده‏یى مى‏خواهند وانمود كنند كه این عقب‏نشینى بر اثر مذاكره بود؛ این حرف خیلى كودكانه است. در طول 70 سال اشغال فلسطین، صهیونیست‏ها از یك متر خاك اشغالى با مذاكره عقب ننشستند؛ مذاكره كدام است؟! این عقب‏نشینى بر اثر مقاومت فلسطینى‏ها بود. حادثه‏ى اول، عقب‏نشینى و فرار از جنوب لبنان بود؛ این هم حادثه‏ى دوم است كه بر اثر مقاومت پیش آمد. ملت فلسطین بداند، گروه‏هاى جهادى فلسطین بدانند؛ در این دام نیفتند كه خیال كنند مذاكره غزه را آزاد كرد؛ نخیر، مذاكره غزه را آزاد نكرد؛ هیچ نقطه‏ى دیگر را هم آزاد نكرد؛ تا ابد هم هیچ جا را آزاد نخواهد كرد. آنچه غزه را آزاد كرده، فشار مقاومت ملت فلسطین بوده است؛ آنها ناچار شدند.

نكته‏ى مهم دیگر این است كه مسأله‏ى فلسطین با این عقب‏نشینى‏ها حل نخواهد شد؛ این را بدانند. هم امریكا بداند، هم صهیونیست‏ها بدانند، هم كسانى كه حالت دلالى دارند و به شكل دلال دارند عمل مى‏كنند، بدانند كه مسأله‏ى فلسطین این‏طورى حل نخواهد شد. این كه از یك قسمت عقب‏نشینى كنند، بعد قضیه تمام شود، این نمى‏شود. كسى بیاید خانه‏ى شما را به زور اشغال كند، بعد از مدتى یك اتاق كوچك را آن گوشه‏ى خانه به شما بدهد، بقیه‏ى خانه را هم به اسم خودش ثبت كند؛ مگر مى‏شود چنین چیزى؟ فلسطین را گرفته‏اند؛ حالا ناچار شده‏اند از گوشه‏یى از فلسطین عقب‏نشینى كنند؛ كسى بگوید خیلى خوب، حالا كه این‏جا را دادید، پس دیگر بقیه‏ى فلسطین مال شما! مگر مى‏شود چنین چیزى؟ مسأله‏ى فلسطین این‏طورى حل نخواهد شد. مسأله‏ى فلسطین فقط یك راه دارد؛ همان چیزى كه ما چند سال پیش اعلام كردیم: از فلسطینى‏هاى اصیل - چه آنهایى كه داخل فلسطین هستند، چه آنهایى كه در اردوگاه‏ها هستند، چه آنهایى كه در كشورهاى دیگر هستند؛ چه مسلمان باشند، چه یهودى باشند، چه مسیحى باشند، فرقى نمى‏كند؛ فلسطینى باشند - نظرخواهى كنند؛ هر دولتى كه آنها خواستند، سر كار بیاید. آن دولت اگر مسلمان باشد، اگر مسیحى باشد، اگر یهودى باشد، اگر مخلوط باشد، چنانچه برخاسته‏ى از آراء خود فلسطینى‏ها باشد، مورد قبول است و مسأله‏ى فلسطین را حل خواهد كرد. بدون این، مسأله‏ى فلسطین حل نخواهد شد.

