• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2060
  • پنج شنبه 1384/5/27
  • تاريخ :

گفتگو با مهاجم جوان و گلزن پرسپولیس


اولادی : به اندازه تمام عمرم حرص خوردم

مقدمه

این پسر آمده تا مشعل خاموش خط حمله پرسپولیس را دوباره روشن کند. فکر می کنید اگر او در خط حمله تیم دیگری بازی می کرد و قرمزها می خواستند برای خریدنش دست به جیب شوند چقدر باید وجه نقد می پرداختند؟ 100 میلیون، 200 میلیون، 300 میلیون؟ پرسپولیس این استعداد را در خط حمله اش دارد. بدون آنکه پول زیادی را خرج کرده باشد و یا سختی چندانی را متقبل شده باشد. اولادی می خواهد این موتور زنگ زده را دوباره تعمیر و روغن کاری کند. او برای این کار اندکی زمان می خواهد و مقداری اعتماد.

**حتماً می دانی که یکصدا تشویق شدن توسط هفتادهزار تماشاگر پرسپولیس که گوش تا گوش ورزشگاه نشسته اند و انتظار پیروزی تیمشان را می کشند اتفاقی نیست که برای هر بازیکنی رخ دهد.

منظورتان بازی برگشت ما مقابل پاس است؟

**بله، همان مسابقه ای که تو روی نیمکت نشسته بودی و در 20 دقیقه پایانی به خواسته هواداران به زمین آمدی.

حق با شما است. این موضوع وظیفه من را فوق العاده سنگین می کند. پرسپولیس مهاجمان بزرگی را به خود دیده و همیشه به تیمی که هجومی بازی می کند و دروازه حریف را به توپ می بندد شهره بوده است. شاید خیلی ها فکر کنند چون جوان هستم موقعیتی را که به دست آورده ام را درک نمی کنم. اما حقیقت این است که من به مسائلی از این دست خیلی فکر می کنم. همان روزی که هفتاد هزار نفر اولادی را تشویق کردند ولی من نتوانستم گل بزنم تا ساعت 4 صبح خوابم نبرد. یک جورهایی احساس می کردم دینی که بر گردنم بوده را انجام نداده ام.

**اولادی جوان که در سن 20 سالگی پیشرفت خوبی داشته چگونه می خواهد مسیر طولانی پیش رو را طی کند.

خوب این انتظار طبیعی است که باید وجود داشته باشد. فکر می کنم هر چه بیشتر بازی کنم با تجربه تر می شوم و همین موضوع می تواند به کامل تر شدن من کمک کند. ببینید هر بازیکنی با توجه به خصوصیاتی که در نوع بازی اش وجود دارد شناخته می شود. حالا اگر تماشاگرن پرسپولیس من را با این نوع بازی پسندیده اند باید سعی کنم همین ویژگی ها را حفظ و تقویت کنم.

**مهرداد اولادی زمان وینکوبگوویچ هم در پرسپولیس بود اما کمتر به بازی گرفته شد. چرا؟

سال گذشته تیم ما از لحاظ مهره در سطح بالایی قرار داشت. البته نتیجه خوبی نگرفتیم اما خب در خط حمله بازیکنی مثل علی دایی را داشتیم که آقای گل جهان است و در سطح آسیا و دنیا همه را می شناسند.

**منظورت این است که پشت خط دایی ماندی؟

طبیعتاً انتظار نداشتیم دایی بیرون بنشیند و من بازی کنم. البته آقای بگوویچ مربی جوانگرایی بود اما در پرسپولیس آنقدر فشار روی او زیاد بود که نمی توانست به خوبی تفکراتش را پیاده کند. همیشه می دانستم که اگر فرصت بازی پیدا کنم می توانم مؤثر باشم اما به نیمکت نشینی هم اعتراضی نداشتم. بالاخره یک روز نوبت به من می رسید.

**از نمایشی که امسال در پرسپولیس ارائه دادی راضی هستی یا اینکه فکر می کنی می توانستی بهتر از این ظاهر شوی؟

شروع خیلی خوبی بود. امسال تقریباً به یکی از بازیکنان ثابت تیم تبدیل شدم و به عنوان یک بازیکن جوان در دومین سال حضورم در این تیم درخشش خوبی داشتم.

