• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 8831
  • يکشنبه 1384/5/23
  • تاريخ :

آشنایی با پائولو مالدینی اسطوره جاودان میلان

ستاره بی انتهای روسونری


شهر میلان برای توریست هایی که به کلیساهای معظم آن وارد می شوند، برای هنرمندان زمانیکه راهی تالارهای مجلل هستند برای ارکسترهای بزرگ دنیا موقعی که بزرگترین فلارمونیک دنیا را تجربه می کنند و برای دیوانگان فوتبال معبد سن سیرو جذابیتهای فراوانی دارد.

اینجا یک نام، احترام تمام اهالی ورزشگاه را برمی انگیزد. او بدون هیچ توصیفی پائولومالدینی است. کسی که بنابرعقیده تیفوسی های روبه روی جایگاه سن سیرو بزرگترین سمبل تمام تاریخ است.

اما مالدینی چه کسی است؟

هر آنچه پائولو دارد: تولد 26/6/1968 محل تولد: میلان

قد: 186 سانتی متر، وزن: 85 کیلو

اولین بازی رسمی با پیراهن میلان: 20 ژانویه 1985 در سن 16 سالگی مقابل ادونیزه.

اولین بازی ملی: سال 1988 مقابل یوگسلاوی سابق

وضعیت تأهل: متأهل، دارای همسری ونزوئلائی به نام آدریان فوتسا و 2 فرزند به نام های کریستین و دانیل

اتومبیل موردعلاقه: فراری

درآمد خالص سالانه: 5/2 میلیون یورو

شیرین ترین خاطره ورزشی: فتح لیگ قهرمانان فصل 1994 همراه میلان.

تلخ ترین خاطره ورزشی: شکست در فینال جام جهانی 1994 مقابل برزیل.

شیرین ترین خاطره زندگی: به دنیا آمدن اولین فرزندش(کریستین) و همچنین انجام اولین بای همراه با پیراهن میلان.

تلخ ترین خاطره زندگی: مرگ پدربزرگش که به نوعی بزرگترین مشوقش محسوب می شد.

بزرگترین آرزوی فعلی: فتح هفتمین جام لیگ قهرمانان همراه با میلان و سعادت سلامتی اعضای خانواده( البته محقق نشد!)

افتخارات مالدینی: 7 اسکودتو(1988 و 1992و 1993و 1994و 1996و 1999و 2004) یک جام حذفی ایتالیا(2003) 4 سوپرکاپ ایتالیا(1994، 1993، 1996، 2004)، جام لیگ قهرمانان(1989و 1990و 1994و 2003)، 2 جام بین قاره ای:(1989و 1990)

افتخار شخصی: مرد سال فوتبال اروپا در سال 1994 از نگاه مجله ورلدساکر او در طول دوران حرفه ای خود 4 بار از زمین اخراج شد.

پائولو با وجود اشتیاق زیادی که بری کسب موفقیت های ملی داشت در این عرصه یک ناکام بزرگ به حساب می آید. شکست دردناک مقابل آرژانتین ماردونا، آن هم در ناپل ادامه پیدا کرد.( در آن سال این منطقه اسطوره ای به نام مارادونا داشت، جنوبی ها به خاطر نفرت دیرینه از اهالی شمال خود را یک ایتالیایی ندانسته و به تشویق آرژانتین پرداختند) ایتالیای سوم جهان، در یورو 92 راه به جایی نبرد اما با پائولو به فینال جام جهانی 94 رسید ولی شکستی دیگر باز هم در ضربات پنالتی رقم خورد. جالب آنکه زولا با پنالتی هدر داده یورو 96 باز هم کام مالدینی را تلخ کرد. شکست در ضیافت پنالتی های فرنسه 98 و 20 ثانیه پایانی یورو 2000 و پرش یک اسیایی روی سر افسانه پیر، تمام تلخکامی های مالدینی است، اما چگونه پائولو از محلات قدیمی شهر سربرآورد و تبدیل به چهره ای ماندگار شد؟

پدر او یعنی چزاره بزرگ به خوبی آن دوران را به یاد دارد: من و همسرم فرزندان زیادی داشتیم که از قضا همگی بسیار شلوغ و پر سر و صدا بودند. در این میان پائولو با آن چشم های براق چیز دیگری بود. او به هر وسیله ای برای خود توپ می ساخت و وسایل خانه راه گریزی نداشتند. کنترل این جمع یاغی بسیار دشوار بود. فقط یک چیز پائولو را آرام می کرد: یکشنبه عصر و برنامه فوتبال ایتالیا!