مطلب آخرى كه عرض مى‏كنم، مسأله‏ى هسته‏یى است. قبل از آن كه من دو سه جمله درباره‏ى مسأله‏ى هسته‏یى توضیح بدهم، خدعه‏ى تبلیغاتى غربى‏ها، بخصوص امریكایى‏ها را درست تبیین كنم. در واقع دو خدعه‏ى تبلیغاتى داشتند، كه اولین خدعه‏ى آنها این بوده كه در تبلیغاتشان وقتى مى‏خواهند راجع به مسأله‏ى هسته‏یى اظهار نظر كنند، مى‏گویند ما با سلاح هسته‏یى در ایران مخالفیم و سلاح هسته‏یى یك خطر بزرگ است. كأنّه ایران دنبال سلاح هسته‏یى است و این حضرات هم با سلاح هسته‏یى مخالفند! اول امریكایى‏ها این را گفتند و انسان متأسفانه مى‏بیند كه بعضى از اروپایى‏ها هم همین حرف را تكرار مى‏كنند. این یك خدعه است، خودشان هم مى‏دانند كه خدعه است. این حرف براى فریب دادن افكار عمومىِ خودشان است. اصلاً بحث سلاح هسته‏یى در ایران نیست. مسؤولان ما گفته‏اند، آحاد ملت ما هم همه قبول كرده‏اند؛ دولتها گفته‏اند، بنده هم مكرر گفته‏ام كه ما دنبال سلاح هسته‏یى نیستیم. اورانیومى كه در ایران در این چرخه‏ى سوخت غنى مى‏شود، بین 3 تا 4 درصد خواهد شد. براى بمب اتمى و سلاح هسته‏یى نودوچند درصد باید غنى‏سازى شود؛ فاصله اینقدر است. ما مى‏خواهیم اورانیومى را كه مال خود ماست، معدن خود ماست، با تجهیزاتى كه متعلق به خود ماست، از كسى آن را وام نگرفته‏ایم، رهین منت كسى نیستیم و بچه‏ها و جوانهاى خودمان آن را به كار انداخته‏اند، در این تشكیلات، غنى‏سازىِ 3 تا 4 درصد بكنیم تا بتوانیم سوخت نیروگاه هسته‏یى بوشهر را - كه فعلاً یكى نیمه تمامش را داریم - برسانیم. اصلاً بحث سر سوختِ آن است. ما مى‏خواهیم سوخت نیروگاه هسته‏یى‏مان را خودمان تولید كنیم. آنها مى‏گویند خودتان تولید نكنید. برایتان نیروگاه بسازند، اما بیایید سوختش را از ما بخرید! یعنى چه؟ یعنى وابسته بمانید. ملت ایران باید به قدرتهاى تولید كننده‏ى سوخت هسته‏یى وابسته بماند تا اگر آنها یك وقت خواستند سوخت ندهند، شرطى بگذارند و دولت و ملت ایران ناچار باشند دستشان را بالا ببرند و بگویند چاره‏یى نداریم؛ سوخت ما - كه برق و امكانات ما وابسته‏ى به آن است - باید از آن طرف بیاید؛ والّا نیروگاه ما خواهد خوابید. ملت ایران باید وابسته بماند؛ آنها این را مى‏خواهند.

براى ما مسأله‏ى هسته‏یى، مسأله‏ى علمى و اقتصادى است. در مسأله‏ى هسته‏یى، راهى را كه تا الان آمده‏ایم و بحمداللَّه به طور كامل هم موفق بوده‏ایم، اگر بتوانیم در آن پیش برویم و به آخر برسانیم، این یك پیشرفت علمى براى كشور است. جوانان ایرانى در این میدان، مهارت و استعداد و توانایى علمىِ خودشان را ثابت كرده‏اند؛ این از لحاظ علمى خیلى براى ما باارزش است. از لحاظ اقتصادى هم مقرون به صرفه است. آنها مى‏گویند شما از همین نفت و سوختهاى فسیلى - یعنى منابع تجدیدناپذیر و تمام شدنى - استفاده كنید. این مثل این است كه شما بخواهید در باغچه‏ى خودتان سبزى بكارید یا میوه تولید كنید و بفروشید و زندگى‏تان را از آن اداره كنید؛ كسى بگوید نه آقا، شما برو اشیایى كه در خانه‏ات هست - آن یادگارهاى قدیمى، آن نگین تاریخى، آن فرش زیر پایت - بفروش و بخور.

ما مى‏خواهیم منابع تجدیدناپذیرمان براى نسلهاى دیگر بماند. این‏طور نباشد كه بیست سال دیگر، بیست‏وپنج سال دیگر، این كشور نفت نداشته باشد؛ مجبور باشیم نفت خود را از امریكا یا از عوامل امریكا بخریم. ما مى‏خواهیم جایگزین نفت داشته باشیم و آن، انرژى هسته‏یى است. آنها مى‏گویند نه، نداشته باشید؛ همان نفتتان را مصرف كنید تا تمام شود. اگر مى‏خواهید نیروگاه هسته‏یى هم داشته باشید، سوختش را باید از ما بخرید. این حرفِ زورى است كه امروز بخشى از دنیاى غرب دارد با ما در میان مى‏گذارد. مجرم این قضیه هم باز در درجه‏ى اول امریكاست.