**البته در شروع بازی های این فصل هم بیشتر روی نیمکت می نشستی.

بله، از بازی مقابل شموشک بود که علی آقا به من اعتماد کرد. فکر می کنم هفته ششم مسابقات بود. از دقیقه هفتاد رفتم داخل زمین و با گلی که در دقیقه نود زدم بازی را بردیم. هفته بعد در بازی با استقلال باز هم در دقایق پایانی به میدان رفتم و کم کم در ترکیب ثابت تیم قرار گرفتم.

**الان در فوتبال ما جوانگرایی مد شده و تیمهایی که به این مقوله روی آورده اند اغلب موفق بوده اند. نمونه بارز این مورد هم فولاد خوزستان است که اکثر بازیکنانش هم سن و سالهای تو هستند. اما در پرسپولیس هنوز این داستان جا نیفتاده و بازیکنان جوان و کم سن و سال خیلی سخت می توانند به ترکیب اصلی راه پیدا کنند. با این مسأله چگونه کنار آمدی؟

حرف شما کاملاً درست است. اول مصاحبه هم گفتم که حتی یک مربی جوانگرا به نام بگوویچ نیز نتوانست در پرسپولیس دست به جوانگرایی بزند. اما من فکر می کنم با تلاش و انگیزه بالا می توان به همه چیز رسید. بعضی روزها بعد از آنکه تمرینات به پایان می رسید به این فکر می کردم که حالا چه جوری باید خودم را تا خانه برسانم. تمام انرژی ام در زمین تمرین مصرف می شد و حتی نمی توانستم برای چند لحظه روی پاهایم بایستم. من سعی کردم خودم را به مربیان تیم تحمیل کنم و هیچ گاه کوچکترین خللی در نوع نگرشم ایجاد نشد. آنها بالاخره قانع شدند که اولادی می تواند برای پرسپولیس مؤثر باشد.

**اما بازیکنانی مثل رضاپور، ماهانی، قباخلو و شیث رضایی خیلی کم به بازی گرفته شدند و در این میان فقط تو بودی که به ترکیب اصلی راه پیدا کردی.

اینهایی که نام بردید بازیکنان فوق العاده خوبی هستند. مطمئن باشید حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت و آینده پرسپولیس از آن آنها است.

**من فکر می کنم بازی در تیم ملی جوانان هم خیلی کمکت کرد. بازی های آن تیم در مسابقات آسیایی به طور مستقیم از تلویزیون ایران پخش شد و از آن پس فوتبالدوستان ایرانی متوجه شدند که مهرداد اولادی بازیکن با کیفیتی است.

دو سال در تیم ملی جوانان زیرنظر آقای علیدوستی تمرین کردم و بخش عمده ای از پیشرفت ورزشی ام را مدیون ایشان می دانم. حمید خان خیلی به گردن من حق دارد. او راههای مختلف گلزنی را به من نشان داد و همیشه حتی در خارج از زمین تمرین با صحبت هایش به بچه های تیم روحیه می داد. در آن دو سال خیلی چیزها یاد گرفتم هر چند تیم ما به مسابقات جام جهانی راه پیدا نکرد اما تمرین کردن به همراه تیم ملی جوانان تجربه ای بود که هیچگاه آن را فراموش نخواهم کرد.

**بعد از آنکه در چند مسابقه بازی های خوبی را برای پرسپولیس انجام دادی بعضی ها می گفتند اولادی مغرور شده این بحث حتی به کادر فنی تیم هم کشیده شد و به تبع آن در یک دو بازی دوباره روی نیمکت ذخیره ها نشستی.

ببینید مسلماً هر بازیکن جوانی که در تیمی مثل پرسپولیس مطرح شود بلافاصله در کانون توجهات قرار می گیرد و طبیعی است که حرف و حدیث های فراوانی پشت سر او به وجود بیاید. من هم از این قاعده مستثنی نبودم. در آن مقطع زمانی به تنها چیزی که فکر می کردم تمرین کردن و بهتر شدن بود اما یک عده قضیه غرور را پیش کشیدند و می خواستند نظر خود را به کادر فنی پرسپولیس هم تحمیل کنند. به هر حال سوء تفاهمی بود که به وجود آمد و خیلی زود هم برطرف شد.