اولین بازی که به طور واضح علاقه اش را به فوتبال نشان داد، هنگامی بود که من از گردش روزانه بازمی گشتم و او معصومانه به من نگاه کرد و گفت:" به یوونتوس و پائولو روسی علاقه مندم! صحبت او مرا کمی خشمگین کرد. در ایتالیا یک توریتنی با یک میلانی سازش نمی کند."

به هر حال پس از طی دوران کودکی علایق پائولو کوچک متوجه تیم پدرش شد. هنگام 15 سالگی این نوجوان تصمیم قطعی خود را گرفته بود. ترک مدرسه و حضور در تیم میلانً مادر او به شدت مخالف این قضیه بود اما چزاره که می دانست پسرش چه پشتکاری دارد، نه نگفت. پائولو به تیم نوجوانان میلان راه یافت. معلم او لیدهولم سوئدی بود. سرانجام لحظه موعود فرا رسید. اندکی از آغاز سال نو گذشته بود. میلان که تازه از سری(B) بازگشته بود، از وجود چند یار اصلی محروم بود. لیدهولم رو به پائو کرد و گفت:" برای بازی امشب روی تو حساب می کنم!" ابتدا پائولوی جوان دست و پای خود را گم کرد اما پس از مدتی با همان اعتماد به نفس همیشگی به درخواست مربی اش جواب مثبت داد. ادامه داستان را از زبان خود او می شنویم:

کمی اضطراب داشتم. آن زمان میلان مدافعانی چون باره سی را در اختیار داشت. هرگز تصور نمی کردم روزی به عنوان جایگزین او مطرح شوم. با این وجود وانمود کردم که تحت تأثیر قرار نگرفته ام. قبل از شروع دیدار، لیدهولم دست خود را روی شانه های من گذاشت و بزرگترین نصیحتی که در زندگی ام شنیده ام، به من گفت: برو بازی خودت را انجام بده و از هیچ چیز نترس!... بازی فوق العاده ای بود. نمره قبولی گرفتم. وقتی شب به خانه بازگشتم از شدت خوشحالی تا صبح خوابم نبرد. از آن روز به بعد سعی کردم همیشه عاشق میلان باشم. خوشحالم که هنوز پس از گذراندن 20 سال زندگی با این پیراهن، هر روز به عشق آن از خواب برمی خیزم.

پائولو چه دارد که دیگران فاقد آن هستند؟ پول زیاد؟ چهره جذاب؟ ارتباطات فوتبالی؟ هر سه؟ اما هیچ کدام از اینها دلایل موردنظر نیستند. به اعتقاد پائولو، او تنها صادقانه برای تیمش تلاش کرده و مردم این کوشش ها را دیده اند سپس به این دلیل، چنین محبوبیت افسانه ای بین مردم کسب کرده است. او فلسفه زندگی خود را اینگونه بیان می کند:" کار و تلاش در اولویت اول من قرار دارد و پس از آن روی حرفه خود متمرکز می شوم." میلان رویایی دهه 90، عمده خاطرات او را تشکیل می دهد. بهترین بازی های او در سال 1992 رقم خورد. مالدینی نقش یک مدافع چپ را به خوبی ایفا می کرد. از آن تیم، فان باستن مرد ایده آل پائولو است.

دیگر بازیکن مورد علاقه اش رودگولیت بود. کسی که ضربات سرش مالدینی را دیوانه کرده بود. پائولو کم کم تبدیل به افسانه می شد.