ما تا این لحظه هیچ تعهد بین‏المللى و هیچ تفاهمنامه و موافقت‏نامه‏ى دوجانبه یا چندجانبه را نقض نكرده‏ایم. ما خیلى آرام، منطقى و با مدارا پیش رفته‏ایم. اما از اول گفته‏ایم، الان هم تكرار مى‏كنیم كه تحمیل، زورگویى و باج‏گیرى را ملت ایران از هیچ‏كس قبول نمى‏كند. سیاست ما مذاكره و تفاهم و تقویت اعتماد است؛ اما اعتماد باید از دو طرف تقویت شود. این دو سه كشور اروپایى مى‏گویند شما اعتماد سازى كنید - یعنى كارى كنید كه ما به شما اعتماد پیدا كنیم - بنده هم به آنها مى‏گویم شما هم كارى كنید كه ما به شما اعتماد پیدا كنیم. دلیلى ندارد كه ایران به شما اعتماد داشته باشد؛ وقتى شما كارى مى‏كنید كه موجب بى‏اعتمادى است. اگر این طرف اعتمادسازى لازم است، آن طرف هم اعتمادسازى لازم است.

اروپایى‏ها نباید با لحن طلبگار حرف بزنند. امروز قرن نوزدهم نیست. ملت ایران ملتى نیست كه یك روز اگر رژیم دست‏نشانده‏ى انگلیس و امریكا در این‏جا سر كار بود، هر چه مى‏گفتند، ناچار بود بپذیرد؛ نه، امروز نظام جمهورى اسلامى متكى به هفتاد میلیون جمعیت است. امروز ملت ایران و دولت ایران و مسؤولان ایرانى در خودشان مثل كوه احساس استوارى و قدرت مى‏كنند. ما از هیچ‏كس نمى‏ترسیم. ما قدرت و توانایى لازم را براى دفاع از حقوقِ خودمان همیشه داشته‏ایم و از این حقوق كوتاه نمى‏آییم. كسى حق ندارد حق ملت را در این‏جا مورد معامله قرار دهد. مسأله‏ى هسته‏یى هم خوشبختانه در كشور ما یك مسأله‏ى جناحى و گروهى نیست؛ یك مسأله‏ى ملى و همگانى است و همه به این موضوع اعتقاد دارند. اروپایى‏ها قدرى بیشتر روى ابعاد مسأله فكر كنند؛ بیشتر تعمق و تأمل كنند و تحت تأثیر امریكا و صهیونیست‏ها قرار نگیرند. اروپا توصیه‏ى ما را بشنود و بداند كه امریكا و صهیونیست‏ها نه خیر آنها را مى‏خواهند، نه خیر ما را. امریكا انحصارطلب است؛ همه‏ى دنیا را تحت قدرت و دنبال‏رو خودش مى‏خواهد. اروپایى‏ها در مقابل او نباید تسلیم شوند. ما در فكر یك كار علمى، یك كار اقتصادى و یك كار مطابق مصالح ملى هستیم؛ ملت ما این را مى‏خواهند؛ ما هم ایستاده‏ایم.

خدعه‏ى تبلیغاتىِ دوم این است كه در اظهارات اروپایى‏ها و روزنامه‏هایشان آمده بود كه علیه ایران اجماع جهانى شده است. نه آقا! هیچ اجماع جهانى نیست. در خود اروپا هم دولتهایى كه مخالف این روش زورگویى و باج‏گیرى هستند، وجود دارند. اجماع جهانى در دنیا علیه تسلیحات اتمى است كه امروز مركزش امریكا و بعضى كشورهاى اروپایى است و خطرناك‏ترین‏اش رژیم صهیونیستى است؛ والّا همه‏ى كشورهایى كه آرزو دارند چنین فناورى مستقلى را داشته باشند، طرفدار و پشتیبان ما هستند؛ ملتها و دولتهایشان هم پشتیبان ما هستند. كدام اجماع جهانى؟! نخیر، هیچ اجماعِ جهانى‏‌اى نیست. اگر اجماع جهانى هم بود، ملت از حق خودش نمى‏گذشت؛ اما چنین چیزى وجود خارجى ندارد. و بدانند كه ان‏شاءاللَّه در آینده‏ نه چندان دورى، ملت و جوانان ما نیروگاه هسته‏‌اى را هم خودشان خواهند ساخت.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

منبع : WWW.KHEDMAT.IR

روابط عمومی موسسه تبیان

مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز کشور

مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز...

مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز کشور
مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز

مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز

مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز
مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز

مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز

مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز
ضرورت افکار سنجی، نیاز سنجی و نظر سنجی توسط روابط عمومی ها

ضرورت افکار سنجی، نیاز سنجی و نظر...

ضرورت افکار سنجی، نیاز سنجی و نظر سنجی توسط روابط عمومی ها
UserName
عضویت در خبرنامه