**کلاً از لحاظ شخصیتی آدمی هستی که پس از مشهور شدن و رسیدن به آرزوهایت مغرور شوی یا نه؟

این را به جرأت به شما می گویم که مهرداد اولادی اگر به نقطه اوج فوتبالش هم برسد هرگز مغرور نخواهد شد. من خودم را می شناسم. آدمی نیستم که گذشته را فراموش کنم و آنهایی که کمکم کردند را از یاد ببرم اما اجازه بدهید یک نکته دیگر را هم بگویم. غرور در بعضی مواقع خیلی چیز خوبی است. یک مهاجم باید در زمین فوتبال مغرور باشد تا بتواند گل بزند. به نظر من مارادونا فوتبالیست فوق العاده متکبری بود. اما تکبر او دوست داشتنی و قابل تحسین بود و خیلی ها به خاطر غرور و خودخواهی اش او را دوست داشتند و دارند.

**بگذریم، فکر می کنی به عنوان مهاجم چه شاخصه ای در نوع بازی ات وجود دارد که باعث شده هواداران پرسپولیسی خیلی زود تو را به عنوان یک بازیکن تأثیرگذار و قابل اعتماد بپذیرند؟

معمولاً عادت ندارم بایستم تا هافبک های تیم با یک پاس بی نقص مرا با دروازه بان حریف تک به تک کنند. من به دنبال توپ می دوم تا آن را تصاحب کنم و سعی دارم جنگنده و با جسارت لازم فوتبال بازی کنم. در دریبل زنی هم تا حدودی موفق هستم و البته برای بهترشدن هنوز خیلی جا دارم. در مجموع خودم را در دسته مهاجمان جنگنده و توپ گیر قرار می دهم. شاید به خاطر همین ویژگی است که هواداران پرسپولیس به من اعتماد دارند!

**و خصوصیتی که دوست داری داشته باشی اما هنوز در کسب آن موفق نبوده ای؟

شوتزنی را خیلی دوست دارم. مثلاً شبیه گلی که لفته حمیدی به استقلال اهواز زد. البته باید موقعیتش پیش بیاید. یکبار در بازی با پیکان یک شوت زدم که خورد به تیر دروازه. روی این موضوع خیلی باید کار کنم. شاید روزی شوتزن قابلی شدم.

بعضی از کارشناسان معتقدند مهرداد اولادی بازیکن نود دقیقه ای نیست و بهتر است از دقیقه 70-60 و زمانی که مدافعان حریف خسته هستند به میدان فرستاده شود. نظر خودت در این رابطه چیست؟

من به نظر کارشناسان احترام می گذارم اما باید بگویم که هر وقت فیکس بازی کردم یا گل زدم یا پاس گل دادم و یا آنقدر اطراف محوطه جریمه حریف خطا گرفته ام که بالاخره یکی از آنها منجر به گل شده. خوشبختانه شرایط بدنی ام هم به گونه ای است که برای نود دقیقه بازی کردن هیچ مشکلی ندارم. این حرف شما بیشتر برای آن بازیکنانی است که جثه های ظریفی دارند و فانتزی فوتبال بازی می کنند.

**فکر نمی کنی این اعتقاد، از بازی برگشت پرسپولیس مقابل استقلال نشأت می گیرد. در آن بازی علی رغم انتظار زیادی که از تو می رفت خوب کار نکردی و نهایتا در اواسط نیمه دوم تعویض شدی؟

حساب آن بازی با بقیه بازی ها جدا است. برای اولین بار در داربی پایتخت از ابتدا به بازی رفتم البته باور کنید حتی ذره ای هم استرس نداشتم. در آن مسابقه سوبل به من گفته بود از اطراف محوطه هجده قدم استقلال دور نشو و منتظر رسیدن توپ بمان.

اما تا زمانی که در زمین بودم اصلاً توپی را دریافت نکردم. حتی وقتی برای توپ گیری به عقب برمی گشتم بلافاصله 3-2 استقلالی روی پایم می آمدند و توپم را می زدند. قبول دارم که در آن مسابقه اصلا خوب بازی نکردم اما همانطور که گفتم فقط همان یک بازی بوده است.