دوران پس از بیماری

با آمدن زاکه رونی اختیار عمل مالدینی بیشتر شد. میلان جدید اسکودتو را فتح کرد. این اولین باری بود که مالدینی به عنوان کاپیتان اسکودتو را فتح می کرد.

زاکه به عنوان اینتری اصیل همواره مالدینی را تحسین می کرد: او رهبر تیم من بود. هواداران واقعاً او را می پرستیدند. افتخار می کنم که مربی او بودم. مالدینی پی درپی قرارداد خود را تمدید می کرد. واقعیت زندگی این است. او هرگز سرمبلغ قرارداد چانه نزده هر چند بیشترین پول را دریافت کرده است.

جورجیو آرمانی سال 1994 مالدینی را به تبلیغ آخرین محصولاتش فرا خواند اما 5 سال بعد، تصمیم گرفت به نوع دیگری از این مرد ستایش کند. آرمانی گفت: پائولو زیباترین فرد برای پوشیدن بهترین لباس ها است که البته قبل از آن یک انسان نمونه است.

هرگز ندیدم او به خود مغرور شده یا حرکت ناپسندی از خود بروز دهد. در آن سالها مالدینی یکی از معدود اخراج های دوران فوتبال خود را تجربه کرد. این مرد با چند تزلزل کوچک در نوع بازی، باعث بلندشدن سر و صدای حاشیه سازان شد. آنها ادعا می کردند چزاره و پائولو به واسطه ارتباط خوبی که با مافیای فوتبال دارند همواره در متن حضور دارند! چندی بعد روبرتو بکاتینی یکی از مشهورترین ورزشی نویسان ایتالیا جوابیه ای به این مضمون داد: اگر مالدینی ها مافیایی باشند پس فوتبال ما تمام دارایی های خود را مدیون این دسته است!

غروب افسانه آغاز می شود

به دوره حاضر می رسیم پائولو، بعد از آنکه رکورد بیشترین تعداد بازی ملی در ایتالیا را از آن خود نمود، این افتخار را تا مدت محدود در سطح جهان نیز در اختیار داشت. جام جهانی 2002 آغاز شده بود و کاپیتان قصد داشت در چهارمین جام خود عنوان جالب توجهی کسب کند اما به طور واضح از توان درخشش تهی شده بود. بازی مقابل میزبان و اشتباهات داوری تنها بهانه بود، بهانه ای که ایتالیایی ها را از فکرکردن به اشتباه مالدینی دوست داشتنی، فارغ می کرد، آنها نمی خواستند سقوط قهرمان خود را مشاهده کنند.

خبر و تیتر روز بعد، مطبوعات ایتالیا را ترکاند. مالدینی از تیم ملی خداحافظی کرد! التماس و خواهش به سوی او روانه شد اما همان طور که مالدینی یک بار تصمیم گرفت فوتبالیست شود و بهترین شد. حالا نیز می خواست این قضیه را پایان دهد که داد. او راجع به اتخاذ تصمیمش گفت:" احساس کردم توانایی ادامه دادن را ندارم. من عمری در تیم ملی بودم و به افتخار بزرگی نرسیدم، تا کی می توانستم تیم ملی را با خود به ذلت ببرم؟ اما کاپیتان در اولدترافورد لیگ قهرمانان را بالای سر برد تا ناکامی تیم ملی را جبران نماید. اسکودتو فصل 2004 بار دیگر از آن میلان شد. ژانویه 2005 از راه رسید و مالدینی در بیستمین روز آن ماه، بیستمین سالگرد حضور در میلان را جشن گرفت. نامش مالدینی است و لقبش مترادف با افتخاری تمام نشدنی. اما سال 2005 سالی بدون افتخار بود. نائب قهرمانی در سری آ به همراه لیگ قهرمانان فصلی که هیچ دستاوردی برای کاپیتان نداشت.

بازیکنان رویایی مالدینی

دروازه بان: والتر زنگا

مدافعین: فرانکو باره سی- فردیناند- روبرتو کارلوس- آلساندرو نستا

هافبک ها: مارادونا- زیدان- فیگو- دیمیتریو آلبرتینی

مهاجمین: فان باستن- گولیت- رونالدو

مربی ایده آل: فابیو کاپلو

رئیس باشگاه موردنظر کاپیتان: سیلویو برلوسکونی

آمار مالدینی:

نخستین رقابت اروپایی: 8/9/1985مقابل اوسر که به پیروزی 3 بر یک میلان انجامید.

اولین بازی در کوپا ایتالیا: 21/8/1985

در تساوی 2 بر 2 مقابل جنوب جنوا.

برد تاریخی یک عاشق

مالدینی دیگر به سبک دوران جوانی میلان را(MELOVE) نمی دانست اما در یکی از تاریخی ترین بردهای دربی میلانو با 6 گل شاهد خردشدن همسایه بود. عطش تهاجمی بهترین مدافع چپ فوتبال ایتالیا سیری ناپذیر بود. مالدینی ادعا می کند حتی پس از این پیروزی نیز از خود بی خود نشده است. به طور کلی پائولو علیرغم اینکه آدمی احساساتی است اما در نوع عکس العمل هایش وسواس زیادی دارد. کمتر کسی خوشحالی مفرط یا ناراحتی شدید پائولو را در چهره اش خوانده است. برد فصل 2001 می توانست مرهمی بر زخمهای بی پایان مالدینی در رده ملی باشد. شکست در فینال یورو 2000 برای کاپیتان تیم ملی بسیار گران تمام شد. او با یادآوری این خاطرات گفت: در آغاز جام کمتر کسی روی موفقیت ایتالیا حساب می کرد اما ما کم کم،" چهره" یک مدعی را به خود گرفتیم. در بازی نیمه نهایی مقابل میزبان خوش شانس بودیم. این بار پنالتی ها به دادمان رسید. من پنالتی خود را در حساس ترین مقطع از دست دادم اما خوشبختانه هلند آنقدر خرابکاری کرده بود که خللی به پیروزی ما وارد نشد و به فینال رسیدیم تا دقیقه 93 پیروز بودیم.

برای اولین بار در طول عمر خود قبل از سوت پایان تصور به دست گرفتن جام به سرم افتاد و همین موضوع تاوان سختی به دنبال داشت. در پایان بازی حتی نای بلندشدن از زمین را نداشتم. تصمیم بدتر چند روز بعد گرفته شد که بدترین ضربه بود: اخراج دینوزوف!

او مربی بزرگی بود. گمان می کنم برلوسکونی در این امر دخالت داشت. هیچ کس به ترکیب یک تیم موفق دست نمی زند. اگر احساس مالدینی نسبت به زوف اینگونه است، در مورد پدرش از این نیز شدیدتر است. پدر و پسر اواخر فصل 2001 در میلان بار دیگر به هم رسیدند. مالدینی احساس می کرد بازیکنان میلان به خاطر او به چزاره احترام می گذاشتند. او به خاطره ای اشاره کرد: هنگامی که چزاره مربی تیم ملی بود، بازیکنان در غیاب من او را تمسخر می کردند. من متوجه این امر می شدم اما به روی خود نمی آوردم. تیم سبک آشکارا مرا آزار می داد. احترام هر شخص در وهله اول باید ناشی از رفتارهای خود او باشد نه عوامل بیرونی. سرمربیگری چزاره در میلان دوام زیادی نداشت. مالدینی کم کم به فکر خروج از دیدارهای ملی بود اما تصمیم گرفت جام جهانی 2002 را به عنوان آخرین آزمون ملی خود با موفقیت پشت سر بگذارد، هر چند این رویا سرابی بیش نبود.

 گفت و گوبا مالدینی ، فرزند چزاره 

 پا فشاری برای بازگشت کاپیتان بزرگ 

 آلبوم تصاویر پائولو مالدینی 

 مصاحبه با مالدینی 

UserName