**پرسپولیس برای سومین سال متوالی قهرمانی لیگ برتر را از دست داد. دلیل اصلی این اتفاق را در چه می دانی؟

نمی توانم یک دلیل خاص را در جواب این سؤال شما عنوان کنم. دلایل متعددی وجود دارد اما مهمترین آن بدشانسی بود. درست در جاهایی که به مقداری شانس احتیاج داشتیم آن را به دست نیاوردیم. به اعتقاد من شانس یکی از خصوصیاتی است که هر تیمی می خواهد قهرمان شود باید مقداری از آن را به همراه داشته باشد. همین فولاد را نگاه کنید. بازی های زیادی بوده که توپهای حریفان آنها گل نشده و اولین حمله فولاد به گل تبدیل شده است.

**منظورت این است که فولاد شایسته کسب عنوان قهرمانی نیست؟

من این را نگفتم. آنها در دو بازی رفت و برگشت استقلال و پرسپولیس را شکست دادند اما در همان 4 مسابقه هم خیلی شانس آوردند. اگر قهرمان شدند نوش جانشان باشد.

**شکست مقابل سپاهان موجب شد تا دست پرسپولیس رسماً از قهرمانی کوتاه شود. در آن بازی تو به دلیل سه اخطاره بودن حضور نداشتی. فکر می کنی اگر بودی پرسپولیس هنوز در کورس قهرمانی حضور داشت؟

نمی دانم اگر بودم چه اتفاقی رخ می داد... من آن مسابقه را از تلویزیون تماشا کردم و به اندازه تمام عمرم حرص خوردم و ناخن جویدم. نوع خاصی از عصبانیت به سراغم آمده بود. نمی دانستم سر چه کسی باید فریاد بکشم. فقط به خودم لعنت می فرستادم. چرا باید آن کارت مفت را می گرفتم تا در حساس ترین لحظات نتوانم کمک حال پرسپولیس باشم؟

**بالاخره آن عصبانیت را چگونه تخلیه کردی؟

هیچی، آنقدر خودم را در اتاق حبس کردم تا آرام شدم.

**به نظر تو سوبل چقدر در ناکامی پرسپولیس نقش داشت؟

خواهش می کنم این قدر از ناکامی حرف نزنید. ما هنوز جام حذفی را داریم و می توانیم با قهرمانی در آن جام تا حدودی هوادارانمان را راضی کنیم. سوبل هم مربی با دانشی است. اگر چیزی بلد نبود سابقه مربیگری در بوندس لیگا را نداشت. به اعتقاد من وقتی تیم می بازد من بازیکن هم به اندازه کادر فنی مقصر هستم. وقتی هم که تیم می برد همه به یک اندازه در کسب پیروزی شریک خواهیم بود.

**بدترین خاطره ای که با پرسپولیس داری به چه روزی مربوط می شود؟

همان بازی با سپاهان بود.

**و بهترین روز؟

(پس از کمی فکر) خب بردهای زیادی داشتیم. اما آن گلی که به شموشک زدم چیز دیگری بود. چون از آن به بعد کادر فنی به من اعتماد کرد.

**با مربی داخلی راحت تری یا خارجی؟

اصلاً برایم فرقی نمی کند. هر کدام که چیز بیشتری به معلومات و مهارت هایم اضافه کنند را ترجیح می دهم.

**چقدر حاضری تفریحات را فدای پیشرفت در فوتبال کنی؟

باور کنید همین الان هم این کار را کرده ام. دیگر تفریحی وجود ندارد. تمام زندگی ام شده است فوتبال. صبح فوتبال، ظهر فوتبال و شب هم فوتبال.

**این مصاحبه را با هر جمله ای که دوست داری تمام کن.

چیزی به ذهنم نمی رسد. بهتر است شما آخرین سؤالتان را بپرسید.

**فکر می کنی خاطره مهرداد اولادی مثل فرشاد پیوس در ذهن هواداران پرسپولیس ماندگار شود؟

(حدود 30 ثانیه مکث می کند) خیلی سخت بود. جوابتان را پانزده سال دیگر می دهم.

UserName